د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۳
دارای متن همگام
ابوهن نور و امهن رحمة
بحار. کتاب الموت ۲۳
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۳۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## ابوهن نور و امهن رحمة
۰:۱۲
## رحمانیتِ جهنم و رحیمیتِ بهشت
۰:۳۷
## روح ردت؛ نفس توفی و اخراج
۳:۳۱
## خروجِ نفس؛ ورود به بدنِ برزخی
۷:۴۷
## ساختنِ بدن و جان با عمل و معرفت
۱۱:۰۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
نکتهی دیگری که در ادامه بحث موت باید عرض کنیم
و جالب توجه هست البته
به متن حدیث چهارم از باب اول هم به نوعی برمیگرده.
ما داریم که خب در برگشتمون
به سمت اون جایگاه اصلیمون
فرمودن "ابوهن نور
و امهن رحمه". به یک معنا ما برمیگردیم به سمت پدر و مادرمون.
"ابوهن نور" یعنی پدر اینها نوره.
پدر کی؟ ماها. نوره.
مادر کیه؟ "وامههن رحمه".
مادرشون رحمته. حالا که این که چرا خب پدر نوره که اون ماده اولیه است.
پدر مقام دهش داره، مادر مقام
گیرنده داره و
الولد سر ابی.
فرزند سر پدرشه
و الله نور السماوات والارض
الله هم نور آسمانها و زمینه و اون الله که اسم جامعه در بیرون
مصداقش، مصداق اتمش میشه پیغمبر عزیز عالم، انسان کامل.
که ما قبلاً عرض کردیم ما به همون سمت میریم دیگه.
حالا چرا "امههن رحمه"؟
خب این رحمت
بالاخره مادرشون از رحمته.
یعنی کسی هم که میره به سمت جهنم میره به اسم اسماء جلالی، به سمت اسماء جلالی میره،
نه جمالی، جلال. ذو انتقام،
شدید العقاب، ها؟ قههار.
حالا اینها هم مادرشون رحمته یعنی اینهام به سمت رحمت میرن.
بله. چگونه میگیریم این حرفو؟
اولاً زعیم ما، بزرگ ما
حضرت امام علیه الرحمه
فرمودن که جهنم هم از رحمت خداست.
"یا من سبقت رحمته غضبه".
اصلاً مبنای جهنم هم بر بستر رحمته.
یه تبعیدگاهیه برای آمادهسازی که تصفیه شن برن بهشت.
لذا غالب و اکثر غریب به اتفاق انسانها در نهایت میرن بهشت.
خالدین اونایی که مخلدن یه عده قلیلیان
که حالا بحثش بماند. این
حالا رحمت اینجا این رحمت رحمانیهست یا رحیمیست؟
اینجا که قرآن میفرماید "منهم الا واردها" هیچ کس نیست مگر اینکه وارد جهنم میشه.
یعنی از جهنم میگذریم میریم به بهشت.
پس چون همهگانیه میشه رحمت
رحمانیه. همهگانیه.
جهنم رحمت رحمانیت. رحمته اما رحمانیست.
بهشت رحمت رحیمیست. پس این که
برگشت میکنند به مادرهاشون و مادرهاشون هم رحمته، چ-- حتی اگر به سمت جهنم هم کسی بره داره باز به سمت
مادرش میره. اینو توجه داشته باشید.
لذا فرمودن بارها عرض کردیم
حضرت علامه فرمودن که جهنم
تجلی جلال سید الشهداست.
بهشت تجلی جمال سید الشهداست.
باز برگشت میکنه به انسان کامل.
اما نکتهای که اینجا میخوایم
عرض کنیم با توجه به متن ما عرض کردیم یه نفس داریمها در این برگشت داریم برگشت میکنیم.
یه نفس داریم، یک روح. حالا
این روح برگشت میکنه تکلیف نفس چی میشه بالاخره؟
چون در خصوص روح داشتیم چی؟
"فردت الروح والنور
الى القدرة القدس الاولى". روح خب تکلیفش مشخصه.
اون ماهیت، اون هویت بهتره بگیم، هویت ذاتی ماست که کانال وجودی و ارتباطی ما
از رب به وجودمون به اون رب مطلقه.
اصلاً باید با اون روح بره.
لذا ردت، برمیگرده.
اما نفس چی؟ قصه نفس چی میشه؟
آیا نفس باقی میمونه یا نفس
از بین میره؟ چیه؟ تکلیف نفس چی میشه؟
اون در حقیقت برزخ بین روح و بدن
که از اون شأن، از اون طریق روح بدن رو
مدیریت میکرد دیگه. تعلق روح به بدن رو میگن نفس.
این چی میشه؟ اتفاقاً در یه دعای خیلی شیرینه در کتاب فلاح السائل،
خیلی حضرت استاد توک--
توصیه به همین کتاب میکردن.
فلاح السائل و
نجاح المسائل مرحوم سید ابن طاووسه.
من کتاب رو دارم. خیلی کتاب شیرینیه.
صفحه صد و هفتاد و سهش یه دعایی حضرت-- از حضرت زهرا سلام الله علیها میاره.
کی؟ سید ابن طاووس بزرگ که دیگه رو حرفش بزرگان حرف نمیزدن.
حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در متن دعا یک بخشیشه.
اینچنین عرض میکنن که "وبشرا من کرامتک
قبل ان تتوفی نفسي".
تکلیف نفس مشخص شد. تتوفی.
قرآن هم میفرماید الله-- ان--
اون کسی که هو-- اون کسی که توفی نفس میکنه کیه؟
الله. "يتوفی الانفس حين موتها".
هر کسی میمیره "يتوفی الانفس"
نفسش توفی میشه.
توفی هم یعنی بس-بس-به طور کامل
گرفته میشه. حالا در خصوص نفس حضرت زهرا داره میگه-- بحث چی رو مطرح میکنه؟
توفی رو. بریم جلوتر دو مرتبه باز
بحث نفس رو میگه حضرت زهرا سلام الله علیها.
"وتقبض روحی". عجب!
بحث روح که میشه چه اصطلاحی رو استفاده میکنه بی بی؟
تقبض، قبض. اصلاً قابض الارواح.
حضرت عزرائیل سلام الله علیه از این جهت اسمش قابضه دیگه.
مجری اسم قابض حضرت حقه.
میگیرد روح را. عه، چی رو؟
و تقبض روحی.
روح را قبض میکنه.
روح را به یک معنا میگیره در پنجه خودش "وتسلط ملك الموت على اخراج نفسي"
و اینجا ملك الموت هم قابض الأرواح مسلط میشه بر چی؟
اخراج نفس. حضرت زهرا داره عرض میفرماید به خدا
اخراج نفسي. پس
در خصوص نفس توفی و خروج
استفاده شده. در خصوص روح
قبض و ردت، ارجاع،
گرفتن. این
پیداست که روح دست نمیخوره مستقیماً هر بلایی سرش آوردی همون رد میشه میره،
قبض میشه، تمام میشه.
دیگه هر کاری باهاش کردی همین جا کردی تموم شد.
لذا "الدنيا مزرعة الآخرة".
البته ما تکامل برزخی داریم اما اون تکامل برزخی بر بستر
دنیا اتفاق میافته. در دنیا چه کردی همونه.
و بارها عرض کردیم در برزخ اون صور و اشکالی که ما میبینیم مثل اینکه در خواب صور و اشکالی که میبینیم همش
اون خمیرمایه و ملاتش چیه؟
اون ملکات نفسه، ملکاتی که تو ملکه پی-- عادت، عادات ما.
عادت به چی کردیم؟ اونا صور و اشکال برزخی میشن.
حالا تکلیف نفس چی میشه؟ اینجا میگه خروج،
توفی. یعنی چی؟
یعنی اینکه نمیگه از بین میره.
نفس از بین نمیره، خارج میشه.
ببینید حضرت زهرا عرض میکنه به خدا که على اخراج
نفسي. نفس خارج میشه.
خارج میشه پیداست که وارد هم میشه.
وقتی خارج شد از اینجا به یه جای دیگه وارد میشه.
به کجا وارد میشه؟ از اینجا خارج میشه.
چرا؟ چون دیگه این روح
تعلق به این بدن، به این جسم
خاکی نداره. لذا این خاک
فاسد میشه که بحثش گذشت.
جسد این بدن دنیایی فاسد میشه برمیگرده چرخه طبیعت.
اما آیا اونور ما بدن داریم یا نه؟
اونور فقط روحیم؟ نخیر،
اونورم بدن داریم. اصلا
همین الان هم بدن برزخی ما موجوده.
گوش، اهلش میبینن.
همراه شماست. توجه نفس شما به اون به حداقل رسیده
به این بدن دنیایی داره متوجه میشه نفس.
لذا این رو به کار انداختی.
وقت خواب توجه نفس Nataga از این بدن کم میشه به اون بدن.
همراهته. اون لذا تو خواب با اون بدن میری.
ما بدن برزخی داریم، بدن اخروی داریم، بدن قیامتی،
الی ما شاء الله بدن داریم. در طول همه این بدنها.
اگر روح ما بدن دارد
و قرار است روح برزخی ما، قیامتی ما، اخروی ما، اون بدن رو هم تدبیر کند و مدیریت کند پس لاجرم نفس هم
دارد چون محل
یا اون برزخ بین روح و بدن میشد چی؟
نفس. یعنی از طریق نفس،
روح بدن رو مدیریت میکنه عزیز دلم.
حالا با مهر بازی میکنی نمیدونم این حرفا به دردت نمیخوره بازی میکنی نمیدونم.
این حرفا حرفهای امام صادده. بالاخره هم قراره
معذرت میخوام یقمون کنن.
انشاالله شما رو دیرتر ما رو زودتر.
ولی قراره یقمون کنن. امروز محضر برادر شهیدان طوقانی بودیم تشرف 中 心 مرکز برای ما.
درد و دل میکردن از شهیدشون میگفتن.
گفتم سلام ما رو به شهیداتون دو تا برادر شهیدش برسونید و خواهش کنین ما رو تنها حاجتمون برسونید.
گفت چی؟ گفتم دوست داریم،
دوست داریم اداشو که داریم درمیاریم. دوست داریم با لیاقت،
با شهادت ملحق بشیم به شهدا.
بعد یه جمله خیلی جالبی عجی--
خیلی پرمعنا ایشون گفت و رفت که مثلا علما و بزرگان با-- بالا منبر ما میگن این حرفا رو.
یه حرف حکیمانه فرمود این اوضاع داره
قصههای امروز جامعه کف خیابون داره ثابت میکنه که شهادت دور از دسترس نیست به شرط اینکه پای ولایت بمونی.
خیلی جمله شیرینی گفت.
حالا ما میگم از این جهت میگم زودتر ما دیرتر شما،
یه مقدار خود، خودپسندیم، خودخواهیم، تکخوری که بده اما هستیم چه کنیم؟
دوست داریم زودتر بریم. و این حرفا رو بالاخره اونجا میچشیم که دیگه دیر شد.
نفس هست. بعد تعلق این بدن،
روح تعلقش از این بدن
کنده میشه لذا این بدن فاسد میشه.
حالا اون روح ارواحی که قبلا عرض کردم خیلی بزرگ میشن،
یه تعلقکی، یه چیزکی بین اون روح و این بدن انقدررر
بزرگ شده این بدن مونده هنوز
لذا این بدن هم سالم نگه میدارد.
توجه کردی اون تعلقش دیگه خیلی خیلی خیلی
دیر از بین میره که
جلسات پیش عرض کردیم حداقل حداکثرش دیگه در انتهای هر دوره از رد و فسد این تعلق هم برداشته میشه.
در هر حال اینو حواسمون باشه. بعد این نفس خارج میشه،
خارج میشه دیگه حضرت زهرا داره میفرمایه دیگه شوخی که نداریم.
من بچه طلبه که نمیگم. میفرماید که و
ااا على اخراج نفسي.
نفس خارج میشه میره چی کار کنه؟
برزخ بین چی بشه؟
اون روح ما که تموم شد کارش و رفت با بدن برزخیمون بشه
که اون شکل بدن برزخی رو الان داریم میسازیمش.
بازم دارم عرض میکنم از کتاب انسان در عرف عرفان هزارم بار اینا رو ما بگیم کمه حضرت استاد علامه فرمودن.
ما شکل بدن برزخیمون رو با اعمالمون داریم میسازیم.
داریم میش-- شکل بهش میدیم.
مجسمه سازی هست اینطوری. نفسمون رو اونور،
اون جانمون رو با اعتقادات و معارفمون داریم میسازیم.
خیلی حساسه این دوره از زندگی ما.
چه شکلی داره خود خودتو میسازی.
خودتم خودتو میسازی. با اهدی ما دعوا
نداریم. خودت سرتو میندازی پایین میری سمت بهشت.
خودتم سرتو میندازی پایین میری سمت خدایی نکرده جهنم.
"اقرأ كتابك".
کتاب خودتو خودت بخوان. "کفى بنفسك اليوم عليك حسيب".
خودت کفایت میکنی. اصلا ملائکه نیاز نداره.
به یک معنا حالا بعدا میگیم ملائکه که همون قوای وجودی خودتن.
این چشمت ملکه، گوشت مل--
اون قوای سامعه، باصره.
اینا ملائکه وجودیتن.
اونا که بابا نوعشههای تو هستن.
خودت هرچی هست خودتی.
انشاالله عاقبت ما ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد