یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
شب شهادت امام هادی
رب اعوذبک من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحيم. لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم. اللهم ایك نعبد وایک نستعين. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیکُم یا اهل بیت النبوة. السلام علیک یا داعی الله وربانیة آیاته.. شب شهادت امام هادی صلوات الله عليه جد امام زمان عزیرمون هست. ان شا الله حضرتش هر کجا تشریف دارند خدا غم از دل مون بردارد و همین الساعته بخاطر این پنج شهید خوشنامی که در محضرشون هستیم ما را دعا کنند صلواتی خد بفرمایند. اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم. ما در مقدمه زیارت جامعه کبیره بودیم، موضوع زیارت رو مطرح کردیم که حقیقت زیارت چی بود؟ حضور ظاهر عند المظهور. اینکه ما حاضر میشویم نزد زیارت شونده بسته به اینکه این نکته ای که الان بسیار نکته مهمیک خوب.
بسته به اینکه آن زیارت شونده رو مظهور رو آن امام رو که ما در این زیارت جامعه هموارهون رو با هم مخاطب قرار میدیم با چه مقامی میخواهندیم و در چه رتبه ای او رو میبینیم. در چه مکانتی با او مواجه میشویم؟ سلام ما به آنان در چه مقامی اطلاق میگیرد؟ یعنی ما امام رو در چه رتبه ای، در چه مقامی، در چه جایگاهی سلام میدیم؟ مثل اینکه برای اینکه خوب بحث جا بیفتد مثال بزنم که همه فهم باشه. مثل اینکه کسی که مریضه خدا رو با چه اسمی میخواند؟ معمولا میگوید الشافي، الشافي یا، یا شافي، یا شافي. کسی که رزق میخواد میگوید یا رزاق یا الرزاق. پروردگار سبحان رو از کمالی دارد صدا میزند که مورد نیازشه. و حضرت حق نسبت به نیاز آن شخص که او رو کرده به خدای منان و از حیث نیازش دارد خدا رو از آن حیث از آن حیثیت صدا میزند، خدا هم بهش با همان حیثیت رو میکند.
معنای زیارت جامعه
وقتی شما به امام معصوم رو میکنی، اولاً نسبت به اینکه در چه حیثیتی امام رو زیارت میکنی، در چه رتبه و مقامی و چه مکانتی امام رو میبینی، همان مقام و همان رتبه امام در تو اثری میگذارد. یعنی تو متأثر میشی از امام، از امام معصوم. یک صلوات بفرستیم. اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم. اینکه شما امام معصوم رو چون میدانندندید زیارت جامعه کبیره که مورد بحث ماست مقامات و مراتب ائمه معصومین علیکم الصلاة والسلام رو دارد مثل اینکه یک دانشکده ایست من و شما را درش دعوت انجام دادندد مثل اینجا که دانشگاه ما صنفه، آنجا هم دانشکده امام شناسی است. رتبه های امام رو در منظر و مراآیک دید ما قرار میدهد و ما شروع میکنیم در آن رتبه ها امام رو دیدن و سلام دادندد.
اثری که در مواجهه ما با آن امام در آن رتبه در ما ایجاد میشود آهسته آهسته ما را میبرود از طریق تقرب ما را میبرود تا اینکه آن اسم و آن رتبه، آن شأن، آن کمال امام در ما هم پیاده شود. اثری که در نفس من و شما میگذارد، یعنی اینکه شما امام رو در چه رتبه ای صدا میزنی و سلام میدی، آن رتبه، آن مقام بار دارد. بار دارد یعنی چی؟ یعنی اثر میکند در نفس شما. ولایتاثارتین عزیز ما این بار دارد یعنی اثر در نفس دارد. بسیار مهمه که ما امام رو در چه مقامی سلام میدیم. الان اینطور که من دارم صحبت میکنم داریم متوجه میشویم که پس یکی از پر اثرترین زیارات، زیارت جامعه کبیره است. چرا؟ چون هیچ زیارت دیگری مثل زیارت جامعه کبیره ما را با رتبه ها و آثار وجودی آل الله به این نحو آشنا نکرده. دانشگاه امام شناسی حالا من مثال بزنم باز جهت سهولت فهم.
شناخت مقام اهلبیت
هم در خصوص قبل از اسلام در زمان حضرت عیسی روایت داریم علی النبی و آله و علیک الصلاة والسلام. هم در خصوص پیغمبر عزیز عالم روایت داریم که رد میشوند و اصحاب فرمودندد سریع رد شید از اینجا توقف نکنید کنار این قبر. چرا؟ فرمودندد دچار عذابه. این روایت را قطعا شنیدید. آتش در این قبرود. گرفتار، معذب. سریع رد شدن. دو مرتبه همان مسیرو که برمی گشتن حضرت فرمودندد صبر کنید، صبر کنید کنار این قبر بایستید. مشمول رحمت خداست. متعجب شدن. هر دو روایت هم وارد شده هم در خصوص حضرت عیسی و هم پیغمبر عزیز ما. اینها تعجب انجام دادندد نه به آن برو برو واینستا، نه به اینکه سریع بایستید که مشمول رحمت. چه شده؟ یا نبی الله. فرمودندد که این شخص معذب بود به عذاب الهی. فرزندی داشت که امروز در مکتب خانه برای اولین بار پروردگار سبحان رو با دو صفت رحمانیت و رحیمیتش خواند.
یعنی همان بسم الله الرحمن الرحیم خودمون. با دو اسم الرحمن و الرحیم خدا رو خواند. چقدر شیرین فرمودندد. اگر روایت رو جور دیگرای شنیدید این درستشه. اثری که از خواندن این بچه دو اسم الرحمن و الرحیم حضرت حق رو، اثری که از این خواندن در اثر وجودی این شخص معذب یعنی پدر گذاشت، این تاثیر به خود پدر هم رسید. مگر فرزند کسی جز اثر وجودی پدرشه. نكتب ما قدم و آثار. فکر میکنم آیک دوازده سوره یاسین باشه. حالا نگاه کنید. این سوره یاسینه. نكتب ما قدم و آثار. ما مینویسیم آنچه که تقدم دارد از اعمال اینها و آثار اینطور نیست که گمان کنیم چه از حیث ثواب، چه خدایی نکرده گناه و معصیت ما کار خیری یا شری رو انجام بدیم بعد تموم شود برود. آثار دارد. هم خود عمل نوشته میشود طبق صریح این آیک شریفه، هم اثر عمل نوشته میشود. این عمل شما چه تأثیری داشت؟ چه اثری داشت؟
امامت و هدایت الهی
چند نفر رو محکم کرد تو اعتقاداتش یا برعکس چند نفر رو متزلزل کرد؟ اینها آثارند. حالا فرزند اثر وجودی پدرشه. درست است؟ آنجا این فرزند که اثر وجودی پدرشه وقتی خدا رو با دو اسم الرحمن و الرحیم خواند، اثر خواندن این دو اسم در این فرزند به گونهای بود که چون اثر پدرش بود، پدر هم متاثر شد. متوجه شدی چی شد؟ این حیثیت یا نگاه فلسفیشه. این نگاه عمقیشه. نگاه سطحی نیست این. این اثر رو گذاشت. حالا ما خدای منان رو با هر اسمی بخونیم همان اسم در ما اثر میکند. حالا در خصوص نحوه خواندن خدا باید بسیار حرف بزنیم. تو بحث اسماء الحسنی باید در خصوصش سخن بگوییم. چگونه با خدا صحبت کنیم. الان ماه عزیز رجب شدت ریزش، شدت ریزش رحمت حضرت حق. در این باران رحمت ما چه اسامی رو از خدا استفاده کنیم؟ اسامی رو که الان وضعیت نفست رو باید بسنجی. ببینی تو چه وضعیتی هستی. الان نیاز مبرمتو به چیست؟
مثل این که کسی یک مریضی رو میبرندددد، مریضخونه میبرندددد، بیمارستان این خونش رفته. حالا بیان بهش ویتامین ث بدن، مولتی ویتامین بدن. البته اصلا ویتامین ث اگر بهش تزریق شود بدتر خونش رو رقیق میکند. همان مقداری هم تو رگشه آنم میرود بیرون. تموم میشود کارش. اینجا باید چه کار کرد؟ باید بهش خون تزریق کرد. آن تزریق خون به این بدن تشخیص طبیب حاضره که الان چی مورد نیاز اینه. ما میخواهیم خدا رو با رحمتش بخوانیم. میشود به خدا بگوییم یا ذو انتقام، یا شدید العقاب به ما رحم کن. اصلا جور در نمیآید. پس این هم آداب دارد. اینکه خدا رو با چه اسمایی بخون، چه دعایی رو الان بخون. حالا این رو بیار تو اهل بیت علیکم الصلاة والسلام پیاده کن. امام معصوم هم که خزانهدار و بسیارددار ناموس خداست. اسماء الهی به نحو اتم در او پیاده شده که مظهر همه اسماء و صفات شده.
آداب خطاب در زیارت
او هم وقتی شما میخواهندیش کأنّ当日 اسماء الهی رو میخونی. این آیکای که بارها ما با هم درایت کردیم در مسیر. چقدر شیرینه و چقدر درون مایک دارد. مطمئنم الان شروع کنم به خوندن بعضیتون ان من شیء الا عندنا خزائنه. چرا نفرموده یعنی مفرد استفاده نکرده. چرا نفرموده خزینهش عندنا. اصلاً چرا عندنا آوردند؟ نزد ما عندی نگفت. نفرمود که هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزائنش یا خزینهش پیش منه. عندنا چرا؟ مفسرین فرمودندد به جهت اتحاد وجودی آل الله با حضرت حق. حالا چرا خزائن نه خزینه؟ چرا جمعه؟ الان حضرت عالی یک وجود واحد هستی. آیا شما از خزائن پیاده شدی و ما نزلنا الا بقدر معلوم یا از خزینه پیاده شدی؟ یعنی از یک منبع یا از منابع متعدد. الان امتحان کنید. آیا شما وقتی خواستی پیاده بشی همان ابتدا که باطن حضرت حق چون کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لیک اعرف.
مخفی بود خدا، آن اسم الباطن حضرت حق خواست ظهور کنه قطعا زیر و بالا پر کدوم اسم ظهور میکند؟ الظاهر. پس حتما یکی از آن خزائن که در تو پیاده شده اسم الظاهر حضرت حقه. که در تو پیاده شده که تو ظاهر شدی دیگر ظهور کردی. و الا چگونه تو ظاهر باشی؟ همین که ظاهر شدی، ظهور پیدا کردی و تجلی حضرت حق شدی یعنی این اسم در تو پیاده شده. این یک خزینه. همان ابتدای خلقت که خلقت تو میخواد انشا شود، تو به وجود بیای باز کدوم اسم در کاره؟ الاول. شروع خلقت تو. از همان مراتب عالیک وقتی شما میخواهی پیاده بشی. ان من شیء ان الله عندنا خزائنه و ما نزلنا الا بقدر معلوم. این قدر و اندازه ما که میخواد نازل شود، بالاخره میخواد نازل شود از کجا نازل شود؟ از ذات غیبی، از مقام عندییت. این میخواد نازل شود باید از آن خزائن فیض بگیره، رزق بگیره.
ولایت و توحید
همین که شما شروع به خلقتت آغاز شد توسط اراده حق، اسم الاول در تو پیاده شد. حالا شما میخواهید پیاده بشی، یک مربی میخواهی. یک نفر، یک یکی از کمالات حضرت حق که بهش میگیم اسماء الله، اسم الله، کمالات ذاتی حضرت حق. یک دونه از این کمالات باید مربی تو شود، تو رو پرورش بدهدد. از همان اول متکفل وجود تو شود. آن کدوم اسمه؟ قطعا اسم ربّه. اسم رب حالا بسته به اینکه چه اسمی، اسم اعظم تو شود که حالا در خصوص آن فعلا تو این جلسه حرفی نداریم. به صورت بسیار داریم حرف میزنیم. بالاخره اسم رب هم وارد شد. به همین صورت میخواهید بیایید شما میفرماید رحمتی وسعت کل شیء. اللهم انی اسئلک برحمتک التي وسعت کل شیء. آیا شما یکی از اشیا هستی یا نه؟ پس رحمت خدا تو رو هم فرا گرفته. پس اسم الرحمن خدا در تو پیاده شده. اصلاً تو دوست داری به همه خیر برسونی یا خودخواهی میخواهی فقط به خودت خیر برسونی؟
همین که یک نفر رو ولو یک نفر رو به غیر از خودت دوست داشته باشی مثل پدر، مادر، همسر، خواهر، برادر، رفیق و دوست داری دست آن رو هم بگیری به آن خیر برسونی، این بویی و رشهای، رایحهای از اسم الرحمن خداست. میخواهی به دیگران هم خیر برسونی. اصلا به همه خیر برسونی. هرچی وسعتش بیشتر رشحات این اسم بیشتر. پس این نیز یک خزینه. ببین چقدر راحت شد بحث. که در ما پیاده شده. حالا شما میخواهی عقلت تشخیص میدهد که ان الدين عند الله الاسلام. آن دینی که نزد حضرت حق منته فقط اسلامه. یعنی همه انبیا پیشین هم دینشون اسلام بوده. منتها بخشی از اسلام رو آوردن. صریح آیک قرآن. حنیف مسلمه دیگر حضرت ابراهیم هم فرمود حنیف مسلمه و انما و ما انما نشرک. آن هم مسلمونه.
فرازهای زیارت جامعه
اینکه من طریق اسلام رو پیش میگیرم یعنی میخواهم انسان خاصی باشم، ویژه باشم، دامنهام رو از گناه و معصیت جمع کنم، فرامین الهی رو اطاعت کنم. میخواهم یک آدم خاص و ویژهای باشم. خاص و ویژه وقتی رحمت به صورت خاص و ویژه تعریف میشود، میشود اسم الرحیم. پس باز اسم الرحیم در تو پیاده شده که تو اراده میکنی انسان خاصی باشی. تو دانشگاه میخواهی نفر اول باشی. این جلوه اسم الرحیمه. باز میبینیم که بالاخره شما خلق شدی یا نه؟ خلق گفتیم که هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنی. آن خالق نقشهکشی بود. اول حضرت حق نقشه وجودی تو، ظرفیت و قدر و اندازه وجودی تو رو، مقدار و میزنند اخذ فیض تو رو از آن هویت ساری و فیض منبسط تعیین کرد. این میشود آن نقشهای که کشید اندازه. بهش میگویند چی؟ اینجا که نگاه میکنی به این قصه چه اسمی در شما پیاده شد؟ الخالق. گفت الله الخالق.
حالا بارع المصور. وقتی شما را جدا کرد، برش زد از دیگر خلائق چون تو در خزانه بودی دیگر. بلکه در خزائن بودی. همه فیض که در تو پیاده نشد. به نحو اعظم همه اسم که و همه کمال الهی در تو پیاده نشد. به میزنند سعه وجودی در تو فیض خدا پیاده شد. وقتی میگی به میزنند به قدر به اندازه برش خوردی یعنی جدا شدی. این جدایی اسم الباره. پس اسم الباره در تو پیاده شد. حالا شما را جدا کرد مثل آن الگویی که میخواد لباس رو اول نقشه شو میکشد بعد برش میزند. حالا میخواد بدوزتش لباس تعیین شود که به تن کی دارد. این برش که روشن شکل میگیری صورت پیدا میکنی، شما صورت داری یا نه؟ شکل داری یا نه؟ یا بیشکل و صورتی؟ نمیشود که هم که شی هستی صورت داری، شکل داری. پس اسم المصور حضرت حق باز در تو پیاده شد. همین جا قصه علاوه برو جلو دیگر. دیگر شما تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجلش.
شفاعت و پیوند با امام
این اسم در تو پیاده شد. این خزائن اینها. همین که شما سمع داری اسم السميع پیاده شده. بصر داری اسم البصير پیاده شده. حالا کجا هست که تمام اسماء پیاده شده؟ گفتیم آن اندنا چرا اندنا؟ چون چرا خزائن؟ به جهت اینکه آن اندنا پروردگار در قرآن بذار به قرآنی حرف بزنیم. فرمود کل شیء احصیناه فی امام مبین. تا پیغمبر این رو فرمودندد این آیک نازل شد از خاص سؤال انجام دادندد یا رسول الله این من امام مبین. این امام مبین کیک؟ که همه چی در او احصار شده، شمارش شده، مندمج شده. به قول امروزه میگویند 3 همه چی توش جمع شده، فشردهسازی شده. آن کیک؟ همان لحظه فدای امیرالمؤمنین مولا مون علی علیک الصلاة والسلام وارد شدن به مسجد مولا فرمودندد هذا امام المبین. مقام ولایت، ولایت بسیاره الهی است. همه در آن پیاده شده.
پس اگر میگوید اندنا چون وجود این ظرف وجودی آل الله انا انزلناه فی ليلة القدر به قدری سعه وجودی داشتند که تمام اسماء حسنی و صفات اولیا در آنها پیاده شد. حالا همین رو ما الان بحث اسماء رو کردیم. حالا نسبت به اینکه شما خدا رو با چه اسمی بخونی اثر آن اسم در تو چگونه است. مثال آن پدری که در قبر معذب بود اثر خوانش پسرش او رو هم نجات داد. اثر اسمه دیگر. چقدر خوب انجام دادندد با اسماء الهی مهمه. حالا این اسماء کجا پیاده شدن؟ خدا راحت الحلقومش کرده. آورده همه رو ریخته تا در جان این خانواده. یعنی اهل بیت نبوت که بارند از همه حقایق عالم که ما میخواهیم اینها رو زیارت کنیم. الان میفهمیم چرا حضور ظاهر اولاً حضور حاضر شدن. ثانیا عند المزور، عند المزور، عند المزور یعنی چی؟ یعنی یکی دو تا کمال از مولا نخواه.
جمعبندی مباحث زیارت
برو بگو میخواهم مثلاً چنان بچسبم به شما عند شما بشم که هرچی کمالات دارید البته نسبت به طاقت خودم در من پیاده شود. مقام اندیاته ثانیا. این کجا حاصل میشود؟ این حقیقتی که الان. در زیارت. حضور ظاهر عند المزور دیگر. حضور ظاهر عند المزور. الله اکبر. این نگاهی که الان بنده با این چند تا مثال و این روایت و آیک و اینها چکوش کاری کردم و به شما دانشجویان عزیز القا کردم، دیگر باید ما را به کار وا بدارد. از این به بعد از دو حیث، یکی حیث خواندن خدا با اسماءش، با کدوم اسماء؟ کدوم دعا؟ دو، سلام به اهل بیت. توجه به آل الله در کدوم رتبه و مقام و شأن. حالا نه من همه رو میخواهم. هموارهو بدهدد. همه رو میخواهم. بفرمایین زیارت جامعه کبیره اسمش رو خودشه. جامعه، جامعه. کبیره هم هست. چقدر ما زور زدیم این همه مقدمه رفتیم تا بفهمیم اصلاً یعنی چی جامعه کبیره.
همه کمالات، مقامات، رتبهها البته به نحو اجمال درش جمع شده که باید تفصیلاً باز شود. چه دانشگاهی است. چه پروردگار سبحان چه سفرهای برای ما پهن کرده. در آیک شصت و چهار سوره آل عمران میفرماید تعالى الى كلمتی. به به! تعالى بیا بالا. بعضی از استاد رو، علامه رو در خواب که دیدن در رؤیای صادقه اخیراً مواجه شدم برخی که علامه رو در رؤیای مبشر صادقهای دیده بودن علامه فرموده بود تعالى، تعالى رضش بخیر زنده هم که ایشون بود، حیات دنیوی البته حیات اخروی که دارن. این کلمه رو زیاد میفهمیدم. تعالى اقرأ ورقع بخوان بالا بیا. تعالى إلى كلمة سواء بيننا وبينكم. الله اکبر. الله اکبر. [] در زیارت امام حسین یک جمله دارد بخونم انشاالله به ذائقتون بشینه، کیف کنید. حضرت امام صادق علیک السلام در زیارت جد بزرگوارشون حضرت ابا عبدالله عرضه میدارند.
جمعبندی مباحث زیارت
بیایید یکی از مقامات امام حسین رو دارد رو میکند و به من و شما آموزش میدهد. اینها که کربلا میرید. سلام حسین جون. چطوری جون؟. این کجا تا این که بگی و ارادت الرب فی مقادیر امورهی تهبط الیکم. به به، به به. یک بار دیگر میخونم. و ارادت الرب فی مقادیر امورهی تهبط الیکم. هبوط میکننددد به سوی شما. هرچی که خدا اراده میکند در مطلق امورات. رب مطلقه دیگر. الله. میخواد تدبیر کنه عالم رو یا نه؟ بحول الله و قوته اقوم و اقعد. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. همواره حول و قوهی اوست. دارد پیاده میشود. این رو وقتی خدا میخواد این تدبیر امور رو به عنوان رب مطلقه پیاده کنه از طریق کدوم کانال پیاده میکند؟ اینجا میفرماید تهبط الیکم شما همین زیارت که دست میگیری از ال این کم همینه. تهبط الیکم.
یعنی اینگونه به شما بگم از جزئیترین اشیاء نظام هستی بگیر که هرچی که هست ما نمیدونیم. نوترون، پروتون، نمیدانندندم الکترون هرچی و آنها رو هم شکفتن به جزئیتر از آنها رسیدن. آنقدر رسیدن، رسیدن که ته ندارد. تا آن بسیاراتش که برو تا فیض اقدس و مرتبه احدیت و واحدیت و اعذرنی صادر اول و صادر نخستین و رب منشور و پرده آویخته و نور مششوش و فیض منبسط و هویت ساريه و اینها که بحثهاشو داشتیم با هم. یک وجود بسیاره مطلقه به قید اطلاق. همه و همه و همه فیضشون رو از کی گرفتندد؟ از حضرت حق. این یک. حالا خدا اراده کرد از طریق کانال وجودی اولین کانالی که میخواد فیض رو نازل کنه، حالا بگیریم صادر اول که هنوز خلق نیست، بسیاره. نفس الرحمن. میخواد فیضش رو صادر کنه. همین فیض رو از چه کانالی نازل کرده؟ میفرماید تهبط الیکم. یعنی شما آل الله.
جمعبندی مباحث زیارت
همین امام رضایی که میری زیارتش قربون صدقش میری دورش میگردی. همین ابا عبدالله که میگی جون دورت بگردم. فرداش آنقدر راحت با آن حرف میزنی. تمام تدبیرات مقادیر حضرت حق از امورش در آنها هبوط کرد. الله اکبر. تموم شد؟ نخیر. و تستروا من بیوتکم. به به. چون دارم آمادهتون میکنم برای جمله اول. البته جلسه بعد دیگر این حرف جلسه وقت نمیشود. السلام علیک یا اهل بیت نبوة. بیت. تستروا کجا؟ من بیوتکم. این صدور این فرمان الهی، صدور اراده حضرت حق در خانههای شما صورت میگیرد. فی بیوت ادن الله ان ترك علیک كرفي حسنا. این بیوت، بیوت. این معنای بیته. شما در برابر بیت آل الله، بیت نبوت که میایستی باید حواست جمع باشه که این بیت چه بیتیک. اگر ی بهجت فرمودندد اگر داشت میرفتی هیئت، اینجا هیئته دیگر. بعدا انشاالله آن حوزه بخونید. میرفتی هیئت کسی ازت سؤال کرد کجا میری؟ بگو دارم میرم حرم.
این فرمایش ی بهجته. باورتون میشود؟ حرفای عاشقانهای که ما از ی بهجت شنیدیم یک روزی برای شما بگوییم تعجب میکنید. که بعضی هیئتیهاش هم نمیتوانند بعضاً بگن. آن حکیمه، آن فقیکه، آن عارف حرفای عاشقانه بیاید بزنه. حالا به وقتش براتون میگم چند تا که به خود بنده تقدیم انجام دادندد که بسیار برام جالب بود. بگو دارم میرم حرم. دارم میرم هیئت. که حرم کجا بود؟ نخیر ی بهجت فرمود بگو دارم میرم حرم. چرا؟ هر کجا که ذکر آنها به پا شود حرم آنهاست. یعنی چه حرم آنهاست؟ حالا میخواهم بهتون بگم یعنی چه حرم آنهاست. وقتی که میری زیارت یک اذن دخول میخونی. اذن دخول رو آن اوائلش رو. اللهم انی وقفت على باب من ابواب بیوت نبیک. السلام علیک یا اهل بیت نبوة. حالا اینجا رفتی رو به روی حرم وایسادی توجه داشته باش که ی بهجت فرمودندد میری حرم، میری هیئت کسی پرسید کجا میری؟ بگو دارم میرم حرم.
جمعبندی مباحث زیارت
دروغ نیست حالا رو به رو حرم کبالیسی چی میگی؟ خدایا من توقف کردم رو به رو دری از دربهای بیوت نبی هستم. یعنی آن حرم هم بیت نبوت حساب میشود. الله اکبر. پس دلم اگر اینطوری باشه باب هیئت هم به یک معنا بابی از ابواب بیوت پیامبرود. حالا وقتی براتون بگوییم که این اهل بیت، اصلا بیت نبوت یعنی چی؟ آن موقع متوجه عظمت این جلسات میشویم همه مون انشاالله که جلسه بعد بگوییم.، صلواتکه عليه و آله. و قد منعت ناس أیدخلوا. تو خودت منع کردی مردم رو از اینکه داخل بشن به این بیوت، بیوت پیامبر تو. الا ایؤذن یا الا باذنه. مگر به اذنش یا اجازه بگیری. أو یؤذن لک هر دوتاش هست. اگر ازا-اجازه بهتون بدن. فقلت تو قرآن فرمودی فقلت فقلت یا ایکا الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبي إلا أن يؤذن لكم. یؤذن لکم. وارد نشید به این بیوت مگه؟ کدووممون وقتی میایم هیئت جلو در اذن میگیریم؟ اذن بگیریم.
وایستیم یک لحظه دم در هیئت. ادخل یا زهرا. ادخل یا امیرالمؤمنین. با هر کدوم صفا میکنی. هموارهون کله من نور واحد. ادخل یا اباصالح المهدی. بعد اللهم انی اعتقد. من حواسم هست خدایا. حالا چون دیگر شب شهادتم هست من بحثو دیگر جمع میکنم دیگر بیشتر از این. همینجا فرود بیایم و روضه بخونم. چه نکاتی رو همینجوری میرید تو حرم دم در همه همتون قطعا این اذن دخول رو خوندید اما با این توجه شاید نخوانده بودید. با این توجهی که امشب داریم میکنیم. یا ایکا الذین آمنوا لا تدخلوا اصلا وارد نشیدها. الا ایؤذن مگر اینکه به شما اجازه بدیم.. اللهم انی اعتقد خدایا من اجازه دارم میگیرم میخواهم وارد شم. و این اعتقاد با این اعتقاد. انی اعتقد حرمة صاحب هذا المشهد الشریف فی غیبته كما اعتقدها فی حضرته. چگونه من اعتقاد دارم به حضور اینها، تو غیبتشون هم همینطور. الان ظاهراً نمیبینمشان.
جمعبندی مباحث زیارت
ظاهراً از چشم من غایبن. اما همانگونه که حاضرن یادش بخیر ما بچه های هیئت که همین سال میبردیم مشهد، یا زهرا. یکی از کارهایی که حتی کربلا، یکی از کارهایی که میکردیم همیشود سلام اولمون این بود. این صوت ما اگر برسه به آنها اشکشون جاری میشود به یاد آن خاطرات. چی بود؟ صبح که یا اولین سلام اول میخواستیم بریم حرم یا سحر یا هر وقت جمعشون میکردم میگفتم اگر الان به شما بگن مثلاً یک کیلومتر آنورتر، هزار و پانصد متر آنورتر امام هست خیمه زده همین الان حضرت آنجا حاضر نشسته منتظر دیدارد که شما برید زیارت امام زمانت، با چه حالتی میری؟ امام زمانت که حاضره، نه آنکه از دنیا رفته. بعد حالشون دنگلب میشد. میگفتم واقعا اگر با این حس که الان ما داریم میری تو زیارت کنی، اصلا توجهت به بازار میافتد؟ به مردم میافتد؟ حواست پرت این و آن میشود داری میری؟
تمام وجودت ملتهب زیارته، دیدارد، مقام اندیته. بعد بهشون میگفتم همین اذن دخول. اللهم انی اعتقد حرمة صاحب هذا المشهد الشریف فی غیبته كما اعتقدها فی حضرته. اصلاً عینا همان امام رضا که ظاهراً غائبه فی حضرته. حضوره در مقام حضوره. الان داری میری زیارت امام رضای زنده، حی حاضر. باز ادامشو. الله اکبر. و اعلم خدایا من میدونما ان رسولک و خلفائک علیکم السلام احیا عندک یرضون. عندک ها. عندک. حضور ظاهر عند مظهور. چرا آن نقطه رو میزند؟ حالا یرمونا چی؟ کیا این-اینها چیست؟ چی رو دارن میبینندد؟ یرمونا موانی. دارن منو میبینندد، جایگاهی که ایستادم. و یسمعون کلامی. صدای منو میشوند. و و یردون سلامی. ثواب منو جوابشو میدهند. هستن برخی که در سلام نماز نمازشون، السلام علیک ای汉بی رحمة الله و برکاته سلام اول سلامشون هستن من سراغ دارم از ی رو که سلام میدهند جواب سلام پیغمبر میشوند.
جمعبندی مباحث زیارت
چرا ما نشنویم؟ و یسمعون کلامی و یردون سلامی. البته و انک حجبت ان سمع کلامه. تو حجاب انداختی من نمیشوندوم کلامش. این حجاب چیست؟ ظلمت، غفلت، بدن، نفس، تعلق نفس زیادی به بدن وقتی میافتد این حجاب حاصل میشود. اصن ما میایم هیئت تمرین کنیم برای دیدن اهل بیت. برای اینکه پردهها برود کنار. آن پرده هم خودمونیم. حجاب رو برداریم. و آنها رو در مراتب حقیقیشون زیارت کنیم. و چه زیارت نامهای روشنتر از زیارت جامعه کبیره که آنها رو در مراتب عالیکشون زیارت کنیم بحث من البته ناپخته مون میدونم بسیار بیشتر از این حرفا آماده کرده بودم اما راضه خونی داریم کفایت میکند. الان نبض بحثه دیگر. الان با توجه به این بحثا اگر کسی واقعا یقین حاصل کنه که اینجا حرمه یک، حرم غیبت نیست حضوره دو، جواب سلام ما را میشوند جواب میدهند سوا- سلام ما را میشوند جواب میدهند ما را میبینند سه.
زیارت آنان عین زیارتشون در زمان حیاتشونه چهار. حضرت هم که فرمودندد ه-هیکات حرمه. پس الان اینجا چه رود؟ الان ما در محضر حضور امام عصریم. الان من و شما مهمان امام عصریم. جد ایشونو شهید انجام دادندد آمدیم تسلیت بگوییم. بگوییم وا سرت سلامت. ببین چقدر حال عوض میشود. توجه چقدر برمیگرده. غفلت میرود کنار. دیگر جرات نمیکنی تو اینطوری نگاه کنی و قصه جرات نمیکنی تو هیئت بشینی و حواست به چیز دیگر ای پرت شود. یکی از مدعاهای قدیمی بچه های زهرا زیاد اینو گفتم جهت تنوع خاطر. صدا خوش صدا بود حالا اسم نمیبرم. خوش صدا بود بسیار میخواهندد همه منقلب میشوند. نفس داشت. یک مدتی که خوند دید هیچکس منقلب نمیشود. حتی یک نفری. حالا یک وقت یک، یک بار اینطوری میشود دوبار اینطوری شد آدم فیزیکش اقتضا نمیکند. بالاخره اشک مادی هم هست. دید نه کلاً خشکم. فهمید یک غلطی کرده.
جمعبندی مباحث زیارت
اخیرا محضر یکی از اولیاء خدا باز اسم نمیبرم یکی از دوستانمون. بسیار ممنون. ولی خدا رو قبول دارم. روضه میخواند در و دیوار میجوشد. این دوست ما نمیتونست روضه خوانی کنه. به ایشون عرض کرده بود که میشود بفرمایین من یک ذکری چیزی بدید نمیتونم صدام در نمیآید. دیگر نمیتونم مثل قدیم روضه خونی کنم. بسیار جدی فرمودندد برو ببین چه غلطی کردی که این اتفاق افتاده. ذکر؟ آن غلطتو درست کن. با این نگاه وقتی شما ب-بشینی تو هیئت آن آن ذاکر اهل بیت دید نه یک خطایی کردم. چهله گرفت که بهش بفهمن چه غلطی کرده. عجب. چهلش تموم نشده در رویا، رؤیای صادقه امام عصر رو زیارت کرده بودن. ایشون فرموده بودن که یادت هست آن شب تو هیئت یک حال خوشی حاکم شده بود همه حال خوشی داشتن. بعد هیئت تموم شد برقا روشن شد.
شما فکر کردید که هیئت تموم شده در حالی که هنوز مادر ما فاطمه زهرا حضور داشت در جلسه و شما با بغل دستیت یک شوخی رکیک کردی. در فضای حضور مادر ما زهرا حرف زشت زدی. نمک صداتو مادر ما گرفت. اینطوریک. این دستگاه صاحب دارد، حساب و کتاب دارد. اگر حال خوشی بهت دست داد حساب کتاب دارد. اگر اشکتو گرفتندد خشکت زد کبیر شدی حساب و کتاب دارد. همواره رو حسابه. بسیار راحت تو ملکوت این جلسات انسان میتواند خودشو پیدا کنه. [سرفه]
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.