یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
خواب برادر مرگ؛ روح و عقل در نوم
در شرح حدیث چهارم از کتاب الموت مرحوم مجلسی، آنجا که گفته شد خواب برادر مرگ است، در تعریف موت به شباهتگیری میان موت و نوم رسیدیم. حدیثی دربارهٔ خواب ارائه شد که سؤالبرانگیز بود. قسمتی از حدیث امام صادق صلواتاللهعلیه:
«فَإِذَا خَرَجَ الرُّوحُ تَبِعَهُ الْعَقْلُ فَإِذَا أَرَى الرُّوحُ شَيْئًا حَفِظَهُ عَلَيْهِ الْعَقْلُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چون روح بیرون رود عقل از پی اوست؛ و چون روح چیزی ببیند عقل آن را برای او نگاه میدارد.
وقتی انسان میخوابد، از چهار روحی که در انسان هست اصل روح و عقل خارج میشوند. آنچه روح ببیند عقل در خزانهٔ حافظه نگه میدارد. اشاره شد که پس اگر کسی از خواب بیدار شود و خوابش یادش نباشد معمولاً — نه یکبار و دوبار با دلایلی خاص — اینگونه است و نقصان عقل دارد. برای برخی این نکته عجیب بود.
سه چیز که عقل را تباه میکند؛ حدیث کاظم به هشام
در تأیید، روایتی از کافی جلد یک صفحهٔ هفده: امام کاظم صلواتاللهعلیه به هشام فرمود هرکس سه چیز را بر سه چیز مسلط کند مانند کسی است که هوای نفسش را در از بین بردن عقلش یاری دهد. پس عقل انسان از بین میرود. آن سه چیست؟ اول: کسی که نور تفکرش را با آرزوهای طولانی خاموش کند؛ انقدر اهل آرزوی طولانی است که اهل تفکر نیست — عقل را ضایع میکند. دوم: کسی که دقایق حکمتش را با حرفهای زیاد تباه کند؛ همواره سخن میگوید و کلام حکمتآمیز درستوحسابی نمیگوید؛ اباطیل میگوید. سوم: کسی که نور عبرت را با خواهشهای نفسانی خاموش کند. گویی هوای نفس را در از بین بردن عقل یاری میرساند. پس عقل با گناه از بین میرود. جای دیگر پیامبر فرمود با هر گناهی بخشی از عقل میرود و دیگر برنمیگردد. در این «برنمیگردد» تأمل کنید.
حدیث داریم مقدستر از عقل خدا خلق نکرده. اگر چیز مقدس و ارزشمندی به کسی بسپارند و هی خیانت کند دوباره میدهند؟ آیهٔ پنجاه و سه سورهٔ نساء:
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا» (نساء/۵۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداوند به شما فرمان میدهد امانتها را به اهلش بازگردانید.
امر خداست که امانت را به اهلش بسپارند؛ اگر اهل نباشد و هی خیانت کند از او میگیرند. عقل نیز امانت الهی در دست ماست. برای برخی سؤال شد مگر میشود؟ یعنی هرکس که معمولاً خوابهایش یادش برود واقعاً نقصان عقل دارد؟ بله. پس اکثر مردم؟ بله؛ تعارف نداریم؛ اکثریت دچار نقصان عقل هستیم؛ چیز عجیبی نیست. آیهٔ صد سورهٔ یونس:
«وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ» (یونس/۱۰۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پلیدی را بر کسانی مینهد که خرد نمیورزند.
کسی که عقل را تعطیل کرده آلودگی بر او وارد میشود؛ اهل تفکر نیست. آلودگی که آمد عقل را از بین میبرد. وقتی عقل ناقص شد، در حدیث امام صادق آنچه روح در خواب مشاهده میکند در خزانهٔ عقل ذخیره میشود؛ پس چون عقل ناقص شد چگونه یادش بیاید وقتی بیدار شد؟ به همین راحتی. قرآن میفرماید اکثرهم لا یعقلون؛ اکثر مردم اهل تعقل نیستند. پس اکثراً گرفتار این موضوعاند. اگر اکثر مردم گرفتار موضوعیاند دلیل ندارد گفته شود مگر میشود؟ همه چنیناند؛ بر باطلاند.
فراموشی خواب از روی حکمت؛ نه نقصان عقل
نکته برای تکمیل: گاه انسان خوابی میبیند و یادش میرود — نه همیشه، برخی مواقع — و این حکمتی دارد؛ بحث نقصان عقل نیست. مانند کسی که توسل به امیرالمؤمنین کرد؛ مداح و ذاکر اهل بیت بود و دوست داشت شعر خود بخواند اما نمیتوانست. توسل کرد و خواب مولا دید؛ مولا دو بیتی القا کرد. وقتی بیدار شد مصرع آخر را فراموش کرد؛ هرچه فکر کرد و گریست نیافت. سرانجام محضر آقای بهجت رسید و تأیید شد. شاگرد آقای بهجت گفته بود عادت اهل بیت چنین است: میخواهند کسی را به جایی برسانند — مثلاً شاعر کنند — نکتهٔ آخر و مصرع آخر را از خزانهٔ عقل و حافظهاش میگیرند تا تا آخر عمر هرچه شعر بگوید دنبال آن مصرع گمشده باشد. این حکمت است؛ ربطی به نقصان عقل ندارد؛ اما به ندرت رخ میدهد.
کمخوابی و پرخوابی؛ قل هو الله و إنا أنزلناه
احتمال دارد اصلاً آدم خواب نبیند. انسانهایی خیلی کم خواب میبینند. چگونه؟ آنان که نفسشان قوی است — علامه حسنزاده علیهالرحمه میفرماید. دستورالعمل: اگر میخواهی خواب نبینی یا کم ببینی سورهٔ قل هو الله را زیاد بخوان. چرا؟ چون سورهٔ وحدت است؛ به عالم وحدت میبرد؛ از واحدیت به احدیت میکشاند که مندمج شدن همهٔ حقایق و کثرات آنجاست؛ حقیقت کلی و مقام جمعالجمع؛ کثرتبردار نیست. خواب دیدن کثرت است. برعکس اگر کسی بخواهد خواب زیاد و خوب ببیند — مرتبط با کثرات — سورهٔ إنا أنزلناه را زیاد بخواند؛ خواب زیاد و خوب میبیند و خوابها تصفیه میشود.
علامه حسنزاده میفرماید اصلاً کسی که نفسش قوی شد اتفاقاً خواب کم میبیند. چرا در خواب ببیند؟ در بیداری میبیند؛ حقایق را در بیداری انکشاف میکند. خواب یعنی از عالم طبیعت پل زدن به عالم مثال یا برزخ وجودی — مثال متصل؛ همان برزخی که ارواح رفتگان در آناند و در درون ما نیز آن مرتبه را داریم. وقتی میخوابیم آنجا میرویم. آنچه آنجا میبینیم و میچشیم و میشنویم حقایقی است که از عالم عقول — رتبهٔ بالاتر — تنزل یافته و میخواهد به نشئهٔ طبیعت برسد؛ اما زودتر در نشئهٔ مثال به آن رسیدهایم و استیفاء میکنیم. هنر آن است که از صور و اشکال خواب عبور کنیم — تعبیر یعنی عبور به حقیقت. این علم مال هرکسی نیست. امید آنکه خدا آگاه کند.
خلاصه: اگر کسی معمولاً خواب میبیند و میفهمد خواب دیده اما معمولاً یادش میرود، دلیل بر نقصان عقل است. دلایل نقصان عقل را امام کاظم در آن سه چیز برشمردند که خلاصهاش گناه و معصیت است. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
پس آنچه در خواب از صور و اشکال دیده میشود باید تعبیر شود؛ یعنی از ظاهر عبور کنند به حقیقتی که از عالم عقول تنزل یافته است. این علم همگانی نیست. و آنکه معمولاً خواب میبیند و معمولاً فراموش میکند، باید در آرزوهای طولانی و پرحرفی و خواهش نفس و گناه خود بنگرد؛ زیرا امام کاظم همان سه راه تباهی عقل را برشمرده که خلاصهاش معصیت است. امید آنکه عقل بهعنوان امانت الهی نگاه داشته شود و عاقبت ختم به خیر گردد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.