ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 002

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روایت دوم باب اول؛ حیات و موت دو خلق الهی

میریم سراغ دومین روایت نیست؛ به دومین روایت از باب اول کتاب الموت بحار مرحوم مجلسی می‌رسیم. روایات عجیبی گرد آورده که بر این سفره باید بهره برد. دومین روایت از امام باقر علیه‌السلام پیرامون موت است: «الحیاة والموت خلقان من خلق الله». اینجا نشان می‌دهد که موت نیز مانند حیات خلق است؛ یعنی امری عدمی نیست، وجودی است، موجود است. موت همین اکنون موجود است؛ خلق الهی است. چنین نیست که گمان شود عدم است و روزی ایجاد و خلق می‌شود؛ نه، موت خلق شده و اکنون همراه ماست.

مانند بدن مثالی که اکنون همراه ماست؛ وقتی می‌خوابیم توجه نفس ناطقه به آن بدن می‌افتد و آن فعال می‌شود. اکنون همراه ماست و چون توجه نفس ناطقه از این جسم برداشته می‌شود این جسم گوشه‌ای می‌افتد و موقع خواب لاشه‌ای می‌شود. موت نیز همین‌طور است. از این رو اگر کسی توجهش را به موت ببندد می‌تواند به موت اختیاری برسد؛ پیش از آنکه به آن موت اجباری ببرندش. لذا «موتوا قبل أن تموتوا» امکانش هست. پس الحیاة والموت خلقان من خلق الله. اینجا چرا «خلق الله»؟ نه خلق رحمان و نه رحیم به‌تنهایی در این تعبیر؛ این‌ها حرف‌هایی است که بماند.

فإذا جاء الموت؛ آمدنِ خلقِ ازپیش‌موجود

«فإذا جاء الموت» — وقتی موت آمد. نمی‌گوید وقتی موت خلق شد. فإذا جاء الموت: قبلاً خلق شده، حالا می‌آید. یعنی موت یک خلق است، یک خلق الهی. نگاه به موت باید عوض شود. لذا ملک‌الموت شاید به یک معنا اصلاً خودِ موت باشد وقتی می‌آید؛ چون حقیقت موت است؛ مجری اسم الممیت حضرت حق است. همان‌طور که شیطان نیز مجری اسم المضل حضرت حق است. اصلاً همهٔ عالم اسم الله‌اند. موجودات به بسم‌الله الرحمن الرحیم ظاهر شده‌اند. تو نیز بسم‌اللهی، شیطان نیز بسم‌الله است؛ ملک‌الموت نیز بسم‌الله است. عجب! کسی که با اسماء الهی خو کرد و توجه کرد و با طهارت نفس آن‌ها را مسح کرد، همین‌جا می‌میرد؛ همین‌جا به موت می‌رسد. این یک استعداد است؛ اینک به آن می‌رسیم.

دخول موت در انسان و خروج حیات

«فدخل فی الإنسان». عجب؛ این موت می‌آید داخل می‌شود به انسان؛ داخل می‌شود در ما. داخل نمی‌شود در چیزی مگر آنکه حیات از آن خارج شود: لم یدخل فی شیء إلا وخرجت منه الحیاة. پس پیداست حیات نیز چیست؟ یک خلق است. موت نیز یک خلق است. منتها ما همه‌اش توجه‌مان به حیات است؛ به موت توجه نداریم لذا می‌ترسیم، دل‌نگرانیم. این روایت دوم است.

دعای تجافی؛ آمادگی برخاستن از دار غرور

برای آنکه این روایت را بهتر بفهمیم، روایت شیرین جلد نودوپنج صفحهٔ شصت‌وسهٔ خود بحار را می‌آوریم که در ادعیه نیز وارد شده و فرموده‌اند این دعا را بسیار بخوانید: اللهم ارزقنا تجافیاً… تجافی حالتی است که نه نشسته‌ای نه ایستاده‌ای؛ چنان می‌نشینی که آمادهٔ بلند شدن باشی. می‌گوید خدایا روزی ما کن تجافی عن دار الغرور. اینجا دار غرور است. من آماده شوم برای بلند شدن از این عالم. چگونه از این عالم بلند شوم؟ خودش سلسله‌وار می‌فرماید: والإنابة إلی دار الخلود. من برگردم؛ توجهم برگردد. مثل کسی که پشت کرده به آفتاب، سایه دارد؛ رو کند به آفتاب ببین اصلاً دیگر سایه نیست؛ اصل را می‌بینی. چون ما پشت کرده‌ایم به دار الخلود همه‌اش در سایه‌ایم، در ظلمتیم. والإنابة: برگرد إلی دار الخلود؛ نگاه کن که قرار است به آنجا بروی؛ منزل ابدیت را ببین. حالا اینجا والاستعداد للموت. اینجا موت را همراه یک استعدادی معرفی کرده است.

موت وجودی و استعداد؛ پیش از حلول فوت

یعنی اولاً موت — چنان‌که گذشت — یک امر وجودی است نه عدمی؛ موجود است. ثانیاً یک استعداد است. اگر مثلاً سر تا پای ما استعداد است دیگر، این استعدادها باید چه شود؟ شکوفا شود. اگر این استعداد، استعداد للموت، اگر کسی استعداد موتش شکوفا نشد چه اتفاقی می‌افتد؟ قبل حلول الفوت؛ پیش از آنکه آن فوت حاصل شود. این از نوادر روایاتی است که در آن «فوت» آمده. همه‌جا «وفات» آمده. مثلاً در آیهٔ قرآن:

«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا» (زمر/۴۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا جان‌ها را هنگام مرگشان به‌تمامی می‌گیرد.

خدا توفی می‌کند؛ همهٔ حیات ما را وقت موت می‌گیرد. اما اینجا «فوت» آمده. فوت یعنی چه؟ فوت در برابر وفات یعنی چه؟ وفات یعنی اخذ به کاملِ وجود تو؛ خدا امانت تو را، همهٔ وجودت را می‌گیرد؛ هرچه هست می‌گیرد. اما فوت یعنی نابودی. اینجا می‌فرماید قبل حلول الفوت. پس می‌شود که فوت اتفاق بیفتد. کی فوت یعنی نابودی اتفاق می‌افتد؟ وقتی که استعداد موت حاصل نشود. عجب! پس استعداد موت باید ایجاد شود در ما؛ یعنی قابلیت موت. چون قرار است بچشی‌اش. تو خودت را آماده کنی برای چشیدن:

«كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ» (آل عمران/۱۸۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر نفسی چشندهٔ مرگ است.

موت چشیدنی است. اگر آمادهٔ این استعداد نشدی، آن موقع فوت حاصل می‌شود؛ یعنی نابود می‌شوی. این معنی نابودی اینجاست. جزو نوادر این حدیث که در آن فوت آمده.

مثال گوسفند؛ کمال یا ضایع شدن

مثالی که برای سهولت فهم بعضی از بزرگان در شرح این حدیث و آیات گفته‌اند بسیار شیرین است. گفته‌اند گمان کنید حیوان حلال‌گوشت، گوسفند، کمالش چیست؟ کمال گوسفند این است که ذبح شود، انسان بخوردش، بشود جزء وجود انسان؛ آن اتحاد آکل و مأکول. آنچه خوردی دیگر تو می‌شود؛ تو همان می‌شوی. حالا این حیوان حلال‌گوشت را نخوری، ذبح نشود، در جویی گوشه‌ای از بیابانی بیفتد از بین برود، ضایع شود. اصطلاحاً می‌گویند ضایع شود، گم شود. به این چه حالتی می‌گویند؟ فوت شدن؛ یعنی نابود شد، به کمال نرسید. دیگر به درد نمی‌خورد؛ از بین رفت؛ هیچ اسم و رسمی از او نیست. اگر کسی استعداد موت پیدا نکرد فوت می‌شود؛ یعنی ضایع می‌شود، از بین می‌رود. دیگر تحت آن فشارها — این فشارها را بعداً تعریف می‌کنیم یعنی چه: فشار سکرات مرگ، فشار قبر. بحث ما همین است. یعنی چه؟ که این ملک دنیا پسش می‌زند؛ ملک آن‌ور هم تحویلش نمی‌گیرد. این یعنی فشار. می‌گوید آماده نیست، استعداد پیدا نکرده. اگر کسی این حالت را پیدا نکرد ضایع شده.

تجرد شقاوتی، سعادتی و بینابینانِ فوت‌شونده

حالا این استعداد آیا این حالت ضایع شدن مربوط است به آنهایی که تجرد شقاوتی دارند یا تجرد سعادتی دارند یا آدم‌های بینابین‌اند؟ نه؛ آن کسی که محض شقاوت است، پلید محض پست مثل دشمنان اهل‌بیت، این‌ها تجرد شقاوتی دارند؛ می‌روند به‌سوی اسماء جلالیهٔ حضرت حق که جهنم است. آنهایی هم که مؤمن‌اند تجرد سعادتی دارند؛ می‌روند به‌سوی اسماء جمالیهٔ حضرت حق که مظهرش بهشت است؛ مظهرش بهشت است، توجه کن. آن بینابین‌ها چه؟ کسی که استعدادش را از بین برده، ضایع کرده؛ نه این‌وری نه آن‌وری. آن‌ها فوت می‌شوند. حالا این باید ترجمه شود؛ دیگر اکنون اینجا وقتش نیست. امید که عاقبت ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.