یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
روایت چهارم کتاب الموت
روایت چهارم از باب اول کتاب الموت بحارالانوار مرحوم مجلسی روایت مبسوطی است؛ خود مجلسی همه را نیاورده و در انتها میگوید: سیأتی الخبر بتمامه و اسناده و شرحه فی کتاب السماء و العالم — کتاب طبیعیات بحار که روایات افلاک و جسمیت بدن را جدا کرده و آنجا به تفصیل آورده است. اینجا چون بحث موت است همان بخش مربوط نقل میشود. کتاب الموت جلد شش بحار است و این روایت در صفحهٔ صد و هجده از علل الشرایع آمده است.
اکل و شرب و حواس با عناصر
امام صادق علیهالسلام فرمود: انما صار الانسان یأکل و یشرب بالنار — انسان با آتش میخورد و میآشامد. این سخن برای طبیبان و اهل علوم تجربی نیز سودمند است. حکما در پیرامونش بسیار گفتهاند. ادامهٔ روایت: یبصر و یعمل بالنور — با نور میبیند و عمل میکند؛ یسمع و یشم بالریح — با باد و نسیم میشنود و میبوید؛ یجد الطعام و الشراب بالماء — غذا و آب را با آب و مایعات مییابد؛ یتحرك بالروح — با روح حرکت میکند؛ یعنی حرکت از روح و نفس است نه از جسم.
مجلسی حدیث را گلچین کرده و ادامه را کوتاه آورده تا دوباره امام میفرماید.
شأن دنیا و شأن آخرت
فهاکذا الانسان خلق من شأن الدنیا و شأن الآخرة — خداوند انسان را از شأنی از دنیا و شأنی از آخرت آفرید و میان این دو جمع کرد. فإذا جمع الله بینهما صارت حیاته فی الأرض — وقتی میان این دو جمع کرد حیاتش را در زمین قرار داد؛ لأنه نزل من شأن السماء الی الدنیا — حقیقت کلیاش که روح و نفس ناطقه است از آسمان به اینجا نازل شد.
موت جدایی دو شأن
فإذا فرق الله بینهما صارت تلك الفرقة الموت — وقتی میان شأن آخرت و شأن دنیا جدایی افکند نامش موت است. چیز عجیبی نیست: جدا شدن شأن دنیا از آخرت. نشانه: آنچه شأن آخرتی دارد روح است و آنچه شأن دنیوی دارد جسم است. روح همواره با بدن برزخی و قیامتی همراه است؛ اما اینجا جسم دنیوی مراد است. موت تفرق میان شأن آخرت و دنیاست؛ چون جدا شدی آنچه شأن دنیایی داشت اینجا میماند. متأسفانه غالب آنچه داریم شأن دنیاست و گمان میکنیم با خود به آخرت میبریم؛ حال آنکه وقت موت همه را میگذاریم: اعتباریات و اقسام آن.
حیات در زمین و موت در آسمان
ترد شأن الآخرة الی السماء — وقتی موت حاصل شد شأن آخرتی به آسمان بازمیگردد. فالحیاة فی الأرض و الموت فی السماء — حیات تجمع دو شأن در زمین است؛ موت تفرق است و شأن آخرتی آسمانی میشود. و فی السماء رزقکم و ما توعدون — آنچه وعده داده شده در آسمان است؛ متأسفانه همه چیز در زمین جستجو میشود.
و ذلك أنه یفرق بین الأرواح و الجسد — جدایی میان روح و جسد. فردت الروح و النور الی القدرة الاولى — و در منبع دیگر الی القدس الاولى؛ هر دو از یک حقیقت. روح که جنسش نور است به سمت قدس یا قدرت اولی، به مبدعهاش نزدیک میشود: و إن من شیء إلا عندنا خزائنه — نزدیک خزینهٔ اصلی که ذات حضرت حق است؛ و إنا إلیه راجعون رخ میدهد. و ترك الجسد لأنه من شأن الدنیا — جسد را ترک میکند چون از شأن دنیاست و نمیتواند به آسمان رود.
فساد جسد و باد و آب
و انما فسد الجسد فی الدنیا — جسد در دنیا فاسد میشود. لان الریح تنشف الماء — باد آب را خشک میکند؛ بدن اکثرش آب است؛ باد آب بدن را میخشکاند فیبس — جسد خشک چون خاک نرم میشود فیبلی فیه فیصیر رفاتا — میپوسد. این پوسیدن معنای تبدل امثال و تجدد صور دارد؛ صورت عوض میشود. عاقبت خاک گل کوزهگران؛ عصا در دست کسی؛ موریانه میخورد و شأن دنیایی بدن حیوان یا جماد یا نبات میشود — در ریشهٔ درخت، در دل حیوان، باد میبرد و خشت حرم ولی یا سنگ جای دیگر میگردد. الطیبات للطیبین و الخبیثات للخبیثین — بسته به آنکه بدن از مال حلال جان گرفته یا حرام. و یرجع كل الی جوهره الاول — هر یک به عنصر اولیهاش بازمیگردد؛ روح و بدن.
حرکت روح با باد و صورت نور و نار
و تحرك الروح بالنفس حركتها من الریح — روح از آن پس با باد حرکت میکند. امیرالمؤمنین دربارهٔ حقیقت موت فرمود حتی در خواب باد نفس ناطقه را اینسو و آنسو میبرد. قرآن باد را مژدهدهنده خوانده است؛ توقف بیشتر بر این حدیث برای بعد.
فما كان من نفس المؤمن فهو نور مؤید بالعقل — نفس مؤمن پس از جدایی نوری تأییدشده با عقل است. و ما كان من نفس الكافر فهو نار مؤید بالنكر — نفس کافر آتش تأییدشده با شیطنت. فهذه صورة نار و هذه صورة نور — صورت کافر آتش و صورت مؤمن نور.
موت رحمت یا نقمت
و الموت رحمة من الله لعباده المؤمنین و النقمة علی الكافرین — موت برای اهل ایمان رحمت است و برای کافران نقمت. کسی که کارش درست است موت برایش رحمت است؛ وگرنه آغاز فلاکت. انشاءالله عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
گلچین مجلسی و علوم تجربی
مجلسی روایت را کامل نیاورده چون بخش طبیعیات را به کتاب السماء و العالم واگذاشته است. همانجا جسمیت و افلاک به تفصیل آمده است. سخن امام دربارهٔ اکل بالنار و ابصار بالنور و سمع بالریح برای اهل طب و تجربه نیز افق میگشاید؛ حکما در شرحش بسیار نوشتهاند.
آنچه میماند و آنچه میرود
هرچه شأن دنیایی دارد وقت موت اینجا میماند؛ اعتباریات و اقسام آن گذاشته میشود. گمان بردن مال و عنوان به آخرت خطا است. شأن آخرتی — روح نورانی — به آسمان میرود و رزق موعود نیز در آسمان است. جستجوی همه چیز در زمین غفلت از آیهٔ و فی السماء رزقکم است.
پوسیدن و رجوع به جوهر
پس از خشکیدن آب بدن باد جسد را چون خاک نرم میکند و به رفات میبرد. تبدل امثال یعنی تجدد صورت: کوزه، عصا، موریانه، ریشه، خشت حرم یا سنگ. ظاهر خندهدار است اما آیهٔ طیبات و خبیثات حکم باطن را میگوید. روح و بدن هر یک به جوهر اول بازمیگردند؛ روح به قدرت یا قدس اولی نزدیک خزائن الهی.
باد و خواب و مژده
حرکت روح پس از موت از باد است. امیرالمؤمنین فرمود در خواب نیز باد نفس ناطقه را جابهجا میکند. قرآن باد را مبشر خوانده؛ پیوند مژده و قبض و نقل روح افقی است که بعداً میتوان بر آن ایستاد. صورت مؤمن نور و صورت کافر آتش است؛ موت رحمت مؤمنان و نقمت کافران.
نزول از آسمان و حیات زمینی
حقیقت کلی انسان — روح و نفس ناطقه — از شأن آسمان نازل شده است. وقتی خدا شأن آخرت و شأن دنیا را جمع کرد حیات در زمین قرار گرفت. این جمع شرط زندگی دنیوی است؛ بدون آن حیات زمینی معنا ندارد. روح از بالا آمده و جسم از پایین؛ پیوندشان زیستن است و گسستشان مردن.
جسم و بدن برزخی
دقت ادبی روایت این است که آنچه میماند جسم دنیوی است نه بدن مطلق؛ روح همیشه با بدن برزخی و قیامتی همراه است. بزرگان حکما نکات زیبایی در این باب گفتهاند که فرصت یک جلسه نیست. موت جدایی کامل از آخرت نیست؛ جدایی شأن دنیوی از شأن اخروی است و روح راهش را در قالب دیگر ادامه میدهد.
طبیب و حکیم در یک روایت
امام صادق در یک بند هم از اکل بالنار و ابصار بالنور سخن میگوید و هم از رجوع روح به قدرت اولی و فساد جسد به سبب باد. طبیب تجربی و حکیم الهی هر دو مخاطباند. خشکیدن آب بدن، نرم شدن چون خاک، پوسیدن تا رفات، و رجوع هر جزء به جوهر اول زنجیرهٔ طبیعیاتی است که به معاد روحانی میپیوندد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.