ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 022

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شب قدر و حقیقت فاطمهٔ زهرا

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسی و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد وایاک نستعين. الحمدلله على کل نعمه وأسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. درود بر شما و رحمة الله. هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا لثواه الفدا. ان شاء الله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و همین الساعه ما رو دعا کنن. صلواتی خط بفرمید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. همین ابتدای جلسه خواهش می‌کنم بیاین تا اونجایی که می‌شود تشریف بیارید جلو که الان دم در وجود دارد پر می‌شود.

عزیزان تشریف میارن جا باشه خیر ببینید. پدر مادرتون رو هم که این‌قدر شما رو با تربیت و با ادب الحمد لله بار آورده یاد کنید به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد. . امروز به فضل الهی خیلی کار داریم. البته چون کارگزاران جلسات یکشنبه لواسون موکب دارن برای اربعین تشریف نداشتن ما اینجا انداختیم البته خیلیا هم تقاضا داشتن هم از خواهرها و برادرها که تو همین محل بندازید ما لواسون نمی‌توانیم بیایم. اینم خودش یک امتحانیک ها. ببینید بعد نظر بدید ما حرفی نداریم. اگر شما اینجا راحت‌تری بیشتر همینجا برگزار می‌شود. فقط باید یک فکری کرد به حال سرمایش اینجا کشششو نوجود دارد گرمه مقدار.

جا شاید قد-- شاید نه قطعاً تنگ می‌شود برای شما. خانوما به همین صورتش الان پر شده. آقایون هم بالاخره... باز اینجا مسجد بود، بزرگ بود. اینها رو هم در نظر بگیرید. ولی اینجا هم فضاش خیلی نورانیه. حسینیه یا زهراست و بالاخره حدود فکر می‌کنم هجده سال بلکه بیشتر، حدود بیست ساله که اینجا دائم روضه به پا بوده جلسات به پا بوده. این هم خودش مزیت بر علته. کار خیلی داریم امروز. به جهت اینکه جلسه‌مون داخل حسینیه برگزار شده یک مقدار هم ربط وجودی ما به این حسینیه بیشتر برقراره. نه که به مسجد نباشه ها. اینجا بزرگ شدیم ما بیست ساله اینجا داریم روضه می‌خونیم. یک مقدار اینجا من احساس راحت‌تری دارم خودم. به همین خاطر دو تا هدیه بسیار گران سنگ رو تقدیم می‌کنم.

یعنی نیت کردم که تقدیم کنم برای اینکه بدونم کدومش رو امروز اجازه دارم خدمت شما بگم. هر دو تاش بسیار عالیک و شریفه و باید به بنده قول بدید. قول حضرت اباالفضلی دیگر قسم حضرت اباالفضلی، قول برادری و رفاقتی. نون و بک همدیگر رو بالاخره سر این سفره خوردیم. مطلقا از این دو هدیه که حالا یکیشو امشب تقدیم کنیم یکیشم احتمالا سه شنبه باز همینجا شروع جلسات معرفت نفس باشه تقدیم کنیم. مطلقا در امر دنیاتون ازش استفاده نکنید. این رو به بنده قول بدید فقط و فقط برای ان شاء الله کمک حال امام عصر بودن استفاده کنید. این قول رو به بنده بدید. حالا من از طرز جوابگویی شما تشخیص میدم ان شاء الله که کدوم هدیه رو تقدیم کنم.

. بسم الله الرحمن الرحیم. کلمه چهارصد و سی و هشت هزار و یک کلمه حضرت استاد. کتابی که دست بنده است جلد پنجمش. قطعاً خوندید خیلی‌هاتون. اما یک رمزی رو حضرت استاد اینجا به صورت کسری بیان کرده که آن رمز رو می‌خواهم برای شما فاش کنم که خیلی مهمه یعنی و شما هم به هر کسی نباید اینو بگویید. حضرت استاد اینجا می‌فرمایند "در دو اثر قیم انسان و قرآن" اثر خودشانه. "و فصل حکمت عصمتیک فی کلمة فاطمیک به منصه ظهور رسیده است." منصه هم از- گفته شد آن تختی، تاجی که عروس جلوه انجام می‌دهدد خودشو شب زفاف برای داماد به آن بیان دارندد منصه. یعنی من به ظهور کشوندم زیبایی‌ها رو، زیبایی‌های کلام رو.

که چی؟ "عصمت الله الكبرى فاطمة الزهرا صلوات الله علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها ليلة القدر است." این بحث‌ها که قبلاً بین ما گذشته. "و از تفسیر شریف فرات کوفی" اینم بارها گفته شد خدمتتون از امام به حق ناطق ابی عبدالله جعفر صادق علیک الصلاة والسلام روایت نقل کرده‌ایم که آن امام ملک و ملکوت فرموده است "انا انزلناه فی لیلة القدر" الليلة فاطمة والقدر الله. پس لیلة القدر می‌شود فاطمه خدا. فمن عرف فاطمة حق معرفتها هرکس که حق معرفت حضرت زهرا، فاطمه زهرا بشناسه فقط ادرک لیلة القدر، لیلة القدر رو درک کرده. یعنی هر مقدار شما حضرت صدیقه شهیده رو شناختی همان مقدار تونستی به حقیقت لیلة القدر برسی که پس تاثیر مستقیم، ربط مستقیم به سعه وجودی اشخاص و افراد و معرفتشون وجود دارد.

حالا از اینجا هدیه از اینجا شروع می‌شود. جسم لیلة القدر قبلا گفتیم حضرت استاد باور داشتن که الفاظ در اسماء حسنی الفاظ جسم‌اند، روحشون چیست؟ احسن عددشونه. عدد ابجدی‌شون می‌شود روحشون. یعنی شما بخوای با یک اسمی خو کنی، رو کنی، آن اسم پیکره اسمی که استفاده کنی می‌شود لفظ. اگر با عددش آن اسم رو استفاده کنی وارد از طریق کانال آن اسم وارد میشی به اسم و وارد محیط اسم میشی خیلی در دولت گرفتند و سلطان گرفتند آن اسم در تو موثره. حالا حضرت استاد اینجا رمزی بیان دارندد رد میشن دیگر به فضل الهی به رفاقتی که ما با هم داشتیم می‌خوایم اینو برای شما فاش کنیم. جسم لیلة القدر روح آن هشتصد و پنج است. بنویسید روح لیلة القدر یعنی عدد لیلة القدر هست هشتصد و پنج.

فاضلی فرزانه ولی قریب العهد به مبدا متعالی ایاد-- ایده الله سبحانه به القائه الصبحیک در شب جمعه مبارک حالا آدرس میده شب جمعه فلان سنه فلان هجری قمری حالا می‌بینید کتاب رو می‌بینید در بین نوم و یقوه. بین خوابی داری. در تمثلی نورانی روحانی. حالا نورانی رو کنار روحانی می‌آورد دو قبضه‌اش انجام می‌دهدد. این‌ها رو بدونید دو قبضه‌اش انجام می‌دهدد یعنی فتدبر فتعمل. حواست باشه این حرف، حرف سنگینیه. فقط نورانی نیست روحانی هم هست. می‌بیند حالا به زحمت بنده خودش آمد. هیچ اینجا اسمم نیاورده. یک فاضلی تو تمثلی خیلی عجیب می‌فرماید می‌بیند و پدیدار می‌گردنددود. یاد شما هست در مسیر معرفت نفس پیش‌تر گفته شد یک شمود داریم، یک شهود.

درسته؟ کدوم برتر بود؟ شمود احسن. حالا دو باز دو قبضه‌اش انجام می‌دهدد. می‌بیند و پدیدار می‌گردنددود یعنی هم شهود، هم شمود، هم نورانی، هم روحانی. آن هم شخصی که قریب العهد به مبدا متعالیه. حضرت استاد کسی رو که یقین داشت پاکه، پاکه، پاکه می‌فرمود قریب العهد مثل یک بچه. بچه‌ای که پاک هست هیچ گناهی نکرده زیر سن بلوغ می‌فرمایند قریب العهد به مبداست. پس پیداست خیلی پاک بوده هرکی بوده. می‌بیند و پدیدار می‌گردنددود. چی رو؟ که یا فاطمه ذکرش چی هست؟ هدیه امروز ما یا فاطمه به عدد لیلة القدر یعنی چند تا؟ هشتصد و پنج. حالا می‌فرماید برای فلان قرائت شود. این برای فلان رو عدد کسری نوشته که چهار شیشم و چهار پنجم و دو شیشم و سه پنجم و چهار یکم و دو چهارم و یک یکم و سه چهار-- سه شیشم و سه سوم و یک یکم و یک یکم قرائت شود.

حالا ما این رمز رو به شما امروز به فضل الهی زیر این بیرق فاش می‌کنیم که این رمزش چیست؟ یعنی با این عدد کسری علامه چی رو دارن می‌فرمایند؟ رمزی نوشته آن‌قدر که مهمه. حالا بنده به بچه‌های زحمتکش این هیئت خادمین، خادمیینی که بالاخره دارن زحمت می‌کشندد تلاش انجام می‌نمایند خاک مصرف می‌نمایند. شما اینجا صفا انجام می‌دهدید کیف انجام می‌دهدید آنان واقعاً محرم که شبانه روز نداشتن منتی هم ندارن با خلوص هستن خیلیاشون شما نپدیدار می‌گردندد. چندین ساله این بار رو به دوش می‌کشندد من باب تکریم و تشریف و تفخیم وعده دادم که انشاالله حداقل کاری که براشون بکنم یک جلسه خصوصی این رمزگشایی این اعداد کسری رو بهشون آموزش بدم. سر تا سر این کتاب‌های هزار و یک کلمه، هزار و یک نکته همین رمزهای کسری‌ست.

آن موقع باید ببینید با چه دریای متلاطمی مواجه میشن. دیگر نیاز به ما ندارید آن موقع حداقل تو این وجه. بالاخره شما بیاید نبا این خاطره‌ها شما بالاخره دارین نون حلال که این سفره رو می‌خورید یک باری بردارید برای حضرت زهرا تو این هیئت الحمد لله بانی‌ام این هیئت نوجود دارد بگوییم مال حاجی فلانیه. نه. الحمد لله با سیصد شهید گمنام بیرقش بلند شد. هیچکس از اینجا هیچ ادعایی نوجود دارد. نه منتسب به بنده‌ست، نه شما و نه دیگری. کمک کنید چه از حیث حضورتون، چه کمک‌های یدی‌تون، تو تمیز کردند اینجا. ننمی‌دانم غذایی داده می‌شود، ننمی‌دانم پخت پزی می‌شود از شما خدمتتون چایی داده می‌شود یا حتی مالی بالاخره خرج‌هایی که اینجا وجود دارد که یک وقتی حالا اگر فرصت شد امروز اگه نه که یک شن-- سه شنبه که انشاالله به فضل الهی ان شاء الله خدا کمک کنه دوباره درس معرفت نفسمون راه بیفتد، همینجا یک ده دقیقه ربعی وقت میگیرم پیرامون بالاخره این چه آبرویی که خدا به ما داده دوباره خرج کنیم برای کمک گرفتند از شما برای پشتوانه مالیمون چه از حیث هیئت و این جلسات چه از حیث خیریه مون.

رمز عدد و شرط تصرف

برای اینکه خوب به جانتون بنشینه و تازه متوجه بشید که چرا من میگم فقط در مسیر یاری امام عصر از این رمز استفاده کنید چون خیلی سنگینه. بارها و بارها ما تو درس و بحث‌هامون گفتیم عارف، عارف سعادتش اینه که به این حد برسه و برخی می‌گفتند چگونه برسیم؟ بعد از چند سال تازه رسیدیم. برای اینکه اینو خوب به دا-- جانتون بنشینه و بفهمید چی دارید می‌نویسید صلوات الله علی محمد و آله محمد . این اعداد رو وقتی حساب کتاب می‌کنی و می‌نویسی رو کاغذ می‌شود تصرف در اشیا یا تصرف در ماده کائنات. که حد اقلش از کجا شروع می‌شود؟ تصرف در خودت. آیا شما یک شی هستی یا نه؟ شما یک ماده‌ای هستی یا نه؟ یک چیزی هستی که انزل مراتبت بدنت.

می‌خوای تصرف کنی در خودت؟ نمی‌توانی. زورت نمی‌رسد. زورت به خودت نمی‌رسد. تصرف می‌خواد. اینکه مثلاً مرحوم آمیر جواد آقایی ملکی یک تبریزی می‌بیند یک مار افعی وجود دارد وارد حجره شده وجود دارد می‌رود به آن طلبه‌ایک نیش بزنه. جهت دلسوزیش دیگر نمی‌شود کاری کرد اینجا باید دست به تصرف ببرود. فرمود موت به اذن الله خشک شد مار، مار مرد. یعنی همین. تصرف در ماده کائنات. اگر کسی حتی این رو درست حالا دو تا شرط هم قبلاً گفتیم دیگر درست پیاده کنی یعنی چی؟ دو تا شرط داشت. قبلاً پیش‌تر گفته شد مطلقاً در این از کار و اوراد و خط و ناز دو تا شرط اساسی وجود وجود دارد. یکی انما حصر قرآن می‌فرماید انما یتقبل الله من المتقین. خدا فقط از اهل تقوا قبول انجام می‌دهدد.

یعنی باید طرف که این کارو انجام میده با تقوا باشه. اینکه چشمش معذرت می‌خواهم رها باشه، گوشش رها باشه، مال شب بخوره، اهل برنامه و سیر و سلوک و رعایت آداب نباشه اصلاً تأثیر نانجام می‌دهدد. خودشو خسته نکنه بیخود. نه باید اهل تقوا باشه. دو، هرکی گفت دومین شرطش چی بود؟ یک سال مداومت شما؟ آفرین، آفرین. یک سال حداقل مداومت. حالا ما میگیم به صورت کلی مداومت که حضرت استاد در آن صوتی که در جلسه سی و دو معرفت نفس براتون بخواسته اسم ظاهر که بهش می‌رسیم امروز انشاالله گذاشتین گوش دادید پنج دقیقه، شش دقیقه اینها بود، اینجا فرمود حشر و نشر داشته باشه با ذکر. این حشر و نشر یعنی در مداومت کنه دیگر، تردد. هی ورود کنه، خروج کنه، ورود کنه.

اینطوری نباشه یک بار طرف یک بار انجام میده دو روز میگه نشد. نبایدم شود. اصلاً شما یک سال باید با این خو کنی تا آن ذکر تو رو بپاد. این ذکر تو رو ور-- وارسی کنه، بررسی کنه. آن ذکر هم با تو خو کنه ببینه اصلاً شایستگی اینو داری که در تو پیاده شود؟ قربونت برم. با این دو شرط کسی انجام داد خیلی می‌تواند اولاً در اراده‌ش مؤثر باشه، تصرف در خودش می‌تواند انجام دهد. اینها رو به شما هر جایی نمیگم و می‌تواند در تربیت دیگران تصرف انجام دهد. خیلی من دارم با احتیاط یک سری حرف‌ها رو می‌زنم. نرود می‌خواهند در سنگ ولی رود، رود دست تصرف در سنگ. آره. در تعلیم و تربیت خیلی به درد می‌خورد. یک پدر، یک مادر و حتی حالا من زبانم بسته است به دوستانم عرض می‌کردم جلساتی که با بعضی از عزیزان فرمانده‌های نیروی مسلح داشتیم اینجا عرض می‌کردم هستند کسانی که قدرت‌هایی دارند که بتوانند با دست ظاهراً خالی جلوی این موشک‌های آنچنانی بایستند و آنها را غالب بشن بر همین تجهیزات دشمن.

یکیش همین راهه و خیلی راه‌های دیگر هم هست. اینم یکیش که اهلش اگر انشاالله اهل ریاضیات شرعیک باشن با آن شروطی که پیش‌تر گفته شد به مقصد می‌رسند به اونجایی که می‌بینی که مثلاً ده تانک اینها افتاد پزش هم نیروی مسلح میدن که با مثلاً پدافند ما خورد ظاهراً اینطوریک ولی نه قصه چیز دیگر‌ست. یا بعضی از تجهیزاتشون مثل سوخت رساناشون یا آباکس‌هاشون که کارهای اساسی می‌کردند از جاهایی بودن که اصلاً امکان زدنشون نبود مصرف می‌نمایند بعد شما بعد اتفاقات دیگر‌ای که خیلیاش الان ظهور و بروز برای ما نوجود دارد. خود ماها هم تعجب می‌کنیم ما چجوری تونستیم جلوی ابرقدرت دنیا، آن هم دو تا ابرقدرت هسته‌ای بایستیم و پیروز شویم همه عالم اعلان کنن که ایران پیروز شده.

ها؟ یعنی یک دست‌هایی پشت قصه است. انشاالله شما دستتون باز می‌شود کمک‌حال امام عصرتون باشید. آره من بیشتر از این دیگر اجازه بدید جلو نرم. هم بحث‌های مهمی داریم در سیره سلوکیمون هم اینکه حرفای یک وقت در گوشه می‌زنیم و باز کار دشوار می‌شود. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. بازم به بنده تذکر میدن که دوستان اگه می‌شود بیان جلوتر ما شرمنده نشیم. الان کسی می‌آید تو الان جا نیست بشینه. خدا خیره دوستانه بشینید دیگر. یک، یک ساعت بنده بیچاره رو تحمل کنید یک ذره سختتون شود. ، یک اقرار بگیرم ازتون. ببخشید. هرکس که، ببخشید. هرکس که خیلی این هدیه به دلش نشست و خوشش آمد .

پس آن شروطی که گفته شد یاد شما نره. بریم سراغ ادامه نصیحت ملاصدرا به سلک الی الله. رسیده بودیم به اینجا که ایشون فرمودند نکته قابل توجه و بسیار مهم این است که شروع انجام می‌نمایندد مطالبی رو بیان دارندد پنج شش خطش رو ما اینجا این نکته مهم رو گفتیم تا اینجا. بسا باشد که تمام فکر و اهتمام و عنایتشان این سالک در تحصیل و فروتع طاعت و عبادات بدنی و تطهیر تن و جامعه و جلوس در مساجد و انجام نوافل مستغرق باشد. این می‌شود از حیث چی؟ عقل چی؟ عملی یا؟ نظری عملی. یک بار دیگر بخونم توجه برخی نکردند بیان دارندد نظری. بسا باشد که تمام فکر و اهتمام عنایتشان در تحصیل و فروتع طاعات، فروע فروع عبادات، همین نماز و روزه و چه و عبادات بدنی اسمش رو خودش عقل عملیک دیگر عبادات بدنی و تطهیر تن یعنی وضو، غسل تطهیر تن و جامعه و جلوس در مساجد و انجام نوافل مستغرق باشد.

غرق شده در نافله‌ها، مستحبات، خطومات، اذکار، اوراد و امثالهم. چیز بدیک مگه به نظر شما؟ این کار بدیه؟ غرق در عبادت شدن بدهد مگه حضرت ملاصدرا؟ خیلی هم بدهد. چرا؟ لکن مشکل اینجاست. هرگز ضمیر آنان درونشون متوجه در حضرت الوهیت خیلی حساب شده جملات رو به کار برده. الوهیت ببین این مراتب رو. بگو بیاید پایین‌تر و حقایق عالم جبروت و اسماء و صفات و افعال و ملک و ملکوت نگردیده. اصلاً چشمش باز نشده به حقایق علمی عالم. سمت علم و معرفت نرفته. حالا و ذوق خاطر و میل باطن این گروه ذوقشون چیست؟ چرا نرفتند سراغ کشف حقایق در سیر انفسی؟ یعنی معرفت نفس، شناخت خودشان یا آفاقی؟ یعنی عوالم بیرون از خودشان. چرا نرفتند؟ چون ملاصدرا رمزگشایی میکنه میفرماید که ذوق و خاطر و میل باطن این گروه‌ها، این گروه به رقایق و لطائف خلق آسمان‌ها و زمین و دقایق معرفت و عجائب عالم امر و خلق گرایش و توجه ندارد.

اصلاً گرایشی ندارند، توجهی ندارند. اصلاً توجهی ندارند که باطن این عالم چه ره؟ باطن خودشان چه ره؟ ر از عالم ندارن. ر-- فقط عبادت بس، بس، بس. به قول حضرت استاد تصویر ازشون بس، بس، بس، بس آدمای مقدس. به اونجا که ملائکه به خداوند عرض کردند نحن مسبحون بحمدک و نقدس لک. درسته؟ یادش بخیر حضرت استاد بارها می‌فرمودندد که اسواتشون هست شنیده باشید. میفرمایند که اونجا خدا به اینها فرمود انی اعلم ما لا تعلمون من چیزی میدونم که شما نمی‌دانید. چون آنان گفتند اتجعل فیها من یفسد فیها و یصفك دماء خدایا میخوای کسی رو جعل کنی ان جعلنا فی الارض خليفه جعل کردی. حالا کسی رو میخوای جعل کنی که فساد میکنه، خونریزی میکنه، یصفك دماء خونریزی میکنه.

پیداست مسبوق السابقه است. یعنی دوره‌هایی قبل از دوره ما بوده که خونریزی بوده، فساد بوده. حالا اینها دیدن بیان دارندد. ما تسبیح میگیم، ما تقدیس می‌کنیم. تسبیح ملائکه غذاشونه، تقدیس هم که آبشونه. خدا فرمود تو جواب چی؟ انی اعلم ما لا تعلمون یعنی چیزی میدونم که شما نمی‌دانید. اینجا حضرت استاد می‌فرمودندد خدا به اینها تشrz یعنی من از شما از این کسایی که دارم خلق می‌کنم دنبال مقدس نیستم. من آدم مقدس بس، بسی نمی‌خواهم. عین فرمایش حضرت عدل و سجاده و تسبیح و توی مسجدی بشینه دیتو تِی کنه و بی ر از عالم. نه من چنین کسی نمی‌خواهم. من کسی رو می‌خواهم که حجاب‌ها رو بدره و بار شود. "اما یتساءلون عن النبأ العظیم" از این ر بزرگ عالم نبأ.

حداقلش نابع شود، بار شود. اگه تونست نبی شود چه بهتر. به شدت بار شود. بار شود چه ره در خودش، در بیرون از خودش. اما اینها اینطوری نیستن. ملّا صدرای اینجا رمز رو باز کرده میگه اینها اصلا توجه به این قصه ندارن و بلکه ذهن آنها از امثال این دقایق و نکات لطیف اعراض داشته. چقدر الان بچه حزب‌اللهی، مسجدی، هیئتی سراغ دارید؟ همین حرفا رو بهش بزنی میگه اوه، اوه ولمون کن. خودش دیوونه شده میخواد ما رو هم دیوونه کنه. آن‌قدر ما شنیدیم این حرف آخر آدمو دیوونه میکنه. ول کنید بابا این حرفا چیست؟ عبادتتو بکن. عشق است. کجا سینه ضربه وارد می‌نمایند بریم شب تا صبح بزنیم. ما خودمون سینه زنیم. اینجا دیدی عاشورا بچه‌ها خودشو کشتن همینجا.

عبادت بی‌معرفت و دو بال انسان

؟ اما هرچی به جاش. اعراض انجام می‌نمایند و در حالا اینجا من خط کشیدم احسنت خیلی. و در باریک‌نگری به آیات و آفاق و انفس غافل ماندند. یعنی اینها از مو باریک‌ترن. چیا؟ آیات، آفاق، انفس. آیات کجان؟ یا آیات در آفاقن یا در انفسن دیگر. "وفی الارض" این آفاق "وفی الارض آيات للموقنين". "وفی انفسکم" این انفس "وفی انفسکم افلا تبصرون". تو جان‌های شما هم آیات من هست. خداوکیلی اگه کسی اینو بفهمه جرات انجام می‌دهدد بدون وضو بمونه؟ آیه ها نه یک آیه. یک دونه آیه رو حق نداری بدون وضو مسح کنی. میگه آ... "فی انفسکم" آیات من در جان شماست. چگونه جرات می‌کنی بدون وضو خودت رو مسح کنی؟ ببینید مسیر اخلاق وقتی از مسیر فلسفه گذشت و برودان که ختم می‌شود به عرفان، آدم شش قبضه انجام می‌دهدد قشنگ دیگر محکم‌ت انجام می‌دهدد.

سه بازو قدم بهت می‌دهد. تثبت بهت می‌دهد. این‌ها از این غافلن و در نتیجه از انکشاف حقایق و رموز و اسرار علوم حق و معارف روح پرور الهی محروم‌اند. الله اکبر. ببینید یک بار دیگر بخونم. اینها چه کارشون به کجا می‌کشد؟ خیلی هم اهل عبادتن‌ها. نگاش می‌کنی نور بالا ضربه وارد می‌نمایند. اما می‌فرماید از انکشاف حقایق، کشف حقیقت و رموز، رموز براشون کشف نمی‌شود و اسرار علوم حق. اسرار این علوم اسرار وجود دارد، باطن وجود دارد، تأویل وجود دارد. یک حرف از قرآن بارها پیش‌تر گفته شد روایت داریم هفتاد هزار معنا وجود دارد. ما چند تا معنیشو می‌دونیم؟ الله اکبر. و معارف روح پرور الهی محروم‌اند. این معارف روح رو پرورش می‌دهد اینجا می‌تواند البته روح معنای چیزی داشته باشه رفقا.

آن حرف جلسه پیشمون اینجا می‌آید کمک کنه. میگه وقتی می‌فرماید معارف روح پرور الهی. چون روایت داریم غذای تن همین نون و آب. غذای عقل، سکوت. غذای روح بگویید چی بود؟ ذکر. حرف خوب. حرف خوش. الان من روحم وجود دارد تغذیک می‌شود. شما برعکس عقلتون وجود دارد تک-- تغذیک می‌شود چون در سکوتید. ؟ حالا وقتی می‌فرماید و معارف روح پرور الهی، روح پرورند معارف. وقتی معارف روح پرورند غذای روح چیست؟ حرف خوب زدن و ذکره. اگر ذکره شما که الان گفتی که معارف کارش کار عقلیه. این همان گردنه است که هفته پیش پیش‌تر گفته شد. گاهی جاها منظور از روح احسنت عقله یا قلب منظور عقله یا بالعکسش. حالا اینجا کمک انجام می‌دهدد رد شیم. و آنگاه که-- باور کنید کلمه به کلمه مصاحب ملّا صدرا جا وجود دارد باز شود.

ما داریم چون تو مقدمه سیرت الرسول که هنوزم به متن کتاب نرسیدیم می‌خوایم سریع در بیاییم. فقط شما آگاه باشید چه ره. و آنگاه که حال این جماعت چنین باشد، حالا میگه اینها اینطورین. تازه کیا؟ اهل عبادتن، خوبای عالمن، این وضعشون تعطیلن. پس وضع و منش و حال و حال طالبان العیاذ بالله طالبان لذات حیوانی و مرادات دنیوی و شهوات و تبعیت از نفس اماره به سوء و لذت گیرندگان از معاصی استجیرالله و امور باطله چگونه خواهد بود؟ و بدین ملاحظه طایفه اخیر مشمول این کریمه‌اند که فرماید "وجعلنا فی اعناقهم" فعناقهم عنق، گردن "وجعلنا فی اعناقهم اغلالا". یک چیزایی می‌گذارند گردنشون. زنجیرها، قل و زنجیر. اینها چنان سنگین میشن "فهم.

فهي الی الاغلال فهم مقمحون". برید آیه رو ببینید، تأویلشو ببینید، تفسیرشو ببینید. دیدی، دیدی گفت ای سنگین میشی اصلاً چنان قبض وجودتو میگیره انگار یک بار به شدت سنگین رو کمرت و گردنت وجود دارد خم‌ت انجام می‌دهدد، همینه. چیست علت؟ کسایی‌ان که اصلاً هم از حیث عقل عملی تعطیل‌اند هم عقل نظری. این حرفا چیست به ما می‌بندی؟ عزیز دلم به شما نمی‌بندم. دارم این خطر رو، این هذر رو به هممون، به خودم و شما گوشزد می‌کنم که اگر این دو بال رو از دست بدیم سنگین میشیم. صریح آیه قرآنه. نمی‌توانی پرواز کنی، نمی‌توانی درک کنی، نمی‌توانی بفهمی، نمی‌توانی بشاشi. میری زیارت خستگی، با خستگی برمی‌گردی. میری هیئت درکی نمی‌کنی. پا درس معارف می‌شینی، اذیت میشی.

میری به آن سمت‌ها اما چون برنامه نداشتی هر دو تا بالت یا حداقل یک بالت از کار افتاده پرواز نداری. حالا نشانه‌شناسیا خیلی هست دیگر من فرمایش ملاصدرا هنوز سه صفحه دیگر مونده. ما هر جلسه داریم پنج شش خطشو میگیم. چه درون مایی وجود دارد اینها. دو تا بال رو بالا پیش‌تر گفته شد که بر اساس آیه دو سوره جمعه "هو الذي بعث في الأميين رسولا منهم يتلو عليهم آياته" فلسفه بعثت انبیا اینه که بیان تلاوت آیات کنن بر ما. آیات چه آفاقی، چه انفسی. که چی شود؟ "یزكيهم" این بال اول. تزچه کسی، طهارت نفس. دو "ويعلمهم الكتاب والحكمة" تعلیم. دو بال می‌شود پس ط-- طهارت، علم‌آموزی. یک بال تزچه کسی است، یک بال تعلیمه. اصلاً نمی‌شود حضرت استاد هم فرمودند که راه ازدیاد و استعداد بخشی به خودت، این که استعدادت رو شفوكا-- شکوفا کنی یا در حقیقت اتساع وجودی پیدا کنی.

تاسوع. تاسوع یک سرش اتساعه. متسع انجام می‌دهدد تو رو که بتونی به عاشورا یعنی معاشرت با امام معصوم برسی. هیچ راهی نوجود دارد جز با این دو بال. حضرت استاد فرمودند می‌خوای سعه وجودی پیدا کنی، بزرگ بشی؟ هیچ راهی نوجود دارد. عقل عملی، عقل نظری. "الذین آمنوا" عقل نظری "وعملوا الصالحات" عقل عملی. تازه نه این فقط به دیگران هم توصیه کن "وتواصوا بالحق" توصیه کن به عقل نظری. هرچی بلدی به دیگران یاد بدهد "وتواصوا بالصبر" توصیه کن به عقل عملی. عبادات، اذکار، توصیه کن. یک چیزی خوب یاد می‌گیری به یک رفیق انتخاب کن. یک دو تا، سه تا، پنج تا رفیق خوب به عدد خمسہ طیبه. خیلی ظرفیتت بالاست به عدد چهارده معصوم. چهارده نفر بشید، بشید بشید به عدد هر امامی که عشقه.

رفیق انتخاب کنید. هم‌عهد بشید، هم‌قسم بشید، صیغه برادری با هم بخونید. خواهرهای تور، برادرهای تور با هم هم‌عهد بشید. ما این کارو کردیم تو این هیئت به شما میگیم. سی و پنج سال پیش تو این هیئت ما با چهل نفر نوجوان‌ها، منم آن موقع نوجوان تقریبا اوایل جوونیم بود صیغه برادری خوندیم. عهد بستیم تو همه مسائل، مطلق مسائل زندگی با هم باشیم. برکتش شده این جلسات بعد سی و پنج سال. هنوزم هستن برخیشون. یکیشون همین حاج حسین آقاییک که محرم کمک من سینه زنی‌ها رو می‌خوند. چقدر قشنگ می‌خوند. ایشون داداش صیغه‌ای ماست. بچه بود آن موقع البته خود ما هم بچه بودیم. اکنون بچه‌ایم به یک معنا. ببخشید بلند لطفا. کتابی که فرمودید ارزش وجود دارد؟

بله بارها پیش‌تر گفته شد کتاب مشاهد الالهیک یا شرح کبیر برچی؟ شواهد ربوبیک ملاصدرا. بگویید حالا من هر جلسه مثلا یک جل-جلتشو آوردم براتون چه تو سیر معرفت نفس، چه جاهای دیگر نکاتی گفتیم. بریم سراغ درس بحث‌هامون. ببین چه حرفای مهمی داشتیم امروز. تازه جلسه‌مون نصفش رد شده. مهم‌تریناش مونده تازه. بریم سراغ درس و بحث‌هامون. الحمد لله داریم تو مقدمه به نتیجه می‌رسیم. از سیر نزولی از عالی‌ترین و اعلی مرتبه از ذات غیبی مراتب رو شروع کردیم. البته ذات غیبی مراتب‌بردار نیست دیگر این، این در-- توسط به تعبیر بیان دارندد اما اشتباهه. ذات غیبی دیگر مراتب‌بردار نیست که. ذات غیبی است. دیگر مادون ذات ما شروع کردیم آمدیم مراتب رو رب‌هاشون رو یک یک پروروندیم گفتیم.

بعد شما در سیر سلوک‌تون در هر رتبه‌ای باید با این رب‌ها محشور باشی. الان که ما بحثمون میرسه به انزل مراتب و رتبه چی هستیم الان دیگر؟ ملک ناصوت مادون ملکوت. که دیگر می‌رسیم تقریباً به نتیجه که چون اولین جلسه رساله سیر و سلوک علامه تواتوی علیک الرحمه والرضوان بحث دنیا رو مطرح انجام می‌دهدد. ما برای این شروع کردیم که اصلاً دنیا چیست؟ کجاست؟ ما با سیر فلسفی شما رو کمک کردیم ببینید کجایید که آن رحم الله امرءً مولا علی خدا رحمت کنه کسی رو که بدونه من أین، فی أین، الی أین. کجا بودیم؟ گفتیم. گفتیم حالا الان امروز می‌رسیم به چی؟ کجا بودیم و من أین رو از کجا آمدیم رو گفتیم. تموم شد. تو جلسه پیش رتبه مثال رو گفتیم ربش هم که گفتیم المصدر درسته؟

"قال الله الخالق الخالق البارئ المصور". اینم که این کجا به درد ما می‌خورد رو گفتیم. حالا الان می‌رسیم حالا فی عین، حالا کجاست طرف؟ مولا می‌خوای مشمول دعای امیرالمؤمنین واقع بشی؟ این سری رو پیش برو. از کجا آمدی؟ الان کجایی؟ حالا می‌خوای بری به کجا؟ الان ما رسیدیم به چی؟ الان کجایی؟ تازه نقطه سر خط. حالا کتابی هم که داریم ازش کسب علم می‌کنیم پیش‌تر گفته شد دیگر این عقلانیت شهود علامه جوادی آملی، جلده یکش این. که تحریر ایشون بر فصوص ابن عربیه. انشاالله یک روزی خدا توفیق بدهد ما با شما خ-خود فصوص دست بگیریم و بله رسیدیم به انزل مراتب. به به، به به. حالا الان من گفته می‌شود سر اینکه چرا میگم به به، به به خدمتتون گفته می‌شود چرا.

از مراتب وجود تا عالم ملک

حالا تخته سیاه هم که نیست آقای بابایی بنویسه. شما بنویسید. آقای بابایی امروز از شر ما راحته. خودش هم می‌تواند بنویسه. چقدر وقت؟ الان ساعت چنده؟ من حواسم باشه. پنج و چهار. پنج دقیقه به هفت. الحمد لله وقت داریم. تقریبا نیم ساعتی وقت. چون هفت و سی و پنج دقیقه باید اذان باشه. خداروشکر یک ده دقیقه به اذان هم جمع کنیم خوبه. نمازو بخونیم و یا زهرا. از رو براتون بخونم. حضرت آقای جوادی آملی میرن سراغ رتبه بعدی. می‌فرمایند عالم ملک. وجود اگر به شرط بنویسید وجود اگر به شرط صورت‌های حسی حالا به نظر شما الان باید بگه صورت‌های حسی غیبی یا شهادت؟ شهادت. آفرین شه-- رتبه شهادته دیگر. حالا اینو دقت داشته باشید بین صحبتتون بارها گفتما حواس شما خیلی جمع باشه.

یک بار این اشتباه رو نکنید. چون اگر صحبتی رو جلسه پیش از اوجود دارد من تا اینجا داشتم این‌قدرم صحبت جلسه پیشو گوش دادم یک وقت جایی اشتباه چیزی نگفته باشم. یادش اونجا این تذکر رو دادم ندادم که در رتبه مثالی هم ما صورت داریم دیگر در رده-- در خیال شما که رتبه مثال وجود شماست. مثال مقید یا متصل در شماست. صورت و شکل داریم. آن صورت‌ها نسبت حالا نسبت نگیریم. آن صورت‌ها جلسه پیش ما گفتیم غیبی‌ن یا حسی‌ن؟ گفتیم غیبی‌ن یا حسی‌ن؟ گفتیم حسی‌ن. این چون اونجا تذکرشو ندادم اشتباه دارید می‌کنید. نسبت به ملک پدیدار می‌گردندد غیبی. . حسی‌ن چون دیگر نزدیک عالم ملک‌اند. از این جهت بیان دارندد حسی. اما اگر گفتند صور غیبی مثالی چرا گفت غیبی؟

یک جا میگه حسی، یک بار میگه غیبی به جهت اینکه نسبت به عالم ملک میگه غیبی. نسبت به اینجا رتبه مثال چون باطن عالمه بهش میگیم غیب. همینطور به نظر شما حالا نکته مهم‌تر. رتبه مثال یا قوه خیال شما مثال متصل شما نسبت به مل-- جبروت که یک رتبه بالاتر از خودشه، یعنی عالم عقول، عالم امراء المؤمنین نسبت به اونجا حسیک یا غیبیه؟ آفرین حسیه. آن که بالاتره غیبیه. این سلسله مراتب رو حواس شما باشه. پس رتبه مثال اگر بهش گفتند صور حسی چون نسبت به عالم مافوق خودش سنجیده شد. اگر بهش گفتند صور غیبی چون نسبت به مادون خودش سنجیده شد. این رو حواس شما باشه. اینو جلسه پیش ما نگفتیم. حالا کلا سلسله مراتب آن حضرات خمس رو اگر شما در نظر بگیرید، آن بالای بالای بالا رو عالی‌ترین مرتبه که ذات غیبیک اونه دیگر حضرت بهش حالا بیان دارندد حضرات خمس تشریفاً، تکریماً.

اما دیگر آن دیگر حضرت نوجود دارد که. آن دیگر در حقیقت اصلا مرتبه بردار نیست. تجزیک بردار نیست. ذات غیبی. هو الاول والآخر والظاهر والباطن. اما اونجا رو بالاخره باید یک عنوانی بهش بدیم که وجه تمایزشو با مراتب مادون بسنجیم. اونجا رو بهش بیان دارندد غیب مطلق. حالا بیای رتبه پایین‌تر. حالا اینطوری حساب کنیم. غیب مطلق یا باطن مطلق. ما وقتی در صور علمیک در صغرا ربوبی یا صور علمیک اشیا در صغری ربوبی یا علم حضرت حق به اعیان یا در عرفان ماهیات در فلسفه اعیان ثابته. یعنی خلاصه و همه فهمش کسایی که تا حالا سری رو بحث نذاشتن نترسن. علمی که خدا به ما داشت قبل از اینکه عینیت پیدا کنیم و . علمی که خدا به ما داشت مثل سلامی که بارها پیش‌تر گفته شد به حضرت زهرا میگه السلام علیک یا ممتحنه.

کی تو رو امتحانت کرد؟ الذی کسی که خلقت کرد الذی خلقک چه، کی امتحانت کرد؟ قبل ای یخلقک. امتحنك الله الذي خلقك قبل ای یخلقک. قبل از اینکه خلق بشی خدا امتحانت کرد. یعنی آن لحظه که حضرت زهرا در علم الهی بود. خدا علم داشت به حضرت زهرا یا نه؟ هنوز خارج نشده از ذات. درست شد؟ همه فهمیدین؟ به آن بیان دارندد عین ثابت، به یک معنا. ، حالا در آن مرتبه که اسم الباطن اونجا مطلقه. ما یاد شماه در یک رتبه دیگر هم اسم الباطن رو استفاده کردیم ولی گفتیم این مطلق نیست، این مضافه. وقتی میای با-- پایین‌تر، الان مثلا رتبه مثال آیا در رتبه باطن ما قرار گرفته یا نه؟ رتبه مثال. باطنه نسبت به ملک، ملکوت باطنه اما مطلق نیست.

متوجه میشید دیگر. حالا شما از بالا شروع کنید. بالای بالا می‌شود غیب مطلق. پایین پایین که الان هستیم. حالا شما لطفاً می‌شود چیست مطلق؟ آفرین، شهادت مطلقه. حالا میریم سراغ آن بینشون، بینشون. بینشون یک رتبه عقلی داریم، یک رتبه مثالی. الان رتبه مثالی می‌شود چیست مضاف؟ غیب نه. از پایین میریم بالا. از پایین که میریم بالا، می‌رسیم به رتبه مثال. اینجا شد شهود یا شهادت مطلقه. میریم بالا رتبه مثال می‌شود شهادت مضاف. چرا مضاف؟ مطلق نیست. چون یک وجه شباهتی به دنیا وجود دارد. یک شباهت تقریبی هم به عالم مافوق خودش وجود دارد. برزخه، بین این دو تاست. بهش می‌گفتند چی؟ حائل یعنی پرده، برزخ. حائل شامل احسن. یعنی هم خصوصیات بالا رو وجود دارد هم پایینا.

حالا الان ما رسیدیم به کجا؟ به نشئه دنیا. وجود اگر به شرط صورت‌های حسی شهادت اخذ شود. الان دیگر الان می‌فهمید حسی شهادت یعنی چی؟ حسی شهادت، نه غیب. وجود. حالا وجود چی بود رفقا؟ اصلش که از ذات غیبی می‌آمد دیگر. إن من شیء إلا عندنا خزائنه از مقام اندیت. بعد می‌آمد از برزخ بین حق و خلق رد می‌شد که چی بود؟ صادر اول بود. دیگر ما میگیم وجود یعنی فیضی که از صادر اول به ما می‌رسد. یعنی از وجود منبسط که پیغمبر عزیز عالم در قوس صعود رفت به آن مقام رسید. یعنی واسطه فیض بین حق و خلق. وجود یعنی میگیم یعنی فیضی که پیغمبر به شما رسوند از حق اینطوری شد. وجود اگر به شرط صورت‌های حسی شهادت اخذ شود، مرتبه اسمه به به!

عجب اسمیه. اسم اعظمه. الان میگم چرا. مرتبه اسم ظاهر مطلق است. ظاهر مطلق است. آن بالا، بالا، بالا باطن مطلق. این پایین، پایین، پایین ظاهر مطلق. مطلقه، مضاف نیست. یاد شماه توی شب از محرم گفته شد که الان ما ذیل اسم ظاهر حق داریم با هم زندگی می‌کنیم. برای همین غالباً از باطن هم ر نداریم. درسته؟ ظاهر همدیگر رو می‌بینیم. اگرچه ظاهر عنوان باطنه. گفتیم جسم، جسم سایک نفس. اگر کسی بلد باشه آنالیز کنه جسم رو خصوصاً یک چشم‌ها رو، دو پیشانی. البته به ترتیب اولویت بخوایم بگوییم پیشانی بعد چشم‌ها. از اینجا قبلاً هم گفتیم دیگر حتی بعضاً، بعضاً یک جاهایی ما روش‌هاش هم گفتیم. اینها رو استاد معزز آیت الله حق شناس بلد بودن می‌گفتند.

ما از آسمون اینها رو نیاوردیم. از این‌ها می‌تواند به باطن شخص پی ببرود تا حدی، تا حدی البته. چرا؟ چون ظاهر عنوان باطنه. چون بدن سایک نفس. بدن شما سایک نفس تون می‌شود که این بحث‌ها قبلاً تو جلسات سیر معرفت نفسمون گذشته. برید ببینید خیلی هم شیرینه به دردتون می‌خورد. پس اینجا می‌شود مرتبه اسم ظاهر مطلقه. حالا ما اونجا-- آن شب هم گفتیم که صوتشم پیچید. الحمد لله خیلی خوشحال شدم این صوت پیچید چون خیلی توش رمز داشت. که گفتیم هرچی به ظهور نزدیک می‌شیم چه اسمی وجود دارد ظهور انجام می‌دهدد؟ آفرین. الباطن، باطن‌ها وجود دارد آشکار می‌شود. نگاه نکنید یک مسئولی تا دیروز سینه چاک ولایت بوده الان یک دفعه تو زرد شده. این باطنش آشکار شده.

من و شما بی‌ر بودیم. خودش هم شاید بی‌ر بود. شایستگی می‌خواد. کارگزاری دولت کریمه امام عصر. چون ظهور انشاالله نزدیکه. هرکسی لیاقت نوجود دارد. دارن باطن‌شون فرومی‌ریزند بیرون. پس تا اینجا شد مرتبه اسم ظاهر مطلقه است و این مرتبه که هیچ غیبی در آن نیست ظاهر مطلقه است و در برابر آن مرتبه‌ایست که باطن مطلقه است. اینها رو گفتیم و هیچ ظهوری ندارد. چی هیچ ظهوری نوجود دارد؟ باطن مطلق. اونجا هیچ ظهوری نوجود دارد. ظهور که انجام می‌دهدد می‌آید تو مادون ظهور انجام می‌دهدد. ظاهر مطلق یعنی اینجا. در قبال باطن و غیب مطلق فاقد بطون است اینجا باطنی نوجود دارد. اینجا یکپارچه ظهور محضه. مرتبه‌ای که باطن مطلقه‌ست آن بالای بالا. و صور علمیه.

ببینید زدش به علم، علم، علم، صور علمیه. عین ثابت. صور علمیک در صغرب ربوبی، ماهیات، اینهایی که قبلاً بحث کرده بودیم. مرتبه‌ای که باطن مطلق است و صور علمیک در آن مخوزه است، اسمش چی بود؟ ربش چی بود یاد شماه؟ یکیش که الباطن بود. یکی دیگر‌ش بود العلیم. یکی دیگر‌شم الان وجود دارد میگه الاول. اسم الاول دوباره درآمد. یکی از رب‌های مرتبه‌ی عالی‌ترین مرتبه که آ-- مرتبه علمی‌ست. حالا لطفاً ببینا. اگر شما بخوای پل بزنی به علم الهی برسی باید از چه اسم‌هایی استفاده کنی؟ الان گفتین. سه تا اسم گفتین. آفرین به خواهرها. رد شیم. دیگر اینها رو زیرک‌ها خودشان می‌دانند. و مرتبه‌ای که ظاهر مطلقه‌ست، ظاهر مطلق یعنی اینجا، اسمش می‌شود چی؟

خیال، ظهور و اسم اعظم

نسبت به آن که میشد اول این می‌شود چی؟ آخر. "هو الاول والآخر والظاهر والباطن". حالا اول وباطن می‌شود آن، آن عالی‌ترین مراتب رب اونجا می‌شود. آخر و ظاهر می‌شود رب اینجا. پس رب نشئه ملک هم خودش رو نشون داد. ظاهر مطلق رب عالم ملک است. جمله-- اینو بنویسید خیلی عالی و مهم. می‌خواهم یک ذره باز کنم تو این فرصت کمی که دارم. ظاهر مطلق اینجا عالم ظهور مطلقه‌ست دیگر. قابل توجه خادمین زحمتکش هیئت یا زهرا اگر می‌خواهند این جلسه اینجا ادامه پیدا کنه این وضعیت همه رو وجود دارد، این گرما وجود دارد همه رو بیچاره انجام می‌دهدد. باید یک فکری کرد. این اولین ضعف خودشو نشون داد. هی می‌گفتند خیلیا پیام دادند چرا می‌ری لواسون همین جا؟

الان لواسون تو مسجد درنده‌ش کیف می‌کردید. نه باد می‌زدید خودتونو، نه. آمدند اینجا راحت‌تره. بله راحت‌تره اما با اعمال شاقه . بنویسید ظاهر مطلق. یک رفاقتی یک چیزی به شما بگم. تو لابلای تم درس دادند من یک چیزایی شما می‌بینید تعجب‌آوره براتون. برخی اینها رو خو کردند و متوجه رمزش شدن. مخصوصاً بعضی جاها من حرفو قطع می‌کنم. اینو فقط گفتم در گوشی رد شدم. من مخصوصاً بعضی جاها حرفو قطع می‌کنم. و الا الان وسط آن درس آن ممک-- مهمی حرف سرمایه‌ای اینجا مطرح نبود اصلاً. بیخود گفتم اینو اما حساب شده بود. ظاهر مطلق رب عالم ملک است و عالم ملک در برابر دیگر عوالم قرار دارد. ، ، تازه رسیدیم نقطه سر خط. جمله آخر که از تاجه جوادی آملی استفاده می‌کنیم فرمود عالم ملک در برابر دیگر عوالم یعنی همه عوالم مقابلند.

ما الان کجاییم؟ الان که انگار داریم می‌بینیم، در عالم ملکی. می‌خوایم از اینجا ارتباط بگیریم با باطن. مرتبه اول می‌شود رتبه مثالی. که ما بتونیم ارتباط بگیریم با عالم برزخ، با ارواحی که متمثل میشن در آن رتبه. خیلی قوی شویم می‌خوایم ارتباط بگیریم با عالم عقول. "ويجعل الرجس على الذين لا يعقلون". اگر ارتباط با عالم عقول نداشته باشی رجس می‌آید، ناپاکی می‌آید. آن باطن باطن‌تره تازه. می‌خواهم همه این مفهومات کلی رو در حوزه عقلم که مادون آن درس قوه خیال صورت و شکل براش انشا کرده بود که بتونم ببینمش، آن، آن مفهوم کلی عقلی رو مثلا زیبایی رو می‌خواهم بهش تعلق خاطر پیدا کنم. من می‌خواهم به زیبایی که عقل می‌فهمد، آیا زیبایی خوب هست یا نه؟

عقل میگه خوبه. کلی زیبایی رو می‌فهمد. حالا من می‌خواهم مصداق داشته باشم بهش تعلق خاطر پیدا کنم. چه کار کنم؟ حوزه تعلق، حوزه دیدنه، حوزه شهوده، حوزه چشیدنه، رسیدنه، لمسیدنه، دارا شدنه، نه دانا شدن. عقل رتبه دانا شدنه. من می‌خواهم برم به حوزه قلبم، به رتبه قلبم که مافوق عقلمه. هیچ چاره‌ای ندارم الا اینکه آن کلی عقل رو تعلق خاطر بهش بدم. حالا من می‌خواهم تعلق بدم به زیبایی. اینجا ع-- اینجا قلب می‌آید تعلق میده به زیبایی. متعلق شما رو زیبایی قرار میده. زیبایی بعد به یک-- اگه اینطوره اگه این سلسله مراتب درسته، چگونه است که قلب یکی عاشق گناهه، قلب یکی قلبش‌ها، نه عقل، عقل مفهومو می‌فهمد. قلب یکی عاشق عبادته.

چرا تو مصداق به اشتباه افتادن؟ هرکی گفت یک جایزه ویژه از من وجود دارد. چی شده که اینجا تو مصداق به اشتباه افتادن؟ تعلق قلب می‌خواد به آن کلی عقل تعلق بگیره دیگر. متعلق ما یعنی آن چیزی که می‌خوایم بهش علقه و علاقه پیدا کنیم رو قلب مشخص انجام می‌دهدد. مصداق زیبایی اینه. مصداق زشتی اینه. چرا یک کسی درست تشخیص میده یکی غلط؟ آفرین. ب- بگو، بازتر بگو. آفرین. یک، جواب اول دارم. ناپاکی از پایین می‌آید به بالا. جواب محکم‌تر از این هنوز کسی نداده. این ناقص بود. چرا؟ نه، نه. خواهرام بلند بگه. آفرین. احسنت. آن خواهری که الان گفت خانم غلی زاده اسمشو بگیره ما یک هدیه بهشون بدیم. یک تیکه از آن کنوخ قبر امام حسین که سردار غفاری به بنده داد بهشون تقدیم کنم.

خ-خیلی برا ما ارزشمنده کسی حواسش به درس‌ها باشه. من اینو تو سلاولای درس‌ها بارها گفته شد. آن کسی که یعنی آن رتبه‌ای که اشکال ایجاد انجام می‌دهدد که قلب اشتباهی تعلق پیدا کنه، بالاخره قلب یک جا می‌رود دیگر. قلب می‌خواد به یک چیزی تعلق پیدا کنه. آن اشتباه رو کی باعث می‌شود؟ از پایین آلودگی می‌آید. اولین رتبه بله چشمه، گوشه، این حواس ظاهری‌ان. اما ما چرا داریم از بالا هی حرفای عالی می‌زنیم؟ آن اصل کاریک که آلودگی آن باعث شده تعلق قلب اشتباه برود، رتبه مثال یا قوه خیاله. آن صورت و شکلی که قوه خیال می‌دهد. خیلی‌ها امام عصر رو می‌بینند صورت و شکل دقیقی ازش دیدن قبلاً تو قوه خیالشون بیان دارندد ما بارها ایشونو دیدیم.

برعکس خیلیا می‌بینند نپدیدار می‌گردندد. اصلاً انکار انجام می‌نمایند. چون قوه خیال آلوده است. این ارزش و اهمیت پاک‌سازی قوه خیال-- ببینید اصلاً نداریم مجله‌ای با شما که در خصوص ارزش و اهمیت قوه خیال حرف نزده باشیم. این یک نکته. خروجی بحث. نکته بعدی این که به نظر شما اسم الباطن مطلق از حیث اعظمیت اسماء می‌خواهم بگم چون اسماء نسبت به هم، هم اعظمیت دارن. در شیخ الرئیس در نمت اشاراتش اینو می‌فرمود. علامه شرح دادند تو سیر معرفت نفس هم از رو براتون خوندم قبلاً باید به گوشتون آشنا باشه. از حیث اعظمیت اسماء، به نظر شما اسم الباطن مطلق آن عالی‌ترین اسم، آن اعظمه یا بهتره بگوییم عظیم‌تره یا اسم الظاهر مطلق؟

کیا بیان دارندد الظاهر دست بالا؟ اصلاً مطلق و مقیدش و مضافش و کاری نداریم. کیا بیان دارندد اسم الظاهر اعظمیتش بالاتره؟ دست بالا. خانم‌ها بیشتر از کیا بیان دارندد اسم الباطن اعظمیت وجود دارد؟ مساوی بود که بقیک پس چی‌ان؟ یک سری اصلاً دستشون بالا نیومد. یعنی چی بالاخره من یک نکته به شما میگم. مساوی‌اند. مساوی‌اند؟ نه مساوی نیستن. آفرین، آفرین. الاول والآخر والظاهر. ظاهر مقدم شده بر-- این یک دلیل قرآنی‌ش. چرا ظاهر شده؟ چرا مقدم شده؟ چراش مهمه. آفرین. آیا اگر اسم الظاهر بیکار شود العیاذ بالله معطل بمونه در عالم که اصلاً نمی‌شود، امکان نوجود دارد اسمی در عالم معطل بمونه. باید گناهکاری باشه که اسم الستار خدا پیاده شود.

باید باشه. لذا فرمود اگر شما گناه نکنید یک ملت دیگر رو خلق می‌کنم گناه کنن که اسمش پیاده شود. حالا این اسمی که می‌خواد ظهور کنه تمام اسماء همشون برگشتشون به کجاست؟ ذات غیبی. قل بگو. چی بگم؟ می‌خواهم بگم. چی بگم؟ چه نمی‌دانم لالم. هو. بگو هو. اول چیزی که میگه بگو در توحید میگه هو. حالا کدوم هو؟ هو اشاره‌ست به او. هیچ-- نشانه است. اسم نگیرید اینو چون قبل از الله هم آمده، ذاتیه. هو. کدوم هو؟ الله. حالا کدوم الله؟ احد. اسماء دارن خودشانو نشون میدن. الله وقتی می‌خواد از هو از هویت غیبی حضرت حق ظهور کنه، اولین اسمی که از ذات غیبی منتشر شد یعنی ظهور کرد الله بود. درسته؟ بسم الله الرحمن الرحیم. این الله اسمش رو خودشه.

از مرتبه غیب الغیوب می‌خواست چه کار کنه؟ ظهور کنه. داری میگی ظهور کنه، منتشر شود، انتشار پیدا کنه یعنی جلوه کنه، یعنی تجلی کنه، یعنی گنویس کنه، یعنی خودش رو نشون بدهد. همین که میگید از مرتبه غیب الغیوب حتی الله که اسم جامعه می‌خواد ظهور کنه پس زیر و بال و پر چه اسمی ظهور انجام می‌دهدد؟ الظاهر. پس نمی‌شود اصلاً خود الوهیت هم به جز به ذیل عنایت اسم الظاهر نمی‌تواند ظهور کنه. این اهمیت اسم الظاهره. برای همین حضرت استاد حالا صوتش برید نگاه کنید در سیر معرفت نفس جلسه سی و دو، یک تقریباً بیست و دو دقیقه من توضیح فقط مقدمه‌چینی کردم که پنج دقیقه صوت استادو در خصوص اسم الظاهر برای شما بیان کنم. برید بخونید، ببینید، گوش بدید اونجا.

اصلاً شروع صحبت اس-استاد به اهمیت اسم الظاهره. ایشون اصلاً میگه اسم الظاهر اسم اعظمه. اسم اعظمه اصلاً حالا برگردیم به بحث. من می‌خواهم به باطن خودم در سیر انفسی و به باطن عالم در سیر آفاقی پی ببرم. در باطن خودم یعنی در قوه خیالم بتونم تمثلات و صور و اشکالی که تو قوه خیالم می‌آید همش درست بیاید، اشتباه نده، پاک باشه، قبیحه نباشه، موهشه نباشه. ؟ این یک. دو، می‌خواهم ارتباط بگیرم با عالم ارواح. شما وقتی که اشهد انک تشهد مقامی وتسمع كلامی وترد سلامی. مگه امام از دنیا نرفته؟ چگونه‌ست که منو می‌بیند؟ تو مرتبه غیبه دیگر، مرتبه باطنه. درسته؟ حالا من می‌خواهم ارتباط بگیرم با باطن عالم. یک وجه هست با خودم، می‌خواهم درون خودمو پالایش کنم، قوه خیالمو پاک کنم، با عقلم ارتباط بگیرم، با قلبم ارتباط بگیرم، با روحم ارتباط بگیرم.

عبادت برای رهایی از کثرت

یک وجه هست نه، می‌خواهم با عالم مثال مطلق که بیرون از منه یعنی ارواح، با آن ارتباط بگیرم. مثلا رفتند حرم امام رئوف حداقل زیارت من باید زیارت مثالی باشه یا نه؟ و الا می‌شود زیارت ملکی، طبیعی. یعنی سنگ و چوب و خاک دیدم. چه فایده؟ حداقل باید امام رو در رتبه مثالی زیارت بکنم یا نه؟ یعنی در بیرون از خودم امام رو در رتبه‌ی مثال منفصل بیرون از من یا مطلق یا عالم برزخ هر اسم می‌خوای روش بذاری که امام اونجاست زیارتش بکنم. این نیاز وجود دارد به اینکه از نشئه ملک چه در سیر انفسی، چه در سیر آفاقی بیرون از خودم رب داشته باشم. چون جلسه پیش گفتم جز با داشتن مخرج امکان خروج نیست. اخراج توسط مخرج صورت می‌گیرد. از بالا که می‌گیری به صورت مطلقه الله ولی للذین آمنوا یخرجهم ببین یخرجهم.

استانداردم وجود دارد. دائما اخراج انجام می‌دهدد با خدا. من وقتی سلسله طولی میای پایین، میای پایین، میای پایین، حالا خدا می‌خواد منو خارج کنه. من هیچ ارتباطی با رب وجودیم نمی‌گیرم. اصلاً امکان خروج نیست. باید نازل‌ترین مخرج که رب رتبه‌ی ملکی منه دست به کار شود. این اهمیتشه. تا رب رتبه‌ی ملکی من همین ربی که وجود دارد همین جسم منو پرورش میده، مدیریت انجام می‌دهدد، عالم طبیعت رو وجود دارد پرورش میده که الان درآمد دیگر دو تاش درآمد. چی بود؟ الآخر، الظاهر این دو تا. جز با این دو تا رب البته ارباب دیگری هم هستن. اینها دیگر اعظمیت که بگی اینها. جز با این دو تا اصلاً امکانش نیست. الان می‌فهمید چرا حضرت علامه فرمودند برای کشف مغیبات مطلقا دست ببرید به دامن اسم الظاهر.

ببینن رتبه‌ی خیال شما یا مثال متصل شما غیب هست نسبت به ملک شما یا نه. پس می‌شود کشف مغیبات. یک جای دیگر از اعاظم علما از چندتاشون مثلا آمیر جواد از خود علامه طباطبایی اینها حالا جرأت می‌خواد گفتندش ولی تو جمع شما می‌شود گفت. یک جای دیگر خدا تو دهن آدم می‌زند. فرمودند اگر می‌خوای رجال الغیب بشی، مرد عالم غیب بشی اسم ظاهر. عددش چند بود یاد شماه؟ هزار و صد و شش. توپ صد و شش یاد شما باشه؟ طله. تو زمان جنگ استفاده می‌شد. هزار صد و شش عددشه. عددشه یعنی چی؟ روحشه. یعنی شما با این عدد می‌توانی خو کنی. یاد شماه یک بار دیگر گفته شد تو همین حسینیه که راه بار شدن از عین ثابتت که باعث می‌شود تو پیدا کنی خدا به چه وجهی تو رو در این نشئه، در این دوره، در این خانواده، در این کشور، در این خاک و سرزمین، در این ساعت، در این زمان، ان-- در این مکان پیادت کرد چیست؟

بری به آن علم پیدا کنی بعد تمام برنامه‌ریزی‌تو سوق میدی به آن سمت. از این شاخه به آن شاخه می‌پری. دو تا راه بهتون دادیم. یکیش-- چند تا راه دادیم. دو تاش که الان مرتبط با بحث به اسماء برمی‌خورد. یکیش همین اسم الظاهر حضرت عقل دست گرفتند بود. عددش هم که گفتیم. یکیش هم دو تا اسم دیگر بود. یاد شماه؟ آفرین. احسنت به شما. ماشاالله. یا غنی، یا مغنی. احسنت. العلیم هم بود. حالا میگم چند تا بود. حالا یا غنی، یا مغنی هم عدد نداشت فعلا البته برای کسی که تا یک سال ادامه بدهد. خیلی حرفای مهمی امروز زده شد ها. خیلی مهم. با اینکه ما آمدیم تو انزل مراتب، حرفا بسیار مهم شد. چون مراتب عالی رو دیدید، چشیدید، رسیدید، گوش دادید، شنیدید.

حالا رسیدید به انزل مراتب. حالا کارتون می‌خواد شروع شود. ما الان تو متن رساله نرفتیم. بسم الله. من حلال نمی‌کنم اگر این لم‌ها رو کسی نگیره، وقت خودشو منو نگیره، وقت جلسه رو هم نگیره. به همین صورت بشینه بگه به به چه حرف قشنگی. فقط سیاه قلم تو کاغذش پر کنه. پس شما الان، الان همانطور که گفتم اگر سوره هشت رو چون ما الان آمدیم افتادیم تو رساله سیر الاسرار علامه طباطبایی استاد علامه صنزاده. می‌خوایم س-- برنامه از ایشون بگیریم گفتیم که باید سور-- سوره مثبحات. نمی‌توانی گفتیم واقعه به علاوه هشت. نمی‌توانی واقعه به علاوه چی؟ حد اقلش آه احسنت سه آیه آخر هشت. من همین دیشب وقت نکردم مسبحات بخونم واقعه رو خوندم با سه آیه آخر هشت که مجموعا می‌شود صد آیه دیگر.

قل هوالله بخونی بیشتر می‌شود. قل هوالله بخونی می‌شود صد و دو آیه. این روایت عمل نمی‌شود بهش. روایت میگه صد آیه نه کمتر نه بیشتر. برخی واقعه میخونن با قل هوالله فکر میکنن صد آیه خوندن. بعد روایت داریم که مولا فرمود کسی صد آیه قرآن رو بخونه بعد هفت بار بگه یا الله خدا میگه لبیک. ؟ آن می‌شود صد و دو بار اشتباه نکن. آن یک تاثیر دیگر‌ای وجود دارد که خدا رحمت کنه سید الله فاطمی‌نیام شب های قدر توصیه می‌کرد. آن تاثیر دیگر‌ای وجود دارد. مال این روایتو بخوای انجام بدی نود و هفت با بسم الله‌ش سوره واقعه نود و هفت آیه وجود دارد با بسم الله‌ش. سه تا هم آیات آخر سوره هشت. "هو الله خـ-- هو الله، هو الله الذي لا اله الا هو عالم الغیب والشهاده هو الرحمن الرحیم" این یک آیه.

"هو الله الذي لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهیمن العزيز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون" این دو تا. سومیش و آخریش "هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنی یسبح له ما في السماوات والارض وهو العزيز الحکیم". همان عزیز حکیم که اول سوره با همان شروع می‌شود. خیلی چفت و بست وجود دارد این سوره خیلی عجیبه. دو تا پرانتزش خیلی عجیبن. می‌شود صد تا. درست شد؟ حالا از ظاهر رو خو کنی با آن مثل این که گفتیم شما تو مشرب علامه طباطبایی با سیر و سلوک قرار گرفتی اگه بخواد برکت کنه حرف گوش کن. الان ما همش داریم سیر نظری میریم جلو. وقتی افتادیم تو سیر عملی باید انجام بدی. جلسه اول باید اینها رو انجام بدی.

یعنی کسی دیگر نباید بیاید تو جلسه سیر و سلوک علامه طباطبایی بشینه الا اینکه شب قبل خواب حداقلش واقعه رو خونده باشه با سه آیه آخر سوره هشت. این حداقلشه. بهترش اینه که مسبحات با واقعه. آن شش سوره ای که با تسبیح شروع می‌شود. الان هم داریم میگیم برای شروع درس اول حتما لازمه که حتما شما ذکر اولوالمرتبه به زبان بگیرید. از الان بگویید تا بریم. حالا نمی‌دانم دو جلسه دیگر ما فکر میکنم یک یا دو جلسه دیگر داریم مقدمه. چرا؟ اذان ها؟ قرآن وجود دارد میخونه. به جهت اینکه ما رسیدیم الان به نبض بحث از کتاب عقلانیت و شهود به این رتبه که تازه رسیدیم انسان کامل جامع جميع مراتب. همه این مراتیبی که خوندیم تازه میبینی همش در انسان کامل پیاده شده.

بعد اونجا میبینی آن مخرج اصلی اصلاً امام عصره. اصلاً محاله کسی جز با توسل به امام عصر مرتبط شود با عوالم با حتی نازل‌ترین رتبه خودش که ملک وجودشه نمیتونه اراده کنه در خصوص بدن خودش. نمیتونه از خواب بلند شه. هر چند ساعت کوک کنه میخوابه. و اینها مستلزم اینه که چه کار کنی؟ عبادت‌هات رو به گونه‌ای انجام بدی که عبادت‌ات جمله آخرم من خواهش می‌کنم. جمله آخرم اتفاقا نشانه هم گذاشتم برای شما از اشارات شیخ الرئیس فرمایش حضرت استادو از رو براتون بخونم. اجازه دو خط بخونم بعد جمله آخر خودمو. حضرت استاد می فرمایند "اما زهد و عبادت نزد عارف هم زهد هم عبادت" نزد کی؟ عارف. "نوعی ریاضت است که در ت-پرتو آن" چرا عارف عبادت میکنه؟

چرا زهد پیشه میکنه؟ "میخواهد پراکندگی و اضطراب و تشویش خواطر را از خود دور سازد و سعی کن-- و نهی کند تا غوغا در سرش نباشد." اصلاً عارف عبادت میکنه برای چی؟ دور و بر خودشو خلوت میکنه از کثرات زهد پیشه میکنه برای چی؟ برای اینکه چی؟ از آن تشویش خاطر، اضطراب نفس از آن کثرات، کثرات خارجی می‌آید می‌شود کثرات داخلی و نفسانیش خارج شود. اصلاً عبادتش اینه. نه برای لذته حتی عبادتش. اشتباه نشه عارفه. عارف برای لذت هم عبادت نمیکنه. میخواد آرامش پیدا کنه تازه خدا رو بچشه. اگر کسی میخواد نمازش اینطوری شود یعنی بهش آرامش بدهد، از کثرات نجاتش بدهد، از اضطراب و تشویش خارجش کنه. هیچ چاره ای نیست جز توسل و توجه به آن کون جامع یا برزخ جامع یا انسان کامل که جامع جميع این مراتب بود که تا حالا خوندیم.

بعد آن هم میخوایم براتون بگوییم شاید یک یا دو جلسه بعد دیگر انشاالله به فضل الهی به حول و قوه الهی میریم تو چی؟ متن رساله. استاد آیه صخره هم در انتهای مسبحات بود و میباشه هر سه تاش با هم- آیات صخره برای کسیک که میدونه قوه خیالش آلوده است. علامه فرمودندد که روزی هفتاد بار، امام صادق فرمودند. فرمودند بهترین کار. ما بهتر از این نداریم. روزی هفتاد بار. اگه کسی، اگر کسی نمیتونه روزی هفتاد بار بالاخره سختشه، کار وجود دارد، درس وجود دارد، خطومات دیگر وجود دارد، روز اول هفتاد بار روزای بعد یک بار. ولی حتما انجام بدهد. جانم؟ با هم بخونیم یا جدا جدا؟ نه دیگر باید توی مجلس باشه. اما ترکش نکنید. حالا یک وقت یک روز نتونستید توی جلسه اشکالی نوجود دارد از صبح تا شب هفتاد بار بخونید.

ترکش نکنید. اذان هم داد. بخواهید نماز بخونین. دو تا دم اذان استجابت دعا هم هست. نظراتتونو به ادمین‌های کانال در خصوص اینکه این جلسه سیر و سلوک لواسون به پا شود یا اینجا بفرستید. یک مژده هم بدم برای عزیزان معرفت نفس که سه شنبه این هفته هم همین ساعت همین جا جلسه معرفت نفس انشاالله به پا می‌شود. همین سه شنبه یعنی دو روز دیگر. بسم الله العلیم الله اللهی به مولانا صاحب العصر و الزمان یا الله یا الله یا الله یا رحمان یا رحیم. یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک. فرج آقامون برسون. یا الله سلام ناقابل ما از صاحب حضرت، عزتش برسون. یا الله عاقبت جمع ما با شهادت ختم به خیر فرما. یا الله و شر استکبار آمریکا و اسرائیل به خودشان برگردون.

یا الله دست تایید و عزتت بر دوش رهبر عزیزمون قرار بدهد. یا الله خدایا جوونامون از فساد آخرالزمان حفظ هدایت و عاقبت به خیر فرما. یا الله ما را اهل سحر، اهل شب زنده داری، اهل ترک معصیت، اهل تحصیل معاش حلال، اهل گره گشایی از خوبانت، اهل علم و معرفت و خلوص و یقین قرار بدهد. یا الله هرچه زودتر به خرج معرفت خودت ما را راهی کربلا و مشهد الرضا بگردان. یا الله پدر و مادرمون، رفتگانمون، گذشتگان اینجا، شهدای این هیئت از سائل سر سفره احسان حضرت حسین مهمان گردان. یا الله خیلی‌ها التماس دعا گفتند. دعای آخرمون. خدایا به حرمت این حسینیه و صاحب این حسینیه آنانیی که التماس دعا گفتند، مریض دارن، گرفتارن، مشکلات مالی، کاری، جسمی، روحی، خانوادگی، خدایا به حق حضرت زهرا از همشون دفع بلا و پریشانی و فقر و قرض و مریضی بگردان.

یا الله اللهم اغفر وارحم من یقرأ الفاتحه مع الصلوة. الله اللهم صلي علی محمد

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.