د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۵
دارای متن همگام
باب دوم کتاب الموت؛ عنوانِ متنبّه
بحار. کتاب الموت ۳۵
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۴۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## باب دوم کتاب الموت؛ عنوانِ متنبّه
۰:۰۹
اول آیهٔ هفتاد سورهٔ نحل:
۱:۳۵
## آیهٔ پنج حج؛ اگر در ریب بعثاید
۴:۵۵
## دائماً در معرض اماته و احیا
۱۲:۳۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
و بهیم نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
به فضل الهی میریم سراغ باب دوم.
باب دوم از کتاب الموت
بهار مرحوم مجلسی علیه الرحمه.
ابتدا عنوان باب رو عرض کنم که البته این باب خیلی متنبّه کنندهست.
خوبه که پیگیر مباحث این باب باشید.
خیلی تنبّه میاره، بیداری میاره.
از که گوشمونو بپیچونن حواسمون جمع باشه.
عنوانش اینه علامات الكبر و انما بین الستين الى السبعين
معترك المنايا و تفسیر
ارذل العمر. بحث
ارذل العمر رو اون پستترین حالات
زندگی انسان رو که اصطلاحاً بهش میگن خرف شدن، پیر شدن
مطرح میکنه که علامت
زیاد شدن عمره، کبر سنه.
و البته چند تا روایت رو ایشون میاره.
حالا متأسفانه من بعضی از کتابهایی که
شرح دادن مثلا این کتاب الموت رو دیدم
عجیب بود برام که چرا این روایات
اول باب دوم رو نیاوردهاند.
ما صحبت میکنیم دربارهش. فعلاً در مقدمه
مرحوم مجلسی خودش وقتی این عنوان رو میاره دو تا
آیه رو میاره اول بعد میره سراغ روایات.
اول آیهی هفتاد سوره نحل رو بیان میکنه که والله خلقكم
خدا شما رو خلق کرده ثم يتوفاکم سپس
میمیراند شما رو، توفی میکند
همه اون هستی شما که روح شماست رو میگیره.
و منكم خب این مال کساییه که
يتوفاکم عمرشون به سر میرسه و تموم میشه کارشون.
اما یه عدهای هستند و منكم از شما کسایی هستند که
به این زودی نمیمیرن. من
يرد الى ارذل العمر.
اینا رو خدا میکشونه تا اون حالت پستترین حالت عمر.
چگونه است خدایا نشونه اون حالت خرف شدن، پیری،
اون ارذل العمر چیه؟
که یه زمانی اینجا یادمه بر اساس آیه پنج سوره حج که الان بهش میرسیم
ما این رو گفتیم که
عزیزان این آلزایمر که امروز میگن چهارصد سال پیش پیغمبر
تو قرآنش فرموده حالا فکر میکنن هنر کردن.
همینجا داره میفرماید لكي لا
چگونه میشه که شما به ارذل العمر میرسید؟
لا يعلم بعد علم شيء.
هیچ چیزی یادتون نمیاد. همه چی فراموش میشه.
لا يعلم بعد علم شيء.
اونم بعد از این که علومی پیدا کردید، آگاهیهایی داشتید همه میره.
این قدرت نمایی پروردگار عظیم الشئنه.
که ما اصلاً بهش توجه نمیکنیم. فکر میکنیم دیگه نه همینی که هست و
به قدرت خودمون مینازیم
همه رو خدا میگیره که بکشونت--
عرض کردیم دیگه از کرسی تکبر ما رو بکشونه به زیر، به خشوع بکشونه.
بله ان الله عليم قدير.
به به به. همهی اون علیم، اونم شدت چیه؟
شدت علمه. همهی علم پیش خداست.
میدونید در نظام،
در نظام وجود یعنی در عینیت وجود،
یعنی وجود عینی که الان ما درش هستیم خدا علیم یاد میشه.
در اعیان ثابته یا ثغء
ذات حضرت حق یا اون علم خدا، اونجا خدا أعلم.
در ذات غیب الغیوبش چیه؟
در ذات غیب الغیوبش دیگه خدا علمه، عین علمه.
اینجا علیمه و اون
اسمایی که آیات باهاش تموم میشن
مطابق با موضوع آیهاند.
موضوع آیه چی بود؟ این که شما رو میکشونه عدهتون رو زود نمیکشه، میبره به حالت ارذل العمر.
چرا؟ چرا اینطوریه؟
چون عليم قدير.
اولاً همه علم پیش خودشه.
ثانیا قدیر و قدرت نمایی میخواد بکنه.
اصلا نگاه کنی این که هر کسی
یه جوری داره میمیره قدرت نمایی خداست.
همه یه شکل نمیمیرن.
حالا شاید تو حیوانات اینطوری خیلی نباشه ما متوجه نباشیم البته تو اونا هم هست اما خیلی مشهود نیست.
مثل این که حیوانات همه اصلا شبیه به همن.
یه گله گوسفند رو بریز همه شبیه همن.
مگر از رنگش بشه تشخیص داد اونم به سختی.
اما انسان نه، هیچکس عین اون یکی نیست.
همه با هم متفاوته. آیه بعدی که خیلی پر رمز و رازه.
یعنی به واقع جدی دارم میگم
مثل همون روایت باب پنجم، باب
اول روایت چهارم که گفتیم یه، یک سال
میطلب واقعا در برابر هفتصد، این آیه همونطوریه.
آیه پنج سوره حج. يا ايها الناس
حواستون باشه خدا به همه الناس به همه داره
رو میکنه و حرف میزنه. ان كنتم في ريب من البعث
اگر شما تو شکید از این
که یه روزی مبعوث میشید و برانگیخته میشید یعنی فکر میکنید که همین دنیاست و تموم شد و رفت و
زندگی پس از مرگ نیست.
ظاهراً به اونایی که ظاهراً کافرند اما باطناً هم میتونه به ما هم باشه که معتقده،
یعنی خیلی قوی نیست اعتقاداتمون متزلزله.
که اگر باور داشتیم بعد از این مرگی که زندگیای هست شاید اینطوری زندگی نمیکردیم.
بدونید که فانا خلقناکم
ما شما رو خلق کردیم از چی؟
من تراب. این اولین مرحلهی خلق.
این یه دونه. ما شما رو از
خاک، "من تراب". "أبو تراب" به امیرالمؤمنین میگن پدر
خاک. کأنه او پدر خلق، خ-خلایقه.
اگر "إنا فأنا خلقناکم من تراب"
ما را از خاک آفریده و او "أبو تراب" است پس پدر ماست.
یادتونه گفتیم "أبوهم نور وأمهم رحمة".
همه به سمت اون پدر و مادر حرکت میکنیم
هنگام موت. خب این اولیش.
"ثم من نطفة".
حالا اینا رو بعداً الان
تو این جلسه نمیشه جلسه بعد میگیم چه اسراری تو این آیات بعضیش رو عرض میکنیم از تفاسیر.
"ثم من نطفة".
بعد از اینکه شما رو از خاک ایجاد کردیم به مرحله نطفه میرسید که
یک حالا بعضیا گفتن مثلاً مرحوم
اصفهانی در مفرداتش میگه آب، آب کم، آب قلیل، خیلی آب یه قطره مثلاً کمتر از قطره به این میگن نطفة.
"ثم من علقة".
علقه، حالا اینجا خیلی حرفها پیاده کردن.
علقه، حالا خون بسته شده بهش میگن.
چرا؟ چرا علقه؟ یکی از خوشگلترین حرفهایی که اهل
معرفت زدن رو بهتون بگم.
ببینید ما همه بدون استثناء چه خوب چه بد علائقی داریم.
علقههایی داریم. تعلقاتی داریم.
اصلاً موت یکی از مهمترین فلسفه هاش اینه که
بیاد ما رو از تعلقاتمون بکنه.
قبلاً بحث کردیم کسی که
تو برزخ زیاد معطل میشه کسیه که تعلقات زیاد داره.
کسی که کم معطل میشه تعلقاتش کمه.
کسی که اصلاً تعلق نداره به سرعت
برق برزخ رو طی میکنه چون بالاخره باید عالم
مثال رو طی کنه که به عالم عقول برسه.
ولی مثل برق به سرعت برق.
چرا؟ تعلق نداره. پس هر میزان که ما علقه داریم تعلق و وابستگی
در دنیا داریم، همون مقدار توی برزخ گرفتاریم و منتظریم.
اینجا میفرماید خیلی جالبه "ثم من علقة".
اصلاً شما یکپارچه
علقهاید، علاقهاید، دلبستگیید.
منتها اینکه به چی دلبستیم مهمه.
خیلی یه حدیث شریفی رو
حالا این خودش بعداً باید باز بشه.
دیدم خیلی شریف، خیلی شیرین که
دو نفر یهودی اومدن پیش امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام مفصله داستانش
و گفتن آقا جون بهشت کجاست؟
جهنم کجاست؟ بهشت کجاست؟
آتش کجاست؟ امیرالمؤمنین فرمودند که "الجنة
ففي السماء"، تو آسمونه
"والنار وفي الأرض".
آتش یا جهنم تو زمینه.
بهشت تو آسمونه. حالا حضرت استاد علامه طباطبایی علیه الرحمة خیلی شیرین فرمودن این آسمون رو شما بشکاف.
یعنی معرفت،
نور، رحمت، انبساط خاطر،
حسنات، ها علم،
شهادت، شجاعت هرچی که خوبه جنسش از آسمونه.
این بهشتیه. عرض تنگه.
سجین، شدت سجنه.
یعنی مبالغهٔ زندانه.
به شدت تنگه. اصلاً جهنم
از، آ، از، از شود آتش از
ارضه یعنی چی از زمینه؟
یعنی هرچی دل ببندی به این زمین و به ما فیها اونچه که در اینجاست
میشه جهنمت. لذا خیلی عجیب اینجا خدا میفرماید که "ثم من علقة".
اصلاً شما چون قلب دارید و قلب
دایره تعلقات شماست،
باید حواستون جمع باشه که به چی دلبستگی پیدا میکنید.
حرف اول و آخر بعد از موتون اون دلبستگیها میزنه
که حواستون باشه "القلب حرم الله لا تسكن حرم الله غيره".
این در حرم الهی چیزی یاد ندی--
جا ندید جز الله.
که متأسفانه ما همه چی جا دادیم جز الله.
حالا بریم جلوتر. "ثم من مضغة".
چند تا شد؟ خاک،
نطفه، علقه، مضغه چهار تا.
این چهار جلوه خلقت، مرحله خلقت ما.
که حالا مضغه میگن یه گوشته مثل
گوشتی که جویده شده تیکه تیکه است.
بعد چه مضغهای؟
"مضغة مخلقة و غير مخلقة".
یعنی بعضیاشون ناقصاند بعضیاشون کاملاند تو این مرحله.
"لنبين لكم". اینا همش برای چیه؟
که شما رو آگاه کنیم که چی؟
"ونقر في أرحام ما نشاء".
اون چیزی که یعنی مایییم که در ارحام
استقرار میدیم نطفه رو
و طفل رو اون حالا از شود جنین رو.
مایییم که استقرار میدیم. همه رو جالبه که با خودش نسبت بده خدا.
حالا اینو بعداً بحث میکنیم. "الى
أجل مسمّی". تا یه وقت مشخصی.
دست خداست، دست شما نیست.
"ثم نخرجکم طفلاً".
اینم یه مرحله دیگه. اینجا چند تا شد؟
بشماریم خاک، نطفه، علقه، مضغه چهار تا.
حالا شد طفله. مرحله بعدی.
شد چند تا؟ پنج تا. پنجمی مرحله.
"ثم لتبلغوا أشدكم".
بعد شدت میگیرید یعنی بالغ میشید.
اینم مرحله بعد بلوغ. "ومنكم من يتوفى".
اینجا یه، یه عدهتون کارشون تموم میشه و در همون حالت بلوغ یا جوانی
یا میانسالی از دنیا میرن.
اما "ومنكم من يرد إلى".
اینم یه مرحلهست. آخرین مرحله.
"إلى أرقل العمر".
یه عدهای از شما هستن که ما اینا رو نگهشون کارشون داریم.
به حالت "أرقل العمر" پیری، خرف
بودن، می-نگ-میکشونیمشون.
"لكي لا يعلم
من بعد علم شيء". باز همون چیزی که تو سوره نحل بود.
پس همه چی رو فراموش میکنید.
"وتلq أرض خامدة فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزت".
ندیدید وقتی ما آبرو نازل میکنیم زمین خشک یه دفعه،
اِمم، سرسبز میشه.
"وربت وأنبتت".
این نباتات رشد میکنند، نمو میکنند.
"من كل زوج بهيج".
چه شیرین زوج. زوجیت در نباتات هم هست.
نر و مادگی به یک معنا. اینها رو شما نگاه کنید مطمئن شید که بالاخره.
حالا نو-- یه یکی دو تا نکته بگم وقت گذشت
سریع بگم یا یه دونه بگم والا فردا دیگه وقت گذشته.
یکی از مهمترین چیزهایی که اینجا داره میگه چیه؟
آخرین بحثی که پیرامون موت داشتیم اینکه
آنفاً ما در حال اماته و احیا هستیم.
در معرض اماته و احیا هستیم.
به توسط مجاری اون یعنی حضرت
عزرائیل احیا، حضرت عزرائیل اماته.
اینجا ببینید هر مرحله اماته رخ میده،
میری به مرحله بعد احیا رخ میده.
یعنی فقط موت یه دونه نیست در انتهای دنیا.
همه این هفت مرحله
اولش احیا داره انتهاش اماته داره.
یعنی باز نزدیک میشیم به این چی؟
به این حقیقت که دائماً
ما در معرض اماته و احیا ایم و اینم قدرت نمایی حضرت حقه.
لذا آخر اون آیه فرمود چی؟
"إن الله عليم قدير".
قدرت نمایی خداست. چشمامونو باز کنیم به روی قدرت خدا.
از تکبر بیاییم به زیر، به خشوع بیفتیم.
انشاءالله لقاء 好 的 ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد