ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.

سلام علیکم و رحمة الله.

نکته خیلی مهمی که باید امروز عرض کنیم البته جای خیلی جرح و تعدیل و بحث زیاد داره اما چون متاسفانه بعضی از شما دوستان بعض-- قبلاً البته این دست صحبت‌ها رو خیلی نمی‌پسندیدید من خیلی روش پا فشاری نمی‌کنم.

برای سهولت فهم از اینجا شروع کنم.

برای اینکه بتونیم اون قسمتی از روایت چهارم باب اول کتاب الموت مرحوم مجلسی رو خوب متوجه بشیم، این نکته رو خوب توجه کنید.

ببینید ما بیرون از خودمون در متن خارج اصطلاحاً اشیایی هستند، موجوداتی هستند.

ما نسبت به این اشیا و موجودات علمی داریم، اطلاعات و آگاهی‌ای داریم حتی در ذهنمون صورت و شکلی از اون اشیا وجود داره.

اون علمی که ما به اشیاء بیرون از متن وجود خودمون، بیرون از ذاتمون داریم، هرچی می‌خواد باشه حتی علمی که به خودمون داریم این‌ها یک صورت‌هایی داره این علوم، این دانسته‌ها، این آگاهی‌ها.

بهش میگن صور علمیه.

چیز عجیبی نیست.

به چی؟

به اون علمی که ما به پیرامونمون و به اشیا داریم.

در علم فلسفه و عرفان‌ها بهش میگن صور علمیه.

چیز عجیبی نیست.

که این صور علمیه در نفس ماست.

در ثقع یعنی اون پناهی و کمون ذات ماست؛ که ما وقتی یک چیزی رو می‌بینیم در مقام مرئی، ما در-- اون مرئی و ما راهی هستیم، ما می‌بینیم چیزی رو، عین اون رو نمی‌بینیم.

ما در خودمون اون رو می‌بینیم.

ما هرچی رو داریم نگاه می‌کنیم نفسمون می‌بینه و نفس ما اون رو نمی‌بینه.

نفس ما در درون خودش داره عکس اون رو می‌بینه.

حالا اینم بحثیه بماند.

پس یک صورتی از علم صور علمیه بهش میگن.

همچین چیزی در خدا هم هست.

در خدا هم پیش از اینکه-- حالا این ما میگیم پیش از اینکه به جهت سهولت فهمه، به ضرب من البيانه و الا پیش و پس نداره.

خدا بوده، کان الله ولم یکن شیء ان-- ولم یکن معه شیء الان کما کان.

الانم اینطوریه.

خدا بود و هست و خواهد بود.

خدا هست و خدایی می‌کنه.

هرچه که هست شؤون حضرت حق هستند.

یعنی نمیشه خدا اسم الباطنش باشه، اسم الظاهرش پیاده نشه.

یعنی چی؟

یعنی خدا بود، خلائق هم بودند.

خلائق در ذات حضرت حق صورت‌هایی دارند.

همین مثالی که در خودمون زدیم.

آیا-- س-سوال، آیا خدا به اشیا علم داره یا نه؟

اصلاً بگو قبل از خلقت، قبل از اینکه خدا ما رو خلق کنه به ما علم داشت یا نه؟

اون علمی که خدا به اشیا به من جمله به ما داره و داشت بهش میگن چی؟

همون صور اشیا، صور علمیه اشیا در ثبع ذات ربوبی.

از این کلمات نترسید.

یعنی در ذات حضرت حق.

که به اون در فلسفه میگن ماهیات، در عرفان میگن اعیان ثابته.

یعنی ما یک عین ثابتی داشتیم در ذات حضرت حق که علم خدا به ما بوده.

نترسیم از این کلمات.

با این جمله متوجه می‌شیم یعنی چی؟

کجا رو داریم می‌زنیم.

علم خدا به ما.

خدا به ما علم داشت دیگه قبل از خلقت.

پس ما قبل از اینکه ظهور پیدا کنیم بر اساس اسم الظاهر خدا، در علم الهی بودیم.

یک صورت علمیه داشتیم در ذات حضرت حق.

درست شد؟

وقتی خلق شدیم یک صورت عینیه پیدا کردیم که الان هستیم.

پس ما یک عین داریم، یک علم.

اینو دارم مقدمه می‌چینم به این نکته‌ای که در این حدیث هست برسیم که چقدر عجیب و شریف این رو بیان کرده امام صادق سلام الله علیه در خصوص حقیقت موت.

و ما داریم به چه سمتی میریم؟

ناگزیریم از فهم این حقایق.

نگیم این حرفا چیه.

اینا حقایقی که از اهل بیت تو روایاتشون ریختن و حکما با ذربین طهارت نفس اینا رو استیضاح کردن به من و شما دارن میگن.

ما داریم به چه سمتی میریم؟

ببینید.

پس ما یک علم داریم، یک عین.

ما در ذات حضرت حق صورت علمیه بودیم، یعنی خدا به ما علم داشت.

بعد که خلق شدیم شدیم صورت عینیه.

تا اینجا.

حالا اون صورت علمیه ما در ذات حضرت حق پیش از خلقت رو که علم خدا به ما بود رو بهش میگن چی؟

عین ثابت که زبان حال ما اونجا تو علم خدا هرچی بوده، خدا همون بلا رو سر ما آورده.

یعنی ما تو علم خدا که بودیم زبان حالمون چی بوده؟

از خدا چی می‌خواستیم؟

کی به دنیا بیاییم؟

پدر مادرمون کی باشه؟

اصلاً مذهب و دینمون چی باشه؟

ربمون کی باشه؟

همه رو اونجا زبان حال ما هرچی بود خدا همون بلا رو سر ما آورد.

به یک معنا اون بهش، بهش میگن عالم زر.

عالم زر یک معناش همونه.

حالا اونجا وقتی که ما در علم حضرت حق بودیم رو بهش میگن فیض اقدس.

این‌ها رو، این کلمات رو در ک-سحف نوریه عرفانیه و حالا فلسفی و عرفانی و حکمی می‌بینید.

فیض اقدس چی شد؟

یعنی ما قبلاً فیض اقدس بودیم یعنی چی؟

یعنی در علم خدا بودیم.

اینو پذیرفتید دیگه.

فیض مقدس چیه؟

وقتی که به صورت عینی درومدیم، یعنی خلق شدیم، یعنی ظهور کرد خدا.

یک شأن از شؤون خدا شد من.

به من میگن عینی، یک وجود عینی.

به این میگن فیض مقدس.

چون اومده به عالم کثرات از اون وحدت خارج شده ضعیف شده.

کثرات اصلاً ضعف می‌گیره.

ضعف داره.

هرچی میری به سمت وحدت و توحید لا اله الا هو، این قدرت می‌گیره، قوت می‌گیره.

مخصوصاً به این کلمات دقت کنین چون میرین رو متن حدیث میگید عجب!

چقدر شیرین اینا رو حضرت دور هم جمع کردن.

قدرت می‌گیره.

به چه سمتی بری؟

به سمت وحدت، توحید.

لا اله الا هو.

لا هو الا هو.

این اش-- این که میگن اسم اعظم به یک معنا اینه، قدرت محضه.

پس متوجه قدرت، جایگاه قدرت، علم خدا به اشیا، صور علمیه.

این که ما اول علم، علم بودیم در ذات حضرت حق، بعد عین شدیم، شدیم و اون فیض اقدس است.

این که الان شدیم فیض مقدس.

که تنزل پیدا کردیم اومدیم.

ان انزلناه فی ليلة القدر.

تنزل پیدا کردیم اومدیم.

که حالا در زیارت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها میگه یا السلام علیک یا ممتحنة.

تا حالا فکر کردید ممتحنة کسی که امتحان پس داده.

کی؟

قبل ای خلقک.

قبل اینکه خلق بشی امتحان پس دادی.

یعنی چی؟

برمی‌گرده به علم خدا.

آیا خدا علم داشت که حضرت زهرا سلام الله علیها عمرش بیسته یا نه؟

داشت یا نه؟

خب یعنی قبل از خلقت دیگه چیز عجیبی نیست.

پس عین علمه.

علمی که خدا به حضرت زهرا داشت در صغری ذات ربوبی بود، به اون میگن صورت علمیه، یعنی فیض اقدس.

وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها اومد به دامن ممکنات و تش-- و خلق شد اصطلاحاً حد پیدا کرد، مقید شد، از اون صورت کلی خارج شد، دیگه شد فیض ورود کرد به عالم فیض مقدس.

جانم.

این علم منظور همون روحی که خدا میده به انسان دیگه.

احسن به شما.

احسن به شما.

شما از ما جلوتری.

بله، بله.

وفخت فیهم الروحی.

ما گفتیم این روح و نور برمی‌گرده.

ردت فردت الروح والنور.

اصلاً تو متن حدیث این الان شما هم دقیقاً درست گفتی.

برمی‌گرده به کی؟

به ذات حضرت حق.

بله.

به یک معنا همون روحه.

به یک معنا نوره.

چرا تجزیه میشن؟

چراشو قبلاً گفتیم.

خستتون نکنم.

بریم سراغ متن حدیث.

ببینید حضرت صادق صلوات الله علیه حقیقت موت رو با توجه به این مطالبی که من مقدمه چیدم چگونه بیان کرده.

اولاً فرمود که فردت الروح والنور.

قبلش که فرمود ترک الجسد.

ترک می‌کنه اون شأن اخروی جسد رو.

و انما فسد الجسد في الدنيا.

جسد تو دنیا می‌مونه فاسد می‌شه.

علتشو هم عرض کردیم چون از نون و آبیه که پدر مادر خوردن نطفه تشکیل شده مال چرخه طبیعته باید اینجا بمونه.

صورت منتبه است، طبیعته.

باید اینجا بمونه.

که به یک معنا صورت شیطانی همونه.

[صدای کشیدن صندلی] صورت منتبه است.

باید بمونه اینجا.

خب بعد چی می‌شه؟

حضرت فرمود فردت الروح والنور.

روح و نور برمی‌گردن.

به کجا برمی‌گردن؟

یعنی وقتی من و شما موت حاصل شد در بارمون، روح و نور از وجود ما جدا میشن، اون دم و شهوت می‌مونن، صورت حیوانی می‌مونه.

این وقتی میره، چی میره؟

روح و نور.

عرض کردیم چرا نـ-- روح و نور دیگه برمی‌گرده به اون اصلیت خلقتمون از تکلم خدا نور، تکلم دوم روح، امتزاج این دو و خلقت خلائق.

حالا وقتی برگشتن به کجا برمی‌گردیم؟

این انتها رو دقت کنید.

الی القدرة.

قدرت.

الان گفتیم چی؟

هرچی میری به سمت وحدت، قدرت ازدیاد پیدا می‌کنه.

میای به سمت کثرت عالم فیض مقدس، کس-کثرات ضعف میاره.

وحدت، وحدت محض، شدت قدرته.

ببینید نکته‌ها رو امام صادق.

الی القدرة.

یعنی ما میریم به سمت وحدت، توحید.

میریم به سمت اون اصلیتمون.

آیا به نظر شما برمی‌گردیم به سمت فیض اقدس یا مقدس؟

ها؟

اقدس؟

یعنی با-- برمی‌گردیم به علم حق؟

ما که دیگه عینیت پیدا کردیم، خارج شدیم از ذات حضرت حق.

حضرت می‌فرماید کجا میرید؟

الی القدرة القدس الاولى.

القدس الاولى.

به سمت فیض، یعنی میرید به عالم، برمی‌گردید به رتبه‌های عالی فیض مقدس، نه اقدس.

اقدس که علم خدا بود، دیگه خارج شدیم.

دیگه میریم به سمت مقدس.

ببین حضرت اینجا مقدس، قدرت بعد مقدس.

قدس الاولى.

الی القدرة القدس الاولى.

یعنی اون ماده اولیه.

حالا ماده اولیه چیه؟

صادر نخستینه.

آخ، آخ، آخ.

دیگه ما چی بگیم از اینجا سرتون درد میاد.

قبلاً البته خیلی چیزا گفتیم حوصله بدیمیا بیشتر بود گفتیم.

صادر اول نفس الرحمن برزخ بین حق و خلقه.

که همه کثرات منتبه són در اون به وجود نوری که پیغمبر عزیز عالم در قوس سعود رفت به مقام صادر اول رسید.

رجا-- لذا همه خلائق شئون وجودی او هستند.

ما میریم به اون سمت.

یعنی داریم میریم به چه سمتی؟

به سمت پیغمبر عزیز عالم که به یک معنا صادر اوله.

یعنی به اون مقام رسید.

حالا که داریم میریم، روح و نور برمی‌گردن به اونجا که الله، دقت کنید جمع‌بندی بحثو.

الله، اینجا خیلی به دردتون می‌خوره.

الله نور السماوات والارض.

ما داریم میریم به اون سمت.

یک نوری از خدا در ما بود که با روح ما میره به سمت خدا.

نور مطلق او بود.

ما نور مقیده ایم.

قیامت یعنی این.

موت یعنی این.

ما برمی‌گردیم نوری که در وجود ما هست با اون نور مطلقی که از اول از خدا جدا شدیم با هم چی میشن؟

قیاس میشن، سنجیده میشن.

نحن موازین القسط.

اون قسط قسط میدیم.

اون سهم ما قسطی که داشتیم از نور وجودی خدا که در اهل بیته، اونجا سنجیده میشه.

آقا شما چند تا قسط گرفتی از نور وجود پیغمبر؟

چند قسط از نور تو وجودته؟

شما چند قسط ماهیانه هرچقدر روزانه آن به آن قسط گرفتی؟

خیلی شدت نوری داری.

در حقیقت روح و نور برمی‌گردن نور ما با نور اهل بیت سنجیده میشه.

اونم که میزانه.

امام معصوم میزان انسان کامله.

چه میزان قسط از نور ولایت گرفتی؟

همون مقدار رتبت معلومه.

حالا نورا چگونه‌اند؟

جهنم هم نور داره.

شب خدا نور داره.

چون الله نور السماوات والأرض.

شب هم تو همین آسمان و زمین هست.

پس شب هم نوره.

منتها نورش کمتره.

ضعیفه.

کمتر از روزه.

چی رو میخوام بگم؟

هرکی یه نوری داره.

نورها رنگ‌هایی دارن.

گوش بده آقا جون.

رو نورها رنگ‌ها دارن.

آدمایی که تو سلسله کار عملیات عرفانی میفتن از این رنگ‌ها تشخیص میدن حال خودشون رو و دیگران رو.

چیز عجیبی نیست.

آدمی که چشم برزخی پیدا میکنه یعنی این نورها رو میبینه.

میبینه نور شما چه شکلیه، میفهمه حالت زبان حالت چگونه است.

من اینا رو سریع براتون بگم.

اولین حالت نور حالا بعضی‌ها گفتن نور سیاه که وقت نفس اماره است.

کسی گرفتار غرق نفس اماره است نورش سیاه.

بعضیا گفتن نه، ارذل یا کبود که آدم نفسانی زندگی میکنه، حیوانی زندگی میکنه.

نگاش کنی نورش کبوده.

بعد یه مقدار روش کار کنه از نفس فاصله بگیره هنوز نفسو نکشته بود، نفس اماره رو.

نه رنگ نورش چه رنگی میشه؟

نورش میشه به، به رنگ سرخ.

یه مقدار رو خودش کار کنه میشه زرد.

یه مقدار کار کنه نفس رو کلاً بکشه میشه سفید.

بعد که دیگه کلاً روح، نور روح ممزوج شد باهاش و اینا میشه نور سبز.

سادات، سبز سادات که میگن سادات به رنگ سبزن.

حالا اینا رو ما تو بحث لا اله الا الله شب جمعه تو کانال بچه ها میذارن.

اینا رو قبلاً توضیح دادیم شب جمعه گذشته.

الان وقت نیست.

بعد بازم هست.

به نظر شما بعد از سبز چه رنگیه؟

نور خورشیدی.

نور خورشیدی که دیگه شدت نوره و شمس با حاء.

اون شمس پیغمبره.

بازم هست؟

کسی از این جلوتر بره بی‌رنگیه دیگه.

که پیغمبر فرمود "لی مع الله وقت لا یصعن فیه ملک مقرب ولا نبیا مرسل".

یه وقتایی من و خدا با همیم که اونجا نه نبی مرسلی‌ست، نه عرض شود ملک مقربی‌ست و لا نبی مرسل.

آیا پیغمبر خودش نبی مرسل بوده یا نه؟

چرا میگه نبی مرسل هم نیست؟

یعنی اصلاً دیگه خدایتی نیست.

هرچه هست حقه.

اونجا بی‌رنگیه.

لا-- فرمود "لیس اندربک صباح و مساء".

اونجا اصلاً دیگه شب و روز معنا نداره.

اونجا هرچه هست حق اون دیگه مقام انسان کامله.

ولی این جمله‌ی آخر.

ما داریم به سمت انسان کامل که پیغمبره برمی‌گردیم.

موت یعنی برگشت به سمت اون شدت نور، اون انسان کامل.

ش-- پس مق-معنای موت میشه، یه جمله از زیارت جامعه بگید شما کجاست؟

کجاست؟

ایاب الخلق الیکم.

تو زیارت جامعه کبیره.

برگشت خلق به سوی شماست.

اصلاً موت یعنی برگشت ما به سمت پیغمبر عزیز عالم.

ان شاء الله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد