د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۵
دارای متن همگام
خواب برادر مرگ؛ روح و عقل در نوم
بحار. کتاب الموت ۱۵
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۹:۳۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## خواب برادر مرگ؛ روح و عقل در نوم
۰:۱۱
## سه چیز که عقل را تباه میکند؛ حدیث کاظم به هشام
۱:۳۱
## کمخوابی و پرخوابی؛ قل هو الله و إنا أنزلناه
۶:۳۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانی آیاته.
دیروز در
شرح حدیث چهارم از کتاب الموت
مرحوم مجلسی در اونجایی که عرض کردیم
خواب برادر مرگه، در تعریف موت رسیدیم به
شباهتگیری بین موت و
نوم یعنی خواب. یه حدیثی رو ارائه دادیم پیرامون
خواب که سؤالبرانگیز شد
و جا هم داشت البته که اون قسمتی از حدیث امام صادق صلوات الله علیه که فرمود:
فإذا خرج الروح تَبِعَهُ العقل فإذا أرى الروح شیئاً حفظه
عليه العقل. وقتی انسان میخوابه
و رو-- اون چهار تا روحی که در انسان هست خود اصل روح
و عقل از انسان خارج میشن،
اونجا گفتیم هرچی که روح ببینه عقل در خزانه
حافظه خودش اینو نگه میداره.
بعد یه اشارهای کردیم که پس اگر کسی از خواب بیدار میشه
خوابش یادش نیست معمولاً.
حالا یه بار دو بار یه دلایلی میتونه داشته باشه که عرض میکنم اونها چیان.
اما نه معمولاً اینجوریه، نه این نقصان عقل داره.
برای بعضیا این خیلی عجیب بود این نکته.
اجازه بدید که در تأیید همین نو-موضوع
یه روایت تقدیم کنم از کافی جلد یک صفحه هفده.
اینو امام کاظم صلوات الله علیه به
هوشام فرمودن که
هر کسی که سه چیز رو
مسلط کنه بر سه چیز،
سه چیز رو بر سه چیز تسلط بده،
این مثل کسیه که هوای نفسش رو از،
دقت کنید اینجا، هوای نفسش رو در از بین بردن عقلش یاری بده.
از بین بردن چی؟ عقلش.
پس عقل انسان از بین میره.
اون حالا سه تا چیز چیه؟
فرمود کسی که نور تفکرش رو با آرزوهای طولانی خاموش کنه.
انقدر اهل آرزوهای طولانی هستن، اهل تفکر نیست.
این عقل رو ضایع میکنه. دو، کسی که دقایق حکمتش رو با حرفهای زیادی نهی میکنه.
همش حرف میزنه. یه چهار تا کلام حکمتآمیز و درست و حسابی نمیگه.
اباطیل میگه، چرت و پرت میگه.
سه، فرمود کسی که نور عبرت را با خواهشهای نفسانی خاموش کنه.
گویی که هوای نفسش را در از بین بردن عقلش یاری میرساند.
پس عقل از بین میره.
با چی؟ با گناه. یه جای دیگه هم یه حدیثی هست
که پیغمبر فرمود با هر گناهی بخشی از عقل شما میره
و دیگه برنمیگرده. در این دیگه برنمیگردش تأمل کنید.
چرا؟ خب حدیث داریم مقدستر از عقل خدا خلق نکرده.
شما اگر یک چیز مقدس و ارزشمندی رو دست کسی بدی هی خیانت کنه دوباره میدی؟
خدا وکیلی میدی؟ من و شما میدیم که خدا بده؟
اتفاقاً آیه پنجاه و سه سوره نساء همین رو میگه.
فرمود إن الله يأمركم
أن تؤدوا الأمانات إلى
أهلها. اصلاً امر خداست که امانت رو بسپر به کسی که اهلشه.
اگر کسی اهلش نیست،
هی خیانت در امانت میکنه ازش میگیرن، اخذ میکنند.
عقل هم امانت الهیه دست ماست.
اتفاقاً آیه صد، آخه برای بعضیا سؤال شد آخه مگه میشه؟
یعنی مثلاً هر کسی که کلاً خواباش هی یادش میره یعنی واقعاً
نقصان عقل. گفتم بله. گفت پس اینطوری باشه که همه مردم، خب بله
تعارف نداریم. یعنی اکثریت ما دچار نقصان عقل هستیم.
چیز عجیبی نیست. آیه صد سوره یونس رو چند بار با هم خوندیم.
اون بخش اخ-- انتهایش که یجعل الرجس،
یجعل الرجس، الرجس
ناپاکی رو یجعل الرجس على الذي لا يعقل.
کسی که عقلش رو تعطیل کرده
آلودگی براش وارد میشه.
یعنی اصلاً اهل تفکر نیست.
بعد آلودگی که اومد میزنه عقل رو از بین میبره.
عقل از بین رفت. اینجا شما خودتون بفرمایید وقتی عقل ناقص شد، از بین رفت، یه بخشیش با گناه رفت.
توی این حدیث امام صادق میفرماید آنچه که روح در خواب مشاهده میکنه کجا ذخیره میشه؟
تو خزانه عقل. خب وقتی عقل ناقص شد
چگونه یادش بیاد وقتی بیدار شد؟
ببینید به همین راحتی میشه اینها رو مفت-- متوجه شد.
بله اکثرهم لا يعقلون.
اکثر مردم قرآن میفرماید اهل تعقل نیستند.
پس اکثراً دش-- گرفتار این موضوع هستند.
دلیل نداره اگر اکثر مردم گرفتار یه موضوعی هستند بگیم مگه میشه؟
همه اینطورین. خب باشن. خب به باطلان دیگه.
اما اینم-- نکتهام برای اینکه تکمیل بشه بحث ما توجه داشته باشید.
گاهی اوقات هستش که انسان
خوابی رو میبینه و یادش میره.
این البته همیشه نیست، بعضی از موقعهاست.
این حکمتی درشه.
یعنی بحث نقصان عقل نیست.
چطور؟ مثل کسی که
مثلاً من سراغ دارم کسی رو که
توسل به امیرالمؤمنین صلوات الله عليه کرد.
مداح و ذاکر اهل بیت بود. دوست داشت شعرهای خودشو بخونه.
نمیتونست شعر بخ-- بگه. حالا توسل به امیرالمؤمنین کرد و خواب مولا علی علیه الصلاة والسلام دید.
مولا تو خواب دو-- یه دو بیتی به ایشون
فرمودن، القا کردن.
ایشون وقتی بیدار شد مصرع آخر دو بیتی رو یادش رفت.
هرچی فکر کرد داشت و
خیلی گریه میکرد که مثلاً اینو پیدا کنه.
آخر محضر آقای بهجت رسیده بود و
ایشون تأیید کرده بود و بعد شاگرد آقای بهجت فرموده بودند که اصلاً این عادت اهل بیت این چنینه
میخوان یه کسی رو به یه جایی برسن مثلا شاعرش کنن، اون
نکتهی آخر، کلمهی آخر، مصرع آخر رو از ذهنش، از عقل، از اون خز-خزانهی عقلش، حافظهش
میگیرن که چی؟
تا آخر عمرش هرچی شعر داره میگه دنبال اون مصرع گمشدهست.
این باز حکمته. این دیگه ربطی به نقصان عقل نداره.
اما خب به ندرت اتفاق میفته این موضوع.
یه نکتهی دیگه هم بگیم باز بحث کاملتر بشه.
احتمال داره اصلا آدم خواب نبینه.
میشه؟ بله.
میشه. انسانهایی خیلی خواب کم ببینه یا بخوابه.
چ-چطور میشه که اینطور بشه؟
حالا بعضیا خوشحال شدن، خوششون اومد گفتن ما حتما از این نوع هستیم.
اونهایی که نفسشون قویه.
اینو حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه میگه آقا محسن شما به خودت نگیر.
میفرماید بعضیا نفسشون قویه
مثلا دستورالعمل داریم.
شما میخوای خواب نبینی یا کم ببینی؟
سوره قل هوالله رو زیاد بخون.
چرا وقتی قل هوالله رو زیاد بخونی خواب کم میبینی؟
چرا؟ چون سورهی وحدت دیگه.
میبرت تو عالم وحدت.
از واحدیت میکشاند به اهدیهست
که مح-- مندمج شدن همهی حقایق و کثرات در اونجاست.
یعنی یک حقیقت کلیست.
مقام جمع الجمعه. کثرت بردار نیست.
خواب دیدن کثرته،
کثراته. حالا برعکس
اگر کسی بخواد خواب زیاد ببینه اما خواب خوب ببینه، خواب زیاد ببینه
یعنی مرتبط باشه با کثرات.
چه surه ای رو بخونه؟ سوره انا انزلناه رو زیاد بخونه.
خواب زیاد میبینه، خوابهای خوب هم میبینه.
تصفیه میشه خوابهاش. پس اینها همه
نشانه است که بعد حضرت علامه حسن زاده میفرماید اصلا
کسی که نفسش قوی شد اتفاقا خواب کم میبینه.
چرا؟ برای چی تو خواب ببینه؟ تو بیداری میبینه.
حقایق رو انکشاف میکنه در بیداری.
برای چی خا-- تو خواب ببینه؟ خواب
رفته تو از عالم طبیعت، از نشئه طبیعت
پل زده رفته ورود کرده به عالم
مثال یا برزخ وجودیش.
مثال متصل. همون برزخی که الان ارواح رفتگان ما هستن
در درون ما هم اون عالم رو داریم.
اون رتبه و اون مرتبه رو داریم.
بهش میگن عالم مثال یا برزخ وجودی.
وقتی ما میخوابیم میریم اونجا. آنچه که ما اونجا میبینیم، میچشیم،
میشنویم اینا همه حقایقیاند که از عالم
عقول و یعنی یه رتبه بالاتر تنزل پیدا کردن، اومدن میخوان برسن به نشئه طبیعت.
اما ما زودتر بهشون رسیدیم.
تو نشئه مثال یا برزخ رسیدیم.
اونا رو استیاد میکنیم. بعد این هنر ماست که از اون صور و اشکالی که در برزخ وجودیمون یعنی در عالم خواب میبینیم
عبور کنیم. تعبیر که میگن یعنی،
عبور کنیم به اون حقیقت.
این ظاهری که من تو خواب صور و اشکالی که دیدم میخواد از چه
حکایت کنه؟ اون دیگه علمیست که مال هرکسی هم نیست.
انشاالله خدا ما رو آگاه کنه. پس خلاصه چی شد؟
اینکه اگر کسی معمولا
خواب میبینه، میفهمه خواب دید
معمولا اینطوریه. نه یکی دو بار و خوابش یادش میره دلیل بر نقصان در عقلشه.
دلایل نقصان عقل رو هم امام کاظم در اون سه چیز برشمردن که خلاصهش میشه گناه و معصیت.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على
محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد