ددرس‌گفتارها

به این استعین.

السلام علیک ای داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

در روایتی دیدم که از حضرت ابراهیم سؤال قشنگی شده بود.

پرسیده بودند که آقا چقدر خوب می‌شد که شما که پیغمبر خدا هستید قبل از اینکه ما بمیریم خبر می‌دادید، به ما می‌گفتید کِی می‌میرید.

بالاخره شما عالم به غیبید دیگه و موت هم که برای همه‌ست.

الذي خلق الموت والحياة ليبلوكم أیكم أحسن عملا.

برای همه‌تون.

حالا که همه قراره بمیریم و بر اساس اون روایت پنجم از باب اول کتاب الموت، این موت رو خدا جعل کرده، خدا ایجاد کرده در کنار مریضی و فقر که ما رو از تکبر به زیر بکشونه و خاشع کنه.

خب ما هم خیلی شاید آمادگی نداشته باشیم.

اما اگه بدونیم که کِی قراره بمیریم مثلا فردا قراره بمیریم، پس فردا، دور از جون همه‌تون بالاخره آدم آماده‌تر می‌شه دیگه ها.

اینطوریه قاعده.

چقدر قشنگ حضرت ابراهیم جواب دادند.

فرمودند که به شما علامت‌هاش و اعلاماتش بیان نمی‌شه.

شما توجه ندارید.

چگونه؟

فرمودند چطور نمی‌بینی در همسایگانت کسانی مریض می‌شن، حالشون بد می‌شه، به حال نزار می‌افتن یا خبر موت دور و بریا بهت می‌رسه.

این اعلام اینه که تو هم آماده باش.

تو هم آماده باش که نوبت تو هم می‌رسه.

خیلی قشنگ جواب واقعاً دندان شکنیه به قولی.

دهن‌ها رو می‌بنده.

خب این همه در کنار ما چرا ما برای خودمون باور نداریم؟

و اتفاقاً در روایتی دیدم خیلی جالب بود از اهل بیت علیه السلام پیغمبر فرمودند امام صادق صلوات الله علیه فرمودند که کتاب کافی خدا رحمت کنه ما خیلی جوون‌تر بودیم.

حدود شاید بیست سالمون بود.

این دوره کافی رو خوندیم و یه جا تدریس کردیم.

ما که هیچی نمی‌فهمیدیم البته الان پشیمونیم میگیم اون موقع خام بودیم اینا رو کار می‌کردیم اما الان همون درون مایه اون موقع ما رو حفظ کرده.

کافی مرحوم کلینی اولین کتاب四 arbaعه شیعه.

به به به.

که مؤنَن کرد، عنوان‌بندی کرد احادیث رو برای اولین بار از بین چهارصد اصلی که امام صادق از امام صادق و شاگردانش به دستش رسیده بود، از شش هزار و ششصد اصل که قبلاً گفتیم.

جلد سه صفحه دویست و بیست و نه.

فرمود وقتی دیدید یکی مرد رو کنید بهش و بگید حالا یا قبرستون رفتید یا بالاخره خبر رسید.

مثلا دیروز عزیز دل ما حاج حسین آقای قربانی خبر دادن که پدرشون از دنیا رفت و دفن کردن.

روحش شاد.

روح رفتگان هممون شاد.

به پشت سر این شخص رو شنیدید بگید أنتم لنا فَرَطٌ شما زودتر از ما رفتید، پیشی گرفتید و أنا و قطعاً ما إن شاء الله بكم لاحقون.

عجب و انشاالله ما هم به شما ملحقیم.

چقدر ما بدمون میاد از موت.

اما دیگه میگه ما برای خیلی کارها میگیم انشاالله، انشاالله اینطور بشه.

انشاالله.

میگه بهش بگو انشاالله ما هم به شما ملحق می‌شیم که باور کنی.

یعنی باورش خیلی مهمه.

انشاالله ما هم به شما ملحق می‌شیم.

الحاقه.

قراره بریم ملحق شیم.

متأسفانه غفلت بیچاره کرده ما رو.

بیچاره کرده واقعاً.

که حالا این چه برای آدم بد، چه برای خوب، برای هر دو موت خوبه.

توجه داشته باشید.

درسته در روایت چهارم، چهارم عرض کردیم در کتاب الموت که برای مؤمن رحمت و بشارته، برای کافرین و این‌ها عذاب و نقمته، بدبختیه.

اما از این جهت نگاه کنی برای هر دو خیره که مؤمن میره به ثواب کارهاش می‌رسه، در روح و ریحان الهی قرار می‌گیره.

کافر چی؟

دیگه بیشتر از این گناه نکن.

بسه.

یعنی دیگه می‌برنش، قصش می‌کنند.

که انکه عذابش رو دارن کمتر می‌کنند چون هرچی می‌مونه عذابش بیشتر می‌شه.

بازم به یک معنا موت برای کفار هم حتی از این حیث نگاه کنی بازم خوبه.

باز هم رحمت حضرت حقه به یک معنا.

مثل جهنم هم به قول حضرت امام علیه الرحمه چیه؟

رحمت خداست.

تبعیدگاه الهیه.

بسوز تا اصلاح شی، نخالصی‌هات بره.

خدا هم پدر کشتگی با کسی نداره.

در صلح و آشتی دائم با بندگانشه.

همه رو می‌خواد ببره در بهشت نعیم خودش استقرار بده.

اما ماها فرار می‌کنیم.

حواسمون نیست.

در یه روایت قشنگ و شیرینی دیدم که اینو براتون بخونم.

خیلی قشنگه از تفسیر اهل بیت.

حالا سه جا می‌تونید اینو ببینید.

یکی تفسیر اهل بیت جلد شونزده صفحه چهارصد و چهارده، یکی عین اخبار رضا جلد یک صفحه دویست و هفتاد و چهار، یکی هم نور الثقلین.

اینجا نور الثقلین که تفسیر خیلی خوبی‌ست، تفسیر روایی‌ست.

موسی بن جعفر صلوات الله علیهما می‌فرمود که یه شخصی از امام صادق سؤال کرد، پرسید صِفْ لَنا الموتُ آقا جان موت رو برای ما وصف کن.

موت یعنی چی؟

چگونه است؟

توصیف کن.

قال للمؤمن حضرت فرمودند برای مؤمن این شکلیه.

كأَتِيَ بِالرِّيحِ يَشُمُّهُ.

به به به.

فَيَنْعَسُ لِطِيبِهِ.

مثل یه نسیم رحمتی که میاد و این نسیم که میاد دیگه از خوشی این نسیم یه حالت چرت بهش دست میده.

مثل یه چیز شبیه خواب، اینطوری خواب شیرین حالا اینجا خیلی حرف‌ها، حکم‌ها پیاده کردم بماند حالا در حوصله بحثمون نیست.

"و ینقطع تعب و الألم." به به، به هرچی درد و تعب و سختی و رنج داره "ینقطع." منقطع می‌شه تموم شد.

اصلاً اول راحتیه مؤمنه.

آقا من و شما نمی‌خوایم به اول راحتی‌مون برسیم؟

حاج آقا شما چرا اصرار داری ما رو بکشی؟

[خنده] نه یه اصل باورش خیلی مهمه و البته این از شما به دوره دیگه انشاالله از ماها به دوره.

"وللكافرة كلسع الأفاعی" جمع أفعی "ولضغ العقارب." ولی برای کسی که کافره مثل گزیدن مار أفعی‌ها و نیش عقرب‌هاست.

وای وای.

"وأشد قیل وأشد." بلکه شدیدتر از اینه نسبت به مراتبش.

"قيل" گفته شد که حالا با دو مرتبه سؤالشو ادامه داد.

"فإن قوم يقولون أنه أشد من نشر بالمناشر وقرض بالمقاریب ورضخ بالأحجار وتدوير قطب الأرحية على الأحداق." عجب.

یا آقا جون ما از یه قومی شنیدیم که مرگ خیلی بدتر از این حرف‌هاست.

مثل برش با ارّه به برنت اینطوری با حالا بعضی‌ها گفتن ناخن‌گیر بعضی‌ها گفتن قیچی.

تیکه تیکه ات کنن یا مثل مثلاً انگار که با سنگ تو رو بکوبن یا مثل اینکه سنگ اون آسیاب رو در چشمانت بگردونن.

اینطوری شنیدیم.

"قال" حضرت فرمود "كذلك هو على بعض الكافرين." خیلی الحمد لله خداروشکر راحت شدیم.

"والفاجرين." این تازه میگه برای همه کافرین و فاجرین هم اینطوری نیست دیگه اینقدر سخت.

میگه برای بعضی از اون‌هاست.

"ألا ترون منهم" ندیدی "من يعاين تلك الشدائد." ندیدی که این‌ها به این حالت میفتن و این شدت‌ها رو می‌بینن.

"فذلك للذي هو أشد من هذا الأمر." بلکه شدیدتر از اینه.

حالا "عذاب الآخرة فإنه أشد من عذاب الدنيا." حواست باشه آقا جون.

حضرت میگه صبر کن انگار مچ بگیره.

بگو آقا صبر کن.

اینایی که تو داری میگی مال دنیاست.

عذاب آخرت به مراتب، به مراتب سخت‌تر از عذاب دنیاست.

"قيل" دو مرتبه شروع کرد به سؤال.

"فما بالنا نرى كافراً يسهل، يسهل عليه النزع فينتفي وهو يحدث ويضحك ويتكلم وفي المؤمنين أيضاً." آقا جون ما بعضی از کافرین و مؤمنین رو می‌بینیم که این‌ها خیلی راحت "يسهل عليه النزع" اون نزعشون لحظه جون دادنشون خیلی راحته.

چه مؤمن، چه کافر ما اینو دیدیم.

داره حرف می‌زنه به عینه صریح روایته.

"يحدث يضحك." داره می‌خنده یا داره "ويتكلم." داره حرف می‌زنه.

اینا یهو جون میده راحت ظاهراً.

"من يكون كذلك وفي المؤمنين والكافرين." دو مرتبه هم در مؤمن هم در کافر می‌بینیم.

"من يقاسي عند سكرات الموت هذه الشدائد." قیاس می‌کنیم می‌بینیم اوه، اوه چقدر شدید و سخت اینا جون میدن.

چگونه است که ما تو دوتاشون هم می‌بینیم.

هم کافر هم مؤمن.

حالا جواب حضرت.

"وما كان." فرمود "فقال ما كان الراحة للمؤمن هناك فهو تعجيل الثواب." به به.

اگه می‌بینی مؤمن راحت جون داد بدون خدا تعجیل کرده در ثوابش.

اینقدر اینو دوست داره میخواد سریع کارش کنه برسونش به ثوابش.

یعنی انگار گناهی بین او و خدا نیست.

این معنا رو میده.

"وما كان من شديد فتمحيصه." اصل تمحیص که تو قرآن اومده.

"من ذنوبه ليرد الآخرة نقيا نظيفا مستحقا لثواب الأبد لا مانع له دونه وما كان سهل له هناك." حالا می‌فرماید که اگر می‌بینی مؤمنی راحت جون داد به جهت این که خودش کار کرده تسهیل کرده و که اگر شدید جون جون داد چی؟

اگر شدید جون داد باز رحمت خداست که پاکش کنه و اون گناهانی که بین او و خدا هست از بین بره که راحت دیگه بره به ثواب آخرتیش برسه.

در هر حال از لحظه، لحظه‌ای که نفس ناطقه انصراف کامل از بدن میده، لام انصراف می‌کنه و خارج می‌شه دیگه راحتیه مؤمنه.

حالا قبل موت یعنی اون لحظات سكرات چرا سختی‌هایی است به جهت گناهان اما بعدش دیگه راحتیه.

البته بعد برای کافر هم فرمود که "على الكافرة فليوفى أجر حسناته في الدنيا ليرد الآخرة وليس إلا ما يجبا عليه العذاب." اگه می‌بینی کافر راحت جون میده، یه حسناتی داشته، یه خوبی‌هایی بین او و خدا بالاخره بوده.

دست یکیو گرفته اینا ولی کافر بود.

خدا اون لحظه راحت جونشو می‌گیره.

"وما كان من شدة على الكافرة هناك فهو ابتداء عذاب الله." پناه می‌بریم به خدا.

اگه دیدی نه، اون کافر هم داره بد جون میده این دیگه ابتدای عذابشه.

تازه شروع شده.

"و ذلك، ذلك بأن الله عدل لا يظلم." خیالتون راحت.

کلمه آخر.

خدا به عهدی ستم نمی‌کنه.

هرچی که خودت هستی همونی.

اگه الان بهشتی، بهشتی میشی.

اگه الان جهنمی، جهنمی میشی.

انشاالله هممون بهشت بشیم و بهشتی باشیم و با بهشتی‌ها محشور.

عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد