ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

[نفس عمیق] میریم سراغ روایت چهارم از باب اول کتاب الموت بهار مرحوم مجلسی علیه الرحمه.

یه روایت مبسوطی‌ست البته خود مرحوم مجلسی هم همه روایت رو نیاورده.

بخشیش رو آورده و اتفاقاً انتهای روایت، زحمت نکشید [سخنگوی 1]، انتهای روایت ایشون نقل می‌کنه که "سیعت الخبر بتمامه وأسناده وشرحه في كتاب السماء والعالم" که این کتاب طبیعیاته بهاره که جدا کرده روایاتی که مربوطه به طبیعیاته و افلاک.

اِمم و عرض شود طبیعیات، جسم بدن این‌ها، جسمیت بدن این‌ها جدا کرده.

این رو اونجا به صورت مبسوط آورده اما اینجا ازش رد می‌شه.

روایت رو کامل نمیاره.

ما هم همون اِاِاِ روایت رو بیان می‌کنیم که به صورت کامل نیومده چون فقط بحثی که ما اینجا داریم پیرامون موته، این قسمتشو می‌خوایم بررسی کنیم که در این قسمت اومده.

حالا این کتاب الموت هم می‌دونید جلد شش بهاره.

این روایت تو صفحه صد و هجده آمده.

عل-- از علل الشرایع مرحوم مجلسی میاره از امام صادق که فرمود "انما صار الانسان يأكل ويشرب بالنار".

این روایت از جهتی هم به درد طبیب‌ها می‌خوره.

آدمایی که سراغ علم تجربی و این‌ها میرن.

امام صادق صلی الله علیه فرمود قطعاً انسان "يأكل ويشرب بالنار" می‌خوره و می‌آشامه با آتش.

حالا اینو باید ببینیم فرصت می‌کنیم دربارش حرف بزنیم یا نه.

حکما اینجا خیلی حرفا پیاده کردن "ويبصر ويعمل بالنور" می‌بینه و عمل می‌کنه با نور "ويسمع ويشم بالريح" می‌شنوه و می‌بویه با باد، با نسیم "ويجد الطعام والشراب بالماء" می‌یابه غذا و آب رو با آب، با مایعات "ويتحرك بالروح" با روح حرکت می‌کنه.

یعنی این که حرکت داره می‌کنه روح توست، نفستوست نه این بدن و جسم.

"ويجد الطعام و-- وصغ الحديث إلى أن قال" همینطوری حدیث رو ادامه داد تا اینکه دو مرتبه فرمود اینجا یعنی همه حدیث رو نیاورده.

گلچین کرده مرحوم مجلسی.

"فهاکذا الانسان" همچنین، چنین امام صادق ادامه داد که "خلق من شأن الدنيا وشأن الآخرة".

خداوند خلق کرد انسان رو شأنی از آخرت و شأنی از دنیا.

جمع کرده بین این دو.

"فإذا جمع الله بينهما" وقتی خدا بین این دو تا رو جمع کرد شأنی از آخرت و شأنی از دنیا رو فرمود که "صارت حياته في الأرض" حیاتش رو تو زمین قرار داد.

وقتی این دو تا رو با هم جمع کرد شأنی از آخرت شأنی از دنیا.

این دو تا رو که با هم جمع کرد حیاتش رو در زمین قرار داد.

"لأنه نزل من شأن السماء إلى الدنيا" همونطور که اصلاً اون حقیقت کلیش که روحشه نفس 나طقشه از آسمان نازل شد به اینجا.

"فإذا فرق الله بينهما" خب اون جمعش بود که حیات ایجاد شد.

حالا فرقشه، جداییش.

"فرق الله بينهما صارت تلك الفرقة الموت" وقتی که بین این دو تا جدایی انداخت، بین چی؟

شأن آخرت و شأن دنیا.

وقتی این دو تا رو از هم جدا کرد اسمش می‌شه الموت.

چیز عجیبی نیست.

جدا شدن شأن دنیا از آخرت.

حالا نشانه‌ش چیه؟

اونکه شأن آخرتی داره روحه، اونکه شأن دنیوی داره بدن ماست، این جسمیت ماست البته.

جسم بگیم اینجا بهتره چون بدن همیشه-- روح همیشه همراه با بدنه، بدن برزخی هست، قیامتیه و این‌ها.

اما خب این اینجا نکات خیلی زیبایی بزرگان حکما پیاده کردن.

نمی‌دونم فرصت اینجا که نمی‌شه تو این جلسه، جلسات بعد ببینیم خدا چی می‌خواد.

که این موت می‌شه جدایی، فرق، تفرق بین شأن آخرت و دنیا.

یعنی اونجا وقتی شما جدا شد رفتید دنیا بن کل از آخرت جدا شد، تمام.

اصلاً دیگه اینجا هرچی بود مال اینجا موند.

هرچی که شأن دنیایی داره می‌مونه اینجا.

ما متأسفانه اونچه که داریم غالباً شأن دنیامونه.

فکر می‌کنیم اینو با خودمون می‌بریم به آخرت درصورتی که اینطوری نیست.

وقت موت همه رو می‌ذاریم، هرچه شأن آ-- دنیوی داریم اینجا باقی می‌ذاریم میریم.

اعتباریات اینا همه گذاشته می‌شه میره که حالا انواع اقسام داره.

بعد "ترد شأن الآخرة-- شأن الأخرى إلى السماء" وقتی موت حاصل شد، شأن آخرتی "ترد إلى السماء" میره به آسمون.

"فالحياة في الأرض والموت في السماء".

خب مشخصه که حیات در زمینه.

موت کجاست؟

آسمون.

یه بار دیگه میگم "فالحياة في الأرض".

حیات چی بود؟

تجمع بین شأن آخرت و دنیا تو زمینه.

"والموت" چیه؟

"في السماء" چرا گفته؟

چون موت چی بود؟

تفرق بین شأن آخرت و-- اون میره تو آسمون دیگه.

یعنی آسمونی می‌شی "وفي السماء رزقكم وما توعدون".

اونچه هم که به تو تا-- وعده داده شده تو آسمونه.

ما متأسفانه تو زمین دنبال همه چی داریم می‌گردیم.

"وذلك أنه يفرق بين الأرواح والجسد" و این همونه که فرق می‌افته، تفرق، جدایی می‌افته بین روح و جسد فردت الروح و النور الی القدرة الاولى.

یه منبع دیگه می‌فرماید الی القدس الاولى.

دو تاش از یک حقیقت منتج-- ناشی شده، انتشا پیدا کرده.

میگه روح فردت الروح، روح رد میشه میره به کجا؟

که جنسش از نوره.

میره به سمت قدس یا قدرت الاولى.

اون اولین حالا مبدعه‌ش.

میره به مبدعه‌ش که ان من شيء الا عندنا خزائنه.

میره به خز-- نزدیک میشه به سمت خزینه‌ش که اون خزینه اصلی هر چیزی بر اساس اون آیه‌ای که گفتیم میشه ذات حضرت حق.

یعنی میره به سمت ذات حضرت حق و انا الیه راجعون اتفاق میفته و ترك الجسد لانه من شأن الدنيا.

ترک میکنه جسد رو.

دن-- کلاً جسد و روح از هم جدا میشن.

چرا؟

چون لانه من شأن الدنيا.

چون جسد از شأن دنیاست.

اصلاً نمیشه بره به آسمون.

و انما فسد الجسد في الدنيا.

بعد جسد چی میشه؟

فاسد میشه.

لان الريح.

چرا حالا جسد و اینا خیلی بحثای طبیعت اینجا حضرت خیلی غوغا کرده‌ها تو علم طب حتی زمین شناسی، بدن شناسی اینها علوم تجربی.

لان الريح حضرت داره میفرماید چرا بس-- جسم فاسد میشه؟

چون ريح باده.

لان الريح تنشف الماء.

خشک میکنه آبو.

باد، آب رو خشک میکنه.

این بدنم اکثرش از چیه؟

آبه.

وقتی باد خورد به بدن خشکش میکنه بدن رو.

اون آب رو خشک میکنه.

فيبش.

اینجا چی میشه؟

این جسد، جسد آدم که خشک شد مثل یک خاک نرم میشه، بدل میشه به یک خاک نرمی.

فيبق تينا فيسير رفاة.

این میپوسه.

میره به سمت پوسیدن.

حالا این پوسیدن همون معنای تبدل امثال درشه.

تجدد صور.

صورتش عوض میشه.

این‌ها بدن‌ها، این بدن.

ببینید میشه عاقبت خاک گل کوزه گرام.

خب یه کوزه شدی.

یه عصایی شدی در دست یک کسی.

همین بدن یهو یه حیوونی میاد موریانه چیزی آدمو میخوره اصلاً میشی موریانه.

بدنت‌ها اشتباه نشه.

شأن دنیایی‌ت.

یعنی این بدن ما چه بلاهای بدها میخواد سرش بیاد خدا میدونه.

این بدن میخواد بشه چه حیوانی، چه جمادی، چه نباتی.

که تو ریشه کدوم درخت بره، تو دل کدوم حیوان بره، باد ببرش کجا‌ها بشه دیوار و خشت حرم یه ولی از اولیای خدا یا بشه سنگ معذرت میخوام توالت یکی از سلاطین.

اینا از ط-- اینام همش حرفه درش.

اینا ظاهرش خنده داره برای بعضیا اما الطیبات للطيبين الخبيثات للخبيث.

این آیه قرآنه.

خبيث با خبيث جمع میشه بسته به اینکه این بدن از چه چیزی جون گرفت.

با مال حرام یا مال حلال.

این‌ها همش توش حرف حالا نکاتیه که فرصت نیست و يب-- ويبلع همینطوری میره وقتی پوسید و يرجع كل الی جوهره الاول.

هر کدوم از اینا برمی‌گردن به اون عنصر اولیشون.

چه روح، چه بدن.

و تحرك الروح بالنفس حركتها من الريح.

چه جالب!

می‌فرماید این روح از اونجا به بعد دیگه با باد حرکت میکنه.

حرکت روح با باده.

به فرمایش امیرالمؤمنین در خصوص حقیقت موت می‌فرماید که باد حتی وقتی ما می‌خوابیم، وقتی می‌خوابیم حضرت فرمود نفس ناطقتو باد میبره اینور اونور.

حالا این حرف خیلی شریفیه که چرا باد که قرآن می‌فرماید این مژده دهنده است، باد مژده دهنده است.

چرا اینور؟

حالا بماند اگر حالش رو داشتید رو این حدیث می‌تونیم توقف بیشتری کنیم بعدها.

فما كان من نفس المؤمن فهو نور مؤيد بالعقل.

نفس مؤمن وقتی روح جدا شد چیزی نیست جز یک تأیید شده با عقل.

نوری‌ست که تأیید شده با عقل.

و ما كان من نفس الكافر فهو نار مؤيد بالنكر.

نفس کافر هم چیزی نیست جز اینکه با شیطنت و بدی تأیید شده و آ-- از آتشه جنسش.

فهاذه صورة نار.

این نفس کافر که جدا شد روحش صورت آتش میشه و هاذه صورة نور و این صورت می-- میت مؤمن میشه نور.

یعنی صورت تو میشه نور.

ان شاء الله صورتت.

و الم-- و ر-- بعد فرمود رحمت من الله.

حالا موت.

موت که حالا جمله آخر رو ببینید.

والموت رحمة من الله.

موت رحمتی‌ست از خدا برای همه؟

نه.

لعباده المؤمنين.

برای اهل ایمان رحمته.

والنقمة هو یا والنقمة علی الكافرين.

نقمتی‌ست برای کافرین.

یعنی موت کسی که کارش درسته براش رحمته موت و الا برای کافر نقمة و بدبختی و اول فلاکت و بیچاره‌گی‌شه.

ان شاء الله عاقبت بخیر باشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد