بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته سلام علیکم و رحمة الله.
نکتهی دیگری که در حدیث چهارم باب اول کتاب الموت هست توجه به این قسمت هست که "و ذالک انه یفرق بین الارواح والجسد".
وقتی که موت اتفاق میفته، عرض کردیم بر اساس این روایت شریف [نفس عمیق] شأن اخروی از شأن دنیوی جدا میشن و اینجا حضرت می فرمایند تفرق حاصل میشه.
جدایی حاصل میشه.
بین چی؟
بین الارواح والجسد.
جالبه که اینجا حضرت روح رو جمع آورده، جسد رو مفرد.
یه بار دیگه می خونم ببینید "و ذالک انه یفرق بین الارواح والجسد".
مگه ما چند تا روح داریم که اینجا حضرت روح رو جمع آورده؟
آیا ما چند تا روح داریم؟
حتما چند تا روح داریم که امام صادق صلی الله علیه اینجا فرموده ارواح در کنار جسد.
بر اساس روایات، خب ما حداقل چهار تا روح درمون صد درصد اثبات شده که تو روایات هست.
ما چهار تا روح داریم.
یکیش رو فرمودن روح الشهوه هست.
دیگرش روح القوة.
سومیش روح الحياة، چهارمیش هم روح الإيمان و همهی اینها هم تعریف شدن.
حالا ما در اون مقام نیستیم که اینها رو بخوایم تعریف کنیم.
اینها چهار تا روحیاند که در ما هست.
حالا اهل بیت علیهم الصلاة و السلام پنج تا روح دارن.
اونا چهار تا ندارن.
اونها روح القدس یا اون روح اعظم رو هم دارن.
یعنی تأیید شدهی به روح القدس یا روح اعظمند که تنزل الملائكة و الروح، اون روح اعظم که ماه مبارک رمضان دربارهش چند جلسه سخن گفتیم حقیقت اون روح چیه؟
اون روح فاطمی.
که حالا کاری نداریم.
پس این چهار تا روح حداقل در ما هست که حالا هر کدوم کارکرد خاصی دارن.
اتفاقاً در یه حدیثی که در همین بحار اومده امام صادق صلی الله علیه می فرمایند بین الجسد على أربعة أشیا-- بنی الجسد على أربعة أشیا.
جسد بنا شده بر چهار چیز.
همین چهار تا روحاند.
حضرت می فرمایند که الروح و العقل و الدم و النفس.
خود اصل روح که از اون روح اعظم ناشی میشه یعنی شأنی از شؤون اون روحه و خود عقل که مقدسترین چیزیست که خدا خلق کرده.
دم که خونه و خود نفس.
حضرت فرمودند "فإذا خرج الروح تبعه العقل".
دقت کنید اینجا خیلی جالبه این نکته.
وقتی که روح خارج شد عقل هم ازش تبعیت میکنه.
یعنی تا روح خارج بشه عقل هم باهاش خارج میشه.
خب، فإذا أرأ الروح هر چیزی رو که روح ببینه شی-- أرأ الروح شیئاً حفظه عليه العقل.
عقل حفظش میکنه مثل قوهی حافظهست.
هر طرف، یعنی شما چه در بعد از موت حالا اون موت اجباری بگیم یا هرچی یا همین مو-- چیزی که شبیه به موته یعنی خواب.
روح وقتی خارج شد عقل هم به تبعش میره.
هرچی روح ببینه عقل حفظش میکنه.
پس یه نتیجه.
حالا نتیجههای زیادی از این روایت میشه گرفت.
ما خیلی نمیخوایم وقتتون بگیریم.
کسی اگر از خواب بیدار شد یادش رفت خوابش رو، معلومه که مشکل عقلی داره.
اینو حواسمون باشه یعنی عقلش مشکلاتی داره.
حالا چه مشکلاتی داره باید روش بحث کرد.
جاهاش الان نیست.
و بقیت دم و نفس.
چی باقی میمونه تو جسد؟
نفس و دم، خون.
این دو تا باقی میمونن.
نفس که باید بمونه که اگه نمونه که حالا جالبه که اینجا مرحوم مجلسی به فرمایش بعضی از بزرگان یه اشتباهی کرده اینجا.
در شرحی که خود مرحوم مجلسی در بحار ذیل این حدیث آورده، این حدیث رو فرموده بر موت اطلاق کرده.
فرموده منظور موته.
اگه موت باشه چرا فرموده که خون و نفس میمونن تو جسد؟
اون دو تا میرن و اینجا اشتباهه.
نه، این مال زمان خواب انسانه.
که اون دو تا روح میرن، روح اصلی و روح عقل خارج میشن.
عقل هم میره کمکش که هرچی دیدی با-- رؤیت کردی با روحت، اون حفظش کنه تو قوهی حافظت، تو مخزن وجودیت و در مکمن وجودیت.
اما اون دو تا خون و نفس میمونن که تو زنده بمونی.
نفس اصلاً چیه؟
چرا بهش میگن نفس؟
یکی از شؤون نفس ناطقه است.
یکی از شؤون همون روحه.
چرا؟
منزلهایست، به منزلهایست که مرتبهای از وجود است که اون روح شما تدبیر میکنه جسمت رو.
یعنی هنوز تو قوای وجودی در جسمت دارن کار میکنن دیگه.
هنوز نمردی که، خوابی.
لذا باید نفس باشه.
نفس برزخه.
وساطت بین روح و بدنه.
تدبیر کننده است.
نگاه به پایین داره از مافوق به پایین توجه میکنه.
این توجه چیه؟
تربیتی، پرورشیه.
نه نگاه بالا به پایین بعضی از مسئولین و مدیران ما.
این که آدمو اذیت میکنه.
بعضیا نگاشون بدجوری بالا به پایینه.
فکر میکنن چون مدیر شدن، چون مسئول شدن، چون مدیر کل شدن، چه میدونم، چون لباس پیغمبر مثلا تن کردن یا مثلا این دیگه مثلا نگاه بالا به-- نه اینا که آسیبزننده است به همه و خودشون.
نه این نگاه بالا به پایین پرورشدهندهست.
خیلی جالبه که قابلتوجهه.
اون هر کسی که ظاهراً جایگاه بالاتری از دیگران داره باید نگاهش پرورشدهنده باشه.
مثل پدر باشه، مثل مادر باشه.
پرورش بده نیروهاشو، زیردستشو.
حالا اینجا حرفهای زیادی است بماند.
اتفاقاً یه حدیث دیگهای هم هست که خیلی اینم شیرینه براتون بخونم.
جالبه که همین رو تصریح میکنه.
پیرامون آیه چهل و دو زمره.
این فرمایش رو اصلاً امام موسی کاظم ذیل همین آیه بیان کردن.
ذیل همین آیهای که الان میخونم.
در چندین درس شرح فصوص علامه حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه بارها ازشون من شنیدم که پیرامون این آیه سخن گفتن.
چقدر این آیه رو باز کردن در چند-چندین جلسه شیرین و خوش.
میتونید رجوع کنید.
مثلاً در جلسه صد و شصت و هفت حضرت استاد به این نکته اشاره کردن در شرح فصوص.
حالا آیه چیه؟
"الله یتوفی الانفس حين موتها".
وقتی که موت اتفاق میافته الله توفی میکنه به صورت کامل.
چی رو؟
أنفس، اون جانها رو.
حالا اینجا سؤال پیش میاد پس جبر-- حضرت عزرائیل اینجا چیکار است؟
که واسطه موته.
اگه خدا "الله يتوفی الانفس حين موتها" حضرت عزرائیل اینجا چیکار است؟
جواب برمیگرده به همون توحید صمدی که یک وجود است.
یک حقیقت در عالم جاری است و خداست و خدایی میکنه.
اینها شعون وجودی او هستند.
اتوار وجودی او هستند.
مثل شما که یک وجود واحدی، طورهای مختلف داری، قوای مختلف داری که این قوای وجودی تو همون ملائکه الله وجودته.
خب دیگه چی؟
اینجا فقط خدا توفی میکنه؟
نه خیر.
ادامشو ببینید.
"ولم-- والتي لم تمت في منامها".
منامها.
در چی؟
خوابش.
و کسی هم که "لم تمت" نمرده.
ولی تو چیه؟
"في منامها" تو خوابشه.
یعنی چی؟
یعنی در خواب هم چیزی شبیه مرگ اتفاق میفته.
شبیه موت.
اینه که میگن ان النوم اخ الموت از این، از این آیات گرفته شده دیگه.
که حالا ما وقتی از خواب بیدار میشیم دنبال تعبیر اونچه میگردیم که در اون عالم مثال متصل خودمون دیدیم.
یعنی برزخ وجودیمون دیدیم.
دنبال تعبیرهای اون میگردیم.
حقایقی از عالم بالا تنزل پیدا کرده از عالم عقول اومده رسیده به عالم مثال.
ما رفتیم تو اون عالم دیدیم.
دیگه آدم باید عبور کنه از ظاهر اون صور و اشكال به باطنش.
وقتی هم که موت اتفاق میافته همینه.
ما از این دنیا میریم دنبال چی میگردیم؟
بگید.
دنبال تعبیر اون چیزهایی که دیدیم، این چیزهایی که اتفاق افتاد تو این دنیا برامون مثل یه خوابی بود.
انگار الان داریم خواب میبینیم و الان دنبال تعبیرشیم.
باید اینجا حالا صور و اشكالی که اونجا میبینیم پایهریزیش تخمگذاریش تو همین دنیا شکل گرفته.
پس خستهتون نکنم این رو، این آیه بسیار زیبا که بعد ادامه میده "فيمسك التي قضي عليها الموت ويرسل الاخرى الى اجل مسمی".
این هست تا اون اجل مسمی رخ بده.
اینجا وقتی موت اتفاق میافته هم اینجا میفرماید "الله يتوفی الانفس".
خدا میگیره جانها رو.
خدا اینجا چی رو میگیره که هنوز موت ااا تمام شده نیست؟
شبیه به موته.
روح و عقل رو میگیره.
خون و نفس باقی میمونن.
حدیثی که ذیل این آیه است بگو و السلام.
به به، به به.
امام کاظم فرمودن.
جلد پنجاه و هشت همین بحار صفحه چهل و سه میتونین این حدیث رو کاملشو ببینید.
ذیل همین آیه.
حضرت فرمودن "انما يسير اليه ارواح".
ببینید "ارواح" جمع بسته.
"ارواح العقول فاما ارواح الحیاة فانها في الابدان لا یخرج الا بالموت".
میفرماید اون روح، روحها، ارواح که در حقیقت مؤید عقلم و عقلم در کنار اوناست.
به یک معنا عقل اصلاً مؤید اونهاست.
اینها میرن.
ببینید "ارواح العقول" اینا میرن "يسير اليه".
میرن به سمت چی؟
"الله يتوفی الانفس" دیگه.
میرن.
"فاما ارواح الحیاة" روحهای حیات باز جمع بسته.
اینا چی میشن؟
"فانها في الابدان".
اینا تو بدن میمونن.
"لا يخرج الا بالموت".
فقط وقت موت خارج میشن.
اونا چیان؟
طبق روایات همون نفسه و همون دم یعنی خون.
اونام دیگه گرفته میشن.
یه شباهتی بود بین خواب و بیداری.
خوبه اینها رو ما بدونیم.
انشاءالله عاقبتمون ختم به خیر باشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد