ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 004

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روایت دوم کتاب الموت؛ الحیات والموت خلقان

در حال عزیمت به زیارت اربعین حسینی، بدرقۀ راه زوار را صلوات می‌گوییم و سریع ادامۀ روایت دوم باب اول کتاب الموت بحار مجلسی را پی می‌گیریم. امام صادق صلوات‌الله‌علیه فرمودند: الحیات والموت خلقان — حیات و موت هر دو خلق‌اند. خلقت‌ها متفاوت‌اند؛ برخی شدت دارند و در قرآن گاه به معنای خلق جدید آمده‌اند.

مؤمنون/۱۴؛ خلق آخر و شدت انتقال

«ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ» (مؤمنون/۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سپس نطفه را علقه کردیم و علقه را مضغه و مضغه را استخوان‌ها و بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم؛ آن‌گاه او را آفرینشی دیگر پدید آوردیم.

تطور خلقت در پنج مرحله بیان شده؛ مرحلۀ انتهایی — درست‌شدن جنین به معنای خلق آخر — خلق دیگری است چون شدت خلقت اینجاست. نطفه علقه می‌شود؛ علقه مضغه؛ مضغه استخوان؛ استخوان گوشت؛ ثم أنشأناه خلقا آخر — خدا او را به صورتی دیگر ایجاد می‌کند؛ خلق جدید؛ به یک معنا شدت خلقت یا انتقال شدید. همۀ مراحل انتقال‌اند اما مرحلۀ آخر انتقالی بسیار متفاوت است؛ دقیقاً مانند موت. چون موت حاصل شود انتقال هست؛ اما موت انتقال به خلقی دیگر است؛ حالتی دیگر دارد؛ لذا انتقال به شدت رخ می‌دهد و با مراحل دیگر خلقت قابل قیاس نیست؛ بسیار خطرناک و سخت. ازاین‌رو آن که این انتقال را انجام می‌دهد باید شدیدالقوی باشد؛ ملک قابض‌الأرواح بسیار قدرت دارد چون انتقال شدید است. یکی از معانی سكرات مرگ و سختی‌های برزخ همین شدت انتقال است.

ملائکۀ دنیا و برزخ؛ پس‌زدن و نپذیرفتن

ملائکه‌ای که در دنیا هستند میت را پس می‌زنند: پیمانی تمام شد؛ به سلامت؛ رزقی اینجا نداری. ملائکۀ عالم برزخ می‌نگرند — و متأسفانه اکثریت مردم لحظۀ مرگ چنین‌اند — پیمان از آن سو پر شده اما آمادگی ورود به برزخ نیست؛ سیر استکمالی طی نشده؛ دلبستگی به دنیا هنوز کنده نشده. ملائکۀ برزخ تحویل نمی‌گیرند. معنای درد و ترس و ظلمت و غربت همین است: این سو پس زده، آن سو تحویل نمی‌گیرد چون به تکامل نرسیده؛ پس باید تکامل برزخی طی شود.

دو بار مردن؛ غافر/۱۱ و روایت عیسی

«قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ» (غافر/۱۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): گفتند پروردگارا دو بار ما را میراندی و دو بار زنده کردی.

آیه می‌گوید دو بار میراندی و دو بار زنده کردی. در شرح اصول کافی ملاصدرا از حضرت عیسی روایتی زیباست: لم یلق الملکوت السماوات من لم یولد مرتین — کسی به ملکوت آسمان‌ها دسترسی نمی‌یابد مگر دو بار زاده/مرده شود. آیه و روایت هر دو از دو بار مردن سخن می‌گویند. علامه طباطبایی می‌فرماید یک بار مرگ در دنیاست — موت اول؛ موت دوم در برزخ است. آری در برزخ نیز می‌میریم؛ در سیر تکاملی به سمت نشئۀ آخرت که شدیدترین خلق جدید خداست؛ مانند أنشأناه خلقا آخر. آنجا انتقالی به شدت که با انتقال دنیا به برزخ قابل قیاس نیست؛ مانند انتقال جنین از رحم به دنیا که مادر و کودک درد می‌کشند؛ ناف را که می‌برند کودک درد می‌کشد. آنجا مادری در کار نیست؛ خود انتقال موت درد شدیدی بر وجود می‌نشاند. بار دوم در برزخ است.

حیات برزخی و آخرتی؛ نفخ صور در زمر

حیات چگونه است؟ یک بار حیات برزخی چون ورود به برزخ؛ یک بار حیات آخرتی. در برزخ موت رخ می‌دهد سپس دوباره حیات. کجا گفته شده؟

«وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ» (زمر/۶۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در صور دمیده شود پس هر که در آسمان‌ها و زمین است بیهوش افتد.

صعقه فریاد بلندی است؛ مال لحظۀ مرگ دوم در برزخ وقتی در صور دمیده می‌شود؛ دو مرتبه همه می‌میرند؛ سپس حیات آخرت خلق جدید شدید و مرحلۀ نهایی تطور خلقت است. انسان کامل همۀ این مراحل را اینجا پیموده؛ موتوا قبل ان تموتوا اگر ممکن نبود نمی‌فرمودند بمیرید پیش از آنکه بمیرانندتان — بحثش گذشته. پس مراقب لحظۀ انتقال شدید از این عالم به آن عالم باشیم.

تناسخ باطل و تناسخ مقبول اسلام

اینجا اختلافاتی رخ داده؛ برخی تناسخ و تماسخ و تراسخ و تفاسخ گفته‌اند — بحثی باطل. آنان می‌گویند تناسخ روح به بدن انسان دیگر؛ تماسخ به بدن حیوان؛ تراسخ به نبات؛ تفاسخ به سنگ. اسلام این را قبول ندارد. اسلام تناسخ را به این شکل می‌پذیرد: چون می‌خوابیم به بدن برزخی و قالب مثالی می‌رویم؛ همچنین چون موت حاصل شود به بدنی می‌رویم که خود با اعمال اینجا ساخته‌ایم. این تناسخ مقبول است نه آن‌گونه که آنان می‌گویند. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

شدت خلق و قابض الأرواح

چون انتقال موت با خلق آخر همسنخ است، فرشته‌ای که جان می‌ستاند باید شدیدالقوی باشد. سکرات و هول برزخ فقط کیفر نیستند؛ خودِ شدت انتقال‌اند. کسی که هنوز به دنیا چسبیده، از این سو رانده و از آن سو پذیرفته نمی‌شود؛ غربت و ظلمت و درد معنای همین معلّق‌ماندن است.

دو موت و دو حیات در نقشهٔ خلقت

غافر دو اماته و دو احیا را بر زبان اهل آتش می‌نهد. موت اول خروج از دنیاست؛ موت دوم صعق صور در برزخ. حیات برزخی میان این دو، و حیات آخرتی پس از نفخ دوم، نقشه را کامل می‌کند. انسان کامل این مراحل را پیش از مرگ طبیعی در موت اختیاری پیموده است؛ ازاین‌رو موتوا قبل ان تموتوا دستور ممکن است نه شعار.

مرز تناسخ اسلامی و حلول‌باوری

خواب نمونۀ روزمرۀ رفتن به قالب مثالی است. مرگ نیز رفتن به بدنی است که عمل ساخته، نه حلول روح در پیکر انسان و حیوان و گیاه و سنگ دیگر. تماسخ و تراسخ و تفاسخ شبهات امروزند؛ پاسخ دقیق همین تمایز است: تناسخِ قالبِ عمل‌ساخته آری؛ تناسخ حلول‌باورانه خیر.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.