د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۲
دارای متن همگام
روایت ششم باب دوم؛ أکل البطیخة و جذام
بحار. کتاب الموت ۴۲
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۰۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## روایت ششم باب دوم؛ أکل البطیخة و جذام
۰:۰۹
## مؤمن و امان از بیماریهای خباثتآلود
۱:۵۵
## خوردنیها، مزاج و جمع روایات
۲:۲۳
## خواص خربزه در روایات نبوی
۵:۰۴
## خروج مزاج از اعتدال و أرذل العمر
۵:۲۴
## دست پر؛ کراهت طلب موت
۶:۴۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
نکتهای رو پیرامون روایت ششم
از باب دوم کتاب الموت
عرض کنیم. روایت اینه که البته مرحوم مجلسی این روایت رو از تهفل الغوغل آورده و فرموده عن ابالحسن الثالث،
ابالحسن سوم اگر مطلقاً بگن ابالحسن منظور امیرالمؤمنین سلام الله عليه.
اگر بگن ابالحسن اول،
امام کاظم، ابالحسن دوم امام رضا،
سوم امام هادیست.
اینو بدونیم. حالا اینجا فرموده
ابالحسن الثالث یعنی امام هادی فرموده این حدیث رو
که انه قال يوما إن أكل البطيخة يورث الجذام
که بطيخ یعنی خربزه.
ایشون میفرماید که اگر کسی خربزه بخوره
جذام میگیره. حالا
ظاهر روایت اینا داره عجیبه.
ادامهش. فقيل یکی گفت که
فقيل له أليس قد أمن المؤمن إذا
أتى عليه أربعون سنةً؟
مگر اینطور نیست که وقتی یه مؤمن چهل سالش شد
من الجنون، من الجنون والجذام والبرص
از این سه تا مریضی در امانه.
جنون و جذام و برص.
حالا نکاتی درش هست عرض میکنیم.
قال حضرت فرمود نه بله.
ولكن إذا خالف المؤمن عقوبه الخلاف
اگر مؤمن خلافی رو مرتکب بشه همون جاهایی که گمان میکنه که مثلاً در امانه اتفاقاً همون
بر علیهش میشه. چند تا نکته عرض کنیم.
اولاً این روایت داره
میفرماید که مؤمن، اصلاً مؤمن از بعض از
مریضیها که به یک معنا خباثتهای روح حساب میشن اینها در امانه
مؤمن. از خیلی از مریضیها در امانه مگر اینکه خودش
بره به اون سمت و خودش این بلا رو سر خودش
بیاره. ولی
خداوند متعال این چنین قرار داده.
نکته دوم اینکه شاید معنای
این چهل واقعاً چهل باشه.
یعنی اِ-- عدد کثرت
از این حیث باشه که یعنی مؤمن وقتی
به یک سن مثلاً زیادی رسید دیگه یه سری بلاها ازش دفع میشه.
حالا خدا رحم میکنه به-- یه سری مریضیها دیگه سرش نمیاد.
مریضیهای دیگه میاد. مثلاً ارزال العمر میاد به ش-- به یک شکل دیگه که بحثش رو داشتیم.
میتونه یک معنای دیگهای بده اونم عدد چهل رو اینجا اگر بحث کامل بودن بگیریم یعنی مؤمن کامل
یعنی کسی که واقعاً مؤمن واقعیه از این حیث.
چون به چهل سال که میرسه دیگه مؤمن عقلش کامل میشه.
شاید منظور مؤمنیه که دیگه عقلش کامل شده یعنی گناهی ازش سر نمیزنه اینها بله این
قبیل بلاها و مریضیها ازش
دفع میشه. نکتهی دیگری که در این روایت وجود داره
ارتباط خوردنیها
با مریضیها یا ارتباط به یک معنا با خ--
در سیر بحث بخواهیم صحبت کنیم مرتبط با سیر بحث، ارتباط خوردنیها با مزاج.
میتونه خربزه خوردنش مزاج رو به هم بریزه و بر اثر به هم ریختن مزاج
این اتفاق حالا مثلاً جذام اینجا حضرت فرموده رخ بده یا یه جای دیگه
پیغمبر عزیز عالم در خصوص خربزه فرمودند که
اگر کسی خربزه بخوره
ولی ناشتا باشه فلج میشه.
حالا این کلاً من یه نکته کلی بگم بعد جمعبندی کنیم.
روایات رو همونطور که علامه طباطبایی فرمودن آیات قرآن رو باید کنار هم دید همه رو
و الا انسان به اشتباه میافته. روایات هم این چنینه.
مثلاً توی این روایت امام هادی فرموده کلاً خربزه خوردن جذام میاره.
یه جای دیگه پیغمبر فرمودند که خربزه رو ناشتا بخوری جذام میگیری.
یه جای دیگه فرمودند فلج میشی.
یه جای دیگه فرمودند که گرسنه باشی خربزه بخوری با همراه با
شکر باشه. یعنی اینا همه نشون میده که
خب گرسنه بودن خربزه خوردن اشکال نداره اما ناشتا بودن قصهش فرق میکنه.
یعنی اول صبح که از خواب پا شدی
خربزه نخوری. یعنی اینها مهمه ها.
یه وقت کسی متوجه اینها نیست.
یعنی یک کار تحلیلی، یه تحقیقی نکرده تو روایات صرفاً میگه خربزه اینطوریه.
بعد میره میگه آقا ما اصلاً روایت داریم که در خصوص خربزه که این میوه از بهشته.
مثلاً یکی دو تا روایت من براتون بخونم ببینید چقدر خود پیغمبر فرمودن ده تا خاصیت و فایده در خربزه شمردن.
غذاست. پیغمبر فرمود میتونید به عنوان غذا ازش استفاده کنید.
نوشیدنیست یعنی به عنوان آب هم میشه.
فرمودن مثانه رو شستشو میده.
سردی رو قطع میکنه.
گل خوشبو و معطره یعنی وجودت رو خوشبو میکنه.
از بهشت ملائکه تو رو خوشبو میبینن.
شویندهست، بدن رو شستشو میده.
شکم رو شستشو میده و غریزه رو
زیاد میکنه. پوست رو لطیف میکنه، بدن رو پاک میکنه.
اینها خصوصاتیه که پیغمبر فرمودن.
یه روایت دیگهای هم دیدم. حالا اینا روایات تحقیقیه.
یعنی شما باید کتابها رو زیاد بخونید تا اینها رو دستهبندی کنید به این برسید.
فرمودند که-- پیغمبر فرمودند خربزه از بهشته لذا با
چاقو نبریدش. اون رو
پاره کنید، بشکنید
و با دندان بخورید.
نه اینکه هب هب مثلاً باید چنگال و قاشق
مثلاً چاقو ببرید بذارید.
همونطور که نون هم نهی شده اینطوری.
نون هم نهی شده با چاقو ببریم که الان
و مثلاً نونواییها متاسفانه چاقو گذاشتن هر کی میبره نهی شده شدید.
حالا دلایلی هم وجود داره که هم دلایل علمی پزشکیه و چه جالب که علم امروز هم بهش رسیده به بعضیاش.
بعضیاشم دلایل اخروی داره که ما نمیفهمیم حکمت قصهست.
بعد حضرت فرمودن که با چاقو نبرید زیرا میوهای مبارک و خوشمزه و پاک است
که دهان و قلب را پاک میکند.
کسانی که مشکلات قلبی دارند
یا دن-- دهانشون بد میده.
دندانها را سفید میکند، خداوند را راضی میکند.
عطر آن نیز عطر عنبر است.
یعنی مثل پیش ملائکه مثل عنبر
یه همچین بویی از تو بلند میشه.
اونا ملائکه عاشق بو عنبر و مشکن.
آب آن هم از آب کوثر است.
عجب! گوشت آن از بهشت است.
اینا همه باید تأویل بشه ها. یعنی تک تک همهشون بحث ما این نیست.
ولی میشه یک یک اینها رو
اجتهاد کرد و تأویل کرد که منظور چیه.
مزه آن مزه بهشتیست و خوردن آن عبادت محسوب میشود و
الی ماشاءالله. وقتی این روایت رو میذاری کنار اون روایت که میگه کسی که خربزه بخوره امام
هادی فرمودن جزام میگیره.
این نشون میده که بله همونطور که پیغمبر فرمود ناشتا بخوری جزام میگیری.
و اگر کسی این دستور العملها رو رعایت نکنه
باعث خروج مزاجش از اعتدال میشه.
خروج مزاج از اعتدال همانا
و به ارزلال العمر رسیدن زودتر همانا.
که ما گفتیم که دیگه کمترین سال ارزلال العمر رو از
شصت سال شمرده بودن تا صد سال.
یعنی کسی که میشه گفت
حالا جمعبندی، کسی که
خورد و خوراکش رو درست رعایت نکنه
به جهت خروج مزاجش از اعتدال زودتر پیر میشه
و زودتر اون حالت رذلترین حالت عمر از پا افتادگی اصطلاحاً
آلزایمر چه، چه، چه اینا بهش
رخ میده. هرچی هست خودت میکنی، خودمون میکنیم.
لذا اینجا چقدر دستورات بهداشتی و خورد و خوراک در دین مش--
مهم میشن. خودش رو نشون میده
که قرآن صراحتاً میفرماید فلينظر الإنسان إلى
طعامه. آدم به اون طعامی که میخوره نگاه میکنه.
اگرچه بارها عرض کردیم تأویلش رو
امام باقر سلام الله علیه و امام صادق سلام الله علیه فرمودن اینجا تأویل اصلیش علمه.
خوراک جانت علمه.
نگاه کن علم رو از کجا اخذ میکنی.
ولی از وجه ظاهرش این چنین هست.
یعنی چی میخوری؟ اون که-- اون چیزی که میخوری اتفاقاً به قول شیخ الرئیس
خیلی شیرین، خیلی عالی.
اصلاً غوغا کرده اینجا تو اشاراتش.
میفرماید یکی از معجزات الهی آنف آن در وجود من و شما
در تجلی و جلوه است. چی؟
اونچه که میخوری جانت میشه.
عجب! یعنی این چیزی که میخوری
ظاهراً از نشئه طبیعته.
درست شد؟ اما یعنی
مادهست، جان نداره.
ولی اینو تو میخوری. در بدن ما این نفس ناطقه ما چه میکنه با اون؟
چه بلایی سرش میاره که اون میشه بدل به
جان انسان میشه. یعنی یک کیمیاگری خداوند در وجود ما قرار داده.
حالا اگر خدای نکرده حرام بخوری
یا نه حلال بخوری اما
مثلاً بسیط بخوری،
مرکب بخوری، ندونی چیو با چی بخوری، چی رو با چی نخوری، کی بخوری، کی نخوری.
اینا همه باعث میشه که چه اتفاقی بیفته؟
یه بلایی سر بدن خودت بیاری.
بدن هم که انزل مراتب نفس ناطقه است.
یعنی باعث میشه که نفس ناطقه حضرت عالی به جهت عدم رعایت این بهداشتی جا در
علم بهداشت در دین و در سیر و سلوک و سبک زندگیت زودتر از این عالم فارغ بشه و تشریف ببره به عالم بالا.
بعد میگه خب خیلی خوبه که لقاء الله.
میگیم که عزیزم خب دستت خالیتره.
مؤمن تا میتونه باید اینجا چیکار کنه؟
پر کنه نامه اولش رو با دست پر بره.
و الا اگر این بود که خب
کراهت نداشت طلب موت.
میدونید طلب موت که خدایا
منو بکش، منو راحت کن اینا کراهت داره.
مگر در شهادت و بعضی اینا که مثلاً حضرت زهرا سلام الله علیها خواستن از خدا اونا قصهش فرق میکرد.
اون بحث دیگهای بود. اما در هر حال کراهت نشون میده که چی؟
انسان بمونه کار کنه. این دیداری که رهبر عزیزمون داشتن با
خانوادههای شهدای شاه چراغ،
اون برادر شهید که به امام با حضرت
رهبر گریه کرد، گفتش که درد و دل کرد، دلگوئیه کرد.
گفت آقا برادرم شهید شد.
آرزو-- دعا کنید ما هم به آرزومون برسیم.
ما هم شهید شیم مثل داداشمون. رهبر چی فرمود بهش؟
فرمودن که چرا نه؟ بمونید انشاالله بمونید کار کنید.
یعنی این نباشه که آدم فقط آرزوی رفتن و این داشته باشه.
بمونه کار کنه. بعد انشاالله با دست پر هم شهید شه بره.
خب خیلی خوبه که آدم رعایت بهداشت، رعایت
خوراک و پوشاک و ایناشو بکنه که تا بتونه بهتر از این دنیا که متجر اولیاء الله هست،
تجارتخونه اولیاء الهیه بهرهبرداری بیشتری کنه.
انشاالله عاقبت ما ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد