ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 038

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روایت اول باب دوم؛ أرذل العمر

اللهم صل علی محمد و آل محمد. بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. بحث به روایت اول از باب دوم کتاب الموت رسید؛ روایتی جای بررسی دارد. اهل‌بیت علیهم‌السلام أرذل العمر را نشانهٔ فرارسیدن موت معرفی کرده‌اند تا انسان برای مالیدن بینی به خاک قبر آماده شود. این لطف خداست: أرذل العمر پست‌ترین حال را پدید می‌آورد و انسان را به حالت کودکی بازمی‌گرداند.

سباح، غلام آزادشدهٔ امام صادق علیه‌السلام، از حضرت سه نشانه برای علامت کبر سن و این حال آورده است: کلال البصر — کم‌سو و سنگین شدن چشم؛ انحناء الظهر — خمیدگی و قوز پشت؛ و رقة القدم — سستی قدم.

پاسخ به اشکال؛ استثناها و عمومیت

پیش از وجه باطنی، اشکالی پاسخ داده شود: برخی در جوانی کم‌سو شدن چشم یا ضعف قدم دارند؛ و برخی پیران این حال را ندارند. امکان هست، اما عمومیت ندارد. خدای منان در همه چیز خداست و خدایی می‌کند و استثنا می‌گذارد. خوردن خاک حرام است؛ اما تربت امام حسین علیه‌السلام مستحب مؤکد است. اینجا نیز چنین است. این نشانه‌ها صددرصد به معنای رسیدن قطعی به سن مدنظر اهل‌بیت نیست؛ احادیث بعدی دربارهٔ عدد کبر سن و آغاز أرذل العمر را باید کنار هم دید. علامه طباطبایی فرمود آیات را باید با هم خواند؛ روایات نیز چنین‌اند. کسی که به کبر سن رسید غالباً به این سمت می‌رود: بدن ضعف می‌یابد. صریح قرآن است که از ضعف کودکی به قوت بلوغ و جوانی می‌برد و باز به ضعف بازمی‌گرداند. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید این ضعف‌ها زنگ هشدار است: اقتربت الساعة؛ ساعت قیامت صغری — برزخ — نزدیک شده؛ حواست باشد. ازاین‌رو معمولاً با بالارفتن سن خشیت می‌آید. حدیث است بهترین جوان آن است که حالت پیری دارد؛ یعنی در جوانی سبک‌سری نمی‌کند و خشیت دارد. نیز حدیث است بسیاری از بلاها به جهت محاسن سفید مردان و موی سفید زنان دفع می‌شود؛ زیرا به خشوع می‌افتند. فلسفهٔ أرذل العمر همین است: خاشع و افتاده‌حال شدن.

وجه باطنی کلال البصر

فرمایش اهل‌بیت مانند آیات هزاران بطن دارد. یک وجه باطنی کلال البصر این است که چشم سنگین می‌شود و هر جا نمی‌رود؛ مانند جوانان هر طرف را نمی‌پاید. با تلاش فکری و برهانی می‌توان از ظاهر به باطن روایات پل زد. چشم هر چیزی را نمی‌بیند و هی دور نمی‌زند.

قرآن می‌فرماید یعلم خائنة الأعین؛ خدا خیانت چشم‌ها را می‌داند. امام صادق صلوات‌الله‌علیه فرمود مقصود زل زدن و نگاه مستقیم به گناه تنها نیست؛ طبق تفاسیر روایی، منظور گوشهٔ نگاه و زاویهٔ نگاه است که خدا می‌بیند. ظاهراً روبه‌رو را می‌نگری و همزمان کسی در جانب را می‌بینی؛ این خیانت نگاه است. با بالارفتن سن خودبه‌خود این حال کمتر می‌شود.

حدیث معجزه‌گونهٔ امیرالمؤمنین: البصر برید القلب؛ و جایی برید العقل. چشم جاسوس عقل یا قلب است؛ مأموریت را قلب می‌دهد. حال قلب و تراز عقل را از آن بشناس که چشم به کجا می‌دود و از چه لذت می‌برد. پس کسی که به پیری افتاد نشانه می‌بیند که موت نزدیک است. مساجد غالباً پر از سالمندان است که دیگر نمی‌توانند در خانه بمانند و بیتوته می‌کنند؛ این خوب است و نفس آنان فرزندان را می‌گیرد. اما پاکی در جوانی شیوهٔ پیامبری است؛ و نه هر گبری به پیری پرهیزگار می‌شود. باید به پیری که رسیدی خشوع بیابی.

مدیریت کشور؛ جوان و کارکشته

در سیستم مدیریتی کشور دو خلل بوده است: یا همه را جوان می‌کنند و پیرِ کارکشتهٔ کاربلد با نگاه عمیق و تجربه بالای سر نیست و کارها چکشی و بدون تدبیر پیش می‌رود؛ یا پیش‌تر همه پیر بودند. رهبر فرمود برخی کارکشته‌اند و باید نگه داشت. تجربه بالاتر از علم است و قرآن در مواضع متعدد بر آن گواهی می‌دهد. جوان‌گرایی بدون بهره‌از پیران میدان ناقص است؛ و انحصار پیران نیز. باید معجونی از هر دو باشد.

وجه باطنی انحناء الظهر و رقة القدم

در انحناء الظهر — خمیدگی کمر — طاقت هر باری نمی‌ماند؛ کوله سبک می‌شود و هر باری برنمی‌دارد؛ از جمله بار گناه. وجوه بسیار است و فرصت و حوصلهٔ همه نیست؛ باید اندیشید.

در رقة القدم قدم سست می‌شود؛ دیگر هر جا نمی‌رود. ظاهراً پا یاری نمی‌کند؛ باطناً پای جوانیِ هرزه نیست که هر جا ببرد. هزاران وجه دارد؛ یکی کشف می‌شود و گمان می‌رود همهٔ حقیقت موت فهمیده شده است. جابر جعفی از سی‌هزار سخن گفت؛ در روایتی هفتاد هزار سر از امیرالمؤمنین در سینهٔ جابر از امام باقر بود. وقتی سنگین شد خواست یکی را بگوید؛ حضرت فرمود مطلقاً؛ اگر بنا بود بگویی سر نبود. وقتی دل تنگ شد چاله‌ای بکن و با زمین سخن بگو؛ سرّ در زمین نهادن نیز پیش‌تر گفته شد. امثال شهید حججی و قاسم سلیمانی و فخری‌زاده از نفس مولا که در چاه درد دل کرد نیرو گرفتند:

«هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ» (هود/۶۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست که شما را از زمین پدید آورد.

عمومیت ضعف و زنگ برزخ

صریح آیه آن است که خدا انسان را از ضعف می‌آغازد، به قوت می‌رساند و باز به ضعف بازمی‌گرداند. امام صادق علیه‌السلام این ضعف‌های پدیدآمده در بدن را آلارم الهی می‌خواند: ساعت قیامت صغری نزدیک شده است. برزخ پیش روست؛ غفلت جایز نیست. ازاین‌رو پیران غالباً خشیت می‌یابند و جوانان کمتر؛ مگر جوانی که خوی پیری دارد — خشیت در عنفوان جوانی. محاسن سفید و موی سپید زنان دفع بلا می‌کند چون خشوع می‌آورد؛ فلسفهٔ أرذل العمر افتادگی است نه تحقیر.

استثناها خداییِ خداست: چنان‌که خاک حرام است و تربت حسین مستحب. دیدن جوانِ کم‌سو یا پیرِ راست‌قامت دلیل بطلان قاعده نیست؛ روایات عدد کبر سن را باید با هم جمع کرد و نتیجهٔ کلی گرفت. علامه طباطبایی همین روش را در آیات آموخت.

جاسوسی چشم برای قلب

فرمایش مولا که بصر برید قلب یا عقل است، معیار خودشناسی است. مأموریت جاسوس را امیر می‌دهد؛ امیر چشم، عقل و قلب است. اگر چشم به حرام و لهو می‌دود، حال قلب همان است ولو زبان تسبیح بگوید. سنگینی چشم در پیری ظاهر کم‌سویی است و باطن ترکِ خیانت اعیان و زاویهٔ نگاه. مساجد پر از سالمندانی است که عجز خانه آنان را به بیتوته کشانده؛ نفسشان برکت است، اما آرمان آن است که جوانی به شیوهٔ پیامبری پاک بماند تا پیری پرهیزگاریِ دیرهنگام نباشد.

سرّ و ظرفیت سینه

جابر از هزاران سر سخن گفت؛ ظرفیت سینهٔ ما لبریز می‌شود و می‌خواهیم فاش کنیم. امام فرمود اگر سر است فاش مکن؛ هنگام تنگی دل با زمین سخن بگو. اسرار در ارض نهاده شد و از همان ارض انشا شدیم؛ نفوس پاک از آن سرّ می‌گیرند. شهید حججی و سلیمانی و فخری‌زاده نمونه‌اند. رقة القدم ظاهراً سستی پا و باطناً ترک هرزه‌گردی است؛ کمر خمیده ظاهراً قوز و باطناً سبک‌کردن بار گناه. این وجوه نمونه‌اند نه حصر؛ حقیقت موت هزاران بطن دارد.

سه نشانه در روایت سباح

علامهٔ الکبر ثلاث: کلال البصر، انحناء الظهر، رقة القدم. ظاهر آن‌ها طبی است؛ باطن آن‌ها تربیتی. چشم سنگین یعنی گزیده‌بینی؛ پشت خمیده یعنی ترک بار نامشروع؛ قدم سست یعنی ترک مسیرهای هرزه. کسی که به این آلارم‌ها بی‌اعتنا بماند، أرذل العمر را فقط ذلت بدن می‌بیند نه دعوت به خشوع. لطف خدا آن است که پیش از مالیدن بینی به خاک، زنگ می‌زند.

جوان‌گرایی و پیرِ میدان

خلل مدیریت یا افراط در جوان‌گراییِ بی‌تجربه است یا انحصار پیرانِ فرسوده. رهبر فرمود کارکشتگان را نگه دارید. قرآن تجربه را در مواضع بسیار برتر از علمِ بی‌عمل می‌نهد. معجون جوانِ پرانرژی و پیرِ عمیق، هم در ادارهٔ کشور لازم است هم در سلوک: حرارت جوانی با خشیت پیری؛ وگرنه یا چکشی عمل می‌شود یا رکود می‌آید. مساجد اگر فقط پناهگاه عجز پیری باشند و جوان در آن‌ها تربیت خشیت نبیند، علامت أرذل العمر اجتماعی است نه فرد.

پرسش باقی؛ شکاف چشم امام صادق

سؤالی می‌ماند برای روز بعد: امام صادق چشم آن شکاف را دید یا ندید؛ چون در روایت می‌گوید من آن شکاف را نمی‌بینم. پاسخ از اشارات شیخ‌الرئیس خواهد آمد. ## آمادگی پیش از لحد

أهل‌بیت أرذل العمر را نه برای ترساندن که برای آماده‌کردن گفته‌اند: بینی به خاک مالیدن نزدیک است؛ توبه و سبک‌کردن بار و ترک خیانت چشم و پای هرزه را پیش از زنگ آخرین انجام بده. کسی که این سه نشانه را فقط پیریِ طبی ببیند، لطف هشدار را از دست داده است. فردا پاسخ اشکال شکاف چشم امام صادق از اشارات شیخ‌الرئیس خواهد آمد؛ جمع روایات ظاهر و باطن را نباید شتاب‌زده قطع کرد؛ صبر علمی بخشی از آمادگی موت است. سباح در نقل خود سه علامت را فشرده آورده تا هوشیار شویم؛ تفصیل عدد سن و تعارض‌نماهای ظاهری را باید با احادیث هم‌موضوع جمع کرد، نه آنکه یک روایت را حجتِ نفیِ دیگری گرفت.

ان‌شاءالله عاقبت به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.