ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 012

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

میلاد نبی و پیوند با بحث موت

جلسه با تبریک ایام فرخندهٔ میلاد پیامبر اکرم و امام صادق علیهماالسلام آغاز می‌شود؛ و صدر عیدی‌ها گشایش فرج دانسته می‌شود. برای پیوند بحث نبوت با موضوع موت، استاد به مقام شهود بازمی‌گردد که پیش‌تر گفته شده: شهود علم فکری و حصولی نیست؛ چشیدن و رسیدن است، دانا شدن نیست، دارا شدن است.

اشهد در تشهد؛ شهود توحید و رسالت

در تشهد نماز اقرار می‌شود که به مقام شهود رسیده‌ایم: اشهد أن لا إله إلا الله. یعنی یافتیم که الهی جز الله نیست و آنچه در نظام هستی پیاده شده جلوات اسم جامع الله است. سپس اشهد أن محمداً عبده و رسوله. این نیز مقام شهود است. همچنان‌که گفته می‌شود وحده لا شریک له، الوهیت شریک‌بردار نیست؛ و ضمیر «هو» در عبدُه و رسولُه به همان الله بازمی‌گردد.

بزرگان فرموده‌اند عبودیت و رسالت پیامبر نیز در مقام خود بی‌شریک و یکتاست: آنچه پیامبر بالاصاله داشت، بی‌واسطه از خدا گرفت؛ سایر انبیا و حتی ائمه علیهم‌السلام بالاصاله نبودند، بل به تبع پیامبر و به وساطت او اخذ کردند. این یکی از معانی ختمی بودن است: نه صرفاً پایان، بلکه تمامیت. ازاین‌رو امیرالمؤمنین می‌فرمود عبدٌ من عبیدِه؛ بنده‌ای از بندگان او، با شدت بندگی.

معنای عبد؛ راه کوبیده از کثرت تردد

در عربی، راهی که بر اثر کثرت تردد نمایان شده عبد خوانده می‌شود. پیامبر چنان با ملکوت رفت‌وآمد داشت و با خدا مرتبط بود که عبد محض و بلکه عبدُ هو شد. «عبد الهو» — با نظر به قل هو الله أحد که هو پیش از الله می‌آید — مقام پیامبر است: هر نشانه‌ای از خدا بخواهی در اوست؛ و این نشانه‌ها به وساطت او در امیرالمؤمنین و اهل‌بیت پیاده شد. بالاتر از پیامبر در عالم نیست که آثارش به ارث برسد، از جمله تا امام صادق؛ و در صلوات خواجه نصیر «والآثار الجعفریة» آمده: آثار پیامبر در امام صادق جمع شده. اثر، راهنما به مؤثر است؛ رئیس مذهب اثری است که هرچه داریم از اوست.

حدیث شأن دنیا و آخرت؛ حرارت ظاهر و باطن

حدیث پیشین می‌فرمود انسان با آتش می‌خورد و می‌آشامد، با نور می‌بیند و عمل می‌کند، با باد می‌شنود و می‌بوید، با آب طعام و شراب را می‌یابد. وجه ظاهری حرارت، پختن غذاست؛ وجه باطنی‌اش حرارت عشق امام حسین علیه‌السلام است که آدم و عمل را می‌پزد. برخی این بیان را سنگین یافتند؛ پاسخ در خود حدیث است. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

«فَهَكَذَا الْإِنْسَانُ خُلِقَ مِنْ شَأْنِ الدُّنْيَا وَشَأْنِ الْآخِرَةِ فَإِذَا جَمَعَ اللَّهُ بَيْنَهُمَا صَارَتْ حَيَاتُهُ فِي الْأَرْضِ» (بحار، کتاب الموت)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): انسان از شأن دنیا و شأن آخرت آفریده شده؛ چون خدا آن دو را جمع کند حیاتش در زمین آغاز می‌شود.

انسان فارغ از باطن و حیات اخروی نیست؛ یکپارچه از ملکوت به ملک کشیده شده. حتی در مسائل علمی و تجربی شاخه‌ای به ملکوت دارد. خوردن با حرارت شأن دنیایی است؛ شأن آخرتی‌اش حرارت عشق و ولایت و محبت است که اولیاء و عرفا — از جمله علامه حسن‌زاده — گشوده‌اند.

نور دنیا و نور رب؛ أشرقت الأرض

وقتی حدیث می‌گوید با نور می‌بینیم و می‌شنویم، نباید نور را فقط دنیایی فرض کرد. آیه می‌فرماید:

«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» (زمر، ۶۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و زمین به نور پروردگارش روشن شود.

روزی زمین بدل به زمین دیگر می‌شود و به نور رب روشن می‌گردد؛ خورشید جدید می‌آید، نه آنکه خورشید ابدی خاموش شود. تأویل «إذا الشمس کوّرت» پیش‌تر گفته شده: مانند آنکه خورشید ولایت چنان بیاید که دیگر به خورشید ظاهری توجه نماند. کم‌سخنی از ام‌کلثوم در کنار درخشش زینب؛ یا کم‌توجهی به بزرگان مدفون کنار رضا علیه‌السلام در برابر سلطان مشهد — نمونهٔ همان خاموشی نسبی در برابر نور برتر است. حاجی سبزواری در اسرارالحکم می‌فرمود زمین به نور امام روشن می‌شود؛ این نور باطنی است.

أنا والقیامة کهاتین

پیامبر دو انگشت اشاره را به هم چسباند و فرمود أنا والقیامة کهاتین: من و قیامت این‌گونه‌ایم؛ یک حقیقتیم. کسی به من رسد قیامتش برپاست؛ کسی به حرم رضا رسد می‌تواند خود را بشناسد. بُعد و قرب با امام معصوم، قیامت شخص را نشان می‌دهد. شأن آخرت و دنیا همگام در ما جمع‌اند؛ نباید از حقیقت ملکوتی خود غافل شد.

جمع‌بندی جلسه آن است که وجه ظاهری روایات طبیعیات را نباید از وجه ملکوتی جدا کرد؛ همان‌گونه که حرارت ظاهر و حرارت ولایت، و نور حس و نور رب، دو روی یک آفرینش‌اند که در انسان جمع شده‌اند. غفلت از ملکوت، فهم حدیث موت را ناقص می‌گذارد.

یکتایی عبودیت در برابر شرک‌ناپذیری الوهیت

همان‌طور که الوهیت الله شریک‌بردار نیست، بزرگان عبودیت و رسالت پیامبر را نیز در مقام خود یکتا دانسته‌اند. آنچه او بالاصاله داشت بی‌واسطه از حق گرفت؛ انبیا و ائمه علیهم‌السلام، به تبع و به وساطت او اخذ کردند. معنای ختمی بودن، تمامیت است نه فقط پایان سلسله. ازاین‌رو امیرالمؤمنین خود را عبدی از عبید او می‌خواند: شدت بندگی در سایهٔ عبد مطلق.

این یکتایی را نباید با انکار فضایل اهل‌بیت اشتباه گرفت؛ اهل‌بیت مظهر اتم اسم جامع الله‌اند و همهٔ اسماء در ایشان پیاده شده است. اما عنوان «عبد الهو» — با تقدم هو بر الله در قل هو الله أحد — ویژهٔ پیامبر است. نشانه‌های خدا در او جمع است و از او به وصی و سپس در آثار جعفری تا امام عصر رسیده است.

اثر جعفری و رئیس مذهب

در صلوات خواجه نصیر، الآثار الجعفریة یادآور آن است که اثر، راهنما به مؤثر است. هرچه در مذهب داریم از امام صادق است؛ و او اثر وجودی پیامبری است که عبد محض بود. سنجاق کردن این مقدمه به حدیث موت از آن روست که فهم طبیعیات حدیث بدون فهم مقام نبی و وصی ناقص می‌ماند.

دو شأن در یک حیات

امام صادق پس از بیان خوردن با آتش و دیدن با نور می‌فرماید انسان از شأن دنیا و شأن آخرت آفریده شده؛ چون خدا آن دو را جمع کند حیات زمینی‌اش آغاز می‌شود. پس ما هرگز فارغ از باطن اخروی نیستیم؛ یکپارچه‌ایم از ملکوت به ملک. بحث حرارت عشق حسینی وجه آخرتی همان حرارتی است که ظاهرش پختن طعام است. کسانی که پرسیدند این سخن از کجا آمده، پاسخ را در خود حدیث بیابند: تصریح به دو شأن.

اولیاء و عرفا شأن آخرتی را برای شاگردان گشوده‌اند؛ علامه حسن‌زاده و امثال او حرارت ولایت را تبیین کرده‌اند. چرا نور دیدن را فقط نور حس بدانیم و نور رب را فراموش کنیم؟ آیهٔ أشرقت الأرض بنور ربها وعدهٔ روشنی زمین به نور پروردگار است؛ روزی که زمین بدل شود، نه آنکه خورشید ابدی خاموش گردد.

خاموشی نسبی در برابر نور برتر

تأویل تکویر شمس پیش‌تر گفته شده: خورشید ولایت چنان بدرخشد که توجه به خورشید ظاهر کم شود. کم‌حضوری نام ام‌کلثوم در کنار زینب؛ یا کم‌توجهی زائران به بزرگان کنار مضجع رضا — در حالی که اگر همان بزرگان جای دیگر بودند گنبدی می‌ساختند — نمونهٔ خاموشی نسبی است. حاجی سبزواری می‌فرمود زمین به نور امام روشن می‌شود؛ این نور باطنی است و از نور حس جدا نیست.

قیامت متصل به حجت

پیامبر دو انگشت را به هم چسباند: أنا والقیامة کهاتین. رسیدن به او برپایی قیامت شخص است؛ تشرف به حرم رضا مجال خودشناسی است. بُعد و قرب با معصوم، کیفیت قیامت فرد را نشان می‌دهد. شأن دنیا و آخرت همگام در ما جمع‌اند؛ غفلت از ملکوت، غفلت از تمام حدیث موت است. عاقبت باید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.