ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 011

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

بسم الله واللّه و آمَنْتُ

بسم الله واللّه و آمَنْتُ بالله توكّلت على الله ما شاء الله لا قوة إلا بالله. برنامه‌مون این بود که جهت برکت جلسه ان شاالله سه تا کار انجام بدیم؛ اول تسبیحات، اول سوره قدر رو همخوانی کنیم بعد تسبیحات حضرت سبطیک شهیده رو و بعد هم یک سلام به ابا عبدالله بریم انشاالله تو بحثی. حالا با هم سوره قدر رو тلاوت می‌کنیم بنیت حضرت زهرا صلی الله علیکا و هر کسی که خانم رو دوست دارد و خانم هم او رو دوست دارد. أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بسم الله الرحمن الرحيم. إِنّا أَنْزَلْنَاهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَما أَدراكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرجٌ مِنْ ألفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فيها بإذن ربهم من كل أمر سلام السلام هي حتى مطلع الفجر. تسبیحات خانوم رو. بسم الله الرحمن الرحیم.

الله اکبر، الله اکبر, الله اکبر الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر, الله اکبر, الله اکبر. الله اکبر.

الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، الحمد لله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، سبحان‌الله، لا اله الا الله. سلام میدیم محضر ارباب بی‌کفن.

والسلام علیک یا و علی الارواح التي حلت بفنائک علیکم مني سلام الله أبدا ما بقيت وبقي الليل والنهار ولا جعل الله آخر عهدى مني لزيارتكم. السلام علي الحسين وعلى آل حسين وعلى أولاد حسین و على اصحاب الحسین صلوات خدا کنید اللهم صل على محمد و آله всех فنجان يا رب اعوذ بک من همزات الشياطين ومن شر نفسي وشر خلقک. بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوّه إلا بالله العلي العظيم. اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعين。الحمدللہ على کل نعمه وأسأل الله من فضلك اللهم صل وسلم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية والسلطة الحيدرية والعصمة الفاطمية والحلم الحسنية والأشجاعة الحسينية والعبادة السجادية والمآثر الباقرية والآثار الجعفرية والعلوم الكاظمية والحجج الرضوية والجود التقوية والنقاوة النقوية والهيبة العسكرية والغيبة الإلهية.

اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه

اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خير أعوانه وأنصاره وشيعته والمستشهدين بين يديه. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته. السلام عليكم ورحمة الله. ان‌شاءالله که صاحب جلسه آقامون امام عصر هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه. در این ایام پر سرور و نور همه ما رو دعا کنن. توجهی به جمع ما کنن، به متعلّقین ما، به رهبر ون، به ملت ون. ان‌شاءالله السائل در هر حالتی که هستن حضرت رو یاد کنن صلواتی فر بفرمایند. اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجه. خیلی خدا شاکرم که بار دیگر توفیق شد در محضر شما نفوس مستعد و باصفا باشم.

این هم تأییدی است در و في السماء رزقكم وما توعدون اینکه ما برنامه ریزی می‌کنیم که هر یکشنبه گرد این سفره جمع شیم اما یک دفعه می‌بینی یک روز به بهانه اعتکاف، یک روز به بهانه آشوب‌ها که مثلا جان شما در سلامت باشه جلسه تعطیل می‌شود. به هر تقدیر یک روز به جهت چه می‌دونم قسمی پیام رسان‌ها همینطور. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد؟ خوش به سعادت کسی که همان روز اول جرقه‌ای که تو وجودش به عنوان بارده الهی یا شاید شود گفت نخحه الهی یا جذبه برخی، اینها رو ان‌شاءالله به مرور فرقشون در چی هست، گرفتش و آتش گرفت و خاکسترش رو امشب رسونده اینجا. و الا اگر بخواهیم منتظر شویم تا حالا ببینیم جلسات بعد چه شود؟ سال بعد چه شود؟ سال‌های بعد چه شود؟ نه چیزی گیر ما نمی‌آید.

الان مسجד بلال ما معرفت نفس رو می‌خواستیم سه، چهار، پنج جلسه فوقش ابتدا مدخل بگوییم، مقدمه بگوییم بریم تو متن درس. نگذاشتن، هنوز نگذاشتن ما ورود کنیم به متن درس چون اولین درس معرفت نفس حضرت علامه سنگین‌ترین درسشه. یکی از یک گروهی از بچه های عزیز هیئتمون جلسه نمی‌دانم سی و چندم، چهلمی حدودا بودن به من زنگ زدن حاجی تو مباحثه ما شرکت نمی‌کنی؟ گفتم جلسه چندمی؟ گفت نزدیک چهلمی حدودا. گفتم عجب ماشالله به شما. من هنوز تو درس اول موندم. موجود است که مشهود ماست. موندیم هنوز چهل جلسه ما به فضل الهی سخن گفتیم هنوز ورود نکردیم. بعد هم چندین جلسه‌ست که تعطیل شده. ادعایی بنده ندارم. این فرمایشات و صحبت‌ها از بنده نیست. این فرمایشات بزرگانه. نازش خیلی زیاده. بارها خدمتتون. خدا نکنه که ناز این حقایق انسان رو بگیره.

نماز و تربیت باطن

آن کبوتر پرناز حقایق فکر می‌کنم بار سومه دارم محضرتون از رو دوش ما بپره برود دیگر. حالا باش تا صبح دوخت دولتش بتمن. کی برگرده بیاید؟ خیلی پرنازه خیلی. با یک نماز صبح بعضی اوقات می‌رود. با یک بی‌توجهی در مسیر سلوک می‌رود. با یک نگاه ناروا، با یک شنیدن بیجا، با یک تکلم اشتباه، با یک نیت ناپاک جسارت می‌کنم اینها همه مثل فضله میمونن. مثل فضله‌ست. همه رو ناپاک می‌کند. بعد آن چون تو رو دوست دارد متوقف‌ت می‌کند و الا انباشتی از عبادات و مفروضات ذهنی گمان می‌کنی که رسیدی و کسی شدی و چیزی شدی و در حالی که جسارت می‌کنم نفس به سمت اثت دارد می‌رود حواست نیست. بگذریم شما رو اذیت نکنم با این حرفا. پس این تعطیلی جلسات رو هم نه به بنده، نه به متولی جلسه، نه به ملکوت، به هیچکس خرده نگیریم، به خودمون خرده بگیریم که رزق ما گاهی اوقات کم می‌شود.

این رزق از آسمون می‌آید و ما توجه به آن نداریم. هدیک‌ای که به فضل الهی امروز تقدیم می‌کنم قطعاً این رو شنیدید منتها چون خیلی اهمیت دارد و دیدیم که خیلی حضرت استاد تو چند تا از درس و بحث‌هاشون تأکید بر این عمل شریف داشتن به جهت تأکیدش می‌دونم بگم قطعاً همه‌تون شنیدید اما به جهت تأکیدش و اهمیتش من. الحمدلله خودمم امروز انجام دادم. بد برای شما بگم آنقدر که مهم است آثار و برکات عجیبی دارد که اجازه بدید خود پیغمبر عزیز عالم بفرما. فرمایش رو عنوانش هست نماز توبه روز یکشنبه. البته تو اجتماع معروفه به نماز توبه یکشنبه‌های ذی القعده. اما نه هر یکشنبه‌ست. انسان نیت کنه یعنی عزیزانی که تو مسیر سیر و سلوک هستن، بنده حقیر آنطور که از فرمایشات حضرت استاد متوجه شدم، سالک نیست کسی که یکشنبه‌ها غافل از این نماز باشن. این را دقت جمع باشه.

یعنی الحمدلله جلسه لواسون هم که شده یکشنبه‌ها و حیف که امروز به جهت این تب و تبادل جلسات یک سریا بی‌ر بودن. پیام‌رسانان که قطع بود. بی‌رن از برگزاری این جلسه. امیدوارم حداقل صوت این جلسه مثل جلسه پیش ضبط نشه که کسی نتونه استفاده کنه حداقل صوتش بهشون برسه اهمیت این سفارش‌ از حضرت استاد رو بدونن. حضرت علامه در قصد دارید یادداشت کنید منبعش رو رساله لقاء الله ایشون صفحه چهل و چهارمه. ما این رساله رو که دست گرفتیم در هیئت یا زهرا سه سال پیش محرمی در کنار هشت شهید گمنام پارک فردوس نیت کردیم. یعنی قبلش توسل شبانه ای به سحرگاهی مظهر شهدا رسیدیم توسل کردیم که ما این دهه محرم که محضر شما هستیم چی بگوییم کنار آن هشت شهید دوستان یا زهرا هستن شاهدن. به ما آنجا منتقل شد که بحث لقاء الله رو بگوییم چون بنده تهی بودم چیزی از لقاء الله حالیم نبود.

توبه و پاکی درون

رساله ایشون رو رساله آقا میرجواد آقا و چند تا از بزرگان دیگر رو دست گرفتم. در نهایت رساله حضرت استاد رو نیت کردم که اجمالاً یک چیزکی ازش بگم من که اهل شرح دادند نیستم. این رساله رو که دست گرفتیم مقدمه شروع کردیم مقدمه رساله مقدمه لقاء الله رو گفتند همانا سه سال طول کشید صد و چهل و دو جلسه پیرامون لقاء الله و اصلاً هم ورود به ر-رساله استاد نکردیم. یعنی اصلاً فرصت نکردیم که بریم تو رساله استاد. رساله عربیک ترجمه‌ش هم چاپ شده. آنجا می‌فرماید که از قول پیغمبر عزیز عالم که و فرمود نیست هیچ بنده‌ای از امت من که این عمل را بکند الا اینکه منادی از آسمان ندا کند ای بنده خدا عملت را از سر بگیر که توبه تو مقبول است و گناه تو آمرزیده و ملک دیگر صدا کند از زیر عرش ای بنده مبارک باد بر تو و بر اهلت و ذریک تو و دیگری صدا کند خصمان تو از تو راضی خواهند شد.

یعنی دشمنانت در روز قیامت و دیگری صدا می‌کند. این دیگری صدا می‌کند خاطف‌اند دیگر یعنی ملائکه‌ای که نآنان را می‌بیندد صداشون می‌آید و دیگری صدا کند که ای بنده با ایمان می‌میری. به به، به به. چی بالاتر از این؟ چقدر ما نگران عاقبت بخیریم. ای بنده با ایمان می‌میری و دین از تو مصلوب نخواهد شد و قبر تو گشاده و منور خواهد شد. چقدر نگران تنگی قبرمونیم. این قبر هم که گفتیم چیک؟ آن قبر فقهی نیست. قبر حقیقی بدن برزخی ماست. با چی ساخته میشد؟ مشخصش بود اعمال ما. وقتی قراره بدنه قراره که قبر حقیقی ما نورانی باشه، فراخ باشه یعنی چی؟ یعنی بدن برزخی ما نورانی باشه، درست و حسابی باشه. بدن برزخی از چی ساخته میشد؟ اعمال. این به این می‌گویند مسیر حکمت رو اگر کسی برود وارد عرفان شود بعد سیر و سلوک دیگر غوغا می‌کند. می‌فهمد سرنخ رو دارد همه رو.

الان اینجا می‌فرماید پیغمبر عزیز عالم که قبر تو گشاده و منور خواهد شد می‌گیرد یعنی چی؟ یعنی چی؟ یعنی کمکت می‌کنندد که اعمالت نورانی شود. اعمالت درست حسابی شود. اگر قراره قبرت درست حسابی شود. قبرت قراره گشاده و نورانی شود اعمالت چون مشخصه بدن برزخی اعماله. همانطور که مشخص روح و باطن برزخیمون علم و باورهامون بود. در مسیر معرفت نفس مصیب لولای اینها رو بارها. و تموم شد به نظر شما؟ نه خیر. فرمودند و دیگری صدا می‌کند و این نیز خودش یک سرّیک ها. می‌توانست یک ملک همه اینها رو بگه. چرا هر کدومشو یک ملک می‌گوید؟ یک اهمیت این عمله که این همه ملک رو که واسطه فیضان خدا بخاطر می‌کند تو بگو، تو هم بگو، تو این را بگو، تو آن جمله رو بگو، تو، تو این مژده رو دهد، شما آن مژده رو دهد، شما آن یکی مژده رو دهد. این یک اهمیت این عمله.

نماز و تربیت باطن

دو اهمیت کارگزاران دستگاه الهیک که هر کدوم یک ماموریتی دارن مثل هر کدوم که یک قطره باران با ماموریت دارد برسه به اینجا برگرده. چقدر ریز به ریز این دستگاه دق-دقت نظر دارد. خیلی چیزا از توش بیرون می‌آید که اگر ما بخوایم اینطوری توجه کنیم به این روایت تا آخر جلسه باید رو این روایت فقط با هم کار کنیم و حرف بزنیم. بماند. رد شیم. خودتون دیگر میگخ-تو خود بخون حدیث مفصل از این مجمل. و دیگری صدا می‌کند که ای بنده، پدر و مادر تو از خ-از خود خشنود خواهند شد. اگرچه بر تو، اینجا اشتباه تایپی دارد از خودت خشنود خواهند شد اگرچه بر تو غضبناک بوده باشند. یعنی چی؟ یعنی اگر کسی حتی عاقد والدين هم باشه که دیگر هیچ راهی براش گفتند نیست. این نماز می‌تواند آن گره رو هم باز کنه. عجب. عجب. چه تأثیراتی، چه رود تو این نماز؟ چه کرده خدا؟ چه دری باز کرده؟

پس فرمود که آن یکی صدا می‌کند. یعنی شاید یکی بگه شما نشنوید. آنم بگه نشنوید. این یکی هم بگه نشنوید. آن‌قدر در و دیوار و این ور و آن ور اطرافت بالا پایین ملائکه می‌گویند، می‌گویند حاطب هی داد داد می‌زند تو گوشت تا یکیشون رو بشنوی. بله عمل کن. پس پدر و مادر تو از تو، از تو خشنود خواهند شد گرچه بر تو غضبناک بوده باشند و پدر و مادر و ذریک تو نیز بخشیده خواهند شد. عجب. و خودت در دنیا و آخرت در وسعت روزی خواهی بود. همین اثر دیگر‌ش. اینجاش به نظرم دیگر چه بگم، با چه زبونی بگم کولاک کرده. یعنی اصن اگر عزیزانی که خوب ملائکه رو شناخته باشن الان متوجه عظمت این برنامه الهی می‌شوند که اینجا چه وعده‌ای داده پیغمبر. من می‌خونم توضیح نمیدم ببینم کی متوجه می‌شود. و حضرت حالا آنان ملک حاطب ما نمی‌شونداسیم. اما و حضرت جبرائیل علیک السلام این مقرب‌ترین ملک الهیک.

ندا ک-ندا کند. که چی؟ من وقت مرگت با ملک الموت می‌آیم و مهربانی می‌کنم به تو و صدمه نمی‌زند به تو اثر مرگ و خارج می‌شود روح تو از بدنت به آسانی. الله اکبر. چه رود آخه؟ خدایا چیکار داری می‌کنی با ما؟ پس به نظر شما خیلی عذر می‌خواهم بی عقلی نیست انسان این کارو انجام نده؟ ریخته جلومون مثلا. حالا کی متوجه شد؟ حضرت جبرائیل. حضرت جبرائیل کجا آمده؟ هم اصن ربطی حضرت جبرائیل ندارد قبر روح. اولین جایی که حضرت جبرائیل تشریف آوردن بر قبر روح برای پیغمبرود. به درخواست خود پیغمبر فرمودند بگذارید برادرم جبرائیل هم بیاید. عجیبه این‌قدر حرفا اینجا خوابیده همینجا، همینجا آنقدر حرف خوابیده تو همین جمله مثل توی حدیث کساف. که آیا اجازه دارم منم داخل بشم در کساف؟ حضرت جبرائیل گفتند دیگر. داخل شد.

که اگر آن اذن نمی

که اگر آن اذن نمی‌گرفت بر دخول هیچ راهی برای کساف و برای این خاندان برای وصولشون و رسیدن به آن‌ها و درک فیضشون برای ما نبود. آن راه رو باز کردند. حالا چرا جبرائیل؟ اصن مال شماست. چرا مال شماست؟ جبرائیل عرض کردین ناموس و کلیددار کدوم حیثیت حضرت حق هست؟ احسنت. علم خدا. هر کجا بوی و رایحه علمه کار دست حضرت جبرائیله. الان اینجا کسی علم تدریس کنه، علم تعلیم کنه، تعلیم بگیره، بفهمه، بچشه، برسه، بنویسه. اینها همش کار حضرت جبرائیله. البته با سدنه و خدمه‌ش. آن از بالا احاطه کامل دارد بر جز جزئ اشیا با صدمه و خدمه ش. صدمه و خدمه ش همان یعنی این که می‌گوید این صدا کرد، آن صدا کرد، آن صدا کرد. اما عجیبه که لب مرگ خودش می‌آید دیگر خدمه و صدمه نه. این یعنی چی به نظر شما؟ بلند. آفرین. احسنت. چرا باید عالم از دنیا برود؟

یادتونه که شهید، شهید هرچی از قرآن عقب مونده "من اراد علم الاولین والاخرین فلیقرأ القرآن" همش تو قرآن جمعه. علوم همه اول و آخر. هرچی تو قرآن از قرآن عقب مونده، آن لحظه ای که می‌خواهد به ملاقات خدا برود، حالا اینجا باید بحث شود که آن لحظه ملاقات با خدا کیک؟ آن لحظه ای که می‌خواهد به ملاقات با خدا برود که از لحظه موتش آغاز می‌شود، بهش تعلیم میدن. چرا؟ چون اسمش رو خودشه. شهیده. می‌خواهد شهود به مقام شهود برسه. مقام شهود یعنی شاهد شود در عالم. خیلی مقام بالاست. اصلا آن‌قدر اینجا چه عرض کنیم؟ یک جلسه فوق‌العاده ای از شما ما بگیریم یک روزی فقط پیرامون مرتبه شهود، حیثیت شهید، جایگاه شاهد بودن در عالم و ربطش با علم با هم گفتگو کنیم. و من مطمئنم حیرت‌زده از جلسه خارج میشید و نگاهمان کاملا به شهدا متفاوت می‌شود. جلسه پیش که مزار شهدا بودیم قرة العين شد.

نور چشم تک تک تون تا قیامت شد. الان شاید متوجه نباشین برخی. که من اصرار کردم اصلا همینجا بمونیم با اینکه کیفیت صدام آن‌قدر بد بود که نشد از صوتش دیگران حتی حاضرین در جلسه استفاده کنن. ضبط شده‌ش. با اینکه هوا سرد بود، با اینکه بچه ها سر و صدا می کردند اما به مانند. تا اینجا اطاله کلام نکنیم و از درس مون می مانیم. پس تا لحظه مرگ تشریف میارن و تا لحظه ای که چی؟ صدمه ای می‌گوید که ما صدمه ای به تو نمی‌زند مرگ. به تو اثر ا و خارج میشود روحتو از بدنت به آسانی. بعد به اینجا که رسید راوی می‌گوید یا رسول الله اگر کسی این عمل را در غیر ذی القعده به جا آورد چطور شود؟ من خود کلام حضرت استاد رو دارم برای شما میخونم. وقتی ایشون می‌گوید دیگر خیال ما راحتی که دیگر جز جز روایت قطعیک دیگر. فرمودند همان طور است که و فرمودند این کلمات را جبرائیل در معراج به من یاد داد.

توبه و پاکی درون

یعنی این سفرنامه پیغمبر در معراج که حضرت استاد خیلی سفارش میکردند سفرنامه پیغمبر رو در معراج بخونید. این یکیش، یک تحفه ایست که یا عُقر راه یا ثقاتی‌ست که پیغمبر عزیز عالم ایام ابعث هم هست، بی ربط هم نبود از آن عالم برای ما آوردن. چشم روشنی. ثقاتی. حالا دیگر ما معرفت داشته باشیم انجام میدیم. از قُل أَعُوذُ می‌کنیم. نداشته باشیم پس میزنیم و غافل می‌شویم. این از توضیحش که اصلا متن فرمایش پیغمبر از حیث عظمت این عمل. یک چند تا سفارش و از چه؟ توصیه می‌کرد از بزرگان روی این عمل داریم. چون دیگر توضیح من طول کشید آنو صرف نظر میکنم و متن عمل رو براتون عرض میکنم باز از لسان خود حضرت استاد. حضرت استاد فرمودندد بنده طالب و سالک راه خدا را ادبیات رو بنده طالب و سالک راه خدا را یعنی شما، در قدم اول توبه لازم است.

خوب است در مقام اقدام به توبه عملی که سید بزرگوار در اقبال در اعمال ماه ذی القعده روایت کرده به جا بیاورد. تفصیل آن این است که حضرت خط مرتبت صلی الله علیک و آله و سلم [پچ، پچ] در روز یکشنبه البته در هر یکشنبه می‌تواند خواند و اختصاصی به یکشنبه ماه ذی القعده ندارد. فرمایش خود حضرت استادند. چنانکه در بخش دوم روایت، روایت می آید. در روز دوم ذی القعده بیرون تشریف آورده فرمودندد ایکا الناس که از شما اراده، که از شما اراده توبه دارد. که همه ما می خواهیم توبه نماییم. فرمودندد حالا این متن عمله دیگر عملیات این برنامه ای که این همه ثواب مترتب بر اوست چیک؟ فرمودندد غسل بکنید و وضو بگیرید یعنی غسل تمام. غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید. در هر رکعت یک مرتبه حمد و سه مرتبه توحید قل هو الله احد و یک مرتبه محوزتین. یعنی ناس و فلک.

یک بار ناس، یک بارم فلک. به همین راحتی. خیلی هم طول نمیکشه. این چهار رکعت که تموم شد بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار میکنی. هرطور بلدی، هرطور بلدی استغفار کن. من خودم امروز خوندم هفتاد بار گفتم استغفرالله و اتوب الیک. حالا شما هر جور دوست دارین. خود استغفرالله خالی هم می‌شود. استغفرالله. استغفرالله. بله، بله. البته حالا خواهرمون فرمودند این را هم عرض کنم چون اینجا تو رساله لهو الله حضرت استاد فرموده چهار رکعت و رد شده بعضی از شاگردان حضرت استاد استنباطشون اینه من از خودشان شنیدم استنباطشون اینه که این رو چهار رکعتی بخونید. سلام. بعضی از شاگردان علامه، شاگردای نزدیک بهشون چهار رکعتی میخونن. منتها برخی هم گفتند نه اصلا ما نماز مستحبی چهار رکعتی نداریم. حضرت استاد اینجا گفته منظورش این نیست که چهار رکعت بخونید. دو تا دو رکعتی بخونید.

من خودم دو تا دو

من خودم دو تا دو رکعتی میخونم. پس بعد که تموم شد هفتاد تا استغفار. سپس ختم میکنی هفتاد تا استغفارتو به چی؟ به این جمله. لا حول ولا قوّه الا بالله العلی العظیم. لا حول ولا قوّه الا بالله العلی العظیم. تو بعضی از نسخ اقبال الاعمال آنجا این نیز بدونید تو بعضی از نسخه‌ها تو اقبال الاعمال هفت بار این لا حول ولا قوّه گفته. حالا شما احتیاطا هفت بار بگویید. بعد از که هفتاد بار استغفار کردید هفت بار میگی لا حول ولا قوّه الا بالله العلی العظیم. بعد این ذکرو میگید. یک دو خط کوتاهه. میگم آروم، آروم بنویسین. یا عزیز و یا غفار. اغفر لی ذنوبی. یعنی ای عزیز ای غفار ببخش برای من گناهانم رو. پس یا عزیز یا غفار اغفر لی ذنوبی و ذنوب جميع المؤمنین و المؤمنات. و ذنوب جميع المؤمنین و المؤمنات. فانه، فانه لا يغفر الذنوب الا انت. تموم شد.

فانه لا يغفر الذنوب الا انت که قطعاً هیچکس نمیتونه گناهارو ببخشه مگر خود تو. الا انت. انت، انت، انت. دیگر انت تکرار نمی‌شود‌ها من دارم میگم. یاد آن اعمال مقام استغاده هم افتادم تو مسجد کوفه. الهی انت انت و انا انا. انت، انت، انا، انا. انت عود بالمغفرة و انا عود بالذنوب. تو برگشت کننده‌ای ببخشش. اما من برگشت کننده به گناهانم. تو مقام توبه خیلی دعای عالیک آنجا. این از هدیک ما که 좀 توت کشید به جهت اهمیتش. پس این نیز یکی دیگر از دستورالعمل‌های سلوکی جلسات سفره کرامت حسنی. در لباسان باشه تحت بیرق یا زهرا انشاالله حسن انجام بدید برتشو ببرید. بنده بله. زمانش از صبح بعد از نماز صبح میتونید بخونید تا شب. گفته روز یکشنبه دیگر. بله منتها وقتی می‌گویند روز یکشنبه بهتر اینه که تا قبل از غروب انجام بدید. این بهتره.

اما اگر کسی وقت نکرد به هر دلیلی شبش هم انجام دهد دیگر. دیگر از الان مثلا تقریباً یازده و بیست دقیقه شب دیگر نیمه شب شروع می‌شود. یعنی دیگر میری تو روز بعد. میری تو به سمت سحر و برای روز بعد آماده میشی. تا قبل از نیمه شب خونده باشه. پس عرض کرده بودیم که در هر جلسه یک نظر سیر و سلوکی بگویید. یادتونه که؟ ها؟ درسته؟ حوصلشو دارید؟ قبل از اینکه ادامه درس و بحثو داشته باشیم چون جلسه سیر و سلوکه دیگر الان کسی نباید بگه حاجی دارد وقت ما رو میگیره. بریم سراغ رب بدیک عوالم هستی. صبور باشیم. این دستوری که الان نظر سلوکی یکی از اساتید ما که خیلی مدینش هستیم بنده خیلی ازشون بهره بردم حضرت آیت الله فاطمی نیا علیک الرحمة و الرضوان رو خدمتتون تقدیم می‌کنم. البته میدونم همتون رو اذیت می‌کند این نظر اما چاره ای نیست.

چاره ای نیست ما باید

چاره ای نیست ما باید تراشیده شویم مثل سنباده هی آن‌قدر سنباده بکشن این قضاوت از این زنگ های وجود ما برود دیگر. این فرمایش حضرت آیت الله فاطمی نیا انگار از قبر ایشون بیرون، انگار هم ندارد همین الان احاطه شما پیدا کرده دارد به شما می‌گوید دلسوز شماست. از عالم برزخ یاد شما کرده. سه جلسه است من می‌خواهم بگم محیط جلسه رو آماده نمی‌دیدم. خوب خوب شنیدن آن سودمند است. ایشون می‌فرمود که عمده چیزی که برزخ را تاریک می‌کند، اول بهتون بگم چند تا بنده بله پونزده تا بنده. اما خیلی به دردتون میخوره. حالا انشاالله اگر کانال وصل شد همین رو کپی می‌کنیم میذاریم تو کانال که داشته باشید. به نظرم الان فقط شنیدن آن سودمند است ننویسید. عمده یک، عمده چیزی که برزخ را تاریک می‌کند حرف پشت سر مردم است. غیبت، تهمت و چند نکته. یکی از چیزهایی که برزخ را روشن می‌کند گره گشایی از کار مردم است.

برزخ را گناهان تاریک می‌کننددد و از آن طرف اعمال خیر باعث روشنایی عالم قبر و برزخ می‌شود. نکته دوم: خواهش می‌کنم حاضر جواب نباشید. منم الان از شما خواهش می‌کنم و از خودم این حرف‌ها رو مستقیم از ایشون به خودتون بگیرید. فکر نکنید با بغل دستی‌تون دارد آقای فاطمی نیا از عالم برزخ می‌گوید به خود شما دارد می‌گوید این رزق شماست. سه جلسه‌ست خدا شاهده می‌خواهم بگم نمی‌شود محیط جلسه آماده نیست پس برای شماست که تو این جلسه هستید. حالا چراش رو خودتون بدونید. دو، خواهش می‌کنم حاضر جواب نباشید. من به جوان‌ها می‌گویم دیر نمی‌شود بعدا جواب دهدید کمی تحمل کنید. حاضر جوابی بعضی، حاضر جوابی بعضی وقت‌ها آدم را محروم می‌کند. همین طوری زود چیزی را نفرمایید، تمرین کنید و یک ذره دیرتر جواب دهدید. یک ذره دیرتر جواب بدید. آن‌قدر هی سریع جواب یکیو بدید.

این نیز خودش یک تمرین می‌خواهد. یک برنامه سلوک سلوکی هست همین. مرد می‌خواهد باشید بتونید. حالا بریم جلوتر متوجه میشین هرچی بریم جلوتر سنگین‌تر می‌شود بار. نکته سوم: مشاجره‌ها و نزاع‌ها نور باطن را خاموش می‌کند. بسیاری از بی‌حالی‌ها، آنانیی که سؤال می‌کنید چرا ما بی‌حالی؟ چرا یک دفعه قلب بهمان دست میده؟ چرا یکو حال خوشمون رو از دست میدیم؟ بسیاری از بی‌حالی‌ها و عدم نشاط‌ها به جهت مشاجرات است. کم منزلی داریم که در آن پرخاش و تندی نباشد. روزی چندتا پرخاش باشد برکات می‌رود و دیگر چیزی نمی‌ماند. حتی اگر حق با تو بود در امور جزئی و شخصی مشاجره نکن چون کدورت آور است. کدرت می‌کند. هر عکس حالا امتحان کنید. اول حق با توئه شخصیک مال خودت بگذار مخصوصا با همسرت و ببین چه نوری می‌آید تو وجودت. چهار، نعمتی که انسان را از خدا غافل کند نقم و عقاب است.

یاد امام حسین و حقیقت بندگی

از جمله خیلی این حرف گفتندش ترس دارد، مخصوصا برای یکی مثل من که سی و چند ساله ادعای روضه خونی امام حسین و مناجات با خدا و جلسات و این‌ها داشتیم. گریک نمی‌کنی؟ الان روضه میخونم به گریک بندازمت و گریک کن صداتو بلند. حالا چی می‌فرمایند. کفر میکنید الان این را بشنوید. نعمتی که انسان را از خدا غافل کند نقم و عقاب است از جمله گریک استدراجی است. یعنی چی؟ الان توضیح میدم. حال گریک به او میدن که فکر کند آدم خوبی است. بعضی افراد هستند که در مجلس و هیئت گریک می‌کننددد اما کارهایی از اینها سر می‌زند که سنگ را به گریک می‌اندازد. مسکین گمان می‌کند مسکین منظورش آن باباست که اینطوریک. آن بیچاره‌ست. گمان می‌کند خیلی حال خوبی دارد. به این می‌گویند گریک استدراجی. گمش می‌کند تو خودش تو حال خودش می‌گوید اگر من بد بودم این چه اشکی بود؟ این چه حالی بود؟ این چه سینه‌زنی بود؟

این خیلی خطرناکه. آقا خیلی این وادی، وادی عجیبیک. هر کسی رو راه نمیدن. پنج. در جامعه ما تقوای لسانی خیلی کم است. بعضی از متدینین، اهل مسجد، اهل هیئت تقوای لسانی را از دست داده‌اند. گویا غیبت واجب است و تهمت و افترا مستحب. خدا می‌داند خیلی خطرناک است. توفیق سلب می‌شود، قلب تیره می‌شود، نشاط در عبادت موجود نیست. جزواتی نوشتن تقوای لسانی. شش. بگذارید جمله‌ای کامل شود بعد ایراد بگیرید. نمی‌دانم چرا اینجوری هستیم. در خواهر و برادری هم حاضر نیستیم حرف یکدیگر را تا آخر گوش کنیم. می‌گوییم وایسا شکر تو کلامت. شکر به چه درد می‌خورد؟ یا اگر از جمله‌ای خوشش نیاید می‌پرد وسط حرف. باباجان صبر کن تا حرف آن آدم تمام شود. این هم جزو تمرین‌هامون باید باشد. آن‌قدر خوب است گوش دادند کودکان. آن‌قدر خوب است. تمرین کنید گوش دادند رو. قرآن پیغمبر رو چی معرفی می‌کند؟ اذن.

یکی از معرفی‌های قرآن در خصوص پیغمبر اذن است. فرد گوش خوبیک. او قشنگ گوش میده. این را تمرین کنید چقدر قشنگه. شش. هفت. چشم ما را بیچاره کرده است. ببخشید خشم بله خشم. خشم ما را بیچاره کرده است. نمی‌گذارد به جایی برسیم. هی دور خود می‌چرخیم. عبارت رو توجه داشته باشید. هی دور خود می‌چرخیم چرا که بداخلاقی‌م. امام صادق علیک السلام فرمود: "آدم بداخلاق معارف را" الله اکبر، مخصوصا زدم رو میز الله اکبر گفتم بدونید حرف، حرف خیلی مهمیک. امام صادق علیک السلام فرمود: "آدم بداخلاق معارف را پیدا نمی‌کند." الله اکبر آقای طباطبایی به به، به به جلسه به نام ایشونه دیگر. آقای طباطبایی اگر بداخلاق بود المیزان نمی‌توانست بنویسد. بداخلاقی با معارف جور در نمی‌آید. هشت. ماها بلخرج نورانیت و نور هستیم. برخی بلخرج‌شون تو وادی نوره. خوب بلخرجن. ماها بلخرج نورانیت و نور هستیم.

کاری می کنیم نورانیتی حاصل

کاری می‌کنیم نورانیتی حاصل می‌شود. راحت کاری می‌کنیم که می‌رود و جایش را به ظلمت می‌دهدد. شب بلند می‌شویم چند تا استغفار می‌گوییم و مشغول و مشمول آیهٔ و یستغفرون بالاصحار می‌شویم. اما صبح می‌گوییم حالا غیبت فلانی نباشد. هیچ. تمام شد و رفت. می‌خواهد غیبت کنه می‌گوید حالا غیبتش نباشه ها بعد غیبت می‌کند. می‌گوید تمام شد. عبارت استاده. می‌گوید تمام شد. همین تمام شد. یادش بخیر از آقای بهجت پرسیدیم که این تو کتاب‌های آقای بهجته. یک روزی من آن موقعی که می‌رفتیم زیارت مزار آقای بهجت یاد کردم که هرچی ازشون می‌شوندوم میام می‌بینم یکی بغلش دارد سؤال می‌کند ایشون جواب میده بنویسم. برای خودم جمع کردم. بعد بعدها دیدم عه یک نفر چاپ کرده اینها رو. حالا برای خودم موند دیگر故事‌ش. مثلا اینکه آن موقع که اصلا کسی به این فکر نبود من خودم اینها رو برای خودم جمع کردم.

یکی از آقای بهجت پرسید شما چیکار کردید به اینجا رسیدید؟ جواب رو از سمت اس- شیخ استادش گفت. استادشون کی بوده؟ یکی از استادهاشون مرحوم آقای کمپانی بوده دیگر. که زیر انشاالله قسمتش رو به زودی بریم. این روبروی حیاط امام رضا [سلام الله علیک] می‌ایستید این مناره دست راستی آن زیرش یک دالون یا اتاقکه که آستاد احمد پسر حضرت امام هم، شهید خمینی آنجا دفنه. آستاد مصطفی. کنار مرحوم کمپانی. استاد آقای بهجت بوده. فرمود استاد ما آقای کمپانی از قول استادش فرمود که ما این نیز خودش نکته‌ست. گفتند شما چرا به اینجا رسیدی؟ فرمود یعنی نمی‌خواهد ادعا کنه من به جایی رسیدم. گفت همین سؤال رو از استاد استاد ما پرسیدم.

فرمود ما هرچی که جمع کردیم ولو نور یک تسبیح حضرت زهرا رو که حضرت زهرا با خیلی چیز کوچیکیک ولی دنیا رو نورش می‌گیرد که برخی تسبیح حضرت زهراشون به یک طرز خاصی بوده که اگر یک ذره با هم خودمونی‌تر شویم براتون یک روز تیاده کنم. اگر تحمل کنید. یک ساعت طول می‌کشد. بعد آن رو نگه داشته. آن نور تسبیح. یک تسبیح لا اله الا علی صلوات. این نورش رو نگه داشته. تو برم سوراخ نبوده هی بریزه ما هی جمع کن، جمع کن یک دفعه با یک می‌زنیم همه رو می‌ریزیم. نه. تعجب می‌کنم از بعضی‌ها آقا یا خانم مؤمن بیست بار عمره رفته بار بیست و یکم می‌گویند بیا پول عمره را دهد برای جهیزه دختر یتیم. می‌گوید نمی‌توانم دوستانم می‌روند من نروم؟ حالا بگو شما این همه رفتی اخلاقت رو رعایت می‌کنی؟ مگر دین مسخره است؟ هر سال عمره می‌روی یک عید رو از خودت دور نکردی؟ الله اکبر. چه تشرهای.

نماز و تربیت باطن

خداوکیلی شما حاضرید شجاعت دارید شاگرد یک چنین استادی بشید؟ ده. فرد در حالی که تصور دارد ری است وارد روز قیامت می‌شود. من روایت این را دیدم اصلا همین که الان آقای خط-خطیبی می‌فرمایند روایتش رو من دیدم در کافیک مرحوم کلینی اعل الله مقامه شریف. فرد در حالی که تصور دارد ری است وارد روز قیامت می‌شود اما ناگران تعجب می‌کند. پس نمازها و عمره ها چه شد؟ می‌گویند دل شکستی، ریا کردی، زهر زبان ریختی. جوان عزیز اگر می‌خواهی به جایی برسی از خانه‌اتان شروع کن. اگر دل خواهرت را شکستی، دل پدر و مادرت را شکستی، برو درستش کن. از خانه شروع کن. از همسرت، از کودکان. سلامت باشین. از تو خونه. یازده. اهل قسم نیستم ولی مجبورم. دلم نیست میزد. خانم‌ها، آقایان بشنوید. چه قسمی هم خورده. سید هم بود دیگر. به حظ- به حضرت زهرا سلام الله علیکا قسم اگر لطیف نباشید چیزی گیرتان نمی‌آید.

الله اکبر. خودتان را معطل نکنید. هی اوقات تلخی راه می‌اندازد، عصبانی می‌شود بعد هم می‌خواهد بشود زِ- زبدة العارفین. یک بار این قسم را خوردم که تا لطیف نشوید چیزی گیرتان نمی‌آید. پس راه لطیف شدن جلوگیری از عصبانی شدنه. مجاهده خیلی سختی هم هست. کار هر کسی نیست. روز اول بهتون گفتم که کوره است ها. کوره آدم‌سوزیک. تو- تو این کوره سیر و سلوک کیو می‌سوزانندد؟ خودتون. کی می‌سوزوند؟ خودت. خودت با دست خودت خودت رو باید بسوزونی که خاکستر شود. وچه بریم جلوتر این را بیشتر متوجه می‌شویم. عجب. دوازده. خدا گناه آبرو بردن را سخت می‌بخشد. امام باقر علیک الصلاة والسلام فرمودندد کسی که آبروی مردم را نریزد، خدآند از گناهان او صرف نظر خواهد کرد. اغلب جهنمی‌ها جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه از دیوار مردم بالا می‌روند.

یک مشت مقدس را می‌آورند جهنم به سبب اینکه آبرویی بردند. اسلام خواهان حفظ آبروی افراد است. قول بدیم به خودمون مطلق آبروی کسی رو نبریم. تعریف کردند از خود غلط کردنده. این اظهار فضلیست، تجربه ام. در طول مدت عمرم خیلی ماها خدا لطف کرد در جایی که اگر حرف می‌زدم آبروم حفظ می‌شد اما آبروی دیگری می‌رفت. آبروی مؤمن دیگری می‌رفت. خدا میدونه معامله کردم، لب فرو بستم و جماعتی از دوستان بسیار نزدیک ما بنده رو دیگر با یک چشم یک آدم پست و دیگر ادامه ندم می‌دیدندد. و من این کارو کردم برای اینکه آبروی برخی نره. خدا می‌دوند چقدر به ما لطف شد که زبانم قاصر نیست. تو کتاب‌ها دنبالش نمی‌توانیم بگردیم. امتحان کنید چی بهتون میدن از ملکوت.

بعد می بینید آن کسی

بعد می‌بینید آن کسی که یک عمر درس و بحث داشته و طلبگی خونده و دانشگاه رفته و دکترا دارد و درس خارج خونده و حتی مجتهده می‌آید جلو تو زانو می‌زند می‌گوید این گره علمی منو باز کن. این را نمی‌فهمند. به همین راحتی. البته کار هر کسی نیست. سیزده. رودای بد را هیچ وقت در خانه نگویید. به خانه می‌رسد می‌گوید تصادفی را دیدم. نمی‌خواهد بگویید. اصلا رودای منفی را در منزل نگویید. شما را به خدا قسم می‌دهدم این‌ها را رعایت کنید. ضربه‌هایی به خانواده زده می‌شود که جبران نمی‌شود. چیزهای پریشان کننده نگویید. به همسر و کودکان آرامش دهید. تو همین اغتشاشات برخی منزل ما بدمشون رو چشم ما بالاخره از فامیل‌ها و دوستان ما یک وقت می‌آمدند شروع می‌کردندددد جلو بشقابه ما اینطوری شد، آنطوری شد این بابا نگی بس کنیم.

من دیگر یک بار تذکر جدی دادم آقا نگو هرچی هست بیرون از خونه، تو خونه باید آرامش باشه شادان. مردم فکر می‌کننددد اولیای خدا روزی هزار رکعت نماز می‌خواهنددند که اینجوری شدند. واقعا ما اینطوری فکر می‌کنیم‌ها؟ اینطوری نیست؟ واقعا فکر می‌کنی روزی هزار رکعت نماز می‌خواندندد و شد؟ دنبال یک چیزی، یک حله مفقوده‌ای هستیم. یک چیزی هست اینجا که بالاخره داشتن و نداشتن. آقای فاطمی نیا دارد امشب با شما از عالم برزخ سخن می‌گوید. می‌فرماید آنها فقط در اثر داشتن صفات عالیک به اینجا رسیدند. صفات عالیک. همان تلبس به اسماء الله. طوری که از نماز صبح می‌خوانندد واجب قربتا الی الله، قربتا الی الله. این قربتا الی الله اسم جامع یعنی من تقرب به الله می‌جویم یعنی چی؟ یعنی تمام اسماء بیایید سینه ام را باز کردم تمام اسماء بیایید بریزید تو وجود من. من لباس اسماء بپم بکنم.

یعنی من آن وقت میرم زیارت امام الرؤوف، منم رؤوف بشم، غفور بشم، ستار بشم، غفار بشم، کریم بشم. تو وجود من پیاده شود. نه اصطلاحات و مفاهیمات حس کنم. پیاده شود در من. یک کسی اینطوری بود؟ و آخریش. صفات عالیک انسان را ده فرسخ در فرسخ جلو می‌اندازد. به به! مثلا اگر شما نماز بخونی، ذکر بگی، چه می‌دونم یک قدم، یک قدم، یک متر، دو متر، ده متر بری جلو. صفات عالیک ده فرسخ، ده فرسخ. خیلیک. یعنی اینجا نشستی میای تو حرم امام رضا داری زیارت می‌کنی. همین جا بله. طی الارض اصلا همینه. من با یک زیرکی رموز طی الارض رو دارم میگم. بعضیشو اینجا میگم بعضیشو تو یا زهرا میگم بعضیشو تو مسجد بلال میگم. می‌گوید هرکس زیرک بود اینها رو پیدا کرد دارد. یکیشو آن شب جمعه هفته پیش در حیاط یا زهرا گفتیم تا سحر. دست دادم از تو استاد و کسایی که بودن سر همین رموز.

نماز و تربیت باطن

صفات عالیک انسان را ده فرسخ، ده فرسخ جلو می‌اندازد. یک خشم فرو خوردن آدم را، یک خشم فرو خوردن آدم را از هزار رکعت نماز زودتر به خدا می‌رساند. عجب! یک خشم فرو خوردن از هزار رکعت بالاتر. بله، یک اسلام شناس قدر دارد اینها رو می‌گوید به شما. نه یک بچه طلبه بی‌سواد می‌سازد. یک دل شاد کردند تو را خیلی زودتر می‌رساند. یک مادر خوشحال کردند زودتر می‌رساند. از اینجا باید شروع کنیم. اینجا را درست کن بعد هزار رکعت نماز خودش می‌آید. خودت مشتاق می‌شوی. یعنی تو صفات عالیک رو پیاده کن. بعد می‌بینی که آن هزار رکعت نماز می‌آید. یعنی شما همین رضایت خاطری پیدا می‌کنی اصلاً دوست داری نماز بخونی. اما تو بداخلاق باش صفات عالیک رو بخوای پیاده نکن. اصلا حال نماز خوندن نداری. می‌خوای نماز جعفر طیار بخونی، نماز پیامبر بخونی بخونی پشیمون میشی. میگی عجب غلطی کردم خوندم.

نمی‌شود، لذت نمی‌بری. از این جلسات بدت می‌آید. یک بار میای، دو بار میای. می‌گی خسته میشی. چیک اینجا؟ چی؟ چی این دعوا؟ سیر و سلوک، سیر ما که به جایی نرسیدیم. و چه عجیب که برخی مثلاً می‌بینند دستور العمل‌هایی که ما از بزرگان می‌گوییم مثلاً میان می‌گویند حضرت آقایک ج-شرحیک دستور جدید دارید. یک چیزی. نمی‌دانم مثلاً ما باید بسازیم برای اینها دستور بسازیم یا مثلاً از چه عرض کنم؟ مثل نانو شروع کنیم ذکر نانوئی اختراع کنیم. عزیزانی بعد می‌گویند شما آن دستوری که گفتیم انجام دادیم. می‌گوید یک بار انجام دادم فایده نداشت. یک بار. روایت داریم تا یک سال باید مداومت کنی تا برکت کنه هر عملی رو. یک سال. صبور باش انجام دهد. این هم از این هدیک سلوکی ما و نظر سلوکی ما. امروز هم یک مقدار طول کشید این نظر سلوکی هم به درد بخور بود.

همین اوایل برنامه سلوکی‌مون که هنوز تو متن کلا-کتاب هم نرفتیم که کار دستمون بیاید. حضرت آقای فاطمی نیا، بنده چندین بار خودم بودم و خود ایشون و هدایای انشاالله از ایشون هم بعدها خدمتتون تقدیم می‌کنیم. چیزهایی که بنده آن موقع جوونیم از ایشون متوجه می‌شدم احساس می‌کردم که یک اسلام شناس تراز اوله. خیلی خوب انسان اسلام رو درست بشناسه و درست هم بیان کنه. بعد با یکی از اساتیدمون یک روزی مطرح کردم گفت احسنت به شما. دقیق گفتی. ما اسلام شناس به تراز آقای فاطمی نیا کم داریم. و چقدر خوب است که عالم اسلام رو از لسان اینها بشنوه، نه از مدعا و آخوندای بی‌سواد. یک صلوات هدیک کنید. اللهم صل على محمد و آل محمد. آن بخش سه تا هدیک ابتدای جلسه‌مون رو حذف کنیم. آن که جزو جلسه نیست. توسل‌های اولمون، تسبیحات خانم و سوره بدر و سلام بر آقا حتی آن اللهم صل و سلم وزد مبارک ما.

از شروع بحثمون چقدر تا

از شروع بحثمون چقدر تا حالا طول کشیده؟ پنجاه دقیقه. پس یک بیست دقیقه‌ای هم ما اجازه بدید درس رو ادامه بدیم. چنانچه خاطر شریفتون باشه ما در مراسم خلقت بودیم و البته جلسه پیش متاسفانه درست ضبط نشده. گره‌ایم به کاره دیگر اینجوری اذیت میشید شما بحث نیمه کاره میمونه مثلا حلقه‌ها به هم وصل نمی‌شود. اجازه بدید یک قدم عقب بریم حداقل عناوینشو دو سه تا قبل‌ترا رو هم بگم که چه جا مونده بوده. ما خدمتتون که رب عقل اول کی بود؟ کدوم اسم خدا بود؟ رب عقل اول یا عقل کل. الرحمن. حالا رحمان هم درسته وقتی شما قصد دارید ذکر رو دست بگیری یا رحمان الرحمن یکی از این دو تا رو میگی یا رحمان الرحمن که قبلاً هم دیگر جلسه پیش هم گفتیم برای کسایی که ابتدا شروع به ذکر می‌کننددد بدون الف و لام بگن سنگینه با الف و لام خیلی. یا رحمان بگن برای رسیدن به عالم عقول.

حالا این، این رب عالم عقل اوله حواسمون جمع باشه. رب عالم عقوله. رب عالم عقل کله. مصداقش بود امیرالمؤمنین و عالم جبروت هم که جایگاهش بود. ملائکه همه از جنسشون از آن عالمه. پس اگر کسی این نیز یک رمز دیگر، کد رمز دیگر. کسی می‌خواهد ارتباط با وسائط فیضی که عقول عالم‌اند، مرسلات‌اند، مفارقات‌اند، ارواحن، ملائکه‌اند به هیچ معنا از این اسم شریف بهره ببرود. حالا الان از من نخواهید به چه تعداد؟ دستور چیک اینها؟ از اینها رو از من الان اصلا نپرسید. هر چند تا می‌توانیند محشور با آن باشین. بالا شده ده بار بگو. حداقلش هفت بار بگو. کجا هفت بار گفته بگو؟ آفرین. خانما اکثراً درست گفتند. بعد از نماز جعفر طیار آن آخر سر. یا ربو، یا رب باخ بعد رب، رب. بعد میری یا الله، یا حی، یا رحیم، یا رحمان هفت بار. آنان همه یک نفسه یا رحمان هفت باره. درسته؟ بعد یا اخمن الراحمین.

حالا جالب است که من البته زوده اینها رو به شما بگوییم. تلنگره دیگر. حالا ولش کن نگیم. بریم سراغ رتبه بعدی. رتبه بعدی بود عالم رتبه نفس کل. آن عقل کل بود. بعد رفتیم سراغ نفس کل. اینهایی که نوشتیم عکسش هم گرفتیم تا اینجاها رو گفتیم. که گفتیم وجود به شرط شیء اگر به این شرط اخذ شود که حالا اینها رو گفتیم دیگر نخونم. اسمش بود چی؟ یعنی رب آن مرتبه بود چی؟ الرحیم، یا رحیم احسن بشم. که اگر کسی می‌خواهد با نفس کل با رتبه نفس کل که مصداق اتمش بود کی؟ حضرت زهرا سلام الله. ارتباط بگیره، بهره بگیره از ذکر یا رحیم یا الرحیم. این در کجا قرار دارد؟ باز کجا آمده؟ همان نماز. اصلا حساب شده‌ست. نحوه چینش حالا یک بار با هم صحبت می‌کنیم درباره‌ش. خیلی عجیبه، خیلی قشنگ. چقدر با زیرکی اینها رو گفته توی از کار بعد از نماز جعفر طیار. ولی آن تو الرحیم می‌گوید یا رحیم آنجا.

نفس و مراتب وجود

چون همه نفوس رو در نظر می‌گوید، نمی‌گوید الرحیم بگو. این نیز یک نکته‌ست. می‌گوید بگو یا رحیم. آنجا می‌گوید به قدر که نفس داری. حالا تو آن جلسه عجیب و غریب گفتگوی آخر مسجد بلال با دوستام یک چیزی در خصوص نفس چهلم گفتیم. شما تشریف داشتید یادمه والا. یک چند تایی، آقا امیر هم بود. نه، نه شما نبودی. ون آقای آزادی، ها؟ بله آقای سرابی آره. این بودن یک چیزی در خصوص نفس چهلم گفتیم. خود تسبیحات یک، یک نفس بگو اگر کسی نفسشو چاق کنه و خیلی بیرون نده بشماره قشنگ چهل تا می‌شود. بشمارین مثلا. مثلا یا الله.

یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله. جا داشت. می‌گوید چهل تا می‌شود. این نیز خودش یک مسئله هست فلان ازش رد می‌شویم که چرا می‌گوید یک نفس بگو. این حالا یک وقتی هم باید اینطوری بگوییم یا الله تمام نفست با یک اس دربیاید. یک وقت هم باید آشفته بگی. یعنی نه چهل تا نه یک دونه، آشفته بگوییم. حالا بیست تا بردی، سی تا بردی کسی بیشتر میتونه شصت تا بگه تا نفسش در بیاید بمی‌رود اصلاً. اینها رموزی دارد که ان‌شاءالله به وقتش به اصلاً ببین چقدر شیرین. بسم الله الرحمن الرحیم. چقدر قشنگ چیده شده. ترتیب حفظ شده یا نه؟

الله مرتبه الوهیت. اسم رب آن عالمه. بسم الله الرحمن، الرحمن. یک پله، یک رتبه پایین‌تر مرتبه عقل اول یا جبروت. یک پله بیای پایین‌تر می‌شود نفس کل یا ملکوت که اسمش بود الرحیم. ببین قشنگ همه. بسم الله الرحمن الرحیم. حالا شما از الوهیت بری بالاتر به کجا می‌رسی؟ ها آقای بندان؟ احسن نفس الرحمن شروعه. شروع کثرت. به یک معنا احدیت ابتدایشه. حالا اینها رو در بحث اسماء الحسنی باید با، با هم کار کنیم. نمی‌دانم چرا الان من دارم اینها رو به شما میگم. آن قبل از الله هرچی هست مرتبه بالاتر از لاحوته. قبل الله چیک؟ تو بسم الله الرحمن الرحیم. بسم. این بسم رو حالا در خصوص صحبت می‌کنیم. این بسم رو شما یک واحدیت داری، یک احدیت. واحدیت که می‌شود مرتبه الوهیت. الله. بالاتر از آن می‌شود احدیت. پس بسم احدیت. احدیت دو تا قول وجود دارد.

ولایت و سیرهٔ امیرالمؤمنین

از حضرت استاد و ملا صدرا، حاجی مرحوم حاجی سبزواری غالب این‌ها حکما اینها قائل‌اند به اینکه در ذات احدیت اما شروع تعیینه. بیرون از ذات نیست. واحدیت بیرون از ذات. حضرت امام می‌گوید نه. می‌گوید احدیت چون رتبه‌ست، ذات رتبه بردار نیست بیرون از ذاته. رو آن کار نداریم. اما یک فرمایشی امیرالمؤمنین دارد. از این حال بدون شما بحث حکمت و عرفان رو درست برید جلو بعد با روایات برو صفا کن، کیف کن. این روایتو بذار جلو مثل حلوا بخور. الان چه کیف می‌کنی. امیرالمؤمنین خودشو چگونه معرفی کرد؟ آفرین. انا نقطة تحت الباء. آنانیی که قائل نیستند امیرالمؤمنین تا مرتبه صادر اول رفته یا تا احدیت به یک معنا، این فرمایش مولا چیک؟ آن مرتبه موافق الوهیته. یعنی همان احدیت یا صادر اول بگیر. شروع صادر اول بعد می‌شود احدیت. آن نقطه می‌شود چی؟ شما بسم رو بدون نقطه بگیر مرتبه احدیت.

خود نقطه چیکار می‌کند؟ صادر اوله. لذا فرمود انا نقطة تحت الباء. پس امیرالمؤمنین هم به مقام صادر اول رسیده. چقدر قشنگ حساب شده چیده آمده پایین. بعد آخرین ذکر تو تسبیحات از کار بعد از جان نماز جعفر طیار چیک؟ یک هفت بار بگو آخرین ذکر چیک؟ آفرین هفت بار. اولاً چرا هفت بار؟ آفرین. هفت مرتبه وجود. هفت عالم بیرون، خارج. چرا یا ارحم الراحمین؟ ارحم، ارحم دیگر، دیگر رحیم‌ترین. الان ارحم همه به ما کیک؟ آفرین. امام عصر. ما گفتیم ملکوت یک رتبه بیای پایین‌تر می‌شود ملک دیگر. عالم ملک که الان من و شما درش هستیم و می‌خوایم تازه به آن برسیم. می‌خوایم برسیم به آنجا بریم تو درس اول حضرت علم توحید حساب شده بریم جلو. آن عالم کارگزارش کیک؟ عالم ملک. امام عصر. امام عصر. یعنی اصلاً نمی‌شود شما بدون اینکه دستتو بدی به دست امام عصر بری به ملکوت. اصلاً امکانش نیست.

نمی‌شود به جز تحت سلطه با امام عصر به حضر زهرا برسی. اصلاً امکانش ندارد. اگر شما به حضر زهرا به هر طریقی وصل شدی، ارادت پیدا کردی، محبت و مودت خصوصاً پیدا کردی کار، کار امام عصره. کار حضرت حجته. نه خودت و نه پدر جدت. هیچکس. فقط امام عصر. حالا الان داریم می‌فهمیم که برای عروج از عالم دنیا به ملکوت بهترین ذکر یا ارحم الراحمین. مفرمش امام رضا هست که امام رو معرفی می‌کند. الامام می‌فرماید الوالد الشفیق الانیس الرفیق الام ال بر به الولد الصغیر. بعد فرمود والاخ الشقیق الله اکبر. شما اینها رو کجا پیدا می‌کنی؟ اخ الشقیق یعنی چی؟ یعنی داداش دوقلو. عجب! امام عصر داداش دوقلو شماست؟ بله. چرا می‌گوید داداش دوقلو؟ دوقلوها عین همن، شبیک همن. یعنی آن‌قدر تو نزدیکی به امام عصرت، آن‌قدر شباهت داری خودتو گم کردی. چرا آقا رو ببینی بگی اِاِ بارها این آقا رو دیدم.

نماز و تربیت باطن

اینجا از پشتش دارد در می‌آید. بارها دیدم یعنی چی؟ تو خودت دیدی. نکته دیگر. دو تا اصلاً دو تا برادر یا خواهر که دوقلو هستن یکیشون مریض شه معمولا آنم، آن یکی هم مریض می‌شود. یکیشون اعصابش خورد می‌شود آن یکی هم می‌شود. اصلاً ناخودآگاه می‌شوند عین همه. اگر تو دلت بشکنه همان آن امام عصرت دلش می‌شکند. آن نومیلا بود کی بود که رفت نماز جمعه تب کرده بود. بعد مولا دیدش فرمود شما که تب می‌کنید همان آن ما، شما که مریض میشید حالتون بد می‌شود همان آن ما مریض می‌شویم. حالا باید معنا شود این مریضی هم که. آن‌قدر نزدیکی به خدا قسم امام عصر رو ببینی همین جا نه وقت ظهورش، همین جا میگی اینکه اصلاً نزدیک‌تر از این آقا به من اهدی نبوده. من بارها و بارها شما رو دیدم، درکت کردم، تو آغوشت بودم. با چه اسمی به آن می‌رسی؟ یا احم الراحمین.

حالا میفهمی چرا می‌فرماید روایت داریم کسی هفت بار بگه یا احم الراحمین خدا می‌گوید لبیک، لبیک، لبیک. چرا خدا هفت بار می‌گوید لبیک؟ چون کسی که می‌رود زیر سایک امام عصرش قرار می‌گیرد چرا خدا نگه لبیک؟ این کلاس‌های سیر و سلوکی اگر با مبانی فکری حکمت و عرفان جمع شود قشنگیش این می‌شود، عزیزانی که آن مباحث قبلی رو تو مسجد بلال یا زهرا و این‌ها دیدن، شنیدن، پیاده کردند، مباحثه کردند، ذهنشون خلاق و آماده‌ست تا یک جرقه می‌زند سریع تا آخرش میرن. این قشنگیش می‌شود. من توصیه می‌کرد می‌کنم پا به پای درس و بحث‌ها بیایید. وقت‌های اضافه‌تون نشین سریال و دونگی و اینها از این حرفا رو. بشینید اینها رو بخونید، اینها رو شنیدن آن سودمند است، اینها رو پیاده کنید، اینها رو مباحثه کنید، برسونید خودتون رو.

بعد یک دور دیگر وقتی شما آن بحث‌های نظری رو، حیثیتی نظری رو یک دور شنیدن آن سودمند است هر چند جلسه‌ای که هست. نمی‌دانم هزار و خورده‌ای الان فکر می‌کنم صوت شده تو کانال. هزار تا می‌دونم بیشتر شده. یعنی هزار جلسه‌ی صوتی پیاده شده تو موضوعات مختلف. همه‌اش هم حیثیتی غالبا نظری‌ان. آنان رو شنیدن آن سودمند است بعد دوباره بیایید سراغ سیر و سلوک عملی. اینها رو از اول همین جلسات این کلاسی که شده اِ یک چیزای جدیدی برات کشف می‌شود که اصلاً آن موقع به ذهنت نمی‌رسید. حرف ما رو شنیدن آن سودمند است، درست بیایید جلو چی گیرتون می‌آید. بریم مرتبه بعدی فکر کنم بیست و سه دو گذشت. دیگر ما مثلاً به خیالمون که خواستیم آن دو تا عنوانشو فقط بگوییم و رتشون بریم سراغ رب نفس منتبعه در جسم کلی. لوح محو و استواز. بعد رب هیولای کلیک. کتاب مستور و رب منشور رو بگوییم. بعد رب طبیعت کلی رو بگوییم.

نفس و مراتب وجود

بعد از اینجا بریم سراغ تازه رب عقول و نفوس ناطقه. یعنی مال خودت دیگر. رب عقل خودت، رب نفس خودت، آن عقل کل و نفس کل حالا عقول و نفوس ناطقه جزئی می‌شوند، تفصیلی می‌شوند. آن کلی بود، این جزئی. بعد بریم سراغ رب عالم خیال. چه مطلقش، چه مقیدش. مطلق می‌شود برزخ در قوس نزول برزخ که قراره برگردیم آنجا. آمدیم از آنجا. مقید می‌شود برزخ وجودی خودت. متصله دیگر تو خودته که از آن باید برسی بیرون که در قوس صعود این اتفاق میفته. بعد بریم سراغ رب عالم تازه چی؟ تازه رب عالم آخری مرتبه. ملک. تازه بیایم سراغ رب این دنیا. بعد به نظرتون تموم می‌شود؟ یک عزیزی تو همین عالم ملک هست که تمام این کمالات رو در خودش جمع کرده. رب آن هم الله. همه رو باید از از اینجا استنباط، استنباط از اینجا باید بگیری، استخراج کنی. آن می‌شود بهش می‌گویند کون جامع. بهش می‌گویند آبشار.

جلسه‌ی پیش هم شد به لا. آبشار. یک جلسه باید در خصوص آبشار با شما حرف بزنم. آبشار وجود انسانه. چرا آبشاره؟ بعد دیگر تازه من به شما قول میدم نگید ای بابا این جلسه هم که نگفت ای بابا جلسه قبل هم که نگفت. هر جلسه دارد یک رب رو توضیح میده. عجله نکنید. یک چیزای خوب گیرتون بیاید. بعداً که رسیدیم انشاالله به آن قسم-قسمت آخر و انسان کامل و جامع جميع مراتب، من به شما قول میدم آن امام عصری که با اجازه از حضرت و عذرخواهی از امام عصر شماها قول به شما میدم آن امام عصری که تا حالا تو ذهنت داشتی رو دیگر پاکش می‌کنی. یک امام جدیدی پیدا می‌کنی. انشاالله به هر حال. الحمدالله. الحمدالله على كل نعمه. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. خیلی بهره بردم از جلسه امروزتون. الحمدالله خیلی جلسه نورانی بود. خیلی خوب بود. بنده استفاده خیلی زیادی کردم از نفوس پاک شما. الحمدلله رب العالمين صلوات. اللهم صل على محمد آله.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.