یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
گشایش و ظرفیت فیض
اعوذ بک لم من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم. اللهم اياک نعبد وایاک نستعين. الحمد لله على کل نعمه واسأل الله من فضله. المستغاث بک يا صاحب الزمان، المستغاث بک يا صاحب الزمان، المستغاث بک يا صاحب الزمان. السلام علیک يا داعي الله ورباني آياته. سلام عليكم ورحمة الله. هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحهم له الفدا فداه إن شاء الله حضرتش هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و همین اصائما و متألهینمون رو دعا کنن با حضور قلب با توجه به حضرت صلواتی فرمایند. اللهم صل على محمد وآل محمد یک عذرخواهی میکنم که چند دقیقه دیر رسیدم. خدا لطف کرد که بریم محضر شهدای نزدیک اینجا که عرفه مهمانشون بودیم مطلع شدیم که بعضی از دوستان به اشتباه آمده بودن آنجا. خدا میخواست که ما دیرتر برسیم اونها رو بیاریم. به نطر خدا وگرنه آواره میشدیم. جلسات اینجاست.
یعنی یکشنبهها إنشاءالله ثابت اینجاست اگر تغییری کنه به شما ر میدیم. پیش از ورود به هر بحثی باز خواهش میکنم که هیچکس ضبط نکنه علیرغم اینکه متأسفانه برخی گوش نمیدن و برای ما دردسر ایجاد میشود. یک صحبتهایی هست که صلاح نیست بیرون برود. اینها به ضرر خودتونه. ضررش میدانید چیست؟ ضررش اینه که این مدتی که به ما گذشت شاید بنده تهدید شدم، متهم شدم، شاید حرف و حدیث شنیدم از دیگران به جهت حرفهایی که از ما بیرون رفت یا باعث میشود که بنده مطلع بشم که وقتی این اتفاق دارد میافتد بعضی حرفا رو دیگر نزنم، خودتون ضرر میکنید. گروهی یادگارهایی که از بزرگان اهل معرفت خدا لطف کرده به بنده حقیر رسیده باید بیان نمیشود، خودتون ضرر میکنید. اجازه بدید که آنچه که رزق شماست همان نصیب شما شود. زیادهروی کردند در مسیر سلوک انسان رو زمین میکوبد. راضی باشید به رزق الهی به همین مناسبت الان با بعضی از شما بیش از سی ساله که ما رفاقت داریم با هم بزرگ شدیم.
بعضی از شما کمتر یک ساله مثلا یا این جلسات زیبا و نورانی عیسی رسول که اینجا تقریباً یک ساله که راه افتاده. باز من این هدیه امروز رو تقدیم نکرده بودم تا وقتش برسه . هدیه امروز، ما هر جلسه یک هدیه ای تقدیم میکردیم. خیلی هدیه عظیم الشأن و مهمی است. لذا کاغذ قلم داشته باشید چون یک مقدار ریزهکاری دارد بنویسید که گیج نشید و الان وقتشه. حالا آثاری که این هدیه دارد رو اول عرض کنم که بزرگان فرمودند اولاً فتح به یک روشی که حالا خدمتتون گفته میشود انجام شود، فتح فتوحات میآید. مثلا شما گمان میکنی در رحمت، در رزق، در علم، در معرفت، در معنویت، در توفیق، در فیض، خرج به روی شما بسته است. این فتح فتوحات یعنی این درها باز میشود. منتها یک خیلی مهمه که این درها باز میشوند شما در خودت این آمادگی رو ایجاد کرده باشی که فیض رو بگیری. اگر چنانچه در باز شد، فیض نازل شد، شما سعه نداشته باشی فیض رو پس میزنی. این یکی از نق-نقاط بسیار مهمه.
ختم آیهالکرسی
لذا برای هر چیزی که میدونی در حد و اندازهی تو نیست از این استفاده نکن. نصیحت اول بنده به شما . مثلا طرف به خاطر بعضی از کشف و کرامات باز شدن نمیدانم مکاشفات براش یا طی الارض و امثالهم که ما سر سفره عالم طبا-طبایی تو این جلسه میشینیم. رساله ای شی رو داریم شرح میدیم. به این خیالات این کارو انجام میده و فتح باب میشود. اما همین میزند زمین چون آمادگی نداشت . تا همانجا خیلی خیلی خیلی هنر کنه تو همین سطح نگهش میدارن. لذا اینها رو حواسمون جمع باشه. اینها که من دارم میگم یعنی واقعاً یک عمر من مثل یک گوشت جویده شدهام خدمت خواهر و برادرها گفته میشود یکی از اولیاء خدا رو دیروز ما خدا لطف کرد رزق ما قرار داد از دوستانی همنشین حضرت استادی علامه رفیق بسیار نزدیکم. حالا لطف شد به ما رزق شد. به ایشون گفتم که من همه عمر منبر گردی و عرض شود منزل علما برن شب تا صبح پشت در خونهشون بنشینم اشک بریزم گدایی کردم. سوختم تا به اینجا رسیدم.
حالا ایشون یک تذکراتی به بنده داد و از این حیث مراقبت هوای نفس و اینها. این کار، کار یک عمره دوستان یعنی یک عمر انسان باید زحمت بکشه، تلاش کنه، خونجگر شود. بعد تازه تا وقت تا نیت میکنی برسی، برسی به مرزات حق. حالا آمدم که آمده باشن به قول حضرت استاد مشکلات میرویزند. یک طور همسرت، بچههات، کارت، محیط اجتماع، همسایههات، مشکلات جسمی، عادرت به گناه، بیچارهت میکند استاد. لذا یک عمر انسان باید زحمت بکشه، تلاش کنه. من به شما گفته میشود بعضی از گرههای ما چهل سال طول میکشد تا باز شه. در عملیات بندگی عجول باشیم اما در رسیدن به مقصود و مطلب نه. عجله نکنید. چرا من خیلی عجیبه طرف میگه ما این دستی که استاد رو انجام دادیم هیچ اثری نکرد. بعد این مثلا آن ذکر رو یک بار استاد انجام داده توقع دارد جبرئیل ناظر شود بر ایشون و براشون آیه نازل شود. این چه طرز تفکر غلطیه. باید اینطوری بگم خونجگر باید بشید تا فیض رو اخذ کنید. پر طاووس رو کرکس نمیدند.
نمیدانم چه چی شده دفعه خدا رزق کرد این مقدمات رو عرض کنم. حالا کی اینجا نشسته؟ خدا با کی میخواست حرف بزنه؟ من نمیفهمم. این نکته، این هدیه ای هم که امروز تقدیم میکنیم که خیلی لطیف هست و شریف هست با دقت باید انجام شود برای هر چیزی نباشه. پس یکیش فتح فتوحات بود. دیگر آسیلترینش اخذ گرفتند حاجت هست. دفع شر دشمن. مثلا اولین بار رو نیت کنید به نیت دفع شر دشمن پلید و خونخوار آمریکا، اسرائیل انجام بدید. به شدت دشمن شکن، دشمن از بین میرود. حالا و آثار دیگرای دارد که به وقتش إنشاءالله گفته میشود. آن نیز در خصوص نحوه ختم آیه الکرسی ده وقفه. اسمش هست آیه الکرسی ده وقف. به این شکل که شما در آیه الکرسی این آیه اول الله، الله لا اله الا هو الحي القيوم آیه اول ده جا وقف دارد. حالا این گاهیی برسه خدا لطف کنه به ما یک جلسهای بذاریم که نام همین اسرار غوف قرآن. حالا چرا اینجا اثر خاص دارد خودش نکتهای درشه.
ده وقف و ترتیب انگشتان
یک وجهش اینه که جبرئیل سلام الله علیه، ایشون آن لحظه آنجا وقف کرده. تو آن لحظه وقف کرده. حالا چرا باز مطلب دارد که به وقتش رو عرض کنیم. ما راهی گندم کاره. شما دستای خانمی بود. باز هم صلوات بفرستید. اللهم صل على محمد آله. من اول جاهایی که باید وقف شه رو به خدمتتون عرض کنم. بنویسید که کجا این ده وقف کجاست؟ الله لا اله الا هو الحي القيوم. این اولین وقفه. یعنی اینجا میایستید. وقف دوم. لا تأخذه سنة ولا نوم. نوم رو که گفتید وقف میکنید. له ما في السماوات وما في الأرض. بعد از الأرض وقف میکنید. وقف سوم. من ذي يشفع عنده إلا بإذنه. این بإذنه رو که گفتید وقف میکنید. وقف چهارم شد. يعلم ما بين أيديهم. وقف پنجم. وما خلفهم. وقف ششم. ولا يحيطون بشيء من علمه. وقف هفتم. إلا بما شاء وسع كرسيه السماوات والأرض. دوباره بعد از والأرض. وقف هشتم. ولا يعوده حفظهما. وقف نهم. وهو العلي العظيم. وقف دهم. این ده تا وقف. حالا به چه شکل؟ یک بار دیگر.
الله لا اله الا هو الحي القيوم. وقف اول. لا تأخذه سنة ولا نوم. وقف دوم. له ما في السماوات وما في الأرض. وقف سوم. من ذي يشفع عنده إلا بإذنه. وقف چهارم. يعلم ما بين أيديهم. وقف پنجم. وما خلفهم. وقف ششم. ولا يحيطون بشيء من علمه. وقف هفتم. إلا بما شاء وسع كرسيه السماوات والأرض. وقف هشتم. ولا يعوده حفظهما. وقف نهم. وهو العلي العظيم. وقف دهم، وقف دهم. حالا به چه شکلی؟ بهروشنی جزئیاتشو بنویسید که گیج هم نشید. شما برای مطلب حاجات دنیوی و اخرویتون إنشاءالله بزرگان و علمای شیعی و امامیه فرمودند که این بسیار مجرب است. حتی بعضی از، دیدم بعضی از بزرگان نقل کردند که لا ریبه فیها یعنی اصلا شکی درش نیست، آنقدر محکمه. حسابش هم روش هست. الان گفته میشود. هنوز عرض نکردم به چه شکلیه. شما شروع میکنید به این نحو که ابتدا از انگشت کوچک دست راستتون، انگشت کوچک این میشود، این، این انگشت کوچیکه، کوچکترین انگشت.
از این شروع میکنید ختم رو و به هر وقفی که آیه الکرسی رو شروع میکنید. الله لا اله الا هو الحي البقی. به هر وقفی که میرسید شروع میکنید انگشتی رو عقد میکنید. عقد میکنید یعنی چی؟ یعنی کوچک دست راست. شروع میکنید به بستن. هر وقفی که میرسید یک انگشت رو میبندید تا ختمش میکنید به انگشت اِبهام دست چپ. انگشت اِبهام رو اشتباهی برخی این انگشت رو گرفتند. این انگشت اشاره است. انگشت اِبهام شسته. این نکته باید به یاد بماند در خطوط ما دستورات این چنینی اگر دیدید شصت رو میگویند انگشت اِبهام. پس از انگشت کوچک دست راست شروع میکنید هر وقفی رو که رسیدید یک انگشت رو میبندید، عقد میکنید، میبندید و به این شکلیه. از اینجا دستم رو در اینجا. از اینجا شروع میکنید، میاید بعد از این سمت دوباره از این دست شروع میکنید دست چپ از انگشت کوچک دوباره شروع میکنید. میاید ختمش میکنید به شصت، به شصت دست چپ. این از این اولین دستورش.
حاجت و دفع شر
تا اینجا وقتی که این کارو شما انجام دادید دستهاتون همه بسته میشود. حالا دستور دیگر. وقتی رسیدید به این قسمت یشفع عنده در این نکته تأمل شود دو تا عین به هم رسیده. یشفع عنده دو تا عین به هم رسیده. بین این دو تا عین فرمودند وقتی دارین یشفع عنده آن لحظه حاجتتو مدنظر بیار. نمیخواهد به زبون بگی چون داری میخونی قرآن رو. بین این دو تا عین حاجتتو مدنظر میگیری. حالا هر طلبی که داری. بعد وقتی رسیدی به يعلم ما دو تا میم به هم رسیدن. اینها اسرار الحروفه دوستان. در جفر حالا من دارم یک نمونهشو با شما امروز کار میکنم. چه ربطی دارد رسیدن دو تا میم به هم، دو تا عین به هم. اینها اسرار الحروفه. فعلاً رد شید ازش. قبرها کنید فعلاً از ما. حالا تا ببینیم خدا مثلاً در مشق دنیا اجازه میده یک روزی ما اینها رو با هم گفتوگو کنیم یا باید بریم إنشاءالله در عالم برزخ با هم صحبت کنیم. يعلم ما بین این دو تا میم فرمودند که همان دفع شر رو بطلبید.
یعنی تو ذهنتون مثلاً شر به گریبان شما شده، کسی با شما دشمنی کرده، مظلوم واقع شدید. مثل الان آمریکا اسرائیل ریختن سر اسلام. به چه حاجت بهروشنیی اسلام آدم بخوا به این خاطر انجام بدهد یعنی تعالی بدهد به حاجتش. مطلقاً برای دشمنان همه اهل ایمان. وقتی که رسیدید به این دو تا میم يعلم ما بین این دو تا میم شر، آن شر رو، آن دفع آن شر رو تو وجودتون از خدا طلب میکنید. چون ده تا وقفتون تموم شد سه مرتبه سوره الم نشرح میخونید. سه مرتبه سوره قل هو الله احد میخونید. سه مرتبه صلوات میفرستید. بعد سرتان را به سوی آسمون بلند میکنید. حاجتتون رو بیان میکنید. یعنی به زبان میارید اینجا حاجتتون رو. ده مرتبه سوره توحید رو میخونید. بعد از اسمام هر حمد این خیلی نکته مهمیه. بعد از اسمام هر حمدی. از کنارم ده تا حمد دیگر. حمدو نخواندم؟ ها. دوباره اجازه بدید شاید من اشتباه لغوی بودم. دوباره میگم. توحیدو که قبلش گفتیم.
در اینجا بعد از اینکه ده وقف تموم شد، سه مرتبه الم نشرح، سه مرتبه قل هو الله احد که توحیده، سه مرتبه صلوات، بعد سر به سوی آسمان حاجت خود را بیان میکنی، ده مرتبه سوره حمد. من گفتم توحید؟ بله. ببخشید باز خواهی میکنم. ده مرتبه سوره حمد. اصلاح کنید. خوب شد گفتید. بعد از اینکه حالا هر حمدی رو که خواندید یک دانه از انگشتاتون رو، آن انگشتهای اصطلاحاً بهش میگویند معقوده. این بسته شده رو شروع میکنید هر همدی که میخونید یکیشو باز میکنید. ابتدا از انگشت ابهام دست چپ شروع میکنید. یعنی آنجایی که تموم شد از همان جا شست دست چپ شروع میکنی میای تا برسی به انگشت کوچک دست راست. هر حمد رو انجام میدین. این یک روش که حالا خوبه شما بدونید چون برخیشون اهل تحقیق و الحمد لله مطالعات کتابهای دقیق بزرگان هستید شاید برخورد کنید به بعضی از نسخهها چون من دیدم. توی این نسخهها ممنون عزیزم. فرموده که حمد که تموم شد ده تا انگشتتو یک یک باز کن.
عدد ابجد و نام انسان
این هم هست توی یک نسخهای دیدم. اما ب-حرف بنده رو گوش بدین این نسخه رو شما رعایت کنید. اگر بنده رو قبول دارید در هر حمدی که میخونید یک انگشتتون رو باز میکنید. حالا سرش رو هم گاهیی إنشاءالله خدمتتون گفته میشود. الان باید رد شیم وگرنه از درس و بحثمون میمونیم. در بعضی از نسخهها گفتند که اگر یک کسی حاجتش خیلی سنگین بود غسل کنه و به همین طریقی که پیشتر گفته شد آیهالکرسی رو انجام بدهد. یعنی غسل هم داشته باشد. دوست داشتید حالا غسل هم بکنید. قبل از انجام این عمل غسل هم انجام بدید. به نیت آره، به نیت حاجت. ما میدونیم غسلهای مستحبی زیاد داریم. یکیش غسل نشاطه. غسل حاجت رواییه. اینها اصلاً غسلهای مستحبن. میتوانید انجام بدید. بعد فرمودند که اگر کسی دشمن سرسختی داشت این بهترین کاره. همین دستوری که الان ما دادیم برای دفع شر دشمن از بهترینهاست. و البته حالا من دارم برخیشو برای شما میگم.
حالا مزه مزه دارم میکنم خیلی زیادهگویی و زیادهگویی نکرده باشم. بعضی از بزرگان فرمودند که حالا این نیز سخت میشود کارتون. اما حالا بذار گاهی دیگر. یک اثر خاصی دارد این راه هم. حالا اگر، اگر قول میدید در این نکته تأمل شود اگر قو اینها مهمن آخه. اینها در مسیر سلوک اینها مهمن. اگر قول میدید وقتی انجام بدید این، این چیزی که الان گفته میشود رو که مزاجتون معتدل باشه، نشاط داشته باشید، سرحال باشید. یعنی با نشاط انجام بدید من گفته میشود به شرطی که صلوات ختم کنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. فرمودند که آن چیزی که میخواهم عرض کنم. اگر به عدد ابجد نام خودت ، به عدد ابجد نام خودت هر چقدر هست به همان تعداد آیهالکرسی رو به این شیوه و آن سوره حمد و همش با هم و همه این دستوری که پیشتر گفته شد و سوره ها اینها همه میشود یک مرحله. به عدد ابجد این مراحل رو بری. دیگر برای همین پیشتر گفته شد سنگینه، سخته بالاخره این کار.
فرمودند که سعادت به تو روی میآورد. فتح فتوحات میشود برات. و فقر و فاقه از تو دور میشود. اثر عجیبی در عرض شود محبت دارد. یعنی کاری میکند که همه تو رو دوست داشته باشن. مخصوصاً اگر کسی تو منزلش خدایی نکرده دچار طلاق عاطفی شده. دو تا انسان اینها به هم خیلی علاقهشون کمه. فرمودند به عدد ابجد طالب و مطلوب. طالب و مطلوب یعنی چی اینجا؟ به عدد ابجد اسم کوچک هر دو این کارو آن شخص انجام بدهد. دشوار میشود دیگر. آن را دویست بار، سیصد بار کار سختیه. اما آثارش خیلی عجیبه. دیگر من بیشتر از این دهانم بسته است که جلوتر برم. روشهای دیگرای هم هست برای رسیدن به مغیبات که فعلاً- . عشق، اسم شناسنامه مهمه یا اسمی که صدا میزنن؟ این را مطلقاً بدونید. اسم مهم آن اسمیست که شما را صدا میزنند. توجه کردید؟ حالا احتمال دارد که گروهی ما را با اسم شناسنامه صدا بزنن، گروهی با آن اسم مستعارمون.
حقالناس و الهام
بیشتر آن چیزی که با آن م-مألوث شدیم و بیشتر مثلاً اهل منزل با آن صدات میزنند. آن چیزی که انس داری با آن. آن را باید انجام بدی. زمان مشخصی هم دارد؟ زمان ندارد استاد. هر وقتی که. پیشتر گفته شد الان شرطش چی بود؟ نشاط. نشاط. ، . نشاط لازم رو داشته باشی. مثلاً یک نفر ممکنه سه ساعت طول بکشه. میشود مثلاً یک ساعتی امروز انجام داد؟ نه، نه. که گفتید. نه، نه. این جزو خطوطاتی نیست که شما تقسیم بندیش کنی. بگی یکیشو صبح انجام بدم، دو تاشو شب انجام. نه، باید تو یک مجلس باشه. اگر نمیتوانید یک بار انجام بدید. مثل من تنبل ارکی یک بار انجام بدهد. بله، عدد، عدد چهل هم البته داریم. مثلاً کسی چهل بار انجام بدهد اثرش چیست؟ آنها دیگر طلبتونه. یا هفتاد بار داریم در بیابون بری مثلاً یک خطی دورت بکشی هفتاد بار این کارو انجام بدی. این هر کدومش یک آثاری دارد. اجازه بدید رد شی. ما اینطوری باشه تا آخر جلسه باید فقط رو همین کار کنیم.
بسم الله الرَّحمن الرَّحیم نیاز نیست. نه نیازی نیست چون آیه است و اول سوره نیازه که انسان بسم الله بگه سوره رو میخواد شروع کنه اما اینجا نیازی نیست. حالا تبرکاً اشکال ندارد اولش، اول شروع خط، شروع خط میتوانی بسم الله الرَّحمن الرَّحیم بگو اشکالی ندارد. جناب اقای ثقفی این برنامه صوتی حق الناس है. بله. خیلی از ماها- . بنده نو نوهاً به اصطلاح از آن ما انجام دادم ولی به تبع درک که داشتیم یا به هر حال حق الناس که گردن . سوال مهمیه. شاید کسی از آن اقایون- الان ما گفتیم یکی از آثار این خط چیست؟ برداشتن فقر و فاقه. شما به نیت رفع حق الناسی که گردنته انجام بدهد هیچ اشکالی ندارد. بله گروهی به شما. گروهی دستورات هست که انسان مثلا یک دستوری هست که این را من به بعضی از سرداران عزیزمون که جایگاه خیلی بالایی دارن به عنوان رنج، کد رنج بهشون دادم. قبلاً هم تو یکی از دستورات به، به شما این را پیشتر گفته شد.
آن و اگر کسی حق الناس گردنش باشه هرچی هم بخونه فایده ندارد. کد- کدومه؟ یک دعای بسیار عجیبیه که راه الهام رو جلوی شما باز میکند که از اعلام ردت میکند، به القا هم ردت میکند، میرسوند به الهام. چون در، در اعلام اینها در مسبا الانس مربوط به فن آیه حضرت استاد توضیح مفصل دارن. در اعلام شیطان میتواند تاثیر کنه. فکر میکنم در کلاس جلسات معرفت نفس گفتیم فرقهاشون در چیست. در مسجد بلال بله. اعلام میتواند شیطان دخیل باشه. القا هم طبق آیات قرآن شیطان میتواند دخیل باشه اما در الهام دیگر شیطان نمیتواند دخیل باشه. بعدش هم که ایحاء مال اولیاء خداست. این دعا که قبلاً خدمتتون عرض کرده بودم ما را میرسد به مرحله الهام. اما کسی که حق الناس گردنشه قفل है، نمیرسد. بله آنها آره ولی این اشکال ندارد این به نیت برداشتن حق الناس از گردن، گردن ما إنشاءالله. بلند بگویید میشود. نه، نه. آن که ما هر وقت میگیم ابجد، ابجد کبیر مدنظرتون باشه.
خونخواهی و مسئولیت اجتماعی
آن ریزه کاریای وسط و صغیر و اینها رو شما فعلاً توجهش نکنید. آنها یک جای خاصی استفاده میشود که فعلاً به درد ما نمیخورد. بله. باید همش پیوسته باشه بله. پیشتر گفته شد. دو هیت حاجت بخواه دو هیت دفع- احسن. مثلاً فقط یک حاجت داشته باشیم. عیبی ندارد. شما از بین، بین همان دو نیم هم دوباره همان حاجتتو بخواه. اشکالی ندارد. این را من به عنوان یک هدیهای به شما تقدیم کردم به یک شرطی. کاش از اول شرطشونو گفتم که حتماً به نیت اصلاً به این خاطر من این را پیشتر گفته شد دفع بلای صهیونیست و آمریکا انجام بدید. و شده یک بار وقت بگذارید همتون. اگر کسی گمان میکند در اینجا ما که الحمد لله به فضل الهی دنیامونو خدا دارد تامین میکند. من از شما رزق هیچوقت طلب نکردم، هیچ چشم داشتی هم نداشتم. بله. منتها اینهایی که ت درخواست میکنم دیگر جدی بگیرید. من از شما پول هیچوقت نخواستم که این همه کلاسامونو یک دانه یک دلری به شما دادم به ما هم دادند.
ما همشو هدیه کردیم به حضرت زهرا سلام الله علیها. لذا اما اینها رو اگر میخواید حرف من تو جانتون بنشینه و برکت پیدا کنه جلساتتون این شروطی که میذارمو رعایت کنید. اگر بنده رو به عنوان یک معلم قبول دارید. آن نیز اینکه حتماً حداقل دفعه اول رو به نیت دفع بلا، چون متاسفانه بلاهای بزرگی دارد سر اسلام میآید، سر جبهه مقاومت میآید. متاسفانه آن خطای محاسباتی که رهبر عزیزمون در پیام حجشون بیان کردند قبل از این ما اینجا چقدر گفتیم، خونخواهی رهبر چقدر گفتیم، اشتباهات بعضی از مسئولین چقدر گفتیم. میدانید چقدر بنده تهدید شدم؟ هم از طرف یهود الان هدفشون واقع شدم. حتی به من گفتند شمارهتو عوض کن. هم متاسفانه از همین داخلی مسئولین داخلیمون دادند منو تهدید کردند که ادامه بدی کلاساتو تعطیل میکنیم. ادامه بدی این کارو میکنیم، آن کارو. اینقدر خط نشون در ما کشیدن. ما نمیخوایم دل شما را خالی کنیم.
چون با دل، با دل شیر داریم میرویم جلو چون حرفمون درسته، حرف اشتباهی نمیزنیم. ولی الحمد لله دقیقاً اونچه که ما میگفتیم سر و صدای گروهی رو درآورد، رهبرمون دیدیم که تو پیام حجشون فرمودند. اولین دلیل بعثت مردم رو رهبر در پیام حجشون چی فرمودند؟ خونخواهی. اما اصلاً م- ملت مبعوث شدیم تو اجتماع به جهت خونخواهی رهبر شهیدمون ما فریاد زدیم که به ما گفتند چه رود؟ مگه فقط شما خونخواهید؟ مگه ما نیستیم؟ ببین رهبر عزیزمون این را تکرار کردند که اگر بفهم متاسفانه بعضی از اجتماع من دارم میبینم هیچ ری از خونخواهی استاد هنوز نیست. حالا الحمد لله ما که گفتیم نه که بخواد که ما بگوییم نه، شماها برکت جلسات شما هم که بیرون رفت خیلی از اجتماع سرخ شد، سرخ شد با رنگهای سرخ پرچم لشكرات و خیلی تاثیر دارد و حتی پلاکاردها عوض شد. اما بعضی اجتماع متاسفانه حالتو ندارن. آن خطای محاسباتی که ما گفتیم که چقدر میتواند ضرر به دشمن بزنه مسئولین ما.
دو بال علم و تزکیه
حالا من الان یک صوت تقریباً فکر میکنم سه دقیقهست براتون پخش میکنم از رهبر عزیزم. در اینجا متاسفانه بعضی از این دولتمردان به صداوسیما فشار آوردن که این فرمایشات استاد رو پیرامون مذاکرات پخش نکنید. تا این حد وقاحت شدهاند. حالا من اسم میبرم جهت حفظ وحدت کاری هم نداریم کی بوده مهم اینه که این حرف زده شده ما باید بذاریم دهنشون. بعد شما حالا دو تا صوته یکیش رهبر عزیزمون روحش مشاب میفرماید آمریکا آن الان هیچ فرقی با آمریکا زمان ریگان و بوش نمیکند. یادم میآید یک فرصت نمیشود پخش کنیم یک جلسه دیگر. یکیشم در خصوص مذاکرات. یعنی میگویند استاد مذاکرات نیست. پس چیست؟ میشود گفته شد اسمش چیست؟ تبادل مثلاً پیام؟ چه پیامی؟ مگر شما نیومدید زیرنویس کردید سر ما کلاه گذاشتید تلویزیون که تموم شد پیروزیتان را جشن بگیرید. ده تا شرط رهبری رو آمریکا قبول کرد. چی؟ کو؟ مگه یکی از آن شروط توقف آتش در کل جبهه مقاومت نبود؟
اما امروز دارید در اینجا چه بلایی سر لبنان آوردن. و کو؟ خروجی مذاکرات به قول شما چی میخواهد باشه؟ تا کی ما صبر کنیم؟ آیا این خطای محاسباتی مسئولین نیست که صداوسیما متاسفانه تف سر بالاشو بگوییم که توش نوحه بازی تا دلت بخواد هست. میآید آن خطای محاسباتی مسئولین رو میزنه خطای محاسباتی کشور. مسئولین رو حذف میکنیم مثل کشور. اینها، این دستهایی تو کار... اینها چرا دارن اینگونه راحت میان جلو ما نیایم؟ حالا اذیتتون نکنم این فرمایش استاد رو گوش بدید. مثال روح بلندش رو صلوات بفرستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم تقریباً سه دقیقهست. با آمریکا چجوری مشکل حل میشود؟ این سؤال واقعیست، این سؤال جدیست. نمیخوایم با هم دعوا کنیم. سؤال میکنیم. چجوری مشکل با آمریکا حل میشود؟ با نشستن و مذاکره کردند و از آمریکا تعهد گرفتند مشکل حل میشود. بشینیم با آمریکا مذاکره کنیم تعهد بگیریم که شما باید تو این کارا رو بکنید، تو این کارا رو نکنید.
مشکل حل میشود؟ در قضیه بیانیه الظهر سر قضیه آزادی گروها، حالا در سال شصت شما نشستید با آمریکا صحبت کردید. بنده آن موقع نماینده مجلس بودم. البته زیاد تو مجلس نبودم، تو جبهه بودم. همانورم اینجا در تهران نشستن همین حضرات با واسه الظهر با آمریکاییها صحبت کردند، قرارداد گذاشتن، تعهدهای متعددی گرفتند. سبد ما را آزاد کنید، تحریمهای ما را بردارید، در امور داخلی کشور ما دخالت نکنید و ما از این طرف گروهها رو آزاد میکنیم. گروهها رو آزاد کردیم. آیا آمریکا به آن تعهدات عمل کرد؟ آیا آمریکا تحریمها رو برداشت؟ آیا آمریکا سبدهدای مسدود شده ما را به ما پس داد؟ نه. آمریکا به تعهد عمل میکند؟ خیلی ، این نیز مذاکره. در برجام گفتندد که شما فعالیت صد درصدی هستهای رو کم کنید. حالا دقیق، دقیق صحبت نکردند بگن این، این مقدار رو کم کنید. ما این کارا رو انجام میدیم. تحریمها رو برمیداریم، چه میکنیم، چه میکنیم. کردند این کارا رو؟ نکردند دیگر.
تعلقات دنیوی
مذاکره مشکل ما را با آمریکا حل نمیکند. بله، مشکل ما را با آمریکا چیزی حل میکند. چی؟ با آمریکا باج بدیم. نه یک بار. با یک بار باج هم قانع نیستن آمریکاییها. امروز باج بدین، فردا میان یک باج دیگر میخواهند باج بدین، پس فردا میان یک باج دیگر میخواهند باج بدین. امروز میگویند هستهای رو تعدیل کنید. اول میگویند بیست درصد رو تعدیل کنید. بعد میگویند پنج درصد رو تعدیل کنید. بعد میگویند تاسات هستهای رو برچینید. بعد میگویند قانون اساسی رو عوض کنید. بعد میگویند شورای نگهبان رو بردارید. باج میگیرند آمریکاییها. اگر بخواید مشکلتون با آمریکا حل شود باید این کارو بکنید. مرتب باج بدید. پشت مرزهای خودتون، خودتون رو محبوس کنید، دستتون رو خالی کنید، صنایع دفاعیتون رو تعدیل کنید. اینها رو میخواهد. کدوم ایرانی با غیرتی حاضره که یک چنین باجی بدهد؟ من نمیگم جمهوری اسلامی.
ممکنه یکی تو جمهوری اسلامی این نیز قبول نداشته باشه، اما ایرانی باشه، غیرت ایرانی داشته باشه، این باج رو حاضر نیست بدهد. آمریکا به کم تر از این قانع نیست. چرا نمیفهمن؟ مذاکره با آمریکا مشکلی رو حل نمیکند. بله، اگر حاضرید باج بدید، نه یک بار، نه دو بار، پیوسته در همه مسائل اساسی از همه خطوط قرمزتون عبور کنید، بله آن وقت با آمریکا شما دیگر کاری ندارید. مثل دوران پهلوی. مردم انقلاب کردند برای این؟ این همه شهید دادند برای این؟ این کشوری که اینجور دارد پیشرفت میکند، این جوونهایی که اینجور دارن تو همه میدانها کار میکنند، با این رو بهشون گفتید؟ روح بلندشون صلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اگر دقت کردید رهبر عزیزمون یک خیلی با یک رمزی تو فرمایششون یک جملهای در خصوص اینکه نماینده مجلس بودن گفتند. اصلا نمیدانم توجه کردید، فرمودند من آن موقع نماینده مجلس بودم اما تو جبهه بودم. این نکتهست خیلی.
ما الان به نمایندههای مجلس نباید بگوییم شما چرا تو جبهه جنگ نیستید؟ چطور توقع دارید استادیی ما خودش رو نشون بدهد؟ زمزمههایی که میکنید. استاد چرا الله العزو بالله جسارت هم میکنند، پنهان شده. میخواهند دست به دست دشمنان ما بدن برخی که به راحتی با وقاحت تمام رهبر عزیز ما را کشتن که هیچی رهبر فعلی مون رو تهدید میکنند، بعد تهدید به ربایش هم میکنند. و هیچ کس هم تکیش هم نمیگیرد. هیچ کسی حرف نمیزند جز این ملت. من اتفاقا از طرف همه شما دوستان و هزاران هزار نفر ملت دلتا دلداده و عاشق حداقل آنهایی که تو تحت بیرق یا زهرا از کل کشور الان تحت سایه یا زهرا چندین هزار نفر دارن از این سفره پربرکت بهره میبرند. یک حرفی با نمایندگان مجلس دارم همین رو بگم بریم سراغ درسمون. این نیز اینکه اگر شما نگران جانتون هستید، چگونه است که وقتی از آن استاد پرسیدن از آن نما مسئول دیپلماسی ما پرسیدن که اگر رهبر شهید شود چه کار میکنی؟
ملکات نفس
گفتند یک رهبر جدید منصوب میکنیم. اگرم شما بلایی سرتون بیاید که عشق است، شهادته دیگر شهادت عشق است. بلایی سرتون بیاید ما هم میایم نمایندههای جدید منصوب میکنیم. چیز عجیبی نیست. چطور در خصوص رهبر این صدق میکند؟ به همین راحتی از کنارش رد شدید و بغیض کردید دشمن رو. بعد در خصوص شما این صدق نمیکند؟ اتفاقا یک پیشنهاد اگر شما حرف منو قبول داشتید پیشنهادم تموم شد سه تا الله اکبر بگویید اگر قبول کردید. آن نیز اینکه نمایندگان مجلس بیان تو دل اجتماعات و مردم جلساتشون رو برگزار کنن البته با تمهیدات لازم. ما مردم حلقه دفاعی و جانی گرد آنها قرار میدیم که آسیبی بهشون نرسه. الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر. خدا با تون سلامت ازتون. نثار رهبر عزیزمون روحش شاد و برای سلامتی رهبر فعلیمون هم صلوات بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. اجازه گفته شد بریم سراغ درسمون خیلی عقبیم. کی میتواند بگه کجا بودیم؟
البته یادم رفت قبل از اینکه بریم سراغ درس ما یک اا سنتی داشتیم. چنانچه خاطر شریفتون باشه اول یک یادی از شهدا میکردیم. یک، یکی از شهدا رو که امروز رهبر رو، رهبر شهیدمون. بعد میرفتیم سراغ یک دستور سلوکی. چنانچه خاطر شریفتون باشه از کتاب شریف مشاهد الالویه یا شرح کبیر و شواهد ربوبیه ملا صدرا یک نصیحتی از ملا صدرا رو درش داشتیم برای شما بازخوانی میکردیم. رسیده بودیم به این بخش از این نصیحت که حالا بخشیش هم که جلسه پیش ما خواندیم که نصف کارمون من براتون میخونم. خوب در این نکته تأمل شود نصیحت ملا صدرا به من و شماست که به قول حضرت استاد، ملا صدرا لطف خدا به زمان مردم زمانه خودش بود و دوران بعد از او یعنی به ما. خدا به ما لطف کرد ملا صدرا رو برای ما ظهور و بروز داد. ایشون نصیحت میکنندد که این تیکهش رو البته جلسه پیش خواندیم.
میفرماید "اما پیش از فیضان این نور بر دل انسان باید دل را همانند آینهی مصیقل و مصفی از زنگار معاصی و کدورت تعلقات دنیوی پاک نموده و بر حسب اصل فسرت فطرت خود قوه کمال و ارتقا و تعالی را در آن به فعلیت رساند تا مستعد، مستعد قبول و آماده پذیرفتند نور الهی گردد. و لذا برخی از علود عباد از حالت بالقوه به بل به فعل درآمده و استعداد خروج از ظلمت همان الله ولی للذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور. بعد پروردگاری را به قرب او پیدا میکنندد. استعداد این را پیدا میکنندد که از دوری از بعد پروردگار، از دوری از خدا برگردند به تقرب و نزدیکی به خدا و بعض دیگر به سبب ارتب ارتکاب قبایح و صدور معاصی و نیات زشت، در این نکته تأمل شود فقط دست رو اعمال نمیذاره نیات رو هم میگه. احتمال دارد من نماز شب هم بخونم. احتمال دارد صدقه بدم، حج برم حتی هیاتداری کنم حتی جلسه سیر و سلوک بپا کنم خودمم گفته میشود. اما نیتم درست نیست. این نیت خیلی مهمه.
اثر اعمال و رزق فیض
نیرت نیت، نیت المؤمن خير من عمله إنما الأعمال بالنيات. اینجا اشاره به نیت هم دارن و نیات زشت و اعمال خلاف شرع و عقل، همین قوه کمال به مراتب اعلا، این قوه کمالی که تو وجود ما هست میخواهد تو رو به کمال برسونه. این کدوم قوه؟ قوه کمال به مراتب اعلی را که خیلی عالیه از دست داده و آن قابلیت تکاملی را که بر حسب اصل فطرت داشت رفته رفته مبدل به استعداد نافرمانی از احکام اصلی و فرعی الهی کرده و برعکس قوه استعداد گناهان خیلی خطرناکه. نستجیر بالله. آن قوه رو از دست میده بر اثر ارتکاب گناهان و اصرار بر عمل کارش به کجا میکشد؟ برعکس، قوه استعداد گناهان و قبایح و امور باطل و غیره در نفس آنها کامل گردیده و آن را در جهت کفر و بعد از خدا و عقول قدسیه و نفوس زکیه به کمال فعلیت در جهت نفی و سلب میرساند. الله اکبر یعنی انسان زو وجههاییه.
در اینجا یک وجهه آن در حقیقت نفس مطمئنهی ماست که اگر کسی آن رو به فعلیت برسونه با دو بال بر اساس آیه دو سوره جمعه «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ» (جمعه/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست که در میان درسناخواندگان پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکیزهشان کند.. پاکی، طهارت نفس. سر خودمون رو کلاه نذاریم. تا جایی به ما اجازه میدن درک کنیم ملکوت رو که پاکیم. لا یمسه إلا المتحرون. این یک باله تازه. بال دوم وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ. با بال تعلیم. آخرین صوتی که عزیز دلم استاد ایلام، میگم ایلام جوان ایلامی استاد ابوالفضل عزیز جوان خوب ایلامی که خودجوش زحمت کشیدن در آن کانال فريار حل معنا از حضرت استاد بارگذاری کردند رو خوب با دقت گوش بدید. همین رو دارد بیان میکنه از استاد. میفرماید نمیشود به جز تعلیم و تربیت نمیشود با، به جز با دو بال علم و طهارت و تزکیه نفس پرواز کرد.
اگر کسی بگه من فقط عمل گرام، با نماز شب، با ختم زوار شب، با هیئت رفتند، با ذکر گفتند، با ترک گناه، همش هم عالی، همش هم خوب. فقط از این بال پرواز میگیرم، دروغ گفته. اگرم برود بالا با مخ میآید زمین. اگرم کسی برعکس بگه نه من فقط از جهت علمی معرفتی خودمو میسازم جلسات درس و بحث و کتاب و برای خودم عالمی میشم، چراغی به دست میگیرم و در عملیات بندگی و سیر و سلوکش ضعیف باشه این نیز بیخود میگه من پرواز دارم. این نیز بیخود میگه. اگرم برود بالا با مخ میخورد زمین. دو تاش باید با هم باشه. این نکته بسیار مهمه. لذا در کنار جلسات حکمت یا عرفان نظری یا عقل نظری معرفت نفس مسعود بلاخ خدا لطف کرد در مسجد امام حسن صلوات الله عليه به سفره کرامت حسنی بابی باز شد، سفرهای هم پهن شد در حیث عملی، عقل عملی، سیر و سلوک عملی که بنده هم به شما بگم قیامت جلو ما را نگیرید. شما استاد راه شدی راه افتادی جلو بعد ما پشت سر شما به جایی نرسیدیم.
رب عقول و نفوس
بنده نه استاد هستم نه ادعاشو دارم. من یک معلمم. در حد اینکه رساله عملیه حضرت استاد رو دست بگیرم بگم علامه طباطبایی توی رساله چی فرموده. الان تو مقدماتش هنوز وارد به متن نکردیم. چون تو جلسه اول علامه طباطبایی علیه الرحمه و الرضوان از دستگیری از گرفتاران در دنیا سخن گفته. ما گفتیم بیاییم سلسله مراتب عوالم هستی رو از بالا شروع کنیم بر قوس نزولی از مرتبه احدیت شروع کنیم. بیاییم با رب هر مرتبه آشنا شیم که بعداً تو سیر و سلوک شناخت رب هر مرتبه به دردمون میخورد که با آن رب مرتبط بشی و دستتو بگیره بتونی از آن مرحله به خوبی سفر کنی در مسیر سیر و سلوک. یعنی در عملیات بندگی. بیاییم تا برسیم به انزل مراتب که نشئه طبیعت و دنیاست. حالا در دنیا چه باید بکنیم؟ شروع کنیم. هنوز شروع نکردیم. تو مقدماتیم. برای همین در این نکته تأمل شود بازم ما حیثیتمون درست اسمش عملیه اما هنوز هم نظریه. چون بنده خودم در حیث عمل خیلی ضعیفم.
خیلی اصلاً ادعایی ندارم و اگر کسی به بنده بگه استاد راه و اینها خودش مدعی خودشه حضرت زهرا و کن ملی. استاد راه ما نیست، ما نیستیم که به واقع. ما یک معلمیم توهش خیلی خودمون رو تعبیر بگیریم کمک بدیم به شما که مثلا حضرت استاد تو این رسالش چی فرموده. بعضی از رموزش رو در حد فهم کم خودمون برای شما باز کنیم. برای همین حرف. یک کمک حال شما باشیم. اینجا نکته دیگرای که خیلی خاص و مهمیته در نصیحت ملاصدرا کجا بود؟ خیلی خیلی مهم. من اینجا اصلاً برای خودم وقتی مطالعه میکردم با رنگ قرمز خط کشیدم که حواست باشه استاد این فرمایش ملاصدرا. بحث تعلقات رو مطرح میکنه. میفرماید تعلقات دنیوی. بارها و بارها و بارها پیشتر گفته شد تا تعلقات دنیوی برداشت نشه ما تو مسیر سیر و سلوک در جا میزنیم. علت اصلی نوسانات ما، بالا پایین شدنمون، اثر نکردند خطوطاتمون از کاری که دست میگیریم دوستان دلم، همین داشتن تعلقات دنیویست.
علت اینکه بزرگان علم معرفت غالباً نه اینکه به دنیا نیاز ندارن، آنها هم دوست دارن خونه وسیع و بزرگ داشته باشن. دوست دارن از جهت مالی وضعشون خوب باشه بتونن دست صد نفر، هزار نفر رو بگیرن. چی بهتر از این؟ آنهام که سخی هستن، بخشندهاند برای خودشان نمیخواهند. اما غالباً از دنیا فراریاند. غالباً. در اینجا یک آدمی که مثلاً تو بورس کار میکنه، تو مثلاً بازار امروز کار میکنه دائماً حواسش به نوسان ارز و دلار و طلا و سکه و اینها هست. چرا؟ دو هر روز دارد حساب کتاب میکنه. یک حسابدار گذاشته تو شرکتش صبح تا شب آنها بررسی کنه. دائماً دارد رصد میکنه که این گاهی تو مسیر برداشتهای دنیویش که کسب حلال هم هست، حالا حرامش ما کاری نداریم، گاهی دچار خطا و اشتباه و ضرر نشه، نشه. درسته؟ چقدر دقت میکنه. سی سال، چهل سال خونجگر میشود تا بالاخره شود یک مثلاً تاجر به آن معنا. یا مثلاً بتونه دستی بیاره تو بحثهای اقتصادی و فلان.
علیمِ کلی و تفصیلی
بعد تو مسائل سیر و سلوک، تحصیل علم و معرفت نمیطلبه این دقتها رو، نمیطلبه این مجاهدتها رو، نمیطلبه این زحمتها رو، نمیطلبه اینها رو. آنقدر این خون دعایی بود. آیا استادی دهجد لب چرم میکرد براشون قصر نمیساختن؟ یکی از بچههای همین هیئت خودم یادش بخیر. مسجد کوچه میشد در حکومت. یعنی مثلاً فکر کنین دفتر کار حضرت حضرت. تا آنجا من گفتم که نه تولد امام حسن همه ما را میبرد، بچههای هیئت رو دعوت میکرد، تالا پول خوبی هم خرج میکرد. خدا خیرش بدهد إنشاءالله بهش برکت بدهد. خدا نسل اینها رو تو یازده رجب زیاد کنه. بعد ایشون برگشت بعد که داشتیم از سحن میومدیم گفت استاد من نیت کردم همین جا تو مسجد سحن إنشاءالله باشم آن روز که استاد میآید یک قصری به چه عظمت اینجا برای استاد بسازم. نگاه، نگاهی بهروشنییه. اما مگه امام حسن تو قصر زندگی میکند؟ استاد مثل جد غریبش تو خاک، ابو تراب تو خاک. اینها مخالف با تکنولوژی البته نیست.
اما اسلام موافق تولید ثروت است برای استقلال، آزادی و دستگیری از گرفتاران. اما به شدت مخالف انباشت ثروت است. اینکه خودت هی جمع کنی، هی جمع کنی، هی جمع کنی. بعد میپوسد و بو جمع میگیرد زندگیت رسالتا. اصلاً انفاق از نفخ میآید. نفخ یعنی آن روزنهای که ته گلدون یک سوراخ میکنند. آبی که میرویزی تو گلدون اضافهش از آن سوراخ از آن نفخ یعنی انفاقه. دارد میرود. اضافهش میرود که اگر آن اضافه نره امتحان کنید. آن روزنه کس گلدون رو ببند یک مدت آب بدهد به گلدون میگویندده و میپوسد از بین میرود. زندگی ما خیلی موقعها بو جمع گرفته به جهت همین نداشتن انفاقها که اضافه پولمون رو نمیبخشیم فقط برای خودمون. تا پول دستمون میآید به نفع، به نفع خودمون و خونوادهمون و منافع خودمون هست. این خیلی اشتباهه. این نیز نکته خیلی مهمی بود که ملا صدر اشاره داشت. کندن از تعلقات. حالا این تعلقات یادتونه از چی حاصل میشد؟
اگر چنانچه خاطر شریفتون باشه میشد همان ملکات نفس. ملکات نفس همان تعلقاتن. از چی حاصل میشد؟ مهمه من هر جلسه دارم میگم. ملکات نفس از چی حاصل میشد؟ استاد استادهای عزیزم. ، به عزیز دلم. بر اثر اصرار بر عمل. فرق نمیکند عمل چه خیر باشه چه شر. هرچی اصرار بیشتر در عملی چه کسی در خیر، چه کسی در شر، نعوذ بالله، ملکات نفس تشکیل میشوند. این ملکات همان تعلقاتن. بیچاره کنندهاند. بعد طرف تعلق، توجه مثلاً از کجا، ببخشید خیلی اا تق این طلب وجودیش هست که بخواد زود به جایی برسه. اما توقع دارد با یکی دو تا ده تا صد تا جلسه مسیر معرفت و معرفت، معرفت نفس یا سیر و سلوک آمدند تمام تعلقاتش کنده شود، اینطوری نیست. این کار مجاهدت یک عمره. این صحبتهای من پاسخ به سؤالات بسیاری از شماست که الان موج میزند تو کانالهای ما که من نمیدانم چه خاکی به سرم بریزم. واقعاً دعا میکنید. بیش از دو هزار سؤال آمده برای ما.
واسطه و برزخ
من اولاً هرچی نگاه میکنم میبینم اکثر اینها رو ما جواب دادیم. گوش بدید، صبور باشید، عجل عجله در سؤال پرسیدن نکنید. برید مباحث جلو بسیاری از سؤالاتتون پاسخ داده میشود. برخیش اصلاً در حوزه بنده نیست. اصلاً من حق ندارم جواب بدم این سؤال رو. اگر جواب بدم چوب میخورم. شما دوست دارید من چوب بخورم؟ اصلاً نباید، لال باید باشم. باید آن را بگذریم جواب ندم. برخیشون هم برای آن شخص بوده این سؤال. آن شخصی که این سؤالی که پرسیده در حد و اندازه آن نیست. یا امثالهم. حالا مثلاً سؤالاتی شده همین دیشب یک عزیزی از اصفهان به آن لهجه شیرین اصفهانیش نوشته بود که من ختمیات و اینها رو همه رو انجام میدم ولی سنگینی تو نفسم اثری ازش نمیبینم. مثلاً حاج استاد شما دقیقاً این را پرسیده بود. شاید سؤال خیلی از شما باشه. حاج استاد شما فرمودید این زشت مجرده مثلاً گفتم چه شیرین بود، چقدر زیبا بود، چقدر تأثیر گرفتیم، چه اثری داشت فلان. چه اثری در شما میکند؟
من هیچ اثری ندیدم. شما مثلاً نور میبینی عین لفظش نور میبینی؟ مثلاً یک پردهای میرود کنار غیب میبینی؟ مثلاً تو گوش شما از غیب بشارتی میدن؟ حاطبی چیزی میگه؟ این اثری که شما میگید چیست؟ من چی باید جواب بدم؟ جواب ایشون رو استاد در کتاب نور علی نورشون در ذیل خلاصه و مسکوت دادند. دو تا تذکر بسیار جدی به سالک الی الله دادند که ما در مسیر معرفت نفس هم اوایل پیشتر گفته شد دو تاشو. یکیش که از مهمات که اگر شما این را دقت نکنید میبازید خودتون رو اینه. فرمود هر چون یکی از معناهای الطرق الی الله به د به عدد انفس الخلائق همینجا خودشان نشون میدن. هر یک سعی دارد، یک قد و اندازهای دارد، یک رنگ و رایحه و یک عطر و یک بو و یک رنگی دارد. نفوس شما تک تک هر کدوم الان اینجا نشستید یک رنگی دارن. همانطور که یک رایحهای دارن. آدم پیدا کنه خدا روزی هممون کنه کسی رو که به ما رسید از بوی ما اصلاً به ما بگه حالت خوشه یا خوش نیست. از رنگ وجود ما بگه.
تک تک ما یک رنگی داریم. گاهی هم تو حوزه معرفت نفس چیزکی ما پیرامون رنگ سخن گفته بودیم. هر کدوم از اینها نسبت به سعه وجودیشون و اندازهشون، رنگشون، رایحهشون عکس العمل متفاوتی از آن خط و آن ذکر نشون میدن. احتمال دارد البته حضرت استاد مثال میزند میگه مثلا فلان کس اسم میبرود فلان کس وقتی این خط رو انجام میداد صدایی شبیه انداختن تاس در تو مجمع میشوندید تق تق تق یک چنین تا شما فرمایش حضرت استادا دارد به شما میفرماید. شما هم چنین توقعی نداشته باش که عین همین برای شما پیش بیاید. آن یک نفس جدایی از شماست. شما یک نفس جدا. برای هر کس به یک شکل خودشو نشون میده. یکی چیزی میشوند، چیزی میبیند، چیزی درک میکند. یا نه اصلا الان امکان دارد شما هیچ درکی برات حاصل نشه. شما به عنوان مدرک، آن منتظر مدرکت هستی که درک کنی از پیرامون خودت چیزی رو. آن لحظه احتمال دارد هیچ درکی به شما القا نشه.
پاکسازی قوه خیال
اما همین کار همین امر توفیقی رو بر شما نازل کنه، راهی رو برای شما باز کنه، رفیق راهی به شما ببخشه. اینها رو چرا نمیبینید؟ یا بالاتر از اینها طرف چقدر خیلی حرص خوردم، خیلی زجر کشیدم از یک سؤال. یعنی اگر طرفو میدیدم یک فس سیر میزدمش. میزدما. واقعا خدا رحم کرد ایشونو هم ندیدم. از زلف عشق خدایی نکرده نه از رو بغض چی. نوشته بود تمام یعنی شما من چجوری بگم؟ هیچ دیگر دستورالعملی نبود که ایشون انجام نداده باشن. دوستانی که تو کانال این را برای من فرستادن کرده بودن دیگر میدونم دیگر که چیا نوشته بود. هرچی شما فکرشو بکنی از توسلات و ختمیات و اینها زیارات و خلوتها همه رو بعد انتهای هر کدومو نوشته بود هیچ اثری ندیدم. خاک عالم بر سر من. من به ایشون نوشتم بنده هیچ نسخهای برای شما نمیتونم ارائه بدم چون هیچ اثری ندارد. جوابم به ایشون این بود. میدانید چرا؟ به ایشون پیشتر گفته شد به جهت اینکه شما چشمت کوره مثل ماهی در آبی مگر جزا نفس عمل نیست؟
همین که به شما اذن دادند ذکر حسین لب بگیری، همین که به شما اذن دادند بری زیارت، اجازه دادند این ذکر رو بر لسانت جاری کنی، خلوت کنی، اصلا بری به این سمتها، این اذن چیست جز رزق؟ رزق جز فیض؟ فیض جز علم؟ علم جز ولایته؟ یعنی شما را کشوندن تو آغوش ولایت. بعد دنبال اثر چی میگردی تو؟ کلاتو بنداز آسمون هفتم که بهت اجازه دادند این حرف رو بزنی، این کارو انجام بدی. خیلی موقعها ما چوب میخوریم به خاطر این، خاطر این ندیدنها، نمک، نمک خوردن و نمکدان شکستنها . همین الان اصلا اصل نفس نشستن ما در این جلسه مبارکه. به شما من قول میدم اگرچه عالمان که زیر انگم قید عالم بالقلم دفتر کاغذ دارن مینویسند، مقایسه میکنند، مراقبن. حالا کسی اصلا هیچ نه دفتری، نه قلمی همین که فقط نشسته اینجا. همین که نشسته اینجا به فرمایش حضرت استاد فیض دارد میرویزد سرش. این فرمایشی که عزیزم تو کتاب فقیح ال کامل فقیه علی حلم انا گذاشت یادشونه؟
پیشتر گفته شد اثر، اثر نفوس متحد یادته نه؟ فرمود چی بود؟ اثر یک نفس کلی قوی. درست میگم یا نه؟ نفس کلی قوی، نفوس متحد اینجا هم اتحاد وجودی برقرار شده بین همه ما بر سر یک کلمه واحد که توحیده که حقیقتشم روحشم ولایته. همین این میشود اثر یک نفس کلی. نفس کلی چیست؟ جایگاه پرورش دارد. مصداق عظمش حضرت صدیقه طاهرهست. یعنی حضرت زهرا دارد پرورش میده ما را. تو خونه حضرت زهرا بری بشینی سر سفره حضرت زهرا باشی رایحه بیبی بهت بخوره، نفس بیبی بهت بخوره بعد دوباره بگی هیچ فایدهای نکرد خاک عالم بر سر من کنن. خیلی زشته بعضی حرفای اینها. چوب میخوریم به خاطر این صحبتها. این نیز از این اندکی طول کشید. ببخشید من دلم میسوزد خودمو. آن فایدهایی که چی بریم گاهی خودمون یک مورد خاصی که چون بهش نرسید میگه هیچ اثری نداشت. بله میتواند این نیز باشه. در اینجا میتواند بگه که من به آن مطلوبم نرسیدم. این اشکال ندارد.
زمان ختم و دوام عمل
به من زیاد گفتند استاد من این کارو انجام دادم به آن مطلوبه خاطر نرسیدم. اما اینکه بگه هیچ اثری ندیدم این جسارته. اصلا این زشته. این چوب خوردن دارد . گاهی اوقات بریم محضر امام بگوییم استاد جان اصلا من کیم که شما منو دعوت کردید؟ برعکس شده انگار. همه متوقع شدیم از امامون چرا سفره برای من پهن نکردید؟ چرا دست بندنی چرا فلان؟ اصلا بگو استاد چی شده؟ تو این عالم چه اتفاقی افتاده که یک بیسرافهای مثل منم تو کشوندی دارد خونهت؟ این ادبیات ما را نجات میده. نه توقع، نه محضر میخواهم پر روی و تنرد. استادی بابایی زحمت بکشن بیان درسمونو بنویسن. یک صلوات بفرستیم. ساعت چنده ما؟ چقدر وقت داریم؟ خیلی یک ربع ما وقت داریم. خیلی هم اگرچه تقریبا یک ربع هم وقت نداریم اما برای اینکه از دست نمونیم. کی یادشه که ما رسیدیم به رتب وجودی کدوم مرحله؟ بگویید همه رو میشوندوم. نه، نه، منتبعه که رد شده. حلیه اولی هم رد شدیم.
منتبعه، ما رسیدیم به رسیدیم به اسم فاعل به عنوان رب طبیعت کلی. درسته بله برخیشون درست گفتین که ربش بود چی؟ یکیش اسم فاعل بود، اسم خالق بود، اسم موجد بود یعنی پدیدار کننده. که رب طبیعت کلی هستن. حالا آن سلسله طولی از بالا به پایین رو که آمدیم اگر کسی جزوش همراهش باشه میدونه الان تو کدوم مرحلهای که از کجا شروع کردیم از مرتبه ذات قدیر و احدیت و واحدیت و قلب و عذر شود عقل یا جبروت مثال یا ملکوط. آمدیم همینطور قدم به قدم آمدیم میخوایم بریم برسیم به نفس ناطقه بعدم به دنیا. الان میخوایم امشب به فضل الهی بحث کنیم در خصوص رب آن چیزی که این همه جون کَندیم تا تقریباً بهش برسیم امشبه یکی شه. یک خروجی بهروشنیش امشبه. رب بنویسید استادی بابایی. رب عقول و نفوس ناطقه. ما رب عقل رو عقل کلی رو گفتیم درسته؟ رب نفس کل رو هم گفتیم. بله خانم دکتر جزوشونو به من نشون دادند. این معرفی شود. بله . بله درسته دیگر. دقیقاً رسیدیم به همین جایی که الان داریم میگیم.
به شما ممنون. خسته نیستید؟ ما رب عقل کل رو گفتیم عالم عقول جبروت ربش چیست؟ و گروهی رو آنجا بیان کردیم چون جبروت مرتبت سلطنت امیرالمؤمنینه با رب آن رتبه میشود ارتباط گرفت با امیرالمؤمنین. بعد نفس کل رو گفتیم که عالم حضرت صدیقه شهیده و پرورش عالمه. مثلاً وقتی کسی میخواهد هم خودش رو درست پرورش بدهد، نفس خودش رو هم دیگران رو مثلاً در مقام معلم هست، در مقام مادر هست. پدر در مقام تدبیر و عقله، عقلیه پدر. لذا کلیات رو میبیند. مادر در مقام پرورشه لذا جزئیات رو هم میبیند. چیزهایی رو خانمها میبینند که حاضران نمیبینن. برای همین دعوا تو خانمها زیادتر از حاضرانه. چون جزئی نگرن، خصوصیاتشون اینه. حالا وقتی میخواهد پ بیفتد تو وادی پرورش، آنجا گفتیم از رب رتبه نفس کل استفاده کنه برای متصل شدن به آن رتبه که وجه اتمش بود حضرت زهرا سلام الله علیها میگه یکی از راههای ارتباطی با حضرت صدیقه طاهره همین بود که از این هم رد شدیم.
عقل و قلب
حضرت عمه تو رب هیولای کلیه رو گفتیم. رب جسم طبیعی کلی رو گفتیم. حالا میرسیم به نفوس جزئی و عقول جزئی. این جزئی میشود یعنی چی؟ یعنی تک تک شما. که هر کدومتون یک عقل دارید، یک رتبه عقلی دارید که جنسش علویه. قدر و قیمت خودتون رو بدونید و یک رتبه نفسی دارید که جنسش فاطمیه. توجه کردید؟ این وجود شماست که حالا اصطلاحاً میگویند رب عقول و نفوس ناطقه. میخوایم ببینیم این رتبه ربش چیست. کتابی هم که توش کار میخوایم داریم کار میکنیم اگر دوستان تازه پیوستهاند عقلانیت شهود جلد یک حضرت علامه استادی جوادی آملیه که تحریر ایشون بر فسوس ابن عربیه. آنجا میفرماید زمانی که وجود بنویسید استادی بابایی. زمانی که وجود، وجود از کجا میآمد؟ از ذات قدیر فیض میآمد از طریق صادر اول یا نفس الرحمن یا وجود پیغمبر عزیز عالم یا وجود منبسط. هر رزقی به آن برسه از آنجاست. اصلاً جای دیگر کانال دیگرای وجود ندارد. این که وجود که میگیم یعنی از آن. از آن صادر اول از پیغمبر.
وجود زمانی که وجود به شرط صورت روحانی مجرد لحاظ شود. یک جا این نکته باید به یاد بماند گفتیم به شرط صورت روحانی کلی لحاظ شود. اینجا میگیم صورت روحانی مجرد لحاظ شود یعنی مادی نیست. یعنی جنسش مادی نیست. مفارقه، مقارن نیست. مقارنات قریناند به ماده. مفارقات بالانشیناند از ماده کندهاند. مثل جنس عقل شما، جنس نفس شما. مفارقاتاند اینها از هر ماده کندهاند. حالا متأسفانه ما محصورش کردیم تو ماده. عقلمونو تو ماده صرف میکنیم. نفسمون رو هم در پرورش مواد و دنیای طبیعی مون داریم متأسفانه ازش کار میکشیم. این بزرگترین اشتباه فاحش ماست. در صورتی که آنها جنسشون مجرده. شما ببینم از مجرد چه تجربه، چه توقعی میرود؟ کشف مغیبات، کشف مجردات. یعنی آدمی که عقل دارد نفس دارد و تازه جهارات اصل وجودش اینهان مجردات وجودشن، فرعش مادشه. میبینی که تا یک خواب خشک میبیند یا یک کشفی براش رخ میده، یک پردهای براش کنار میرود، یک درکی از عالم غیب میکند.
همه میگویند اوه، اوه این، این، این آدم خطرناکیه. در صورتی که تو آدم خطرناکی هستی که تو دنیا گیر کردی. فقط حس و مادیات رو با آن برخورد داری. هیچ ری اصلاً عقل مجرده. این حضرات همینو میگویند. نفس مجرده. شکارش هم باید مجرد باشه. وقتی هم که خوابی به عقلت نزدیک میشی. چون میروی به رتبه مثالیت مثال نزدیکتره به عقل. از نشئه طبیعت خارج میشی. پس باید شکار داشته باشی. شکار مجرد داشته باشی، نه مادی این گیر و گورهایی که تو ما هست. این دانستن این مراتب اینجور جاها تو عملیات بندگی به دردمون میخورد. حالا دوباره میخونم. زمانی که وجود به شرط صورت روحانی مجرد لحاظ شود، توضیح دادم یعنی چی صورت روحانی مجرد. اسم علیم. علیم رو تو گیومه بنویسید که مشخص شود. ویرگول تو گیومه مفصل واسط. مفصل یعنی چی دوستان؟ از فصل جدایی میآید. مفصل یعنی؟ لام دارد مفصل، لام از فصل میآید. فصل. مفصل یعنی جدا کننده. و دوباره تو گیومه مدبر است.
و این اسم یعنی اسامی که گفتیم رب عقول و نفوس ناطقه است. یک پرانتز باز کنید استادی بابایی. خیلی مهمه این پرانتز. بنویسید اسم علیم در این مرتبه، یادتونه رب یک مرتبه دیگرای رو گفتیم علیم. کدوم مرتبه بود؟ جبروت احسن. جبروت. رب انجام بود دیگر. حالا الان این نیز شد که عقل، این نیز شد علیم که. اما آن عقل کلیه این عقل جزئیه. پس پیداست که این دو رب در طول همن. اما با هم فرق میکنند. این علیم اینجا منظور آن فرشتهای نیست که علیم عالم عقول و جبروته. آن یک فرشتهی برتره. آن را بگیرید مثلا جبرائیل. این رو بگیرید اسم رمزی وجودی خودتون که ربط به جبرائیل دارد. راه پیدا کردند شما را وقتی بهتون میدم که آن وکیل شماست. مثلا آن وکالت عقل شما را به عهده دارد. یک ملکی هست مأمور وکالت دارد از خدا وکیل نفس شماست. نفس شما را دارد پرورش میده. به آنها بیاعتنایی کنی، بیتوجهی کنی، بیتربیتی کنی، رهات میکنند، ازت دور میشوند.
بعد شما عقلت ظاهره میشود، نفست ضعیف میشود. اینها رو حالا به مرور إنشاءالله میگیم یواش یواش. من فعلا دارم تشنهتون میکنم. خیلی حرفها إنشاءالله به فضل الهی داریم با هم بگوییم. یا زهرا. حالا تو پرانتز اسم علیم در این مرتبه که مقام تفصیل است پس وصل دیگر جزئی شده، جدا شده از آن حالت کلی خارج شدن. درسته؟ شما جزء جزء شدید. اسم علیم در این مرتبe که مقام تفصیل است و عهدهدار عهدهدار تدبیر عقول و نفوس میباشد. عهدهدار تدبیر، گفتیم عقل مسئولیتش تدبیره دیگر. نفس پرورش، عقل تدبیر و عهدهدار تدبیر عقول و نفوس میباشد با اسم علیم در مرتبه باطن متفاوت است. با اسم علیم در مرتبه باطن متفاوت است. نقطه ادامه. علیم در مرتبه تفصیل و ظاهر علیم در مرتبه تفصیل و ظاهر یعنی این رب وجودی خودت رو، عقل خودت رو داریم میگیم. رب عقل خودت رو داریم میگیم. علیم در مرتبه تفصیل و ظاهر ویرگول نازلتر از علیم رو این کلمه نازلتر در این نکته تأمل شود.
نازلتر از علیم در مقام اجمال و باطن است. این یعنی چی؟ نازلتره یعنی چی؟ یعنی رتبهش پایینتره. آیا هیچ ربطی با آن علیم مرتبه باطن یا جبروت عالم ندارد که آن فرشته بسیار مقربیست که آنجا کارگزار عقل کل عالمه؟ مثلا بگیرید جبرئیل مثال. آیا هیچ ربطی به آن ندارد؟ چرا جنسش از اونه. یعنی یک رشهای از اونه، یک آیهای از اونه. اینها تا در طول هم تعریف میشوند یعنی این. یعنی این خادم اونه. اینطوری بگوییم. این در خدمت اونه. صدمه و خدمه آن رب کلیان. کدوم؟ رب مرتبه عقل وجود شما. حالا اگر کسی میخواهد ارتباط بگیره به عقل کل عالم، عقل کل کی بود؟ امیرالمؤمنین. راهش چیست الان بگویید. نه، نه بر اساس سیر بحث بگویید. آن رب کلیش بود. العلیم. آن اجمال بود، باطن بود، کل بود. این جزئیه. این علیم رب جزئیه. آن ملک کوچکتر، نازلتره که وکیل وجود شماست از طرف حضرت عقل. باید از، از این کانال بزنه، از این.
یعنی از طریق عقل وجود خودش کانال بزنه تا به امیرالمؤمنین برسه. باید چه کار کنه؟ با اسم العلیم خو کنه. اما العلیمی که رایحه تفصیلی دارد، نه اجمالی و کلی. آن مقام امیرالمؤمنین حتی انبیا مق عارضهشو کردند خدا زدشون روایت داریم بعضی از امر انبیا که عقاب شدن تو دنیا به جهت اینکه آرزوی امیرالمؤمنین رو کردند و آرزوی مقام امیرالمؤمنین رو کردند خدا هم بلا سرشون آورد. بشین سر جات. بعد از طریق خیلی موقعها این اشتباه رو ما میکنیم ها. توجه کردین؟ اگر اینها ریزه کاریهاش الان اندکی رو روضه شما گیج میشید، اذیت میشید، بعد گیر میکنید. بذارید فقط من بگم رد شم. اصرار رو این حرفا فعلا نداشته باشید. فقط میخواهم به شما ظرافتهای مسیر سلوک رو بدم. اگر من بدون استفاده از رب وجود خودم، رب عقل وجود خودم که علیمه بخوام توقع کنم برم حتی همنشین مولا علی بشم چوب میخورم.
چون به یکباره از آن کلیدواژه که خدا یعنی آن دربان وجود خودت، دربان، ملکی که موکل وجود توئه از آن رد شدی، سبب رو یا وسیله رو گذاشتی کنار، یکش رفتی سراغ آن اصل کار. یعنی این غلطه. سلسله مراتب باید حفظ شود. میدونستش کیه این آونه؟ که هم فهمش کنم. مثل کسی که بابا بگه که علما کیلو چندن؟ العرض والله العرض خودمون رفتیم. علما کیان بابا؟ ولایت فقیه چیست؟ این بازیها چیست از خودتون درآوردید؟ مستقیم برو در خونه سید الشهدا برو با امام زمان حال کن. اینها کین در خودشان دکان بازار راه انداختن؟ معرکه گیری راه انداختن؟ برای چی میخواهم سما بدم به این علما؟ بذار استاد دیدم خدا شاهده تو اهل ایمان همین بچه انقلابیها دیدم طرف خمسش رو جمع کرده. من تازه فهمیدم طرف خمسش، خمسش رو جمع کرده، جمع کرده، جمع کرده آن چهار صد، پونصد میماند خمسش. مثلا دینت باطله. این یعنی این. ببین الان پیشتر گفته شد مثال زدم. این یعنی بدون یعنی برداشتن وساطتها. واسطه خیلی مهمه.
برزخ خیلی مهمه. اصلا جلسهای به معنای شما نگذرشت مگر اینکه در آن از اهمیت قوه خیال به عنوان برزخ بین نفس و بدن حرف زدیم. اگر قوه خیال آلوده است، دست من و شما به عقلمون نمیرسد. قوه خیال اول باید پاکسازی شود. راههاش هم گفتیم. این همه ما گفتیم. طرف یک جایی منو دیده بههه حاج استاد شیخ عبد الزهرا خدا لطف کرد چقدر شلا گرفتم من شما را ببینم. گفته شد حرفتون چیست؟ خدا شاهده. میشود به منم نگاه کنید بگویید الان گره من تو چیست؟ که من میدونم قوه خیالم مشکل دارد. اصلا همش آشوبه. تشویش ذهن دارم، پرش ذهن دارم. صدها و اشكال موهشه تو ذهنم میآید اینها. ولی شما ببین بگو. آخه این چه طرز برخورد با کسیه که دو تا کتاب خوانده؟ من که رمز و لما به شما دادم. خودت داری اقرار میکنی مشکل خیالی داری.
بعد بهش میگم که استاد ما به ایشون گفتم استاد ما کاری در روایات و گفتار بزرگان به شما گفته میشود تاثیرگذارتر و مهمده مهمتر در پاکسازی قوه خیال مثل هفتاد بار در روز ختم آیات سحره نداریم. حضرت امام صادق صلی الله علیه فرمود بهترین کاره. حضرت استاد امام حسن مجتبی علیه الرحمه و الرضوان به عنوان کانال ارتباطی ما با امام عصرمون فرمودند بهترین کاره. کدوممون انجام دادیم؟ به ایشون گفتم شما این صوت بنده رو گوش دادید؟ گفتم بهترین راهه؟ گفت بله، بله گوش دادم. گفتم انجام دادید؟ گفت نخیر. گفتم پس دیگر چی میخوای شما از من؟ این یعنی این. میخواهد آیات پنجاه و چهار تا پنجاه و شش اعراف. بله اصلا. پنجاه و چهار تا پنجاه و شش. حالا فرمایش استاد رو که در اینجا استاد جان حضرت استاد را در اینجا پنجاه و پنجاه و پنج تا پنجاه و هفت چون بسم الله سوره رو هم جزو آیات میداند، یک دانه عددش فرق میکند. این را انجام بدید.
من بهشون گفتم استاد بنده هیچ مسخه دیگرای برای شما ندارم جز اینکه یک سال، ن ندید چهل روز، یک سال مداومت کنید هر روز به هفتاد بار س آیات سحره تا این پاکسازی صورت بگیره شما رفتارت- "و لن تجد لسنة الله تبدیلا و تحویلا". سنت الهی رو بردارید چوب میخورید. سنت خداست از دایره اسباب. ملک مقرب وجود خودت رو که به تو قرین توئه بیچاره از طرف خدا ماموریت گرفته تو رو تراخش کنه اینطوری بگوییم. بعد تو بیتوجهای بهش، اصلا بهش توجه نداری. نه، آن را جبرئیل تشریف بیارن. به شما میگویند پس بفرما بشینید تا جبرئیل تشریف بیارن. سرت به سنگ قبر بخوره. این ریزه کاریها رو جدی بگیرید. بعد از این إنشاءالله یک فرق خیلی مهمی دیگر فرصت من گذشت. استاد ببخشید. جانم. شیوه ای که گفتید باید انجام بدیم هفتاد بار آیا زمان خاصی دارد یا- نه. هر ساعتی مثلا در طول روز بگیریم یا حتما باید- قبلا گفتیم بازم میگیم.
آیات سحره اولا کلا مطلقاً به جز، به جز ختمیاتی که زمان خاصی دارد آنها رو من کاری ندارم. به صورت کلی برای ختم و اینجور کارها، چله گرفتند و دستلوای اینچنینی بهترین زمانها، یک سحره، دو بین الطلوعین، سه بعد از نماز مغربه. ببخشید به ترتیب بگوییم عصره، بعد، بعد از نماز مغربه. والسلام. اینها بهترین ساعتهان. بعد از مغرب یعنی بین مغرب عشا برای ختم. اما حالا کسی نمیتواند تو این اوقات، حالا هر ساعتی که نفست به قول معروف باهات راه آمد، نشاط داشت، مزاجت معتدل بود، حوصلشو داشتی آن موقع انجام بدهد. قربونت برم. بعد حالا برخی میپرسن که استاد یک باره هفتاد تاشو بگوییم. بله توی مجلس باشه اثرش بیشتره. نمیتوانید؟ تعطیلش نکن. تقسیم کن از صبح تا شب هفتاد تا، هفتاد تا رو بگو. تعطیلش نکن. استادی بابایی این نکته باید به یاد بماند، من دوستانم یادتون، یادشون باشه که اینجا یک نکتهی مهمی اینجا باید بعد از این بگوییم. الان وقتشه منتها فرصتمون گذاشته.
چه فرقی بین عقل و قلب، چه فرقی بین عقل و قلب، چون اینجا بحث عقله، در فلسفه و عرفان وجود دارد؟ آیا عقل در فلسفه همان قلب در عرفانه؟ یا با هم فرق میکنند؟ یا اصلاً تو ا فلسفه یا حکمت به عبارت در حکمت که ما الان داریم بحثشو میکنیم، ا قلب جدای از عقله یا همین عقله؟ اینها رو هم خوبه شما بدونید یادم بندازید جلسه بعد این ریزه کاری، لن الان رو بگیریم بریم سراغ چیزای دی چیزیی ما یادمون رفت. هیچکسم به من یادآوری نکرد. گفتیم اول جلسه برای برکت جلسه سوره قدر بخونیم و تسبیحات خانم بخونیم و سلام به امام حسین بدیم. نکردیم. خودتون انجام بدید . من میگم جلسه برکت دارد. خواستم الان بگم که ولی با این حال عجیب جلسه با برکت بود پس إنشاءالله انجام شماها بوده. حداقل بیاید یک سلام به امام حسین بدیم که بمونه این جلسه قیامتی باشه برامون. استادی بابایی خدا قوت خدا قوت. من راضی نیستم کسی این جلسه رو ضبط کرده باشه.
هر اونچه که نیاز دار شما به نیاز دارید که بیان شود تو کانال تختی شدش میآید. السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التي حلت بفنائك. علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و أبدیًا الليل والنهار. ولا جعل الله آخر العهد منی لزيارتكم. السلام علی الحسین غروب نسبت دارم و علی اولاد الحسین و علی حسن. چون خودم یک عالم عوض شد یک خط روضه خونم مادرش دامون کن اگر کشتن چرا خام خاکت نکردم .
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.