د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
فوت و وفات؛ امکان نابودی
بحار. کتاب الموت ۳
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۸:۰۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## فوت و وفات؛ امکان نابودی
۰:۰۲
## خلق موت و حیات؛ أحسن عملاً
۲:۱۱
## موتوا قبل أن تموتوا و سعهٔ وجودی
۳:۳۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
رحمت الله. ما بر اساس
اون روایتی که فرمود
اللهم ارزقنا التجافي في اندار الغرور والعنابة الى دار الخلود
والاستعداد للموت
قبل حلول الفوت
یه بحثی نیمه کارهمون که گفتیم این از نوادر
روایاتیست که ثابت میکنه
که میشه فوت اتفاق بیفته.
چون ما گفتیم وفات هست الله يتوفى الأنفس حين موتها
که اخذ به تمامه است.
اما این فوت یعنی نابودی بر اساس این
دعا نشون میده که امکانش هست نابودی
یعنی فوت، از بین رفتن.
که گفتیم حالا یه وجهش رو میخوایم امروز عرض کنیم.
بحثمون هم البته این نیست
که چگونه میشه
بالاخره کسی که به سمت اسماء جلال حضرت حق رفته،
اون که مظهرش شد جهنم، این
تجرد شقاوتی پیدا میکنه
بعد از مرگ. کسی که نه مؤمن بوده این تجرد سعادتی پیدا میکنه.
بینا بینش رو نداریم. این بزرگان فرمودن این حالت فوته، از بین رفتنه.
شاید یک وجهش این باشه
چون تو سوره انشقاق میفرماید يا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ
كَدْحًا فَمُلاقِيهِ
قراره هر کسی بره رب خودش رو اونجا ملاقات کنه.
ما قبلاً گفتیم رب هر کسی اون اسمی از خداست که سلطان وجودش شده و در وجودش پیاده شده.
اگر کسی نه اسم جلالی درش پیاده شده نه جمالی.
یعنی گناه کرده، ثواب کرده، گناه کرده، ثواب کرده هم توی این وسط،
خب این چه اسمی از خدا درش پیاده شده؟
یعنی سلطان وجود این آقا، این خانم، این شخص
هیچکدوم از اسماء الهی نیست.
خب چنین کسی به ملاقات چه کسی بره؟
ربش کیه؟ معلوم نیست.
شاید البته استنباط بنده است اینها.
شاید یه وجهش که بزرگان فرمودن
که چنین کسی فوت میشه
بر اساس این روایتی که عرض کردیم در
مجموعه بهار شاید یه وجهش این باشه.
حالا آیهای که پیرامون
خلق موت و حیاته خیلی شیرین، آیه دو سوره ملک.
میفرماید الذي خلق الموت والحياة.
ببینید صراحتاً داره میگه که خدا خلق کرده
هم موت و هم حیات و یعنی موت هم
خلق الهیه و موجوده.
یک وجود عدمی نیست، چیز عدمی نیست،
موجوده. و
لی-- برای چی خلق کرده؟
ليبلوكم أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا.
حالا اینجا معلمان اخلاق اینجا حرف خیلی پیاده کردن که نفرمود أكثر عملا هرکی بیشتر عمل کنه، نه.
أَحْسَنُ عَمَلًا. هرکی احسن عمل داشته باشه ولو کم اما احسن عمل.
و البته وهو العزيز الغفور.
چون آیه با این دو اسم تموم میشه به قول حضرت استاد علامه عليه الرحمه
این دو تا اسم پیداست که موقع حیات و موت
این دو تا اسم با ما خیلی کار دارن.
اسم العزيز و الغفور.
شاید موت به سمت اسم العزيز باشه،
حیات به سمت اسم الغفور.
حالا باید دربارهش بحث کرد.
اون حدیث امام باقر که دومین حیا-- دومین حدیث کتاب الموت
مرحوم مجلسی بود چی میفرمود؟
الحیاة و الموت خلقان.
این، این دو تا خلق، دو تا خلقاند.
حالا نکتهای که میخوایم بگیم تو این
قله بحثمون امروز
فرمود من خلق الله فإذا جاء الموت فدخل في الإنسان لم يدخل
في شيء إلا وخرج من-- خرجت منه الحياة.
میگه م-موت و مرگ
وارد نمیشه در انسان مگر اینکه حیات
خارج میشه. این خود یه نکتهست.
خب آقا اگر بگیریم تو بحث جسمیمون که مشخصه جسم یا زنده است یا مرده.
درسته؟ اما اگر بحث جسمه،
اون حدیثی که موتوا قبل ان تموتوا چی میگه؟
بمیرید قبل از اینکه شما را بمیرانند.
اون حدیث داره نشون میده میشه شما در حالی که حیات داری
به موت هم برسی. چون میگه موتوا قبل ان تموتوا.
یعنی میشه کسی برسه به اسم الممیت حضرت حق در حالی که اسم المحیی خدا درش پیاده است.
این دو تا با هم جمع شن.
پس اینجا این حدیث چی می-- این حدیث دومه، کتاب الموت چی میگه؟
میگه وارد نمیشه موت
بر چیزی مگر اینکه قبلش حیات خارج شده.
میگیم این یک استثناءست برای انسانهایی که شدید القوی هستند.
اینو من توضیح مختصر بدم.
توصیه اخلاقی نیست؟ مثلاً موتوا قبل ان تموتوا،
میمیرید و- نه، نه فلسفه اعتقادی هم داره بحثه.
بله سیر و سلوک اخلاقی هست اما از جهت اعتقادی ما اینجا ثابت کردیم اینو قبلاً چندین جلسه حداقل پونزده،
پونزده تعبیر از موت رو ما گفتیم که یک معناش خروج از ظاهر به باطن بود.
معنای موت. خروج از ظاهر به باطن.
که میشه، میشه انسان قبل از اون مرگ اینجا
بچشه موت رو. اصلاً یه بالاتر از اون.
مگر ما نمیگیم که اهل بیت حیات و مماتشون یکیه؟
ها؟ مگه این اعتقاد رو نداریم؟
یعنی او مظهر هم اسم الممیت حضرت حقه، هم المحیی.
تمام اسماء در او پیاده شدن به نحوه اتم.
خب چگونه اینو-- با چگونه با این حدیث جمعش کنیم؟
میگیم که آقا اون کسایی که شدید القوی میشن، یه
صعه وجودی پیدا میکنند، میتونند اسماء متقابل رو در هم جمع کنن تمام
یعنی اصلا داشتن اسماء متقابل یعنی جمال و جلال رو با هم داشتن عینا این نشانه سعه وجودیه.
مثل انسان کامل. مثل امیرالمؤمنین که چنان شدید القوی است،
چنان اسماء اجد، چنان حرکت میکنه در میدان جنگ که نگاهش نمیتونستن بکنن در میدان جنگ.
میگن چشم امیرالمؤمنین رو کسی نمیتونست، جرات نداشت ببینه
هنگام جنگ. همون آقا امیرالمؤمنین میاد چجوری دست به سر یتیم میکشه.
این دو تا با هم جمع شده تو یک نفر.
دقت بفرمایید. این یعنی
سعه وجودی. خدا هم به هر حال
انسان کامل رو از میان کسانی اختیار کرده که أوسع به قول امام حسن که امروز
روز شهادتشونه و ما هدیه میکنیم مطالب رو خدمت این بزرگوار.
امام حسن مجتبی. امروز اتفاقا این روایت امروز محکمتر از اون روایت آخر صفرا.
بدونید به قول شیخ مفید علیه الرحمه
که امام حسن فرمودن
که این، این
چون خدای منان این فرمایش امام حسنه
قلب پیغمبر رو أوسع قلوب یافت لذا تمام علمش که قرآنه بر قلبش نازل کرد.
اما در دیگران اینطوری نیست چون سعه وجودی نیست.
معمولا ما ضیغ وجودی داریم برای همین اکثرمون تکامل برزخی داریم.
یعنی تو برزخ گرفتاریم نسبت به تعلقاتی که داریم که بحثش قبلا گذشت.
ضیغ وجودی داریم لذا نمیشه هم اسم الممیت در ما پیاده بشه عینا
هم اسم المحی.
نمیشه وقتی موت اومد حیات میره.
اما در خصوص بزرگان اینطوری نیست.
انشاالله خدا به ما هم سعه وجودی بده.
عاقبتمون انشاالله ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل
جلسه قبل
جلسه بعد