ددرس‌گفتارها

سلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلامٌ علیکم و رحمة الله.

میریم سراغ دومین روایت از باب اول کتاب الموت بحار مرحوم مجلسی.

روایات عجیبی رو ایشون جمع کرده که انشاالله سر این سفره این روایات بهره خوبی ببریم.

دومین روایت از امام باقر هست پیرامون موت.

الحیاة والموت خلقان من خلق الله.

خب اینجا داره نشون میده که موت هم مثل حیات خلقه.

یعنی یک امر عدمی نیست، وجودیه.

موجوده.

موت همین الان موجوده، خلق الهیه.

اینطوری نیست که شما گمان کنید که عدمه، یه وقتی ایجاد میشه، خلق میشه.

نه، خلق شده موت و الان همراه ماست.

مثل بدن مثالی که الان همراه ما هست؛ وقتی می‌خوابیم توجه نفس ناطقه به اون بدن میفته، اون فعال میشه.

الان همراه ماست و توجه نفس ناطقه از این جسم ما برداشته میشه، این میفته یه گوشه، یه لاشه‌ای میشه موقع خواب.

موت هم همینطوره.

برای همین اگر کسی توجهش رو به موت بندازه می‌تونه به موت اختیاری برسه.

قبل از اینکه به اون موت اجباری ببرنش.

لذا موت قبل ان تموتو امکانش هست.

پس الحیاة والموت خلقان من خلق الله.

حالا اینجا چرا خلق الله؟

خلق رحمان نه، رحیم نه.

این‌ها حرف‌هایی است که بماند شاید از حوصله شما خارج باشه.

[نفس عمیق] فإذا جاء الموت وقتی موت اومد.

ببینید نمیگه وقتی موت خلق شد.

فإذا جاء الموت قبلاً خلق شده حالا میاد.

یعنی موت یک خلقه، یک خلق الهیه.

نگاهمون نسبت به موت عوض بشه.

لذا میگه ملک الموت شاید به یک معنا اصلا موت همین ایشونه وقتی میاد.

چون حقیقت موته دیگه.

مجری اسم الممیت حضرت حقه.

همونطور که شیطان هم مجری اسم المضل حضرت حقه.

اصلا همه عالم اسم الله‌اند.

ظهرت الموجودات ان بسم الله الرحمن الرحیم.

شما هم بسم اللهی، شیطان هم بسم اللهه.

عجب!

ملک الموت هم بسم اللهه.

کسی که با اسماء الهی خو کرد و توجه کرد و با طهارت نفس اون‌ها رو مسح کرد، همین جا می‌میره.

همین جا به موت میرسه.

یک استعداده حالا بهش می‌رسیم.

فدخل في الإنسان.

عجب، این موت میاد داخل میشه به انسان، داخل میشه در ما.

لم ی-- لم يدخل في شيء إلا وخرجت منه الحياة.

این موت وارد نمیشه در چیزی مگر اینکه اول حیات از اون خارج میشه.

پس پیداست حیات هم چیه؟

یک خلقه.

موت هم یک خلقه.

منتها ما همش توجهمون به حیاته.

به موت توجه نداریم لذا می‌ترسیم، دل نگرانیم.

[نفس عمیق] حالا این روایت دومه.

برای اینکه این روایتو یه مقدار بهتر فهم کنیم اجازه بدید اون روایت شیرین جلد نود و پنج صفحه شصت و سه خود بحار رو بیاریم که در ادعه هم وارد شده.

که فرمودن این دعا رو زیاد بخونید.

اللهم ارزقنا تجافي، تجافي یه حالتیه که شما نه نشسته‌ای نه ایستاده‌ای.

می-- اینطوری یه جوری می‌شینی که آماده بلند شدنی.

میگه خدایا روزی ما کن.

at تجافي عن دار الغرور.

اینجا دار غروره.

من آماده بشم برای بلند شدن از این عالم.

خب چگونه از این عالم بلند شم؟

خودش داره می‌فرماید سلسله‌وار.

والعنا به إلى دار الخلود.

من برگردم توجهم برگر-- مثل کسی که پشت کرده به آفتاب، سایه داره.

رو بکنه آفتاب ببین اصلا دیگه سایه نیست.

اصلو می‌بینی.

چون ما پشت کردیم به دار الخلود، همش تو سایه‌ایم، تو ظلمتیم.

والعنا به برگرد إلى دار الخلود نگاه کن که تو قراره به اونجا بری.

منزل ابدیت رو ببین.

حالا اینجا والاستعداد للموت.

اینجا موت رو همراه یک استعدادی معرفی کرده.

یعنی اولاً موت عرض کردیم یک امر وجودی‌ست نه عدمی، موجوده.

ثانیا یک استعداده.

اگه مثلا ما سر تا پامون استعداده دیگه.

این استعدادها باید چی بشه؟

شکوفا بشه.

اگر این استعداد استعداد للموت، اگر کسی استعداد موتش، اگر شکوفا نشد چه اتفاقی میفته؟

قبل حلول الفوت، قبل از اینکه اون فوت حاصل بشه، این جزو نادر روایاتیه که درش فوت اومده.

همه جا وفات اومده.

مثلا ال-- در آیه قرآن الله يتوفى ال-- يتوفى الأنفس حين موتها.

خدا توفی می‌کنه، می‌گیره همه حیات ما رو وقت موت.

اما اینجا به فوت اومده.

فوت یعنی چی؟

فوت در برابر، برابر وفات یعنی چی؟

وفات یعنی اخذ به کامل هو-- وجود تو.

خدا امانت تو رو همه وجودتو می‌گیره.

هرچی هست می‌گیره.

اما وفات یعنی چی؟

فوت یعنی چی؟

فوت یعنی نابودی.

اینجا می‌فرماید قبل حلول الفوت.

پس میشه که فوت اتفاق بیفته.

کی فوت یعنی نابودی اتفاق میفته؟

وقتی که استعداد موت حاصل نشه.

عجب!

پس استعداد موت باید ایجاد بشه در ما.

یعنی قابلیت موت.

چون قراره بچشیش.

تو آماده کنی خودتو برای چشیدن.

کل نفس ذائقة الموت.

موت چشیدنیه.

اگر آماده این استعداد نشدی، اون موقع فوت حاصل میشه، یعنی نابود میشی این معنی نابودی اینجاست.

جزو نوادر این حدیث که درش فوت اومده.

حالا مثالی که برای سهولت فهم عرض کنم برای امروز کفایت می‌کنه.

مثالی که بعضی از بزرگان در شرح این حدیث یعنی آیات گفتن خیلی شیرین.

گفتن شما گمان کنید یه مثلاً حیوان حلال گوشتی، گوسفند کمالش چیه؟

کمال گوسفند اینه که ذبح بشه، انسان بخورش بشه جزء وجود انسان.

اون اتحاد آک-آکل و مأکول.

شما اون که خوردی دیگه تو می‌شه دیگه.

تو همون می‌شی.

حالا این حیوان حلال گوشت تو نخوریش ذبح نشه تو یه جوی یه گوشه‌ای از یه بیابونی بیفته از بین بره، ضایع بشه.

اصطلاحاً این میگن ضایع بشه، گم بشه.

احسنت.

به این میگن چه حالتی؟

فوت شدن یعنی نابود شد به کمال نرسید.

دیگه به درد نمی‌خوره.

از بین رفت.

هیچ اسم و رسمی هیچی ازش نیست.

اگر کسی استعداد موت پیدا نکرد فوت می‌شه یعنی ضایع می‌شه از بین میره.

دیگه این تحت اون فشارها، این فشار‌ها رو بعداً تعریف می‌کنیم یعنی چی؟

فشار سکرات مرگ، فشار قبر.

این‌ها بحث ما اینه دیگه.

یعنی چی؟

که این ملک دنیا پسش می‌زنه.

ملک اون ور هم تحویلش نمی‌گیره.

این یعنی فشار.

می‌گه آماده نیست، استعداد پیدا نکرده.

اگر کسی حالت پیدا نکرد ضایع شده.

دیگه حالا این استعداد آیا این حالت ضایع شدن، سؤال که بعداً جواب بدیم، آیا مربوطه به اون‌هاییه که تجرد شقاوتی دارن یا تجرد سعادتی دارن؟

یا آدمای بینابین‌ان؟

نه، اون کسی که محض شقاوته پلید محض پسته مثل دشمنان اهل بیت.

این‌ها، این‌ها تجرد شقاوتی دارن.

میرن به اسم اسماء جل-- به سمت اسماء جلالیه حضرت حق که جهنمه.

اون‌هایی هم که مؤمنن تجرد سعادتی دارن میرن به اس-- به سمت اسماء جمالیه حضرت حق که مظهرش بهشته، مظهرش بهشته توجه بکنید.

اون بینابینا چی؟

کسی که استعدادشو از بین برده، ضایع کرده.

نه اینوری نه اونوری.

اونا فوت می‌شن.

حالا این باید ترجمه بشه.

دیگه الان اینجا وقتش نیست.

انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.