ددرس‌گفتارها

الصلاة على محمد آله محمد.

بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين.

السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته.

سلام عليكم ورحمة الله.

تبریک عرض می‌کنم این ایام بسیار فرخنده و مبارک و با عظمت رو.

میلاد نبی اکرم اسلام و امام صادق رئیس مذهب رو به همه عزیزان.

انشاالله عیدی‌های خوب و بزرگ بگیرید و صدر همه عیدی‌ها انشاالله باز شدن گره فرج باشد.

خب در خصوص پیامبر عظیم الشأن اسلام برای اینکه مرتبط با بحث موت هم باشد یه مقدمه‌ای بشینم که ما هر روز در نماز در مقام شهود، مقام شهود قبلاً پیرامونش سخ– صحبت کردیم، سخن گفتیم مقام علم فکری نیست، علم شهودی است.

علم حصولی نیست.

علمی نیستش که بری تحصیل کنی.

چشیدن است، رسیدن است.

دانا شدن نیست، دارا شدن است.

که ما در تشهد نمازمون اقرار می‌کنیم که ما به مقام شهود رسیدیم که اشهد و این مقام شهوده.

اشهد ان لا اله الا الله.

یعنی یافتیم که هیچ الهی جز الله نیست و هرچی نگاه می‌کنیم اونچه که پیاده شده در نظام هستی، جلوات الله هست که اسم جامع است و همه اسم الله‌اند.

بعد می‌گیم که و اشهد ان محمدا عبده و رسوله صلى الله عليه و آله و سلم.

الصلاة على محمد.

این باز مقام شهود است.

من شهادت می‌دهم.

این عبده همونطور که دقت بفرمایید می‌گیم لا اله الا الله وحده لا شريك له.

همونطور که قبلاً عرض کردیم هیچ شرک– شرکت، شراکت برداری نیست.

شریکی نداره.

الهیت الله همونطور چون بعد می‌گیم عبد هو.

این ضمیر هو برمی‌گرده به کجا؟

عبد کیه؟

الله دیگه.

الله لا شريك له.

لذا بزرگان فرمودن که پس پیغمبر عظیم الشأن اسلام هم ابا، اون عبودیت و رسالتش بی‌شریک، لا شریک، اهدی شراکت نداره.

یعنی یکتاست.

پیغمبر هم در عبودیت و رسالتش یکتاست.

یعنی اونچه که پیغمبر داشت بالعصاله بود و همه رو از خدای منان بی‌واسطه اخذ کرد.

بقیه بدون استثناء از انبیا بگیر تا حتی ائمه‌ی ما امیرالمؤمنین تا امام عصر همه و همه بالعصاله نبودن.

بطبع پیغمبر.

یعنی اون‌ها دنبال رو پیغمبرند.

همه و همه از پیغمبر به وساطت پیغمبر اخذ کردن.

این مقام ختمی‌ند.

یک معنای ختمی نه یعنی تمام شدن ختم.

لذا اینجا فرمودن که پیغمبر همه چی تمامه.

لذا اینجا که می‌رسیم می‌بینیم امیرالمؤمنین چرا می‌فرمود منم عبدی از بندگان کوچیک او یا بندگان به شدت بنده‌ی اون هستم.

عبد من عبیده.

این عبید به شدت بنده.

حالا این در عبودیت پیغمبر بی‌شریکه این رو عرض کنیم که اصلاً عبودیت یا بهتره بگیم عبدیت از کجا میاد؟

مقام عبد رو باز کنیم.

عبد قبلاً هم عرض کردیم وقتی که تو عرب میگن اون راهی که میفته مثلاً یه کسی تردد زیاد می‌کنه از یک جا به یک جا، اون راهی که میفته نمی‌دونم جاهایی دیدید در اثر کثرت تردد یه جاده‌ای درست شده.

یه راهی مشخص شده بین مثلاً علف‌ها، گل‌ها این‌ها یا تو جاده.

اون راهی که نمایان شده بر اثر کثرت تردد رو در عرب بهش میگن عبد.

اون، اون جا رو.

یعنی به قدری پیغمبر تردد داشت یعنی پیغمبر از عالم انقدر رفت و آمد داشت با ملکوت و انقدر ارتباط با خدا داشت که عبد محض بل– بلکه عبد هو.

چون می‌گیم عبد هو دیگه و رسول هو.

عبد الهو گفتن فقط پیغمبره.

اوست که البته همه اهل بیت ما علیهم الصلاة و السلام مظهر جامع و اتم اسم الله که اسم جامع است هستند.

یعنی همه اسم‌ها در اون‌ها پیاده شده.

اما عبد الهو که قبل از الله.

قل هو الله احد.

هو قبل از الله.

عبد الهو مقام پیغمبره.

یعنی دیگه هر نش-- اینطوری بگیم هر نشانه‌ای از خدا می‌خوای در اوست و این نشانه‌ها رم در امیرالمؤمنین به توسط او پیاده شد.

یعنی ما بالاتر از پیغمبر در عالم نداریم که این نشانه‌ها همه به اهل بی-- به ارث رسید من جمله امام صادق که والآثار الجعفریة در صلوات خواجه نصیر هست که اینا همینطوری یک یک رسید تا امام عصر.

یعنی اون آثار میگن از اثر هر کسی پی به مب-- مؤثر ببر ها.

از اثر هر کسی پی به دارایی مس-- مو-- مؤثر ببر.

والآثار الجعفریة.

آثار پیغمبر جمع شده تو حضرت امام صادق.

ببینید پیغمبر کیه که اثر وجودیش می‌شه امام صادق رئیس مذهب که هرچی ما داریم از اوست.

حالا بحث ما اینو الصاقش کنیم سنجاقش کنیم با این حدیث و بسه.

وقتی رسیدیم به اینجایی که ما دیروز عرض کردیم که آقا این اینجا حدیث میفرماید سار الانسان يأكل ويشرب بالنار.

می‌خوره و می‌آشامه با آتش و يبصر ويعمل بالنور میبینه و عمل میکنه به نور.

يسمع ويشم بالريح با باد میشنوه و میبویه.

يجد الطعام والشراب بالماء.

اینها وقتی گفتیم با آب، با آب می‌آشامد و می‌خورد وجه باطنی و ظاهریش رو که گفتیم برای بعضیا سنگین اومد.

یعنی چی این حرفا؟

مثلا ما بحث حرارت رو گفتیم حرارت عشق امام حسین یک وجه باطنی‌ش.

اینجا گفتیم چی؟

غذا، آب و غذا با حرارت پخته میشه.

این ظاهره‌شه.

بحث مثلا پزشکیشه، علمیشه.

اما باطن‌شو یه وجهشو گفتیم چی؟

حرارت عشق امام حسین می‌پزه آدما رو پخته می‌کنه، اعمالشون رو پخته می‌کنه.

بعضیا براشون این سنگین اومد.

از کجا این حاجی اینو آورده؟

سوالم شد.

اتفاقا جواب تو خود حدیثه.

جوابو بهتون، دقت به جواب بدم این تو خود حدیثه.

بعد بسه برای امروز.

که میفرماید همینجوری که ادامه میده از طبیعات می‌گذره به بحث موت میرسه امام صادق میفرماید فهاکذا الانسان خلق من شأن الدنيا وشأن الآخرة.

انسان که خلق شده شأنی از آخرت دارد و شأنی از دنیا که بعد فرمود فإذا جمع الله بينما صارت حياته في الأرض.

وقتی این دو تا با هم جمع شد یعنی شأن آخرتی و شأن دنیایی با هم جمع شد، حیاتش تو دنیا آغاز میشه.

یعنی ما فارغ از باطن و حیات اخروی مطلقا نیستیم.

جدا نیستیم.

یکپارچه ایم کشیده شده از ذات حضرت حق یا به عبارتی از ملکوت به ملک.

وقتی بحث می‌کنی از هر چیزی پیرامون مسائل حتی علمی و تجربی می‌بینیم که یه شاخه‌ش به ملکوته.

یعنی اینجا اگر امام صادق صلی الله علیه فرمود جمع‌بندی وقتی فرموده انسان می‌خورد با حرارت، می‌آشامد با حرارت یعنی خوردن و آشامیدنش با حرارت پخته میشه.

خب این یه وجه چی شه؟

شأن دنیاییشه.

شأن آخرتیش کو؟

یا امام صادق شأن آخرتیش کو؟

خب به شاگردان اخسش فرموده.

اومده تو وجود القا، تلقین کردن اولیاء الله و کما و عرفاء امثال Allameh Hassan Zadeh ها و اونها هم این شأنو برای ما باز کردن.

فرمودن یک شأنش اون حرارت، حرارت عشقه، حرارت ولایته، حرارت محبته.

می‌خوام بگم تو خود حدیث هست که یک شأن از دنیا، یک شأن از آخرت.

چرا ما شأن آخرتیشو میگیم.

میگیم اینجا اگر پیغمبر فرموده می‌بینیم امام صادق فرموده می‌بینیم و می‌شنویم با نور، این نورو فقط دنیایی فرض می‌کنیم.

نور آخرتی فرض نمی‌کنیم.

چرا توجه به اون آیه نمی‌کنیم که و أشرقت الأرض بنور ربها.

یه روزی که اون روزی که یئمت بدل الأرض بغير الأرض زمین اب-- بدل میشه به یه زمین جدیدی.

أشرقت الأرض بنور ربها به نور پروردگارش این أرض، زمین روشن میشه.

یعنی یه خورشید جدیدی میاد.

یعنی این خورشید خاموش میشه؟

نه.

این خورشید ابدیه، خاموش نمیشه.

تأویل إذا الشمس كورت هم قبلاً گفتیم یعنی چی خاموش میشه.

مثل اینکه خورشید ولایت بیاد تو دیگه اصلاً توجه به این خورشید نکنی.

آقا چرا از حضرت ام کلثوم اونقدر حرف کم هست؟

چون خورشید حضرت زینب کاری کرد که دیگه ماه بودن حضرت ام کلثوم دیگه خیلی دیده نشد.

اینطوریه.

تو وقتی میری کنار حضرت سلطان علی ابن موسی الرضا خیلی توجهت به اون بزرگانی که کنارش دفنن نیست.

اما اگر همون آین‌الخدکی اصفهانی یک جای دیگه‌ای جز حرم دفن شده بود، یه گنبد و بارگاه براش می‌زدن.

این یعنی خاموش شدن.

اون أشرقت الأرض بنور ربها بارها عرض کردیم منhu حاجی سبزواری علیه الرحمه در اسرارالحکمش می‌فرمود ای به نور امام‌ها یعنی به نور امام، به نور امام روشن میشه.

این نور چیه؟

باطنیه.

وجه باطنی‌شه.

پس اصلاً این دو از هم جدا نیست، نیستن.

شما می‌تو-- چرا پیغمبر عزیز عالم تو این سؤال بحثم رو جمع کنم دقت کنید به انگشتای منو ببینید.

این دو تا انگشت اشاره رو پیغمبر به هم چسبوند.

فرمود أنا والقيامة أنا والقيامة كهاتين.

مثل این دو تا این.

چسبوند این دو تا، این دو تا رو به هم.

یعنی اصلاً یک حقیقтим.

اصلاً من قیامتم.

کسی به من رسید قیامتش به پا شده.

کسی رسید محضر علی ابن موسی الرضا رفت حرم قیامتش به پا شده.

یعنی می‌شناسه خودش رو می‌تونه بشناسه.

البته ارتباط تو، بُعد و قرب تو با امام معصوم چگونه است؟

این قیامت تو رو داره نشون میده.

اصلاً حقیقت شأن آخرت و دنیا همگام با ما در ما جمعاً.

توجه داشته باشیم که غافل از اون حقیقت ملکوتی خودمون مطلقا نشیم.

ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد