ددرس‌گفتارها

اللهم صل علی محمد و آل محمد بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

بحث ما رسید به روایت اول از باب دوم کتاب الموت.

گفتیم این روایت جای بحث داره، جای بررسی داره.

[نفس عمیق] خب وقتی که ارزلال العمر رو اهل بیت علیهم السلام به عنوان نشانه فرارسیدن موت معرفی کردن که دیگه آمادگی پیدا کنی برای ببخشید مالوندن دماغت به خاک قبر.

[نفس عمیق] یه آماده باشی.

این دیگه لطف خداست.

ارزلال العمر.

پست‌ترین حالت رو در انسان ایجاد می‌کنه، انسان برمی‌گرده به حالت بچگیش.

حالا سه تا نشانه‌ای که در این روایت اول سباح غلام آزاد شده امام صادق صلی الله علیه از این حالت بیان کرده که عرض کردیم که فرمود علامة الكبر ثلاث علامت کبر سن، زیاد شدن سن و این حالت ارزلال العمر رو اینجا حضرت سه تا نشونه براش داده.

کلال البصر گفتیم کم سو شدن چشم، سنگینی چشم و انحناء الظهر پشت منحنی می‌شه، پشت قوز پیدا می‌کنه، خمیدگی و رقت القدم سست می‌شه قدمش.

حالا پیش از اینکه ورود کنیم به اینکه یه وجه باطنی این ظاهر چی می‌تونه باشه، یه اشکالی رو جواب بدیم که یه عزیزی گفتن که آقا خب اگر این چنینه بعضیا می‌بینید بچه‌ان اصلا پیرم نشدن چشمشون کم سو می‌شه ها یا ضعف در قدم پیدا می‌کنن.

بله امکانش هست اما این عمومی نیست که.

باز ایشون گفتن که ولی می‌بینیم بعضیا پیرن این حالت رو ندارن.

می‌گیم که آقا جون اینو حواسمون باشه خدای منان در همه چیز خداست و خدایی می‌کنه به قول حضرت استاد.

استثناء گذاشته.

چگونه‌ست که خوردن خاک حرامه؟

حرامه خوردن خاک.

اما آیا خاک امام حسین هم حرامه؟

بلکه مستحب مؤکده.

ببینید همه جا خدای استثنایی گذاشته.

خداست و خدایی می‌کنه به من و شما چه؟

ما چی می‌تونیم بگیم؟

اینجا هم همینه.

اینطور نیست که این نشونه‌ها اگر واقعاً تو کسی بود بگیم خب دیگه صد درصد اون به سن، این سنی که مدنظر اهل بیته رسیده کما اینکه حالا احادیث بعدی رو انشالله برسیم می‌بینیم نسبت در مورد عدد کبر سن، عدد شروع ارزلال العمر هم اهل بیت چند تا صحبت کردن.

اینا باید جمع بشه با هم باید دید.

همونطور که علامه طباطبایی علیه الرحمه فرمود آیات قرآن رو باید همه رو کنار هم دید، روایات رو هم باید کنار هم بگذاری ببینی.

یک نتیجه کلی بگیری.

بله، کسی که به کبر سن رسید بالاخره میره به این سمت.

یه حالت عمومیت داره.

شاید نگیم صد درصد همه اینطوری می‌شن اما به این سمت میرن که چشمشون، سو چشمشون کم می‌شه بالاخره.

هست دیگه.

بدن-- خلاصه‌ش اینه بدن ضعف پیدا می‌کنه.

این صریح آیه قرآنه که شما رو از ضعف، ضعف کودکی به شدت بلوغ می‌بریم، قوت جوانی، میانسالی اینا بعد دو مرتبه برمی‌گردید به حالت ضعف.

این صریح آیه قرآنه دیگه می‌خواد امام صادق صلی الله علیه اینو بفرماد آقا جان این ضعف‌هایی که الان تو وجودت ایجاد می‌شه آلارم چیه؟

اقتربت الساعة.

ساعت قیامت، ساعت قیامت صغرا حداقل نزدیک شده که برزخته حواست باشه این آلارم الهیه.

لذا معمولاً هم شما ببینید آدمایی که سنشون میره بالاتر معمولاً خشیت پیدا می‌کنند.

جوونا خیلی-- بله حدیث داریم بهترین جوون اونیه که حالت پیری داره.

یعنی چی؟

یعنی تو جوونی، جوونی نمی‌کنه خشیت داره.

اما حدیث هم داریم که خدای منان بسیاری از بلاها رو به جهت محاسن سفید مردان و موهای سفید زنان دفع می‌کنه.

چرا؟

چون اینا می‌افتند به حالت خشوع.

اصلاً فلسفه‌ش، فلسفه رسیدن به این ارزلال العمر همینه.

خاشع بشه، افتاده حال بشه.

حالا این سه تا وجهی که وجود دارد.

اما نکته بعد.

خب آیا ااا شما گفتید که یه زمانی اینجا حالا زیادم البته گفتیم که آقا فرمایش اهل بیت هم مثل آیات قرآن هزاران بطن و عمق دارن.

بله همینطوره.

حالا یه وجهش رو با همدیگه بررسی کنیم.

می‌تونه یک وجهش این باشد که منظور از نشانه کلال البصر این چشمش سنگین می‌شه از ه وجه باطنی یعنی چی؟

شما بفرمایید اجتهاد ذهنی بکنید.

چی می‌تونه باشه به نظر شما؟

بگید چی به ذهنتون می‌رسه؟

چشمش سنگین می‌شه از حیث، حیث باطنی چی بگیم؟

[پچ،پچ] جان؟

حالا فروتنی.

نه، از حیث باطنی.

آفرین، آفرین به شما.

یعنی چشمش دیگه هرجایی نمی‌شه.

مثل جوونا نیست که هر طرف بره.

ببینید یه وجه باطنی‌ش رو داریم عرض می‌کنیم.

ظاهری بله، کم سو شدن، سنگینی.

اما باطنی‌ش چیه؟

ببینید شما وقتی یه مقدار تلاش فکری و برهانی و عقلی می‌کنید، می‌بینید خودتون هم می‌تونید پل بزنید از ظاهر به باطن روایات با کمک مبانی که بزرگان دادن برای ایشون فرمودن.

یعنی چشمش سنگین می‌شه دیگه هر چیزی رو نمی‌بینه.

هی دور نمی‌زنه اینور اونور.

اون که قرآن می‌فرماید "يعلم خائنة الاعین" خدا می‌داند خیانت چشم‌ها رو، امام صادق صلوات الله علیه فرمود نه این زل زدنه ها، این خیانت چشم نه اینکه مستقیم نگاه می‌کنه به گناه اینو نمیگه.

قرآن طبق تفاسیر از اهل بیت علیهم السلام مفسرین تراز اول شیعه روایت آوردند که منظور گوشه‌ی نگاهه.

بارها اینو عرض کردیم.

زاویه‌ی نگاهت رو هم خدا می‌بینه.

یعنی شما ظاهراً الان من دارم این مستقیم رو نگاه می‌کنم.

اما یه آقایی که الان جواب سؤال من داد این سمت چپ من نشسته رو دارم می‌بینمش.

این زاویه‌ی نگاهه.

به این میگن خیانت نگاه.

یعنی کسی که سنش رفت بالا خود به خود دیگه این حالت رو پیدا می‌کنه دیگه هرچ-- و عجیب اون حدیث که بارها گفتیم از معجزات قولیه‌ی امیرالمؤمنین همه روانشناسا الان باید بزنن کنار جلوی این فرمایش مولا که فرمود "البصر بريد القلب".

یه جا فرمود "بريد العقل".

چشم بصر، چشم جاسوس عقله یا جاسوس قلبه.

ماموریتشو قلب می‌ده.

بخوای بدونی حال قلبت چگونه است؟

عقلت، تراز عقلت تا چه حده؟

ببین چشمت به چه سمتی می‌دوه، به چه کو-- به چه جاهایی، از چی لذت می‌بره.

حال قلبت مشخص می‌شه.

جاسوسه دیگه چشم.

کی ماموریت جاسوس رو میده؟

اون امیرش، امیر جا-- این بصر چیه؟

مولا فرمود عقل و قلبه.

خب درونت داره میگه چشم من کجا رو ببین.

پس این‌ها مجموعاً در هر حال داره میگه آقا کسی که به حالت پیری افتاد دیگه نشونه‌ش نشون، دیگه می‌بینه موت نزدیکشه.

متأسفانه از حیثی و از حیثی هم خوشبختانه شما مساجد و اینا رو ببینید غالباً پیرمرد و معذرت می‌خوام ظاهراً زوار در رفته و پیرزنی که دیگه، دیگه نمی‌تونه تو خونه بشینه میاد اینجا دور تا دورم صندلی چیدن و نشستن و برای خودشون بیتوته کردن و خب این خوبه.

الحمدلله خداروشکر فرزندان همینا ان‌شاءالله نفس اینا می‌گیره،شون رشد اما اون کجا در جوانی پاک بودن شیوه‌ی پیامبری‌ست.

و نه هر گبری به پیری می‌شود پرهیزگار.

باید به پیری که می‌رسی حالت خشوع پیدا کنی دیگه.

حالا متأسفانه در سیستم مدیریتی کشورمان دو تا خلل همیشه این خلل‌ها بوده.

یا همه رو جوون می‌کنن.

یه پیر کارکشته‌ی کاربلد که نگاه عمیق داشته و تجربیات به قول ما چند تا لباس همو پاره کرد، بیشتر پاره کرده بالا سرشون نیست.

کارهای جوانی می‌کنند.

همینطوری چکشی، کی-- معذرت می‌خوام کیلویی همینطوری بدون هیچ تدبیر و پشتوانه‌ی فکری و عقلی و تجربه، تجربه.

من به شما ثابت می‌کنم هفده جای قرآن ثابت می‌کنه قرآن که تجربه بالاتر از علمه.

توجه کردین؟

این یه مشکل اصلیه تو مدیریت کشور ما هی داره هی می‌خواد بره به سمت جوون‌گرایی ولی این، اینو توجه نداره که رهبر فرمود البته بعضیا کارکشته‌ان از اون‌ها باید استفاده کرد.

بعضیا رو باید نگه داشت.

اینایی که پیر میدانن، نگه داشت.

از اون طرف هم افتادیم قبلاً همه پیر، مدیرای کشور اینا خوب نیست.

دو تاش باید با هم یه عجب معجونی باشه، ممزوجی باشه.

خب خسته‌تون نکنیم دو تای دیگه هم یه دو تا وجه بگیم هم شما می‌تونید بگید.

در خصوص انح-- "انحناء الزهر" چی بگیم؟

یعنی کمرش منحنی می‌شه.

یعنی طاقت هر باری رو دیگه نداره.

چه وجهی از باطنش می‌تونیم برداشت کنیم؟

Gنا نمی‌کنه.

یعنی سبک می‌کنه.

آفرین.

سبک می‌کنه کوله‌بارش رو دیگه.

کوله‌بارش منحنی شده پشتش.

هر باری رو نمی‌تونه تحمل کنه.

سبک می‌کنه بارش رو.

هر باری رو برنمی‌داره.

به قول ایشون گناه نمی‌کند.

اینم یه وجه.

حالا وجوه زیادی داره.

نه اینجا وقتش اقتضا می‌کنه، نه شما حوصله‌شو دارید.

بهش فکر کنید و آخریش "رقة القدم".

چی بگیم مثلاً به نظر شما یه وجه باطنی، هزاران هزار وجه داره‌ها.

ما یکیشو کشف می‌کنیم فک می‌کنیم اوه، اوه، اوه چه خبر شد.

ما رفتیم از ظاهر به باطن سفر کردیم.

یکی از حقیقت‌های موت اینه.

هزاران وجه داره.

جابر جعفی گفت سی هزار.

تو یه روایت میگه هفتاد هزار سر.

سر مگو امیرالمؤمنین.

اونجا فرمود به مالک امیرالمؤمنین در خصوص جابر امام باقر.

هفتاد هزار سر تو سینه ام جمع بود از حضرت.

یه روز سنگین شد با آقا گفتم آقا سنگین شده یکیشو به یکی بگم.

حضرت فرمود مطلقا.

اگه قرار بود بگی که سر نبود که.

قابل توجه ماها یه ذره کاسه‌مون لبریز می‌شه.

بی ظرفیتیم میگیم خب حالا یک سری رو برای شما فاش کنم.

اگه سره چرا فاش می‌کنی؟

والا بخدا بعد مولا فرمود امام صادق هم همین رو فرمود.

فرمود هروقت دلت تنگ شد بکن یه چاله‌ای درست کن تو چاله با زمین حرف بزن که سر این در زمین حرف زدن هم ما قبلاً گفتیم.

امثال شهید حججی و قاسم سلیمانی‌ها از نفس مولا به همین زمینه‌اند که در چاه درد دل کرد.

اسرار رو گفت.

از هم "هو الذي انشأکم من الارض" از همین ارض شما رو انشا کردیم.

یکیش می‌شه شهید حججی، یکیش می‌شه شهید سلیمانی، شهید فخری‌زاده که فردا سالگرد شهادتشه.

اینا نفس مولا گرفتنشون.

نفس اسرار الهی که بزرگان در زمین زدن گرفتنشون.

اینم یه بحثیه که حالا بماند و "رقة القدم" رو چی بگیم به نظرتون؟

قدم سست می‌شه.

بگید.

همه رو شما نگو دیگه حاج آقا [خنده] شاگرد زرنگمون نیست که شمایین.

آقا یعنی هر جایی نمیره دیگه.

قدمش سست می‌شه یعنی دیگه- این چون تابلو بود گفتیم یه چیز دیگه‌ رو.

[خنده] نه دیگه واقعاً به قول ایشون تابلوعه دیگه مشخصه.

پاهاش دیگه یاریش نمیده هر جایی ببرش.

دیگه این پانکه از جهت قوای با-- ظاهری.

اونم هست.

اما از جهت باطنی این پا دیگه پای جوون نیست هرزگی کنه هر جایی بره.

این پاهاش دیگه هر جایی نمیره، هر جایی نمی‌برش.

اینا رو ببینید وجوه باطنش‌ه.

یه سؤال می‌مونه فردا جواب بدیم که بالاخره امام صادق چشمش اون شکاف رو دید یا ندید.

چون تو روایت میگه من نمی‌بینم اون شکاف رو.

چه کنیم با این؟

با این اشکال چه کنیم؟

فردا از کتاب ه-- دو روزه میارمش نمی‌شه.

از کتاب شیخ الرئیس، اشارات شیخ الرئیس جوابشو براتون میدیم.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم بخیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

سلام بر محمد و آل محمد