یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
فوت و وفات؛ امکان نابودی
بر اساس روایت «اللهم ارزقنا التجافی عن دار الغرور والإنابة إلى دار الخلود والاستعداد للموت قبل حلول الفوت» بحث نیمهکارهای بود. این از نوادر روایاتی است که ثابت میکند فوت ممکن است اتفاق بیفتد. وفات — الله یتوفى الأنفس حین موتها — اخذ به تمامه است؛ اما فوت یعنی نابودی. بر اساس این دعا امکان نابودی هست.
کسی که به سمت اسماء جلال رفته مظهرش جهنم است و تجرد شقاوتی مییابد؛ مؤمن تجرد سعادتی. بینابین را بزرگان حالت فوت و از بین رفتن دانستهاند. شاید یک وجه آن در سورهٔ انشقاق باشد:
«يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» (انشقاق/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای انسان، تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای و او را دیدار خواهی کرد.
قرار است هر کس رب خود را ملاقات کند. رب هر کس آن اسمی از خداست که سلطان وجودش شده. اگر نه اسم جلالی در او پیاده شده نه جمالی — گناه و ثواب پیدرپی در وسط — سلطان وجودش هیچیک از اسماء نیست؛ به ملاقات که برود؟ ربش کیست؟ شاید استنباطی باشد که چنین کسی فوت میشود.
خلق موت و حیات؛ أحسن عملاً
«الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ» (ملک/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان که مرگ و زندگی را آفرید تا بیازمایدتان کدامتان نیکوکارترید؛ و اوست عزیز آمرزنده.
موت نیز خلق الهی و موجود است؛ عدم نیست. برای آزمایش أحسن عملاً نه أکثر عملاً؛ عمل احسن ولو کم. آیه با عزیز و غفور تمام میشود؛ علامه میفرمود این دو اسم هنگام حیات و موت با ما بسیار کار دارند؛ شاید موت به سمت عزیز و حیات به سمت غفور باشد.
موتوا قبل أن تموتوا و سعهٔ وجودی
حدیث امام باقر در کتاب الموت: الحیاة والموت خلقان. و: چون موت آید و در انسان درآید در چیزی درنمیآید مگر آنکه حیات از آن بیرون رود. در جسم روشن است زنده یا مرده؛ اما «موتوا قبل أن تموتوا» نشان میدهد میتوان در حال حیات به موت رسید؛ جمع اسم الممیت و المحیی. این استثنا برای شدیدالقوی است که سعهٔ وجودی دارند و اسماء متقابل — جمال و جلال — را جمع میکنند؛ چون انسان کامل.
امیرالمؤمنین در میدان جنگ نگاهی داشت که جرأت دیدن چشم او نبود؛ همان آقا دست بر سر یتیم میکشید. این سعهٔ وجودی است. امروز روز شهادت امام حسن است؛ شیخ مفید از ایشان نقل میکند خدا قلب پیامبر را أوسع قلوب یافت لذا تمام علمش — قرآن — بر قلبش نازل کرد. در دیگران سعه نیست؛ ضیق وجودی داریم و تکامل برزخی؛ نمیشود هم ممیت و هم محیی عیناً پیاده شود؛ وقتی موت آمد حیات میرود. در بزرگان چنین نیست. خدا سعهٔ وجودی بدهد. عاقبت به خیر، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
پس ضیق وجودی مانع جمع اسماء متقابل است و اکثر ما را به تکامل برزخی میکشاند. سعهٔ وجودی اولیا اجازه میدهد موت اختیاری و حیات جمع شوند؛ چنانکه اهلبیت حیات و مماتشان یکی است. طلب سعه، طلب نجات از فوتِ بیربّی است.
فوتِ بیربّ
اگر نه جمال در کسی غالب شده نه جلال، و زندگی نوسان گناه و ثواب بیسلطان اسمی است، ملاقات رب در انشقاق مبهم میماند. بزرگان این حالت را به فوت و نابودی نزدیک دانستهاند؛ غیر از توفّیِ اخذ کامل. دعای التجافی پیش از حلول فوت هشدار میدهد که فوت ممکن است.
أحسن نه أکثر
ملک/۲ موت و حیات را مخلوق میداند برای آزمایش أحسن عملاً. کثرت عمل معیار نیست؛ نیکویی عمل است. ختم آیه به عزیز و غفور نشان میدهد این دو اسم در آستانهٔ مرگ و زندگی فعالاند؛ موت با عزت قهر و حیات با غفران.
استثنای شدیدالقوی
حدیث خروج حیات با دخول موت در جسم روشن است؛ اما موتوا قبل أن تموتوا جمع ممیت و محیی را در سالک شدیدالقوی ممکن میکند. سعهٔ وجودی یعنی جمال و جلال با هم در یک نفر: جنگاوری علی و دستنوازش یتیم. قلب أوسع پیامبر ظرف نزول تمام قرآن شد؛ ضیق ما را به تکامل برزخی میکشاند و نمیگذارد هر دو اسم با هم پیاده شوند.
امام حسن که قلب پیامبر را أوسع خواند خود امروز محل هدیهٔ بحث است. طلب سعه طلب آن است که موت اختیاری پیش از موت اجباری چشیده شود و حیات نرود؛ وگرنه با ورود موت حیات میرود و فوتِ بیربّ تهدید است.
طلب سعهٔ وجودی طلب جمع جمال و جلال است.
جمع موت و حیات در انسان کامل
اهلبیت حیات و مماتشان یکی است؛ مظهر اتمّ اسماءاند. حدیث خروج حیات با دخول موت برای عموم است؛ استثنا کسانیاند که سعه یافتهاند و میتوانند پیش از مرگ اجباری موت اختیاری بچشند. ضیق وجودی اکثر ما را از این جمع بازمیدارد و به تعلقات برزخی میسپارد. هدیهٔ بحث به امام حسن در روز شهادت یادآور أوسع بودن قلب پیامبر و نزول تمام قرآن است. از خدا سعه بخواهیم تا فوتِ بیربّ تهدیدمان نکند و موت و حیات در مسیر سعادت جمع شوند؛ نه آنکه با آمدن موت حیات برود و نامی از ربّ در وجود نماند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.