ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 005

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تتمهٔ روایت دوم؛ خروج حیات از کدام مرتبه؟

نکته‌ای دیگر به فضل الهی پیرامون روایت دوم کتاب الموت تقدیم می‌شود تا سپس به روایت سوم برویم. اگر دقت شده باشد روایت دوم می‌فرمود الحیاة والموت خلقان؛ این‌ها دو خلق الهی‌اند. بعد فرمودند که موت وارد نمی‌شود مگر اینکه قبلش حیات خارج شود. اگر بخواهیم این را به مطلق وجود انسان ببندیم اصلاً با عقاید الهی سازگاری ندارد که موت وارد شود و کلاً حیات خارج شود. یعنی موت به آن صورتی که کلاً حیات برداشته شود اتفاق بیفتد، این اصلاً در قاعده نیست، در علم کلام و اعتقادات نیست. پس این چیست؟

قطعاً برمی‌گردد؛ به یک وجه برمی‌گردد به مرتبهٔ نازلهٔ خلقت ما، مرتبهٔ نازلهٔ ما. حالا یک وجه هست: یک وجهش برمی‌گردد به اینکه ما یک وجود واحدیم؛ بدن ما، جسم ما همان‌طور که قبلاً بحثش گذشت مرتبهٔ نازلهٔ نفس ناطقهٔ ماست؛ یعنی حیات از مرتبهٔ نازلهٔ خود ما خارج می‌شود. یعنی بدن ما، جسمیت ما را می‌گیرند، آن موت به آن حاصل می‌شود. وگرنه نفس ناطقه که مجرد است و حیات دائمی دارد. یک وجهش این است.

یک وجهش هم می‌شود برگردد به عوالم. یعنی اینکه ما همین‌که از یک عالمی به عالم دیگری حرکت می‌کنیم برای ما در آن نشئه‌ای که از آن خارج شدیم موت ایجاد می‌شود. یعنی در نشئهٔ طبیعت — یا در طبیعت جان ما یا در عالم طبیعت که ما در آن هستیم — برای ما اسم الممیت حضرت حق پیاده می‌شود لذا ما خارج می‌شویم؛ می‌رویم به عالم دیگری. این دو تا وجهش. که حالا در هر حال آنچه مهم است بدانیم از نظر اعتقادات صحیح — حالا عرفان اسلامی، حکمت اسلامی، اعتقادات اسلامی، کلام، هرچه بخواهید بگویید — اصلاً این نظام هستی به قول مرحوم حاجی سبزواری علیه‌الرحمه در منظومه‌شان می‌فرمایند «حیات تفور». چه لفظ شیرینی به کار برده‌اند. حیات تفور؛ اصلاً حیات می‌جوشد. موت چیست؟ موت برمی‌گردد به مرتبهٔ نازلهٔ انسان. همین‌طور حالا دو وجهش گفته شد. وگرنه یکپارچه عالم هستی حیات است.

فارابی؛ عالم یکپارچه علم و حیات و سمع و بصر

اصلاً حضرت علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه در درس صدوشصت شرح فصوص‌شان آنجا می‌فرمایند که به نقل از مدینهٔ فاضلهٔ مرحوم فارابی — که خیلی هم توصیه می‌کردند به این کتابِ کوچکِ بسیار باعظمت — فرمودند آنجا بخوانید؛ ماحصل مضمون کلی‌اش این است که إن هاهنا؛ مرحوم فارابی که می‌دانید در حکمت و فلسفه ابوعلی‌سینا جانشین ایشان است و در طب جانشین زکریای رازی، شیخ‌الرئیس. حالا آنجا می‌فرماید که إن هاهنا یعنی این عالم لعلم؛ همه‌اش یکپارچه علم است. لحیات، لارادة، لسمع، لبصر. یکپارچه عالم بصر است، یکپارچه شنود است، یکپارچه حیات، یکپارچه عقل. آنجا در مدینهٔ فاضلهٔ مرحوم فارابی این را اثبات می‌کند. خیلی شیرین که وقتی نگاهمان این‌طور باشد اصلاً موت به آن معنای از بین رفتن این‌ها دیگر معنا ندارد. همه چیز هست.

غذای بدن مرده؛ غذای نفس حیات و کمال

حتی غذای آن چیزی که به بدنمان می‌دهیم یک غذای مرده است. حتی غذای وجود ما یا غذای نفس ناطقهٔ ما که اصل آن هویت ذاتی ماست، آن هم حیات است. حضرت علامه حسن‌زاده می‌گوید اصلاً غذای ما حیات است. غذای ما برای نفس ناطقه‌مان کمال است دیگر؛ علم است. حالا علم را بگیری بخواهی سررشته‌اش را پیدا کنی:

«وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ» (حجر/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ چیز نیست مگر آنکه خزائن آن نزد ماست.

خزائن علم هم ذات حضرت حق است. آن هم که حیّ مطلق است. همه چیز حیات است. ما فکر می‌کنیم یک چیزهایی در عالم مرده‌اند. این‌ها، این اصطلاحات جهت خروج و تبدیل و تبدل است. یکی وجه وجود ماست، یک خروج از ما، یک از یک عالمی به عالم دیگر است که آیهٔ قرآن هم در هر حال می‌فرماید این‌ها لیبلوکم؛ این‌ها ابتلااند، بلااند، امتحان‌اند که شما نسبت به حیات و ممات چگونه رفتار می‌کنید.

انسان کامل؛ مجری اسم ممیت و محیی

که حالا البته آن کسی که اسم الممیت را در ما پیاده می‌کند، صاحب این اسم است به نحو اتم. آن کسی که اسم المحیی را در ما پیاده می‌کند به اسم المحیی حضرت حق حیات را در ما پیاده می‌کند، آن هم صاحب اسم المحیی حضرت حق است به نحو اتم. آن کیست؟ انسان کامل. یعنی باز قابض‌الأرواح وقتی می‌آید می‌میراند، آن هم یک شأنی از شؤون انسان کامل است. آن هم حالا انسان کامل به یک معنا فاصله است؛ چون می‌آید بین نفس ناطقهٔ ما و بدن و جسمیت ما فاصله می‌اندازد؛ به‌وسیلهٔ عزرائیل. به یک معنا جامعه است؛ چون می‌آید وقتی حیات می‌بخشد بین نفس ناطقهٔ ما و بدن ما جمعیت و اجتماع برقرار می‌کند، مجتمع می‌کند این‌ها را. باز کار انسان کامل است. اصلاً همهٔ عالم سررشته‌اش دست انسان کامل است. حیات، ممات همه برای چیست؟ ما به‌واسطهٔ انسان کامل داریم امتحان پس می‌دهیم.

جمع‌بندی؛ امتحان واکنش است نه دارایی

اجازه دهید اینجا این نکته را در جمع‌بندی بگویم. به نظر شما امتحان در داشتن است یا نداشتن؟ در حیات است یا ممات؟ حیات یعنی ممات امتحان نیست؟ این اینجا در آیه‌ای که قرائت شد آیهٔ دو سورهٔ ملک چه می‌فرمود؟

«الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (ملک/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان که مرگ و زندگی را آفرید تا بیازمایدتان کدامتان نیکوکردارترید.

می‌گوید چه مطلق حیات و چه مطلق موت برای امتحان شماست. پس ممات هم امتحان است. ممات هم امتحان است. یعنی چه؟ یعنی این را دقت کنید؛ این نکته خیلی به‌دردبخور است. نه داشتن مهم است، نه نداشتن. یعنی چه غنا، چه فقر، چه بیماری، چه سلامت؛ چه قدرت، چه ضعف. همهٔ این‌ها. چه ضعف داری، چه قدرت داری، چه توانگری داری یعنی غنا داری، چه فقر داری، چه — دور از جانت — بیماری داری، چه سلامت داری، چه جهل داری، چه علم داری، هرچه که داری یا نداری مهم نیست. آن امتحان نیست. امتحان روی آن پیاده می‌شود. یعنی چه؟ یعنی عکس‌العمل ما نسبت به آن داشتن و نداشتن چیست؟ تمام شد. این معنای امتحان است. عکس‌العمل ما نسبت به حیات، عکس‌العمل ما نسبت به ممات؛ ما چگونه رفتار می‌کنیم نسبت به فقر، نسبت به غنا، نسبت به جهل، نسبت به علم، نسبت به بیماری و سلامت. آن می‌شود امتحان. آن می‌شود نتیجهٔ امتحان. روی آن بیماری و سلامت امتحان پیاده می‌شود. اما مهم داشتن و نداشتن نیست اصلاً.

در حالی که ما می‌آییم می‌گوییم فلانی مدیر است تحویلش بگیرید. فلانی هیچ‌کس است اصلاً سلامش هم خشک جواب می‌دهیم. فلانی پول دارد تحویلش می‌گیریم، فلانی فقیر است کاری با او نداریم. این‌طور نیست؟ در حالی که در آموزه‌های ما فرموده‌اند اگر کسی — این حدیث را دیده شود بترسیم — اگر کسی صرفاً به‌جهت پول کسی جلو پایش بلند شود ایمانش می‌سوزد. پول چیست؟ اصلاً داشتن و نداشتن مهم نیست. هر دو امتحان‌اند. همان‌طور که اینجا می‌گوید هم ممات امتحان است هم حیات امتحان است. مهم این است که نسبت به حیات و ممات، بیماری و سلامت این‌ها چگونه رفتار می‌کنیم. آن رفتار ما مهم است، آن برای ما نوشته می‌شود. امید که عاقبت ختم به خیر شود و به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.