بسم الله الرحمن الرحیم.
مال God الصالحین.
السلام علیکم یا اهل بیت نبوه.
سلام علیکم و رحمه الله.
بحث موت بحث بسیار مهم و پیچیدهایست البته.
اطلاعات ما نسبت به موت متاسفانه خیلی ناقصه و بعضا اشتباه.
پیغمبر عزیز عالم فرمودند که إنما تنتقلون من دار إلى دار.
اصلا حقیقت موت این هست که شما را از داری به دار دیگه میبره.
منتقل شدن، انتقاله.
مرگ، موت به معنای فنا و از بین رفتنی نیست.
لذا بسیار پیچیدهست.
اگر ما به احادیث موت رو یه مقدار توش تأمل بیشتری میکنیم، شما هم الحمد لله صبورید خدا خیرتون بده، این رو به نفع هممونه.
حالا دیروز ما برنامه ما اون ده دقیقه بسته شد صحبتمون.
دیروز به جهت اون مهم بودن نکتهی دیروز شد حدود پونزده دقیقه شما اون نجابت رو خرج دادید هیچی نگفتید.
ممنونم ازتون.
تا امروز که دیگه بچهها منبر هم گذاشتن میگه پایین آوردن ما از منبر کار دشواریه.
انشاالله خدا برکت بده.
این مخصوصا این روایت چهارده کتاب ولایت مردم مجلس خیلی کثیر الفروعه عزیزان.
یعنی عرض کردم اهلش هم الان بیست سال باید یک سال با این منبر با این روایت، واقعا چنین هست.
یکی از موهبتهای حضرت حق به نظام هستی و خاصه در مشرق طریقت، اصلا همین نکتهایه است که در این روایت اومده که فرمود و انما فسد الجسد في الدنيا.
جسد تو دنیا فاسد میشه.
حالا بعد ادامهی روایت تو همین روایت میفرماید و یرجع کل کلا.
چه روح و نور برگردند، چه جسم از روح خارج بشه که درستش اینه.
بگیم جسم از روح خارج میشه، نه روح از جسم.
چون جسم در دل روحه.
ما برعکس فکر میکنیم.
چه این اتفاق بیو-- اینجا میفرماید حالا چه جسم باشه، چه روح.
ارجاع به کجاست؟
رجوع جسم به کجاست؟
رجوع روح به کجاست؟
اینجا میفرماید و یرجع کل کلا الی جوهره الاول.
به به.
حالا این جوهره الاول رو اومد که عزیزانی که دیروز پیرامون جوهره ما، اون ابتدا، اون ماده اولیه ما، اون جوهر اول، اون صادر اول، صادر مخصوصین، اون نفس الرحمن، اون برزخ بین حق و خلق [صدای محیط] که نه خلق نه حق نه خالق اینها ما عرض کردیم الان متوجه میشین جوهره روح چی بود؟
اینجا میگه کلا برگشت ما به اونجاست.
که ما دیروز گفتیم این میشه نظام مقدس، فیض مقدس، نه ابتر که علم الهی.
حالا نکته کجاست؟
جسم به کجا برگرده؟
اونم به جوهرش، به اون سه اولیهش که چیه؟
مادهست.
همین مشرق.
باید برگرده.
این جسم نمیشه منتقل بشه به اونور چون اونور عالم مجرداته، اینجا مادهست، اینجا ذی داره، اینجا صعه داره.
اصلا نمیشه این ها.
لذا اینجا باید بدونید از موهبات الهی این فاسد شدنه، اینو میخوام بگم.
این تجزیه شدن و برگشتن به عناصر اولیه از موهبات الهیه که تعبیر دیگهای میگفتن اگر این نبود، همین یه دونه، همین یه دونه موهبت الهی که اینجا امام صادق سلام الله علیه انوشیرین فرموده و رفت رد شده برای اهلش واگذار کرده، نبود.
یعنی قرار بود بدنها نپوسه اصطلاحا، تجزیه نشه.
یا حتی درختها، نباتات، حیوانات اینا فکر کنید تجزیه نمیشدن.
خب؟
وقتی که بدن به اون استعدادش به تمامه به فعلیت رسید، حالا سنش هر جا باشه تمام میشه.
کار تمام میشه.
وقتی این استعدادهاش، اون قوا وجودیش بالفعل شد.
هرچی تو بدن هست فعلیت پیدا کرد، اون قوا ریخت بیرون، تمام میشه رابطه.
روح از بدن جدا شد.
این میخواد اون رو به کمال برسونه.
تمام میشه و روح بدن رو رها میکنه اصطلاحا.
روح جسم رو رها میکنه یا جسم از بدن خارج میشه.
بد-- جسم باید برگرده.
جسم از روح خارج میشه، روح باید برگرده به سمت جوهر اولش که صادر اوله.
جسم باید برگرده به طبیعت.
و اگر این اتفاق نمیافتاد حتی در نباتات، یعنی درخت، درختم وقتی به اون حد کمال خودش رسید میمیره.
درختم میمیره، حیوون هم میمیره، انسان هم میمیره.
اگر اینها تجزیه نمیشدن یک عالم متعفنی داشتیم که اصلا حیات ادامه پیدا نمیکرد.
شما تصور کنید که بدن انسانها الان چقدر ما آدم توی کره زمین مردن، دفن شدن.
دورههای پیشین هم تازه در نظر بگیریم.
هر دوره چند میلیارد آدم ما نمیبینیم.
ألف، ألف دوره امام صادق فرمود دیگه.
ألف، ألف دوره داشتیم و خواهیم داشت.
هزاران دوره.
لایتناهی.
چقدر آدما اومدن، چقدر-- حتی اگر بگیم که به جهت بزرگ شدن روح عدهای عظمت روحیشون و اینو بعدا انشاالله توضیح میدیم در قسمتهای بعدی و تعلق روح به بدن که نه اسمش نفسه.
تعلق روح به بدن که اسمش نفسه.
یعنی میخواد بدن رو مدیریت کنه.
از این جهت کسایی که روحشون قویه یا نفسشون قویه ببین بدنشون رو هم هنوز مدیریت میکنند.
یعنی چی؟
مثل ابن بابویه که قصرش که تخریب شد اومدن بسازن دیدن قصر همین صادقه.
مثل حر، حر تو عراق و خیارانا رفتید قبرشونو که جدیده قبرش اون.
قبلاً خیلی بدی بود ما میرفتیم بد-- خیلی داغون، قدیمی بود، خیلی خشتی و اینا الان تمیز شده.
چرا؟
خب تخریب شده بود قسمتی از قبر داخلش معلوم بود.
باز کردن دیدن بدن سالم حر شهید کربلا تن شهیدیه که سر از تنش جدا نشده بود سر از، سر تو بدن بود راحت اونجا بود.
و حتی دستمال زردی که ابا عبدالله به فیشانش بسته بود هنوز اون halte.
اینو تو تاریخ عراق نوشتن و عجیبه که این دستمال برکی میدونستن تو روایت اومده دستمال آقا بسته کم به از فیشان خون پاشیده بود.
خونی تازه از فیشان حر زد بیرون.
نه، هرچی دستمال بستن نمیشد تا مجبور شدن دوباره همین دستمال امام حسین رو بستن، خون بند.
خب این چی میشه؟
این بزرگ شدن روحه.
خب؟
اگر بگیم اخ، اخ دوره اومده رفته، آدم اومده رفته بدنهای اینها اگر همینجور باقی بمونن در زمین، چقدر انبیا داشتیم، اولیا داشتیم برای ا...
ائمهی پیشین.
ها؟
دورههای پیشین بر اثر، بر اثر رد و فتح تموم شدن این بدنها حتی اینایی هم که روحشون بزرگ شده حتی انبیا اگر روحشون میمونده بدنشون در همین دنیا میمونده باشه چه اتفاقی میفته؟
پس اونا هم بالاخره تجزیه میشن.
اینطوری نیست که حالا بگیم که یه بدنی به جهت عظمت روحش می مونه ولی فوقش تا انتهای دوره خودش می مونه.
یعنی دوره ما تموم شد بالاخره این بدنها تجزیه میشن.
اینه که بعضیا رو میبینی بدنشون بو-- حالا اینا رو من خواهشا با یه احتیاطی میگم چون میره بالاخره تو کانال و رسانهای میشه ولی خوشنامههای قوی براش داریم.
قبلاً هم اینا رو گفتیم زیر برنامه که من راحت میگم.
اگر بعضیا خوش عطر بدنشون، پس یه عطر خاصی دارن.
یا مثلا بدنشون برکت داره.
همین جسمشونا، جسم بدنشون.
زیاد تردد میکنند در محیطهای معنوی.
این بدن هم رز داره.
هر بدنی لیاقت نداره بره حرم سید الشهدا، بره تو هیئت، بره تو مسجد.
این بدنها همین جسمت، روحت که میگه هیچ همین بدن.
این بدن بالاخره از کجاست؟
از عناصر اولیه.
درسته؟
از اون جوهر اول.
اون از کجاست؟
از آب و نان مادره.
یعنی جماد یعنی همین خاک.
"وخلقکم من الارض ثم امراکم فیها" یعنی آیه قرآنه.
ما شما رو انشا کردیم از همین خاک که این خاک چیه؟
چقدر بدنها تو این خاک تجزیه شده؟
اگر اون آب حلال که پدر مادر خوردن شد نطفه من و تو از اضافه از اون خاک گل بدن اولیا، انبیا، مؤمنین بوده.
الطیبات للطيّبين والطّيّبين للطيّبات.
اینا چقدر قابل بررسیه، باز شدن اینا.
اینه که میبینی بدن یکی خاص میشه.
بدن یکی معطره، بدن یکی اصلاً روزی معنویش زیاده.
برعکس یکی بدنش اصلاً حق نداره بیاد تو حرم اهلبیت، حق نداره بیاد تو مسجد، هیئت.
چرا؟
الخبيثات للخبيثين.
یه بار اینجا گفتم یکی خندید.
گفتم ما عاقبت خاک گل کوزهگران خواهیم شد.
درسته؟
این بدن، این جسم ما، روح که، فرار کرد که روح و نور اون برمیگرده به سمت همون جوهر اولیش که صادر اول ما کاری نداریم.
جسم رو میگم.
این هم حساب کتاب داره.
یعنی ما این بدن تجزیه میشه میره تو خاک.
یه درختی همین خاک من و تو رو از ریشه میگیره، عناصری که تو بدن من هست میبره تو خودش میشه میوه.
اون میوه رو یه آدم ب...
بدن میخوره.
میشه نطفه یک آدمی.
یعنی این عناصری که الان تو وجود من از جهت مادی میره میشه تو بدن یکی دیگه.
نه اصلاً از اون گل یکی معذرت میخوام اینجا بود که یکی خندید، کاسه توالت درست میکنه.
یعنی این جسم ما نسبت به اینکه چه میانه تغذیهش بده، آیا میونه حلال خورده یا حرام، این عناصر برمیگردن میرن اگر طیب ان شاء الله اون حلاله با طیبات جمع میشن میره خشت حرم یکی از اولیا خدا بدن میشه.
اما اگر خبيث خبيثش کردی با اون حرام، همه عالم حساب کتاب داره.
میشه چی؟
میشه مثلاً اگر خبيث بوده میره مثلا کاسه توالت یه سلطان مثلاً فلان جا.
چه میدونم.
میشه لباس تن یه آدم کافری.
اینا همش حساب و کتاب داره.
اینهایی که اهل بیت علیهم السلام در روایت آوردن به همین سادگی و رد شدن همش رمز، همش گنوز.
لذا حالا ادامه بحث انشاالله فردا وقت ما گذشت.
حضرت استاد علامه حسن زاده روحش شاد میفرما تمام-- اینو خوب گوش بدین.
تمام روایات اهل بیت حرف به حرفشون رمز و گنوزن، رمزن.
باید عبور کنی از ظاهر به باطنش که ما متاسفانه دستمون کوتاه است.
شاید عاقبتمون خیر باشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله الله