یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
روایت ششم باب دوم؛ أکل البطیخة و جذام
نکتهای پیرامون روایت ششم باب دوم کتاب الموت. مرحوم مجلسی این روایت را آورده و فرموده عن أبیالحسن الثالث. باید دانست: اگر مطلقاً «أبو الحسن» گویند مقصود امیرالمؤمنین علیهالسلام است؛ أبو الحسن اول امام کاظم، دوم امام رضا، سوم امام هادی. اینجا أبو الحسن الثالث یعنی امام هادی علیهالسلام فرمودهاند: إنه قال یوماً إن أکل البطیخة یورث الجذام؛ خربزه — بطیخ — خوردن جذام میآورد. ظاهر روایت شگفت مینماید.
فقیل له: ألیس قد أُمِن المؤمن إذا أتی علیه أربعون سنةً من الجنون والجذام والبرص؟ مگر چنین نیست که مؤمن چون به چهل سال رسد از جنون و جذام و برص در امان است؟ قال: بلی؛ ولکن إذا خالف المؤمن عوقب بالخلاف؛ آری، اما اگر مؤمن خلافی مرتکب شود همانجا که گمان امان دارد، همان بر او میگردد.
مؤمن و امان از بیماریهای خباثتآلود
نکتهٔ نخست: روایت میگوید مؤمن از برخی بیماریها که به یک معنا خباثت روح شمرده میشوند در امان است؛ از بسیاری بیماریها مصون است مگر خود به آن سو رود و بلا را بر سر خویش آورد. خداوند چنین قرار داده است.
نکتهٔ دوم: شاید معنای چهل، همان عدد چهل باشد؛ یا عدد کثرت، به این معنا که مؤمن چون به سنّی رسد پارهای بلاها از او دفع میشود و خدا رحم میکند؛ بیماریهای دیگر — و از جمله أرذل العمر به شکلی دیگر — میآید که پیشتر بحث شده. میتوان چهل را رمز کمال نیز گرفت: مؤمن کامل، مؤمن واقعی؛ چون به چهل عقل کامل میشود. شاید مقصود مؤمنی است که عقلش کامل شده و گناه از او سر نمیزند؛ آنگاه این قبیل بلاها و بیماریها از او دفع میشود.
خوردنیها، مزاج و جمع روایات
نکتهٔ دیگر پیوند خوردنیها با بیماری و مزاج است. خربزه میتواند مزاج را به هم ریزد و بر اثر خروج از اعتدال جذام رخ دهد؛ چنانکه اینجا امام هادی فرمودهاند. جای دیگر پیامبر عزیز عالم فرمودند اگر کسی خربزه بخورد در حالی که ناشتاست فلج میشود. روایات را، چنانکه علامه طباطبایی دربارهٔ آیات فرمودهاند، باید کنار هم دید؛ وگرنه انسان به اشتباه میافتد. روایات نیز چنیناند.
در این روایت امام هادی بهطور کلی فرمودهاند خربزه جذام میآورد؛ جای دیگر پیامبر فرمودهاند ناشتا خربزه خوردن جذام میآورد؛ جای دیگر فلج؛ جای دیگر اگر گرسنه باشی و با شکر همراه باشد. همه نشان میدهد گرسنه بودن و خربزه خوردن اشکال ندارد، اما ناشتا بودن قصهاش فرق میکند: اول صبح از خواب برخاستن و خربزه نخوردن. کسی که تحلیل و تحقیق در روایات نکرده، صرفاً میگوید خربزه چنین است؛ سپس نقل میکند که روایت داریم این میوه از بهشت است — و میان این دو ظاهر تعارض میبیند.
خواص خربزه در روایات نبوی
یکی دو روایت نبوی خواص خربزه را میشمارد؛ پیامبر ده خاصیت و فایده یاد کردهاند: غذاست — میتوان به عنوان غذا از آن بهره برد؛ نوشیدنی است — به عنوان آب نیز؛ مثانه را شستشو میدهد؛ سردی را قطع میکند؛ گل خوشبو و معطر است — وجود را خوشبو میکند و ملائکه از بهشت او را خوشبو میبینند؛ شوینده است و بدن را میشوید؛ شکم را میشوید و غریزه را میافزاید؛ پوست را لطیف و بدن را پاک میکند. اینها خصوصیاتی است که پیامبر فرمودهاند.
روایت دیگری میگوید خربزه از بهشت است؛ پس با چاقو نبُرید؛ پاره کنید، بشکنید و با دندان بخورید؛ نه آنکه با چنگال و قاشق و چاقو خرد کنید. دربارهٔ نان نیز بریدن با چاقو نهی شده؛ امروز نانواییها متأسفانه چاقو نهادهاند و هر کس میبُرد، در حالی که نهی شدید است. دلایلی علمی و پزشکی هست که علم امروز به برخیشان رسیده؛ برخی نیز اخروی است و حکمتش بر ما پوشیده. حضرت فرمودند با چاقو نبُرید زیرا میوهای مبارک و خوشمزه و پاک است که دهان و قلب را پاک میکند؛ کسانی که مشکلات قلبی دارند یا دهانشان بدبوست سود میبرند؛ دندانها را سفید میکند؛ خداوند را راضی میکند؛ عطرش عطر عنبر است — نزد ملائکه بویی چون عنبر و مشک برمیخیزد؛ آبش از آب کوثر و گوشتش از بهشت است. اینها باید تأویل شود؛ مجال اجتهاد و تأویلِ یکبهیک هست، اما موضوع این مجلس نیست. مزهاش بهشتی است و خوردنش عبادت شمرده شده است.
خروج مزاج از اعتدال و أرذل العمر
چون این روایات کنار سخن امام هادی نهاده شود روشن میگردد همانگونه که پیامبر فرمود ناشتا خوردن جذام میآورد، اگر دستورعملها رعایت نشود مزاج از اعتدال خارج میشود. خروج مزاج از اعتدال همانا و زودتر رسیدن به أرذل العمر همانا. کمترین سال أرذل العمر را از شصت تا صد شمردهاند. کسی که خورد و خوراک را درست رعایت نکند، به جهت خروج مزاج زودتر پیر میشود و زودتر حالتِ ازپاافتادگی — آلزایمر و مانند آن — رخ میدهد. هرچه هست خود میکنیم. از این رو دستورات بهداشتی و خورد و خوراک در دین اهمیت مییابد.
قرآن میفرماید:
«فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ» (عبس/۲۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس انسان باید به خوراک خویش بنگرد.
تأویل اصلیش را امام باقر و امام صادق علیهماالسلام علم دانستهاند: خوراک جان علم است؛ بنگر علم را از کجا میگیری. اما از وجه ظاهر نیز همین است: چه میخوری؟ شیخالرئیس در اشارات غوغا کرده: یکی از معجزات الهی آن است که آنچه میخوری جانت میشود. ظاهراً از نشئهٔ طبیعت و ماده است و جان ندارد؛ اما نفس ناطقه با آن چه میکند که بدل به جان انسان میشود؟ کیمیاگری خداوند در وجود ماست. اگر حرام خورده شود، یا حلال اما بسیط و مرکب نادانسته، یا ندانند چه را با چه بخورند و چه را نخورند و کی بخورند و کی نخورند، بلایی بر بدن میآید. بدن انزل مراتب نفس ناطقه است؛ عدم رعایت بهداشت دین و سبک زندگی باعث میشود نفس ناطقه زودتر از این عالم فارغ شود و به عالم بالا رود.
دست پر؛ کراهت طلب موت
گفته میشود لقاء الله نیکوست؛ اما پاسخ آن است که با دست خالیتر میروی. مؤمن تا میتواند باید نامهٔ اعمال را اینجا پر کند و با دست پر برود. وگرنه طلب موت — خدایا مرا بکش، راحت کن — کراهت نداشت. طلب موت مکروه است مگر در شهادت و مواردی چون خواست حضرت زهرا سلاماللهعلیها که قصهاش جدا بود. کراهت نشان میدهد انسان بماند و کار کند.
در دیدار رهبری با خانوادههای شهدای شاهچراغ، برادر شهیدی گریست و گفت برادرم شهید شد؛ دعا کنید ما نیز به آرزوی شهادت برسیم. رهبر فرمودند: بمانید؛ انشاءالله بمانید و کار کنید. نباید فقط آرزوی رفتن داشت؛ باید ماند و کار کرد و آنگاه با دست پر، اگر شهادت نصیب شد، رفت. رعایت بهداشت، خوراک و پوشاک از آن روست که از این دنیا — که متجر اولیاء الله و تجارتخانهٔ اولیاء است — بهرهٔ بیشتر برده شود. انشاءالله عاقبت به خیر، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
روش فهم روایت؛ از ظاهر متعارض تا دستورالعمل
تعارض ظاهری میان ستایش خربزه و هشدار جذام و فلج، نمونهای روشن از ضرورتِ جمع روایات است. همانگونه که آیات را باید در منظومه دید، احادیث طبی و غذایی نیز دستورعملاند نه شعار مطلق. زمان خوردن، ناشتایی، همراهی با شکر، شکستن بهجای بریدن با چاقو، و حالِ مزاجِ شخص، همگی قیود روایتاند. کسی که تنها یک جمله را بردارد و بر منبر یا در سخن عادی بگوید «خربزه چنین است»، هم از فایده محروم میماند و هم ممکن است بلا بر بدن آورد.
بدن انزل مراتب نفس ناطقه است؛ آسیب بدن آسیبِ راه سلوک است. از این رو بهداشت خوراک و پوشاک نه امری فرعی، که بخشی از سبک زندگی دینی و متجر بودنِ دنیاست. مؤمن میماند تا نامه را پر کند؛ لقاء را با دست خالی نمیجوید. دیدار رهبری با خانوادهٔ شهدای شاهچراغ نیز همین پیام را تأیید کرد: بمانید و کار کنید، آنگاه با دست پر بروید.
بدین سان روایت خربزه، بیش از یک نهیِ غذایی ساده، نمونهای از فقهِ مزاج و اخلاقِ طعام است: جمع احادیث، رعایت زمان و حالت، و پیوند بدن با نفس ناطقه تا مؤمن در متجر دنیا با دست پر بماند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.