ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 014

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ارواح جمع و جسد مفرد

نکتهٔ دیگر حدیث چهارم باب اول کتاب الموت این است: و ذلك أنه یفرق بین الأرواح و الجسد. وقتی موت رخ می‌دهد شأن اخروی از شأن دنیوی جدا می‌شود و تفرق میان ارواح و جسد حاصل می‌گردد. جالب است روح جمع آمده و جسد مفرد. مگر چند روح داریم که امام صادق ارواح گفته است؟ بر اساس روایات حداقل چهار روح در انسان اثبات شده است: روح الشهوة، روح القوة، روح الحیاة، و روح الإیمان؛ و همه تعریف شده‌اند. اهل بیت پنج روح دارند؛ روح‌القدس یا روح اعظم نیز دارند که تأیید به آن‌اند؛ تنزل الملائكة والروح همان روح اعظم فاطمی است که در ماه رمضان چند جلسه از حقیقتش سخن رفت.

بنای جسد بر چهار چیز

در بحار امام صادق فرمود بنی الجسد علی أربعة أشیاء: الروح و العقل و الدم و النفس. اصل روح شأنی از شؤون روح اعظم است؛ عقل مقدس‌ترین مخلوق خداست؛ دم خون است؛ نفس نیز. فإذا خرج الروح تبعه العقل — وقتی روح خارج شد عقل تبعیت می‌کند و با او بیرون می‌رود. فإذا رأى الروح شیئاً حفظه علیه العقل — هرچه روح ببیند عقل چون قوهٔ حافظه نگاه می‌دارد. این در موت اجباری و نیز در آنچه شبیه موت است — خواب — جاری است: روح که خارج شد عقل همراه می‌رود و رؤیت‌ها را حفظ می‌کند.

نتیجه: اگر کسی از خواب بیدار شد و خوابش را به یاد نیاورد معلوم است عقلش مشکل دارد؛ باید بحث شود کجا. و بقیت الدم و النفس — خون و نفس در جسد می‌مانند.

اشتباه مجلسی در اطلاق بر موت

مرحوم مجلسی در شرح بحار ذیل این حدیث آن را بر موت اطلاق کرده است. اگر موت باشد چرا خون و نفس در جسد می‌مانند؟ این اشتباه است؛ سخن دربارهٔ خواب است. در خواب روح اصلی و عقل خارج می‌شوند تا هرچه روح دیده در مخزن وجود حفظ شود؛ خون و نفس می‌مانند تا زنده بمانی. نفس چیست و چرا نفس نامیده شده؟ یکی از شؤون نفس ناطقه و روح است؛ مرتبه‌ای که روح با آن جسم را تدبیر می‌کند. هنوز نمرده‌ای؛ خوابی؛ قوای جسمی کار می‌کنند؛ پس نفس باید باشد. نفس برزخ و واسطهٔ روح و بدن است؛ تدبیرکننده است؛ از مافوق به پایین نگاه پرورشی دارد — نه نگاه تحقیرآمیز برخی مدیران که چون مسئول یا مدیرکل شده‌اند یا لباس پیامبر پوشیده‌اند از بالا به پایین می‌نگرند و آسیب می‌زنند. هرکه جایگاه بالاتر دارد باید چون پدر و مادر پرورش دهد.

آیهٔ توفی انفس در زمر

امام موسی کاظم ذیل آیهٔ چهل و دو زمر سخن گفته‌اند؛ علامه حسن‌زاده در شرح فصوص بارها — از جمله جلسهٔ صد و شصت و هفت — این آیه را باز کرده‌اند:

«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى» (زمر/۴۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا جان‌ها را هنگام مرگشان می‌گیرد و آن را که نمرده در خوابش؛ آن را که مرگ بر او نوشته نگاه می‌دارد و دیگری را تا اجلی معین بازمی‌فرستد.

اگر الله یتوفی الأنفس عزرائیل چه کاره است؟ پاسخ به توحید صمدی بازمی‌گردد: یک وجود جاری است؛ شؤون و اطوار اویند؛ چنان‌که قوای تو ملائکهٔ وجود تویند. ادامهٔ آیه می‌گوید آن که نمرده در منام نیز توفی می‌شود؛ شبیه مرگ در خواب رخ می‌دهد. از اینجا گفته‌اند النوم أخو الموت. پس از بیداری در پی تعبیر آنچه در عالم مثال متصل — برزخ وجودی — دیده شده می‌گردیم؛ حقایقی از عقول به مثال تنزل کرده و باید از ظاهر صور به باطن عبور کرد. وقتی موت دنیوی رخ دهد نیز انگار خواب دنیا تمام شده و در پی تعبیر آنیم؛ تخم صور آن‌سو در همین دنیا کاشته شده است.

حدیث کاظم: ارواح عقول و ارواح حیات

بحار، جلد پنجاه و هشت، صفحهٔ چهل و سه، ذیل همین آیه امام کاظم فرمود: انما یسیر إلیه أرواح العقول فأما أرواح الحیاة فإنها فی الأبدان لا تخرج إلا بالموت. ارواح مؤید به عقل — و عقل مؤید آن‌ها — به سمت توفی الهی می‌روند؛ ارواح حیات در بدن می‌مانند و جز به موت خارج نمی‌شوند: همان نفس و دم. شباهت خواب و موت از این چهارگانهٔ روایی روشن می‌شود. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

چهارگانهٔ روایی روح

روح الشهوة و روح القوة و روح الحیاة و روح الإیمان حداقل چهارگانه‌ای است که روایات برای عموم انسان‌ها اثبات کرده‌اند. اهل بیت روح‌القدس یا روح اعظم را نیز دارند؛ همان که تنزل الملائكة والروح از آن سخن می‌گوید و حقیقتش با فاطمه پیوند خورده است. جمع آمدن ارواح در کنار جسد مفرد اشاره به همین کثرت شؤون روحی است.

عقل حافظ رؤیت روح

هرچه روح در خواب یا پس از موت ببیند عقل حفظ می‌کند. از این‌رو فراموشی کامل خواب نشانهٔ اختلال در کارکرد عقل است و باید جداگانه بررسی شود. در خواب دو روح اصلی و عقلی می‌روند و دو تای حیاتی — دم و نفس — می‌مانند تا بدن نمیرد.

دقت ادبی روایت

جمع ارواح و مفرد جسد و تفکیک بنی الجسد علی أربعة أشیاء دقت ادبی روایت است. شرح مجلسی که آن را یکسره بر موت حمل کرده با بقای دم و نفس ناسازگار است؛ محل صحیح اطلاق خواب است. این تفکیک چهارگانه خواب و بیداری و موت را منظم می‌کند.

تدبیر نفس نه تحقیر

نفس واسطهٔ پرورشی روح نسبت به جسم است؛ نگاه از مافوق به مادون برای تربیت. نگاه تحقیرآمیز مدیران و صاحبان لباس که نیرو را خوار می‌کنند آسیب به خود و غیر است. حدیث تدبیر نفس الگوی نگاه پدرانه و مادرانه است.

دنیا خواب و تعبیر پس از موت

چنان‌که پس از خواب در پی تعبیریم، پس از موت دنیا نیز چون خوابی تمام‌شده تعبیر می‌طلبد. صور و اشکال آن‌سو پایه‌اش در کشت این دنیاست. عبور از ظاهر به باطن در خواب تمرین عبور در موت است.

توحید صمدی و عزرائیل

الله یتوفی الأنفس با وجود واسطهٔ عزرائیل منافات ندارد؛ عزرائیل شأنی از شؤون حق است چنان‌که قوای انسان ملائکهٔ وجود اویند. توفی کامل در موت و توفی جزئی در منام هر دو فعل واحد الهی‌اند در دو طور.

ارسال تا اجل مسمی

آیه می‌گوید آن را که مرگ بر او نوشته نگاه می‌دارد و دیگری را تا اجل مسمی می‌فرستد. در خواب روح و عقل گرفته و بازپس فرستاده می‌شوند؛ در موت امسال کامل است. حدیث کاظم این تقسیم را با ارواح عقول و ارواح حیات منطبق می‌کند.

روح ایمان و شهوت و قوت و حیات

چهار روح هر یک کارکردی دارند؛ مقام تعریف تفصیلی‌شان اینجا نیست اما حضورشان در جمع ارواح روایت را توضیح می‌دهد. روح ایمان با روح‌القدس اهل بیت یکی نیست؛ آن پنجم ویژهٔ معصوم است. جسد بر این چهار بنا شده و خروج برخی در خواب و همه در موت نقشهٔ فیزیولوژی روایی انسان است.

مکمن وجود و مخزن رؤیت

عقل رؤیت روح را در مخزن و مکمن وجود حفظ می‌کند تا پس از بازگشت از خواب در دسترس تعبیر باشد. اگر حفظ رخ ندهد بیدارشونده خواب را به یاد نمی‌آورد. این پیوند عقل و حافظه و رؤیای صادقه افق حدیث بنی الجسد است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.