بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
خب در روایت اول از باب دوم کتاب الموت بودیم.
عرض کردیم که حضرت امام صادق صلی الله علیه به غلام آزاد شده خودش سباح سه تا نشونه بر ارزلال امور رو و کهولت سن رو بیان کردن که آمادگی برای درک و پذیرش موته.
یکی از الطاف الهیه بر بندگانش.
بد نگاه نکنیم بهش.
آماده بشن، دل بکنند از تعلقات.
این سه تا، این سه تا نشونه رو داره.
کلال البصر رو که حالا یا بهش سو-- اِمم کم سو شدن نور چشم میگن یا خستگی چشم بعضی جاها تعبیر شده بعضی جاها سنگینی چشم.
انحناء الوهر بود خمیدگی و رقت القدم.
این سه تا رو عرض کردیم و گفتیم یه سؤال میمونه، اونم اینکه چون قبل از اینکه این سه تا نشونه رو حضرت بفرماد به غلامش میفرماد که اما أنا فلست أراه.
من نمیبینم اون رو.
چی رو؟
اون ثقد رو.
شکاف داخل کوه احد رو.
حالا اینجا این سؤال پیش میاد که واقعاً امام معصوم نمیدید شکاف رو؟
یعنی امام میشه به جایی برسه که مثلا نبینه؟
کم سو بشه؟
اولا جواب که منفیه.
یعنی نخیر مطلقا ما الان عرض میکنیم با براهین حداقل یک برهان میاریم که چنین چیزی نیست.
بعد دیگه باید رفت سراغ چی؟
دلایل دیگه.
حالا قبل از اینکه اون عرض شود برهان رو ارائه بدم که دو سه جلسهست منتظرشیم، عرض کنم که اون وجوه متعدد یکی برمیگرده به باطن لفظ که چند نمونه گفتیم که آقا منظور از این منطوق چیه؟
منظور از اینکه امام صادق صلی الله علیه میفرماید من اونو نمیبینم چیه؟
یا اینکه بگیم آقا اصلاً اشکالی پیش اومده در متن حدیث.
یعنی راویها بالاخره همه که امانتدار نبودن.
یه وقت اشتباهی هم شده.
بله زیاد داریم در روایات که بعداً در مثلا وقتی چند تا روایت که با یه مضمونن کنار هم میگذاری متوجه میشی که راویها اشتباه کردن.
مثلا میبینی پنج تا ده تا راوی با یک لفظ روایت رو نقل کردن.
یه نفر یه دفعه یه اشکال مثلا یه لفظ دیگهای تو متن حدیث آورده.
این نشون میده بعضی از راویها اشتباهاتی داشتن.
این هم میتونه برگرده به اون اشتباهات راویها در متن حدیث.
اگر این رو نپذیریم باید چکار کنیم؟
تعویل کنیم.
یعنی بگیم مثلا به عنوان نمونهبازی یه مثال.
مثلا اینکه میتونه حضرت منظورش از اینکه من اونو نمیبینم این باشه که آقا مثلا فل-- قرآن میفرماید "أفلا ينظرون إلى الإبل كيف خلقت" بعد به جاهای مختلف "إلى السماء إلى الأرض إلى الجبال".
نگاه کن، نگاه نمیکنید به کوه.
به کوه رو میگه نگاه کنید.
حضرت شاید به یک معنا میخواد به غلامش اینو بگه آقا جون انقدر بازیگوش نباش.
چه کار با اون شکاف کوه داری؟
کوه رو نگاه کن.
ببین اینم یه نگاهه.
من شکاف رو نمیبینم.
یعنی توجه به شکاف ندارم.
من کوه رو میبینم.
حالا من دارم به شما نگاه رو، یه نگاهی رو جلوی، یه منظر جدیدی رو جلو چشمتون میگذارم که ببینید چگونه میشه تعویل کرد.
حالا بماند ما این جواب رو بالاخره بدیم که بر اساس چه برهانی شما میگید که نمیشه امام معصوم نبینه مثلا شکاف رو، چشم امام معصوم کم سو بشه.
این کتابی که دست بنده است یکی از واقعاً ارشیوترین کتابهای در حکمت متعالی است که البته این کتابی که الان دست منه شرحه بر اشارات شیخ الرئیسه.
نمت دومش هم هست.
کی شرح داده؟
هم شیخ طوسی علیه الرحمة هم علامة حسن زاده علیه الرحمة بر شرح شیخ، بر شرح شیخ شده نور على نور على نور.
سه تا نور در هم تنیده شدن شرح دادن.
خب بعد از اینکه متن عربیش هم تو کتاب حضرت استاد میاره، اونجایی که در انتهای نمت دوم شیخ الرئیس علیه الرحمة بحث اعتدال مزاج رو مطرح میکنه.
اصلاً مزاج انسانی رو مطرح میکنه که همه ما باهاش درگیریم و مزاج داریم.
اگر خدا توفیق داد جلسات بعد عرض میکنیم مثلا این مزاج چگونه به وجود میاد که اگرچه قبلاً یه هفت هشت جلسه صحبت کردیم.
خب اینجا این متن رو که از خود استاد هست براتون میخونم ببینید چه متوجه میشید.
این کلام خود حضرت علامة حسن زاده است.
میفرماید انسان کامل که از أعدل امزجه، أعدل بر وزن أفل.
یعنی معتدلترین مزاج رو داره.
انسان کامل که از أعدل امزجه برخورداره است قطب عالم امکان است.
اینکه قطب یعنی قطب الاقطاب همه گردش میگردند.
کو-- یعنی سر سوزنی نقص نمیتونی شما وارد کنی به قطب الاقطاب.
چه به جسمش، چه به روحش، چه به ظاهرش، چه به باطنش.
دیگه.
مظهر اتم اسم شریف الله هست.
و شما ظاهر و باطن امام رو نمیتونی از هم منفک کنی.
ظاهر ایشون هم عنوان باطنشه.
اصلاً یک بحثی هست که نسبت به باری که هر کسی میکشه جسمش ایجاد شده.
اما علمای ما چرا نود سال، صد سال آقای بهجت صد و پنج سال چه میدونم بالای صد سال ماشاالله از ما هم سرحالتر چشمش نه عینک زد تا آخر عمرش چی میشه؟
چه اتفاقی؟
این جسم مطابق با اون روحه.
روح چنان بزرگ میشه که جسم هم با خودش میکشونه.
یک بحثی اینجا هست که اهل بیت علیهم الصلاة و السلام هم قطعاً جسمشون مطابق با روحشون بوده.
یعنی جسمشون فرق میکرده.
جسم اونا هم با اه-- با دیگران فرق میکرده.
حتی در خصوص حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها داریم که اگر مثلاً دختران معمولی در عرب در مثلاً یک ساله چقدر رشد جسمی داشتن، حضرت دو برابر رش-رشد جسمی داشت، قوه جسمی داشت یا چندین برابر هم در روایات داریم.
اینها نشون میده که جسم اونها مطابق با روحشونه.
یعنی همتراز میره با جلو.
نمیشه اصلاً این که چشم کم سو میشه از خروج از اعتدال مزاجه.
وقتی مزاج انسان از اعتدال خارج میشه چون مزاج اثر مستقیم داره در جسم.
حالا بعداً میگیم چگونه.
این قطعاً ضعف در جسم رخ میده.
وقتی امام اعدل امزجه است یعنی مزاجش معتدلترینه پس هیچ ضعفی در جسمش نباید وارد بشه.
مگر از بیرون وارد بشه کسی اشکال نکنه پس نه منم شهید کردن، کشتن یا تب کردن امام حسن و امام حسین.
این تبها از بیرون اومده در جسم نبوده از بیرون واقع شده.
چشم خوردن مثلاً "لیزلقونک بأبصارهم" تو رو زدن با چشمهاشون.
اینها بحثهای اهریمنیه و چیز دیگهایه و بحث حضرت آلمه رو تو کامل کنیم.
او آیتالله به معنای حقیقیاش میباشد.
او مصداق "أكمل و کل شیء أحصيناه في كتاب مبين" است.
آیه دوازده سوره یس یعنی همهچی شمارش شده در امام.
همهچی.
جسم امام.
ببینید کو-- تو فکر میکنم سوره اسرا باشه که میفرماید "قل کل يعمل على شاكلته" همه بدون استثناء بر اساس شاکلهشون عمل میکنند.
عالم یه ظاهر داره یه باطن.
باطن عالم بر اساس شاکلهی باطن امامه.
ظاهر عالم هم بر اساس یعنی قیام ظاهر عالم هم به قوام چیه؟
ظاهر امامه.
ظاهر عالم، قیامش، قوامش بر اساس ظاهر امامه.
یعنی ش-- این که میفرماید اگر سر سوزنی لطمه به شکل امام وارد بشه، به جسم امام وارد بشه، عالم متزلزل میشه.
امام حسین رو کشتن چرا زلزله اومد؟
چرا باد سرخ اومد؟
چرا زمین و زمانو دود گرفت؟
چون "قل کل يعمل على شاكلته".
اگر به شکل امام که شکل عالم، ظاهر عالم تطابق داره با اون، آسیبی برسه به شکل عالم آسیب میرسه.
لذا بلا نازل میشه.
نمیشه یعنی اصلاً نشدنیه شکل امام نقص توش داشته باشه.
اینایی که میان میگن امیرالمؤمنین حالا اینجا بحثهای زیادی پیش میاد خودتون برید دنبال کنید فرصت نداریم.
اینایی که میان میگن امیرالمؤمنین استغفرالله العزی بالله قدش کوتاه بوده العزی بالله کچل بوده شکمش فلان بوده.
اینا رو هیچ کدومشون ما قبول نداریم.
بر اساس این براهین عقلی انسان باید با عقلش بره جلو.
کی این حرف رو زده؟
بعد یکی دیگه هم میاد بالا منبر میخواد مثلاً یه حرف قشنگ مد هم هست امروز روشنفکری بزنه.
بله، اونم یه ابتلاء امتحانی بوده برای شیعیان اون روز که یه امامه.
آیا این آقا تبعیت میکنه از همچین کسی؟
این چه حرفیه آخه؟
این چه نگاهیه؟
چرا ما نگاهمون عقلی نیست به مباحث دینی که امیرالمؤمنین هم باید تنزل بدیم به جهت ابتلاء مردم.
این حرفا چیه؟
در بهترین شکل ممکن بوده بدن مولا.
در زیباترین شکل.
یه حدیث هم به شما بگم.
حتی صدای اهل بیت هم اون صدای واقعیشون رو اهدی نشنیده جز خودشون.
اصلاً کسی طاقت نداره صدای اهل بیت رو به صورت صوت واقعی بشنوه.
ملکوتیان رو به هم میریخته.
اینها ظاهر و باطنشون در هم تنیده است و "کل شیء أحصيناه في كتاب مبين".
همهچی در اون مندمجه.
آیه دو سوره جمعه رو ببینید.
"هو الذي بعث في الأميين رسولاً منهم يتلوا عليهم آياته ويزكيهم ويعلمهم الكتاب".
علامه میفرماید تمام عالمها، اندیشمندا، حکما، عرفا، انبیا همه رو جمع کنی در برابر پیغمبر، امین یعنی بیسوادن.
بعد این آقا بیاد نقص داشته باشه.
مثلاً چشمش سو نداشته باشه شکاف فکو ببینه.
اینا رو مراقب باشید.
Allah عاقبت مو ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد