ددرس‌گفتارها

نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

نکته‌ی مهمی که ذیل روایت پنجم از باب اول کتاب الموت باید بگیم، اینجا بحث موت رو که مطرح می‌کنه باید توجه داشته باشیم که ما فقط همین یک موت رو نداریم و البته همونطور که می‌دونید نشئه ملک سایه ملکوته.

همونطور که ملکوت سایه جبروته، همونطور که جبروت سایه لاهوته همینطور برو تا [سرفه] مراتب عالیه.

توجه داشته باشید که هرچی که تو این دنیا می‌بینیم مثلی یا ظل و سایه ایست، جلوه‌ایست، رشحه ایست از آنچه که در مادون مافوق یا در باطن عالم هست.

مثلا ما بدن دنیوی داریم در طول بدن برزخی‌مون.

بدن برزخی‌مون الان هم هست.

همینطوری ابدان داریم، بدن‌ها داریم.

در آیات قرآن هم حتی داریم که اهل ایمان تو بهشت میگن که این چیزی که الان روزی ما شده، اون اطعمه و أشربه ای که در بهشت می‌خورن و اکل و شرب که وجود داره میگن شبیه اونیه که تو دنیا داشتیم.

این نشون میده که حتی اکل و شرب اونجا هم مرتبه‌ی مافوق اینجاست.

یعنی اینجا سایه اونه.

اصل اونجاست.

هرچی میری بالاتر اصله، اینجا فرعشه.

حالا متاسفانه ما چسبیدیم به فرع و اصل رو رها کردیم بماند.

چسبیدیم به ملک، ملکوت رو رها کردیم بماند.

در همه‌ی شعونات این چنین هست.

عرض شود خدمتتون حتی در آسمان و زمین، آسمان و زمینی هم که ما اینجا داریم می‌بینیم شب و روزی هم که اینجا می‌بینیم یک رشحه ایست از اونجا؛ اصل اونجاست.

حیات و موت هم این چنینه.

حتی جهنم و بهشت.

حتی نور و نار.

دنیا نسبت به آخرت تاریکه.

اینجا هم نور داره.

الله نور السماوات والأرض.

اما یک رشحه ایست از اون نور اصلی که اونجاست.

و اشرقت الأرض بنور ربها.

اونجا به نور ربش روشن می‌شه که امامشه.

ای به نور امام.

مرحوم حاج سبزواری عليه الرحمة می‌فرماید اینجا با چه نوری؟

خورشید.

و شمس و وهی ها این شمس رو فرمودن پیغمبره.

اینجا خورشید یک رشحه ای از نور پیغمبره.

همه چی اونجاست.

اینو میخوام عرض کنم.

همه چی اونجاست حتی آتش جهنم هم که حالا چگونه پیغمبر بخواد به ما بفهمونه؟

مثل می‌زنه.

تلك الأمثال نضربها للناس.

قرآن هم می‌فرماید ما ضرب مثل می‌کنیم که مردم بفهمند.

مثل، مثال.

میگه آتش جهنم رو هفتاد بار شستن با آب شستن شد آتش دنیا.

خب چگونه مثال بزنه پیغمبر که ما بفهمیم؟

اینطوریه دیگه.

یا فرمود آتش دنیا رو خدا هفت بار درش دمید شد آتش جهنم که هر بار البته به یک رنگی دراومد آخر سر به رنگ سیاه دراومد.

این‌ها همه معانی‌ای درش نهفته‌ست.

می‌خواد بگه اصل اونجاست‌ها.

حواست باشه‌ها.

حتی بهشت و جهنم هم اینجا ما داریم ازش؟

آیا خیلی موقع‌ها شما نشده یه حالت انبساط خاطر بهت دست میده، شرح صدر بهت دست میده، یه ذوق و شوق خاصی داری، یه سروری، فرحی برت حاکم می‌شه.

این یه رشحه ای از بهشته.

همه با هم رفیقن، همه با هم خوبن.

کس پشت سر کسی غیبت و دروغ و اینو نداره.

زیر آب همگر نمیزنن.

قرآن میگه دیگه آیه آخر سوره مریم باید باشه.

الذين آمنوا وعملوا الصالحات.

این دو تا که اومد، ایمان و عمل صالح سیجعل لهم الرحمن ودا.

یه محبت شدیدی خدا بین این‌ها برقرار می‌کنه.

دیدی تو هیئت‌ها، تو حرم‌ها، تو مساجد، تو مجالس اهل ایمان، اجتماعات علمیه این‌ها چی؟

بهشت بیشتره چشیدن‌ش.

جهنم هم هست وقتی عصبی می‌شی، اعصابت خورد می‌شه، دیدی؟

می‌ریزی به هم.

قیافه‌ت چجوری می‌شه؟

سیاه می‌شه.

اون همون آتش سیاه جهنمه.

و عجیبه که حدیث هم داریم‌ها که غضب این، این عصبیّت از دوزخ، از جهنمه.

یعنی معناش اینه.

مثلا یکی قدیم‌ها عصبانی می‌شد می‌گفت اوه، اوه!

چه جهنمی!

قیافه‌ش شد جهنم، جهنمی شد.

این هم‌ش حساب کتاب داشت.

اصلاً حدیث داریم تب مؤمن دقت کنید چه شیرین.

تب، تب که همه داشتیم دیگه.

داغ می‌شیم.

تب مؤمن حداکثر بهره‌ی مؤمن از جهنمه.

حداکثر ها.

یعنی مؤمن هم از جهنم بهره می‌بره.

تب.

می‌خواد خدا گناه‌هاش رو بریزه آتش جهنم می‌ندازه به جونش.

اما برای مؤمن تبه.

این دیگه حداکثر، حداکثر بهره‌ی مؤمنه.

باز می‌شه چی؟

یه رشحه ای از جهنم دیگه.

اصلاً همه چی اینجا هست اما سایه است.

حالا ما باید تو جمع خودمون بهشت ببینیم یا جهنم؟

باید دائما بهشت ببینیم دیگه.

ماشاالله همه اهل ایمان و اهل انقلاب و اهل ولایت و مسجد و هیئت و تسبیح دست و همه.

چه عرض کنیم؟

داشته باشید تسبیح دستتون باشه مشکلی نداره.

یعنی چی؟

یعنی ما باید الان چکار-- باید بین خودمون ببینیم بهشت رو.

چی جهنمش می‌کنه؟

دروغ، غیبت، آبرو بردن پس حالا همه اینا رو مقدمه چیدم برای چی؟

اینکه بدانین ما حیاتیم که الان دارین یک رشه‌ای از اون حیات کله.

حتی موت.

موتی هم که اینجا اتفاق میفته سایه اون موته.

یعنی ما قراره دوباره بمیریم؟

آقا ما قراره دوباره بعد از موتی که تو دنیا حاصل شد بمیریم؟

بله.

بر اساس چی داری میگی؟

آیه شو براتون بخونم.

آیه سوره غافر آیه یازده شو ب-بخونین.

چقدر آیه قشنگه.

"قالوا" این البته مربوط به اهل دوزخه تو جهنم میگن "قالوا" اینا میگن که "ربنا امتنا اثنتین" تو دو بار ما رو کشتی."امتنا اثنتین" ما رو کشتی."اثنتین" دو بار."واحيينا اثنتين" دو بار ما رو احیا کردی، زنده کردی.

صریح آیه است که داره میگه دو بار ما مردیم، دو بار هم زنده شدیم.

"فاعترفنا" پس حالا بعد از این دو بار "فاعترفنا بذنو بنا" حالا که اینطور شد ما دیگه به گناهامون اعتراف می‌کنیم.

"فهل الی خروج من سبيل" آیا راهی هست خدا ما از این آتش راحت بشیم؟

این داره صریحاً اشاره می‌کنه به اینکه ما دو بار می‌میریم.

حالا اینجا دو بار می‌میریم، دو بار احیا می‌شیم و نظرات متعدد.

بیشتر مفسرین فرمودن دو بار احیا برمی‌گرده احیای اول به ابتدای عالم برزخ.

یعنی ما می‌میریم تازه زنده می‌شیم.

[مکث] احیای دوم برمی‌گرده به ابتدای قیامت.

موت چی؟

گفتن موت اول برمی‌گرده به همین مرگی که ما تو این دنیا بالاخره میاد سراغمون.

موت که بحثش رو داریم.

موت دوم در برزخ، انتهای برزخ، انتهای دو-دنیا موت اول، انتهای برزخ موت دوم که سور دمیده می‌شه حضرت اسرافیل همه می‌میرن به یک معنا و میرن به باطن‌تر از برزخ که می‌شه عالم عقول، ملائکه، مفارقات اینا.

که این خودش نشون میده که [مکث] چقدر آرزو می‌شه برای اونایی که تو جهنم‌ن و تو عذابن که چون آخرش میگن "فهل الی خروج من سبيل" آیا راهی هست ما خارج بشیم؟

چقدر آرزو می‌شه براشون این حالتی که الان ما داریم همین الان اینجا.

ما الان خروج از اون حالтим دیگه، خارجیم.

باز آیات دیگه داریم مثلاً آیه برای اینکه اهمیتش رو بفهمیم و که الان چقدر چه نعمتی غرق درش هستیم و نمی‌دونیم.

تو اون ضیق قرار نگرفتیم هنوز.

اگرم حتی الان تو جهنمیم، سایه جهنمه عزیزم.

شعراء آیه چهل و چهار "هل الی مردٍّ من سبيل" آیا راهی هست من برگردم؟

آیه پنجاه و هشت زمر "لئن ان لي كرهةً فأكون من المحسنين".

ای کاش عمر دیگری بود "كرهةً" دوباره تکرار می‌شد که چی؟

"فأكون من المحسنين" تا من نیکوکار باشم.

اونجا دارن میگن.

خب الان که من جاشو دارم، عده و عدشو دارم، زمانشو مکانشو دارم، موقعیتشو م-- دارم، چرا الان این کارو نکنم؟

دو مرتبه آیه صد و هفت مؤمنون "ربنا اخرجنا منها" خدایا ما رو از اینجا خارج کن."فإن عدنا" اگه اونجا خارج کن ببر دنیا اگه اونجا "فإن عدنا" اگه دوباره ادا مثلاً کار زشت کردیم، ز-- اهل ظلم و ستم بودیم "فإنا ظالمون" دیگه ما قطعاً دیگه ظالمیم.

تو ما رو یه بار دیگه ببر.

دوباره ببر امتحانمون کن.

مؤمنون آیه صد "رب ارجعونه" پروردگار من "ربه" اون کسر زیر ب یعنی ربی.

یعنی پروردگار من.

همه قائل به ربوبیت حضرت حق می‌شن اونجا حتی جهنمیا.

ما رو برگردون.

برای چی؟

"لعلی اعمل صالحاً" یه عمل صالح انجام بدم.

تو رو خدای خود و هرکی دوست داری ما رو برگردون.

الان اینجایی که.

الان اینجایی .

آیه دوازده سجدة "فارجعنا نعمل صالحا".

خدایا ما رو بازگردون تا کار نیک انجام بدیم.

"نعمل صالحا" عمل صالح.

حالا رهبر عزیزمون فرمودن به جانبازای روز خیلی شیرین بود این تذکر ایشون.

فرمودن آرزوی شهادت داشتی؟

خب گمان کن شهید شدی حالا دوباره برگشتی."رب ارجعون".

رجعت برگشتی.

جانبازا شهدا زنده اند.

آقا دوباره بهت مهلت دادن برگشتی.

یا م-- حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه بعد از برگشتن از تشییع عزیزی من کلیپ فیلمشو دیدم.

فرمودن شما گمان کنید جایی که ایشونید الان مردید تموم شده دوباره برتون گردوندن.

گفتن آقا یه فرصت دوباره‌ای بهت دادیم.

بسم الله شروع کنیم.

پس بحث ما چی بود؟

اون موت حالا حالاها ما موت داریم.

حالا بخوایم بحث فلسفی بکنیم که شما هم حوصلشو ندارید که ما دائم در حال اماته و احیا در معرض اماته و احیا ایم.

چرا؟

چون "وكل يومٍ كل يومٍ هو فيه شن" آنفآن خدا داره در من و تو تجلی می‌کنه، ظهور می‌کنه، ظهور حضرت حق شدم من همین الان.

دو مرتبه خدا می‌خواد تجلی جدید کنه، اون ظهور قبلی رفت.

اماته.

موت.

ظهور قبلی رفت.

تجلی جدید، احیای جدید.

آنفآن.

نظام هستی در حال اماته و احیاست.

اما ما خبر نداریم.

خدا داره آنفآن تجلی می‌کنه در جمع موجودات و ظهور حضرت حق شدیم ما اما کاملاً از این بی‌خبریم.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد