ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 032

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

پرسش از ابراهیم؛ چرا زمان مرگ اعلام نمی‌شود

در روایتی از حضرت ابراهیم علیه‌السلام پرسشی زیبا شده بود. گفته بودند چه نیکو می‌بود که شما پیامبر خدا هستید پیش از مرگ به ما خبر می‌دادید کی می‌میریم؛ شما عالم به غیبید و مرگ برای همه است.

«الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (ملک/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید کدام‌تان نیکوکارترید.

بر اساس روایت پنجم باب اول کتاب الموت، خداوند مرگ را در کنار بیماری و فقر جعل کرده تا تکبر را بشکند و خشوع آورد. بسیاری آمادگی کامل ندارند؛ اگر می‌دانستند فردا یا پس‌فردا هنگام مرگ است، آماده‌تر می‌شدند. قاعده چنین می‌نماید. اما حضرت ابراهیم چه پاسخی دادند؟

فرمودند علامت‌ها و اعلامات مرگ بیان نمی‌شود؛ شما توجه ندارید. چگونه؟ فرمودند آیا در همسایگانت نمی‌بینی کسانی بیمار می‌شوند، حالشان بد می‌شود، به حال نزار می‌افتند، یا خبر مرگ اطرافیان به تو می‌رسد؟ همین اعلام است که تو نیز آماده باش؛ نوبت تو نیز می‌رسد. پاسخی دندان‌شکن که دهان‌ها را می‌بندد. با این همه نشانه در کنار ما، چرا برای خود باور نداریم؟

کافی؛ أنتم لنا فرط و إنا بکم لاحقون

در روایتی از اهل‌بیت — و در کافی مرحوم کلینی، جلد سه، صفحهٔ دویست و بیست و نه — آمده است. کافی نخستین کتاب از کتب اربعهٔ شیعه است که مرحوم کلینی احادیث را برای نخستین بار از میان اصول به‌جامانده از امام صادق و شاگردانش عنوان‌بندی و مؤنن کرد؛ از شش هزار و ششصد اصل که پیش‌تر یاد شده، چهارصد اصل به دست او رسید. استاد یاد می‌کند که حدود بیست‌سالگی دورهٔ کافی را خوانده و جایی تدریس کرده؛ آن روز خام می‌نمود، اما همان درون‌مایه امروز نگاهبان اوست.

فرمودند وقتی دیدید کسی مرد — در قبرستان یا چون خبر رسید — بگویید: أنتم لنا فرطٌ؛ شما زودتر از ما رفتید و پیشی گرفتید؛ و إنا إن‌شاءالله بکم لاحقون؛ و ما نیز ان‌شاءالله به شما ملحق می‌شویم. دیروز عزیز دلمان حاج حسین آقای قربانی خبر دادند پدرشان از دنیا رفت و دفن شد؛ روحش شاد، روح رفتگان همه شاد. به پشت سر چنین کسی همین را باید گفت. چقدر از مرگ بدمان می‌آید؛ اما برای کارهای بسیار «ان‌شاءالله» می‌گوییم. روایت می‌گوید به او بگو ان‌شاءالله ما نیز ملحق می‌شویم تا باور کنی. باور مهم است؛ الحاق در پیش است. متأسفانه غفلت ما را درمانده کرده است.

مرگ برای مؤمن و کافر؛ هر دو از وجهی خیر

توجه باید داشت که مرگ چه برای نیک و چه برای بد، از وجهی خیر است. در روایت چهارم کتاب الموت گفته شد برای مؤمن رحمت و بشارت است و برای کافر عذاب و نقمت. اما از جهتی دیگر برای هر دو خیر است: مؤمن به ثواب کرده‌هایش می‌رسد و در روح و ریحان الهی قرار می‌گیرد؛ کافر دیگر بیش از این گناه نمی‌کند — قطع می‌شود — و عذابش کمتر می‌ماند، زیرا هرچه بیشتر بماند عذابش بیشتر می‌شود. از این حیث حتی برای کفار نیز مرگ رحمت حق است. حضرت امام رحمة‌الله‌علیه جهنم را نیز رحمت می‌دانستند: تبعیدگاه الهی؛ بسوز تا اصلاح شوی و ناخالصی برود. خدا با بندگانش پدرکشتگی ندارد؛ در صلح و آشتی دائم است و همه را به بهشت نعیم می‌خواند؛ این ماییم که می‌گریزیم.

وصف الموت؛ نسیم برای مؤمن، نیش برای کافر

در تفسیر اهل‌بیت (جلد شانزده، صفحهٔ چهارصد و چهارده)، عیون أخبار الرضا (جلد یک، صفحهٔ دویست و هفتاد و چهار) و نور الثقلین روایت زیبایی آمده است. موسی بن جعفر صلوات‌الله‌علیهما می‌فرمود شخصی از امام صادق پرسید: صف لنا الموت؛ مرگ را برای ما وصف کن. قال للمؤمن: کأَتیٍّ بالریح یشمّه فینعس لطیبه؛ برای مؤمن همچون نسیمی است که می‌بوید و از خوشی آن به چرتی شیرین می‌افتد. و ینقطع عنه التعب والألم؛ هر رنج و درد منقطع می‌شود. این آغاز راحتی مؤمن است. آیا نمی‌خواهیم به آغاز راحتی برسیم؟ اصل باور است.

وللکافر کلسع الأفاعی ولدغ العقارب؛ برای کافر همچون گزیدن افعی‌ها و نیش عقرب‌هاست؛ بلکه أشد — شدیدتر — به مراتبش. قیل: فإن قوماً یقولون إنه أشد من نشرٍ بالمناشیر وقرضٍ بالمقاریض ورضخٍ بالأحجار وتدویر قطب الأرحیة علی الأحداق؛ قومی می‌گویند مرگ بدتر از بریدن با اره، تکه‌تکه کردن با قیچی یا ناخن‌گیر، کوبیدن با سنگ، و گرداندن سنگ آسیاب بر چشم است. قال: کذلک هو علی بعض الکافرین والفاجرین؛ چنین است بر بعضی کافران و فاجران، نه بر همه. ألا ترون منهم من یعاین تلک الشدائد؛ آیا نمی‌بینید کسانی از ایشان آن شدت‌ها را می‌بینند؟ فذلک الذی هو أشد من هذا؛ بلکه شدیدتر از این است؛ فإن عذاب الآخرة أشد من عذاب الدنیا. آنچه می‌گویید مربوط به دنیاست؛ عذاب آخرت به مراتب سخت‌تر است.

چرا بعضی آسان و بعضی سخت جان می‌دهند

قیل: فما بالنا نری کافراً یسهل علیه النزع فینتزع وهو یحدث ویضحک ویتکلم، وفی المؤمنین أیضاً من یکون کذلک، وفی المؤمنین والکافرین من یقاسی عند سکرات الموت هذه الشدائد؟ چرا بعضی کافر و مؤمن را می‌بینیم که نزعشان آسان است؛ سخن می‌گویند، می‌خندند، حرف می‌زنند و ناگاه آرام جان می‌دهند؛ و در هر دو گروه کسانی را می‌بینیم که در سکرات سخت جان می‌کنند؟

فقال: ما کان من راحةٍ للمؤمن هناک فهو تعجیل الثواب؛ اگر مؤمن آسان جان داد، خدا در ثوابش تعجیل کرده؛ چنان دوستش دارد که زود به پاداشش برساند؛ گویی گناهی میان او و خدا نمانده. وما کان من شدیدٍ فتمحیصٌ من ذنوبه لیرد الآخرة نقِیاً نظیفاً مستحقاً لثواب الأبد لا مانع له دونه؛ و اگر سخت جان داد، باز رحمت است: تمحیص گناهان تا پاک و نظیف به آخرت رود و مستحق ثواب ابد باشد. اصل تمحیص در قرآن آمده است. از لحظه‌ای که نفس ناطقه انصراف کامل از بدن می‌کند و خارج می‌شود، راحتی مؤمن آغاز می‌شود؛ سختیِ پیش از آن، در سکرات، به جهت گناهان است.

وأما علی الکافر: فما کان من سهولةٍ فلیوفَّی أجر حسناته فی الدنیا لیرد الآخرة ولیس له إلا ما یجب علیه من العذاب؛ اگر کافر آسان جان داد، حسناتی میان او و خدا بوده — دستی گرفته، خیری کرده — و خدا اجر آن را در دنیا تمام می‌کند تا آخرت جز عذاب برایش نماند. وما کان من شدةٍ علی الکافر هناک فهو ابتداء عذاب الله؛ و اگر سخت جان داد، آغاز عذاب الهی است؛ تازه شروع شده. پناه بر خدا.

وذلک بأن الله عدلٌ لا یظلم؛ خدا به کسی ستم نمی‌کند. هرچه هستی همانی: اگر اینک بهشتی‌ای، بهشتی می‌شوی؛ اگر جهنمی، جهنمی. ان‌شاءالله همه بهشت و بهشتی باشیم و با بهشتیان محشور؛ عاقبت به خیر، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

باور به موت؛ از غفلت تا الحاق

غفلت از مرگ نه از کمبود نشانه است و نه از نبود روایت. نشانه‌ها هر روز در همسایگی و خویشاوندی می‌رسد؛ روایات نیز صریح‌اند که موت جعل الهی است برای شکستن کبر. آنچه کم است باور است. از این رو دستور «أنتم لنا فرطٌ و إنا بکم لاحقون» تنها تعزیت زبانی نیست؛ تمرینِ الحاق است. همان‌گونه که در کارهای دنیا «ان‌شاءالله» بر زبان می‌آید، اینجا نیز باید ان‌شاءاللهِ ملحق‌شدن را جدی گفت تا دل بپذیرد که رفتنِ دیگران پیشی‌گرفتن است نه قطعِ رابطه.

در کنار این، دوگانه‌انگاریِ سادهٔ «مرگ خوب / مرگ بد» با متن روایات سازگار نیست. برای مؤمن مرگ رحمت و بشارت است و برای کافر نقمت؛ اما از زاویهٔ قطع گناه و تعجیل ثواب یا تمحیص و وفای حسنات، هر دو سوی ماجرا صورتی از تدبیر عادلانهٔ حق دارد. جهنم نیز در بیان حضرت امام رحمة‌الله‌علیه تبعیدگاه اصلاح است، نه کینهٔ بی‌علت. بدین ترتیب وصف الموت — نسیم برای مؤمن، نیش برای کافر — و تفاوت سکرات آسان و سخت، همگی ذیل یک اصل می‌نشینند: الله عدل لا یظلم؛ هر کس همان می‌شود که اکنون هست.

از لحظهٔ انصراف کامل نفس ناطقه از بدن، راحتی مؤمن قطعی است؛ آنچه پیش از آن در سکرات می‌گذرد تمحیص یا تعجیل است، نه بی‌عدالتی. همین منطق دربارهٔ کافر نیز جاری است: آسانیِ نزع وفای حسنات دنیوی است و سختی‌اش آغاز عذاب، نه ستم. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.