ددرس‌گفتارها

اللهم صل على محمد و آل محمد.

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين.

السلام علیک يا داعی الله و رباني آياته.

در ادامه نکاتی که پیرامون روایت دو، روایت چهارم از فصل اول کتاب الموت مرحوم مجلسی برداشت می‌کردیم، وعده داده بودیم که پیرامون روح و نور صحبت کنیم به جهت اینکه در حقیقت موت که اینجا حضرت داره تشریح می‌کنه که موت به چه شکله؟

می‌فرماید فردت.

حالا این ردت رو جلسه پیش توضیح دادیم که پیداست ما اونوری هستیم و دو مرتبه بر می‌گردیم.

چرا فردت روح و نور؟

چرا فقط نگفته روح؟

چرا اضافه کرده نور رو؟

روح و نور بر می‌گردند.

الى القدرة القدس الأولى.

حالا این قدس اولی رو جلسه بعد صحبت کنیم.

فرصت نمی‌شه الان تو این چند دقیقه کوتاه بگیم که چرا روح و نور اینجا بر می‌گردند.

مگر ما یک روح، حالا اون چهار تا روحی که در ما هست و در اهل بیت پنج تا.

در هر حال باید بگه ارواح بر می‌گردند نهایت یا بگه روح به صورت کلی بگه روح بر می‌گرده.

چرا روح و نور؟

این بر می‌گرده به اصل خلقت ما.

اصل خلقت ما از امتزاج روح و نور بوده.

البته ابتدا نوره.

به چه شکلی؟

این روایت خیلی شیرینی‌ست از ابن عباس که سؤال می‌کنه از نبی اکرم اسلام که شما چگونه خلق شدید؟

و حضرت می‌فرماید که ابتدا خدای منان، این روایت رو البته در اصول کافی امام صادق صلوات الله علیه هم دارن.

ولی همه استناد می‌دن به کی؟

به فرمایش رسول خدا.

خیلی شیرینه اینو بدونید که خدای منان اول تکلم می‌کنه.

اراده خلقت که می‌کنه تکلمی می‌کنه.

حالا این چه تکلم یعنی چی تو فلسفه و عرفان حرف‌های زیادی باید در رابطه باهاش زد.

ولی ما هم قبلاً مطالبی رو پیرامون کلمه الله گفتیم و اثبات کردیم که همه ما کلمات الله هستیم و کلمه تامه‌ الهی حجت خداست.

ک- تکلمی خدا می‌کنه از تکلم اولش نور رو خلق می‌کنه.

تکلم دوم روح رو.

بعد این دو رو با هم ممزوج می‌کنه.

امتزاج، مزاج.

اصلاً عالم مزاج داره.

از امتزاج نور و روح یک حقیقتی ایجاد می‌شه که از اون حقیقت نور پیغمبر عزیز عالم خلق می‌شه.

منشق می‌شه.

از انشقاق نور پیغمبر مولامون علی علیه الصلاة والسلام.

اینجا دو دسته روایت داریم.

بعضیا مثل مرحوم مجلسی در چهارده معصومشون می‌فرماین دو مرتبه خدا از نور ذات خودش نور حضرت زهرا سلام الله علیها رو انشا می‌کنه.

بعضیا اکثراً گفتن نه از همین، از همین امتزاجی که نور پیغمبر و امیرالمؤمنین منشق شدن از همین نور، نور فاطمه زهرا سلام الله علیها منشق می‌شه.

انشقاق در نور ایجاد می‌شه در این حقیقت.

اینکه میگه کلهم من نور واحد بر می‌گرده به این نور واحد.

و اینجا باز خیلی شیرین از نور امیرالمؤمنین ابا عبدالله منشق می‌شه.

از نور حضرت فاطمه زهرا، امام حسن مجتبی.

لذا امام حسن فاطمی بود و البته ابا عبدالله صلوات الله علیه روایت می‌فرماید که علوی بود.

هیبت مولا علی صلوات الله علیه درش بود.

لذا فرمودن که وقتی که ابا عبدالله وارد می‌شد در حجره امام حسن صلوات الله علیه جلوی پای ایشون بلند می‌شدن.

سؤال کردن آقا شما برادر بزرگتری چرا جلوی برادر کوچک پا می‌شی؟

می‌فرمود هیبت بابام علی در پیشانی حسینه.

اینا همه رموزن.

و همینطور خلقت خلاصه ادامه پیدا کرد تا اینکه پیغمبر فرمودن که از نور من عرش آفریده شد.

عرش هم باید تعویل بشه.

به یک معنا قدرت حضرت حقه، به یک معنا علم حضرت حقه و اینا.

حالا از نور مولامون علی علیه الصلاة والسلام ملائکه خلق شدن که روایت داریم بیشترین خلق خدا هستند.

ذکر پرواز ملائک یا علی‌ست.

جنس نور، نور مولا علی هستند.

از نور حضرت زهرا سلام الله علیها چی خلق شد؟

آسمان و زمین.

به به، به.

لذا کسی می‌خواد از زمین پل بزنه به آسمون، راهش حضرت زهراست.

حالا از نور امام مجتبی چی خلق شد؟

فرمودن خورشید و ستارگان و کواکب و سیارات و این افلاک و اینا همه.

سبحان الله!

چه خبره، چه عظمت.

النور ابا عبدالله.

به به.

فرمود بهشت و حورالعین.

لذا بهشت بوی حسین می‌ده.

اصلاً کسی وارد بهشت بشه میگه اع من اینجا قبلاً بودم.

اینجا همون کربلائه.

اصلاً کربلا همون بهشت بهشته.

همون کربلائه.

بوش بوی بهشت، بوی کربلائه، بوی کربلا، بوی بهشته.

هر کی بره تو بهشت میگه اینجا کربلائه اصلاً.

حورالعین جنسش، نورش از حسینه صلوات الله علیه.

لذا کسی که حسینی می‌شه اصلاً بهشتیه.

کسی که بهس- بهشتی می‌شه حسینیه.

نمی‌شه کسی بهشتی بشه و حسینی نباشه.

چون از یک جنسن، یک سنخ‌ن، از یک نور واحدن.

اصلاً کسی که به امام حسین رسید یعنی به بهشت رسید.

لذا کسی که حسینی می‌شه شوق به بهشت پیدا می‌کنه.

کسی که شوق به بهشت پیدا کرده قطعاً ریزه خور خوان سفره ابا عبدالله بوده.

اینا با هم ممزوج‌اند.

حالا بحث ما الغرض چی بود؟

اینکه بگیم چرا فردت روح و نور الى القدس الأولى یا الى القدرة القدس الأولى.

چرا روح و نور هر دو با هم بر می‌گردن؟

بر می‌گرده به اصل خلقت ما.

که این دو یک حقیقت بودن با هم ممزوج شدن و از امتزاج این‌ها اهل بیت و از اون‌ها خلائق.

ما کجا قرار گرفتیم؟

فرمود همه اینا که خلق شدن از اضافه گل اون‌ها شیعیان ما، محبین ما خلق شدن.

یعنی دیگه اون صدرن، اون بالای بالان.

یعنی کأن همه دو مرتبه از اضافه گل یعنی از اون جایی که همه اهل بیت به اونجا برگشت می‌کنن از اون گل اضافه گل.

حالا این گل هم باید ازش رد شد، تعویل کرد.

طینت اینجا یعنی چی؟

گل اینجا یعنی چی؟

اون حقیقت کلیه‌ست که تو رو بکشن حب مولا علی از وجودت بیرون نمی‌ره.

چون طیبی، طیبی، پاکی و بر می‌گرده به پدر مادر و نطفهت.

لذا امام صادق بهش گفت یکی آقا من دوستت دارم، فرمود پدر و مادرتو دعا کن.

هی گفت آقا من شما رو دوست دارم.

فرمود من میگم پدر و مادرتو دعا کن.

هی اصرار حضرت فرمود دست نگه دار.

اگر پدر و مادرت ما رو دوست نداشتن، شما هم دوست نداشتید که الطيبات للطيبين والخبيثات للخبيثين.

خبيث با خبيث جمع می‌شه، طيب با طيب.

پدر و مادرتونو دعا کنید.

نصابشون صلوات ختم کنید.

اللهم صل على محمد و آل محمد