بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
[مکث] السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
نکتهی دیگری که در روایت چهارم بهش دقت میکنیم، در روایت چهارم کتاب الموت مرحوم مجلسی در بحار.
اونم تعریف موته.
فرمودن که اونطور که در روایت چهارم دیدیم جدا شدن شأن آخرتی از شأن دنیوی رو اینجا در این روایت امام صادق صلی الله علیه حقیقت موت بیان کردن.
یعنی حقیقت موت فنا و نابودی نیست بلکه جدا شدن شأن اخروی از شأن دنیوی است و نکتهی دیگری که در این روایت هست در پس این تعریفی که از موت هست، اون هم حرف قشنگ و شیرینیست که حکما فرمودن و ما خیلی بهش توجه نکردیم در همین حدیث مشهوده.
اونم بحث جسمانیة الحدوث بودن ما و [مکث] اون بقای بر روحمون.
روحانیة البقاء بودنمون.
یعنی چی؟
دقت بفرمایید در متن حدیث میفرماید "طُرد شأن الأخره إلى السماء".
وقت مرگ چه اتفاقی میفته؟
شأن اخروی رد میشه میره به سمت چی؟
آسمان.
البته این آسمان، آسمان مادی نیست چون روح انسان، روح نفس ناطقه انسان از جنس مجرداته دیگه، ماده نیستش که.
اینکه میگه آسمان نه یعنی این آسمان دنیوی.
یعنی مراتب عالیه.
قبلاً هم عرض کردیم مراتب مافوق نسبت به مراتب مادون حکم سماء رو دارن.
مثل وف smae رزق کن.
رزق شما دست مراتب مافوقه.
از بالاست.
دست مدیرتو دست نمیدونم کارفرما تو اینها نیست، اون ظاهره.
اصل تو آسمونه، اونم ملکوت.
نه این آسمون دنیا؛ در ملکوت.
پس اصلاً و ابداً نترسید از اینکه کسی رزق شما رو قطع کنه چون چنین فکری اصلاً شرکه.
اون آ-- حالا مثلاً عرض شود خدمتتون که مثلاً بدن ما نسبت به روح ما میشه چون مرتبه انزل وجود خود ماست، میشه عرض وجود ما، عرض.
نفس ما میشه سماء وجود ما.
چرا؟
چون مرتبه مافوقه.
اینها رو قبلاً گفتیم.
حتی عرش، عرش میشه مرتبه مافوق.
شما به روحت میتونی بگی مرتبهی عرش و به بدنت میتونی بگی تحت عرش.
پس اینجا که میگه، میفرماد امام صادق صلی الله علیه که شأن اخروی بر میگرده، رد میشه میره به آسمان یعنی میره به ملکوت که اگر کسی دقت بفرمایید ملکوتی زندگی کرده، اونجا جاش خوبه، خیلی راحت.
به همین راحتی استفادههای اخلاقی از این حدیث میشه کرد.
ملکوتی زندگی کرده یعنی توجه به ملک نکرده و اینکه فرموده ح-حیات در زمینه.
حیات چی بود؟
تجمع بین شأن اخروی و شأن دنیوی.
حیات، حیات در ارضه.
یعنی چی؟
یعنی ما جسمانیة الحدوثیم.
شروع زندگیمون در الارض یعنی در زمین و در دنیا رخ میده.
یعنی حدوث انسان، انسانیت ما، انسان بودن ما در زمینه.
حالا وقتی که جسمانیة الحدوثیم یعنی از شروع نطفه ما شروع شدیم و قوص صعودیمون شروع شد، قبلش قوص نزول بود انا لله و ان-- و حالا قوص صعودمون شروع شد و ان الیه راجعون.
اینجا دیگه قوص صعود از-- دقت بفرمایید نکته مهمیه، از دل همین جسم نفس و روح بیرون میاد و هی تعالی پیدا میکنه تا به سمت ملکوت پرواز کنه و بره از دل همین جسم.
لذا ما روحانیة البقاءیم اما جسمانیة الحدوث.
حالا این از کجا در میاد؟
اینجا که فرمود فالحياة في الأرض این نشون میده که ما جسمانیة الحدوثیم.
اینجا که میفرماید والموت في السماء، موت در آسمانه.
جدا شدن شأن اخروی از بدن از شأن دنیوی.
في السماء این چی میشه؟
روحانیة البقاء.
و علیکم السلام.
یا حالا قرآن میفرماد "أخرجكم من بطون أمهاتكم لا تعلمون شيئاً".
ما شما رو اخراج کردیم از رحم مادرهاتون در حالی که هیچی نمیدونستید.
چرا؟
یه جنینی بودید.
هیچکدوم از مشاعرتون کار نمیکردین.
تازه ابتدای کار بود، شروع شد.
از اونجا آغاز شد.
البته فرمود که خود قرآن فرمود "لقد خلقنا الإنسان في أحسن تقويم".
همون هم به أحسن تقويمه.
اهری نمیتونه هیکله بدن ما رو، همون جسم ما رو ایجاد کنه چه برسه به روح.
یا حالا علوم تجربی ثابت کرده اگر فقط مغز انسان رو بخوان بساز-- بتونن تازه که نمیتونن بسازن که کاربرد همین مغز ما رو داشته باشه، یک برابر و نیم کره زمین حجمش میشه و نمیتونن هم.
حالا ببینید چه ایجادی کرده خدا.
با این حال فرمود "ثم رددناه أسفل سافلين".
ما آوردیمش تو أسفل سافلين یعنی همین دنیا.
حواسمون جمع باشه اینجا دنیه.
دنیا دنی، پست، پست فلسفی.
یعنی انزل مراتبه که ما دل بهش بستیم.
سفر ما ب-با موت آغاز میشه خوشا به حال کسی که موت قبل از اون موت اجباری رو بچشه.
یعنی موت اختیاری.
یعنی همینجا به حقیقت موت برسه.
یعنی به ملکوتش دست پیدا کنه.
حالا اینجا برداشتهای اخلاقی زیادی میشه کرد.
قربونتون برم که دیگه خودتون الحمد لله اهل فضلیت.
دیگه گفتم الف گفت اگر گفتم هیچ در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
به نظر شما جسم، سؤال آخر، جسم اصله یا روح؟
خب مشخصه اینجا دیگه روح داره میره بالا.
جسم که تموم شد برمیگرده به چرخه طبیعت تموم میشه.
چرا ما همه اصل و اساسمون و شأنیتمون رو افتخاراتمون و اعتباراتمون همه رو روی این جسم گذاشتیم.
یه مدیری که پشت میز میشینه، الان چند تا جسم مدیر شما اینجا دیدید عوض شده؟
تو همین مجموعه از وقتی که من اومدم شاید پنج شش، پنج ساله اومدم فکر کنم پنج تا مدیر عوض شد.
پنج تا مدیر کل.
جسمها داره عوض میشه.
خب از اینا چی باقی موند؟
از خود من، از خود من مثلا بعضی از شما رو دارم میبینم بازنشست دارید میشید، دارید میرید.
آقا جسم در اینجا تموم شد، متفك شد میره.
از روح حضرت علی چی اینجا باقی موند؟
در اذهان چه جایگاهی داری؟
آیا وقتی رفتی گریه میکنند برات؟
یا میخندن؟
یه فرمایش امیرالمؤمنین آقا نگین حاجی حرف از این حرفهاش یه مقدار تخریبکنندهست چون به من میگن آقا سمپاشی میکنی، حرفا چیه؟
فرمایش امیرالمؤمنین سمپاشیه؟
واقعاً که.
الان مثلا ما رفتیم به قول فرمایش امیرالمؤمنین فرمود تویی زندگی کن رفتی برات گریه کنن، نه بخندن.
الان ما رفتیم جسمها که میره از اون نفس ما، اون روحانیت ما دقت بفرمایید از آثار باقیه ما اینجا تو اذهان چی مونده؟
از ارتباط روحی شما با همکارات چی مونده؟
همین الان یکی از دوستان همین بچههای زحمتکش خدمات داشت میگفت فلان، اسمم برد از مدیرکلهای همین شما.
گفت رفته چقدر آدم خوبی بود، چقدر فلان بود، کلی تعریفشو کرد و جالب بود که ما از اینا یه تعریفی از این مدیر شنیدیم.
جالب بود برای ما.
حالا امتا-- امکان داره که نه یکی هم بره فحش و دری وری، آخی راحت شدیم.
واقعاً اصل به چیه؟
به روحه دیگه.
به روحانیته دیگه.
م-موت هم یعنی همین.
اون جنبه روحانیت جدا میشه میره.
جسم که برمیگرده به چرخه طبیعت.
چرا؟
چون از نون و آبه.
از همین نشأت، نون و آب از کجاست؟
از جماده.
جماد کجاست؟
اسفل السافلین.
مرتبه انزل مراتب هستیه دیگه جماد.
بعد میشه حالا نبات.
بعد میشه حیوان.
بعد میشه انسان.
بعد میشه انسان کامل.
اسفل، اسفل السافلین میشه جماد.
نطفه از اونجاست.
ما اومدیم در پستترین جا.
بعد عجیبه که دلخوش شدیم به همین پستترین جامون.
یعنی به جسممون.
فکر میکنیم همه چی به این جسمه.
سؤال آ-- البته اون سؤال آخر بود اما ببخشید به نظر شما، چیکار کنم دیگه میجوشه تو بحث.
به نظر شما وقتی ما موت حاصل شد، شأن اخروی از بدنمون و دنیویمون جدا شد، کلاً مردیم.
اون اعتباراتمون، آقا مدرک تحصیلیتون، آقا عنوان شغلیتون، آقا اون مشهوریت و معروفیت و هرچی بوده آیا به روحمون هم میدن اونا رو؟
اینا همه مال جسم بوده.
حواسمون نیست اصلاً.
یعنی آقا جسم منو برد گذاشتن تو خاک، ملائکه میگن که آقا صاحب مدارک کلیه نمیدونم از چی حوزه و دانشگاه، دکتر، مهندسه فلان اینطوری میگن؟
بر اساس اون حساب که نه آقا مدیر کل بوده، نه این مدیر میانی بوده، نه این اصلاً مدیر نبوده، زیردست بوده بدبخت ولش کنید بشه-- اشد عقا- عذاب باهاش رفتار، اینطوری نیست.
اتفاقاً بالعکس فرمود اونایی که مسئولیت دارن هرچه مسئولیتشون بالاتر با شدت باهاشون رفتار میشه.
دستشون بسته وارد محشر میشن.
ما برعکس گرفتیم این چیزا رو.
بعد یکی هم مثل ما این حرفو بزنه یه وقت خدایی نکرده تو سرش نزنیم.
آقا این حرفا خط-- اینا مثلا آشوب ایجاد میکنه.
واقعا عجیبه.
تخریب میکنه اینا.
سمپاشی میشه.
این حرفا چیه؟
فرمایش امیرالمؤمنین سمپاشی کنه جامعه رو؟
انقدر این حرفا رو نزدیم خراب شدیم.
انشاالله عاقبت ما ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد