ددرس‌گفتارها

[سرفه] اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایک نعبد وایک نستعین.

الحمد لله على کل نعمه واسأل الله من فضله.

اللهم صل وسلم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية والسلطة الحیدریة والعصمة الفاطمیه والحلم الحسنیة والشجاعة الحسینية والعبادة السجادیة والمآثر الباقریة والآثار الجعفرية والعلوم الكاظمية والحجج الرضویة والجود الطغویة والنقاوة النقویة والهيبة العسکریة والغيبة الالهیة.

اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره وشيعته والمستشهدین بین یده.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله وربانی آياته.

سلام علیکم و رحمة الله.

ان شا الله که حضرت ولی عصر هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و از صاحب جمع ما رو دعا کنن توجه کنن به ما و مشمول عنایات خاص و ویژه خودشون قرار بدن.

شما هم یاد کنید حضرت و مقدم مبارک و مقدسشون صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد وعجل فرجه.

پیش از اینکه به فضل الهی هدیه امروزمون رو تقدیم کنیم چون هدیه امروز ما در خصوص قرآن هست [نفس عمیق] اول یه صوت تقریبا یک دقیقه‌ای رو از حضرت استاد براتون میذارم گوش بدید توجه کنید در خصوص قرآن ایشون چی میفرمایند بعد ما هدیه امرو رو تقدیم کنیم.

[صدای محیط] در مسیر تعشی و اقتدای به کتاب کامل که إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم هرچی خواص اسماء حقایق کلمات عایدش می‌شود.

هم-همینجوری نیست که در فیس به روی او بسته بوده باشه.

اصلا قرآن رو دادن به جناب عالی این سفره را پهن کردن برای جناب عالی، گستردن برای جناب عالی که بالا بیایین.

اصلا این کتاب را دادن به جناب عالی که از خزائن او بهره ببرید، ارتقای وجودی پیدا کنید که این قرآن در متن اجتماع پیاده بشه در متن حقیقتتون پیاده بشه.

یعنی چه؟

به خصائص تلك الكثرة النسبية به همان معنا وهي العلوم الغیبیة والأسرار الالهیة و عن اینها نصیبش میشه.

به سار روح بلندشون صلوات.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

خب توجه کردید حضرت استاد فرمودند که قرآن برای تعالیه.

برای اینکه شما رو بالا بکشه.

قرآن گنجینه است، خزائن است خز-- اونم نه خزینه خزائن جمع است.

ام فرمودند که من اراد علم الاولین والاخرین فليصور القرآن علم اول و آخر رو در هر حیثیت که می‌خواید قرآن رو شخم بزنید درش هست.

سالکی که قرآن تو زندگیش نباشه سالک نیست اصلا.

خب این قرآن یک وقت هست به نحو اجمال شما سوره هایی رو می‌خونید مثل سوره مثلا واقعه که هر شب اهل ایمان باید بخونن که اتصالشون با ولایت حفظ بشه.

حالا هست فرمودن روایت هم صحیحه که کسی که هر ش-هر شب سوره واقع رو بخونه فقیر نمیشه، نیازمند نمیشه، محتاج غیر خدا نمیشه.

بله اینم به حق.

اما شما به این نیت نباید بخونی که [نفس عمیق] اون خودش هنر پروره-- بنده پروری بلده.

شما به نیت اینکه خط ارتباطی شما با ولایت قطع نشه.

لذا فرمود کسی که هر شب این سوره رو بخونه قیامت با امیرالمؤمنین محشور میشه.

چیز کمی نیست.

یک وقت هست مثل دستور حضرت علامه طاهطباایی شما مصحف ها ت رو می‌خونی.

مصحف ها ت رو هم که امروز عرض کردیم به نظر علامه طاهطباایی پنج تا سوره بود.

علامه سنزده شش سوره.

بعضیا بنی اسرائیل رو هم میدونن هفت تا سوره.

همین پنج سوره رو فرمود اگر نمی‌تونید فرصت نکردید حشر رو فقط بخونید.

پس حشر و واقع رو یک سالک باید هر شب بخونه.

یک نکته.

یک وقت هست شما میخوای سوره بخونی به این شکل بهره‌هایی ببری.

یک وقت هست شما میخوای ختم قرآن کنی.

یکی از واجبات یک سالک ختم قرآنه.

اونم برنامه برای ختمش داشته باشه.

این لطفی که از استاد ما حضرت آشیخ عبدالقائم شوشتری به ما شد به شما تقدیم می‌کنیم.

[مکث] ایشون فرمودن در ختم قرآن روشش رو عرض می‌کنم.

ایشون فرمودن اثر یکی از آثارش تقویت اراده‌ست.

ما خیلی زحمت می‌کشیم، خیلی کارها می‌خوایم بکنیم، برنامه‌ریزی‌ها می‌کنیم در مسیر سیر و سلوک اما در جا می‌زنیم.

تو مسیر می‌بازیم خودمون رو.

اراده‌مون ضعیفه.

نیاز به تقویت اراده داریم.

این یه روشه.

ایشون فرمودن انجام بدید ببینید چقدر اراده‌تون رو قوی می‌کنه.

اتفاقاً خدا رحمت کنه حضرت استاد رو که چندین جا ازشون شنیدیم فرمودن مخصوصاً در اشارات، شرح اشارات شیخ الرئیس فرمودن که ختم قرآن اعتدال مزاج میاره.

عجب!

چه ربطی داره به عالم طبیعت، قرآن که مزاج رو معتدل می‌کنه؟

خیلی عجیب.

کسی که پس ختم قرآن نداره توقع نداشته باشه که مزاجش معتدل باشه.

بله این سوره، اون سوره برنامه‌هایی دارن هر کسی بعضیاش هم ما ارائه میدیم که دیگه حد اقلی‌هاست.

یعنی الان متوجه شدیم برای یک سالک الی الله حد اقل خوندن قرآن قبل از خواب چیه؟

نه مسبحات حد اقل نیست.

احسن.

واقعه و حشر دیگه حد اقله.

یعنی از نظر علامه طه طباطبایی چون ما داریم با مشرب ایشون در مسیر سیر و سلوک میریم و مشرب علامه حسن زاده هم از ایشونه، [مکث] کسی که این دو سوره رو حد اقل نخونه سالک حساب نمیشه.

اگر می‌تونه مسبحات رو هم اگر نمی‌تونه حد اقل حشر.

خب بله درست اما تا ختم قرآن تو برنامه‌ات نباشه اعتدال مزاج نیست و در نمت-- انتهای نمت دوم اشارات شیخ الرئیس فرمودن که اعتدال مزاج که نیست، خیلی از حقایق و معارف در شما پیاده نمیشه.

میگه حاج آقا خوشم میاد از حرفای این جنسی که می‌زنی.

چرا خوشت میاد؟

میگه نمی‌فهمم‌ها خوشم میاد.

چرا خوشت میاد در حالی که نمی‌فهمی؟

چون مطابق با فطرتته.

اینا تفاسیر انسی آیاتند مطابق با فطرتته لذت می‌بری.

اما چرا نمی‌فهمی؟

بگذریم از اصطلاحات.

اصطلاحات خب باید باز بشه.

مثل این که ما جلسه پیش توضیح دادیم فیض اقدس چیه؟

فیض مقدس چیه؟

این اصطلاحات باز میشه شما متوجه میشی که یعنی چی.

منظور از، از این چیه؟

اما شما همون فیض مقدس و فیض اقدس و این‌ها رو مرتبه اهدیه‌ت و واحدیت که این همه تو خود شماست.

بیرون از شما هم هستن اما در واقع در حقیقت به جهت اینه که در شما هم هستن می‌خواید بشناسید که بتونید ارتباط با اونا پیدا کنید.

[مکث] ولی هرچی می‌کنی متوجه نمیشی.

متوجه ربط این‌ها با هم نمیشی.

چرا؟

یه علت عامده و مهمش نداشتن اعتدال مزاج.

بارها گفتم باز هم عرض می‌کنم بعضی چهره‌ها جدیده این رو حتما و حتما و حتما جزء برنامه‌شون باشه و الا نمی‌رسن به اونجا که باید برسن.

هر چقدرم شاگرد زرنگ باشن.

هر چقدرم عاشق ملکوت عالم باشن.

[مکث] اون هم اینکه تا مزاج اصلاح نشه ما تو مسیر سیر و سلوکمون در جا می‌زنیم.

حتما برید به سمت اصلاح مزاج.

یه جای معتبر خوب پیدا کنید.

[صدای بچه].

حالا من یکی دو جا سراغ دارم به عزیزم آقای گندم‌کار میگم ایشون به صبیه‌شون بگن خانما از صبیه‌ی ایشون، آقا این از خود آقای گندم‌کار بگیرن.

حتما هم نباید اونجا برید.

ما اینجا رفتیم خوب بوده.

از این نظر بگم برین.

یکیش رفیق خودمونه روحانی سید باصفای اهل علمه که دکتراش رو از خارج از کشور گرفته.

دکترای نه طب اسلامی فقط.

دکترای [صدای محیط] طب اسلامی هم خونده و از نظر خوب، بهش میگن دکتر چشم.

به چشمتون که نگاه کنه می‌فهمه چه خبره.

[مکث] از جهت مزاجی.

البته از شبت سؤالاتی هم می‌پرسه فرم‌هایی پر می‌کنه به این سؤال‌ها توضیح میدیم وقتی کلاس گرفته نشه رجوع می‌کنیم یا باموکار که هلدینگ زیبایی و مزاج شناسی و این چیزاست اونجا هم خیلی خوبه.

خودشون از شبت اون گیاهی‌جات رو برداشتن قرص و شربت و کپسول کردن.

داروخانه دست خودشونه.

خودشون ایجاد این داروها رو کردن.

نیاز نیست دم کنی اذیت شی.

کپسوله می‌ریزی بالا راحت.

البته اول مزاجتو می‌شناسن بعد برنامه باید پی-- اگه شیمیایی آنن اثر می‌کنه می‌زنه چهار جای دیگه بلدتو داغون می‌کنه.

این‌ها به مرور اثر می‌کنه اما اثرش مداومه.

حتما اصلاح مزاج برید.

حالا الان داریم متوجه میشیم که ختم قرآن نه یک دو سوره.

ختم قرآن اصلاح مزاج می‌آره.

چه بهتر.

خدا رحمت کنه حضرت استاد حاج شیخ عبدالقائم شوشتری رو که اصفهان بودیم محضرشون می‌رفتیم.

اونجا درس طلبهگی می‌خوندیم محضر ایشون می‌رفتیم.

یه روزی ایشون دستور تقویت اراده داد بر اساس قرآن به این شکله.

بنویسید یادگار داشته باشید.

فرمودن که چهارده ماه چهارده تا ختم قرآن می‌کنیم.

حالا این ماه رو می‌تونید قمری بگیرید.

می‌تونید شمسی بگیرید.

فرق نمی‌کنه.

چهارده ماه، چهارده ختم قرآن.

هر ماه یک ختم هر روز ماه اول شروع شد هدیه می‌کنید به پیغمبر عزیز عالم.

ماه دوم امیرالمؤمنین.

ماه سوم حضرت صدیقه شهیده.

همین‌طوری تا چهاردهمیش به امام عصر.

هر ماه هدیه می‌کنید به یکی از آل الله.

به همین ترتیب.

بعد روز اول یک جزء می‌خونی.

روز اول ماه یک جزء، روز دوم دو جزء، سه جزء همین جوری میری روز آخر اگر خب بعضی ماهای قمری دست بگیری بیست و نه روزه تموم می‌شه.

روز بیست و نهم باید دو تا جزء بخونی.

جزء بیست و نه و سی رو باید با هم بخونی.

اگر شمسی دست گرفتی بعضی ماه‌های شمسی سی و یک روزه است.

دوباره سی و یکم جزء سی رو هم تکرار می‌کنی.

اینا رو دارم میگم با جزئیاتش که دیگه سؤال ایجاد نشه برای کسی.

اگر یه روز به هر دلیلی نباید این اتفاق بیفته چون ضرر می‌کنی.

اما به هر دلیلی نشد، فراموشت شد یا وقت نکردی.

وقت نکردی جزءت رو بخونی فردا قضاشو بخون.

بر اساس اصل خلفه گیری که در مسجد بلال آیه‌ش رو خوندیم روایتش رو تقدیم کردیم.

یک اصل بسیار مهمی در مسیر سلوکه.

کسی این اصل رو ن-ندونه دائم سیر و سلوکش نوسان داره و زمین می‌خوره.

الف اصل خلفه گیره.

برای اینکه میگم این جلسات مسجد بلال رو حتما گوش بدید علتش اینه نکاتی رو ما اونجا گفتیم که خیلی به دردتون می‌خوره.

گوش بدید اگر ما اینجا دوباره گفتیم که "وذكر فأن الذكرى تنفع المؤمنین" اگر نگفتیم که شما می‌دونید.

یکیش همین اصل خلفه گیریه.

جانشین می‌گیری.

شب قضا شد روز رو جانشین می‌گیری برای ادای اون قضا شده.

البته سعی کنیم تا اونجا که می‌شه این اتفاق نیفته.

چهاردهمیش هم که دیگه خ-ختم ماه آخر رو خدمت امام عصر تقدیم می‌کنی و انشاالله آثار و برکتش رو در تقویت اراده خودت خواهی دید و مطلقاً خطومات [مکث] اگر زمان و مکانش ثابت باشه اثرش بیشتره.

مضاعفه.

این رو حتما بنویسید.

یه اصل مهمیه.

مکان و زمان در خطومات، در اربعینیات، کلاً مطلقاً هرچی ثابت باشه اثر اون کار بیشتره.

حالا آداب دیگری هست که به مرور عرض می‌کنیم خدمت شما دوستان.

قرار بود که در هر جلسه‌ای ما [مکث] یه نظری رو از بزرگان اهل معرفت پیرامون سیر و سلوک عرض کنیم که سالک الی الله چه باید بکنه.

جلسه پیش از حضرت استاد گفتیم این جلسه هم البته صوت یه مقدار جدیه.

شوخی بردار نیست سه دقیقه است و می‌خوام چاشنی این صوت رو قرار بدم بر سخنان سنگین و می‌دونم همه تعجب می‌کنید و عجیبه.

استاد عزیزمون حضرت آیت الله فاطمی نیا که کمتر کسی، کسی شنیده.

خدمتتون تقدیم می‌کنم بنده وقتی این مطالب رو از ایشون شنیدم خیلی به هم ریختم.

ولی خب خیلی اثرگذاره.

کسی به نظر بنده این فرمایشات رو ندونه اصلاً نمیشه بهش گفت سالکه.

ولو اعداد داشته باشه.

ولو بیان دستشو ببوسن.

هزار نفر مریدش باشن.

نخیر سالک نیست.

حالا خدمتتون عرض می‌کنم.

فرمایش حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضوان که الان با هم گوش میدیم سه دقیقه است پیرامون اینه که ماحصل سیر و سلوک باید من و شما رو برسونه به اسم ولی خدا.

ولی.

ولی اسمه.

نبی اسم نیست.

نبی لذا پیغمبر از دنیا میره دیگه نبی نیست ولی ولی هست.

"الله ولی الذین آمنوا".

ولی از ولایت حاکی‌ایه.

محاکات از ولایت داره.

ولایت هم گفتیم که اسماء حسنا رو داره.

به نحو اتم تمام اسماء حسنا در محیط ولایت پیاده شده است.

پس کسی ولی می‌شه که اسماء الهی رو در وجود خودش پیاده کنه.

حالا نحوه پیاده‌سازی اسماء به چه شکله؟

به مرور عرض می‌کنیم.

فرصت داشته-- دار-داریم الحمدلله تازه شروع برنامه‌مون هست.

به شرطی که دیگه هم خودم هم شما حرف گوش‌کن باشیم.

می‌شنویم نیت عمل داشته باشیم.

نه اینکه صرفاً حظ بهره سمعی ببریم و بسالله.

از خودم تا شما.

پس اگر ما می‌گیم قبلاً هم عرض کردیم اگر می‌گیم محیط ولایت محیط پیاده‌سازی اتم همه اسماء و صفاته، همه اسماء و صفات در کجا جمع‌اند؟

احسنت در الله و مرتبه الوهیت، واحدیت، ربوبیت.

یادتونه دیگه؟

لاهوت.

خب؟

خب اون مرتبه الله.

حالا این الله رو ما کجا همیشه واجبه که بگیم من به اون قرب پیدا می‌کنم؟

واجبه.

قربتاً الی الله.

اول هر نمازی.

واجبه که بگی.

یعنی حداقل تو نیتت باشه که اگر بگی قربتاً الی الرحمن الی الرحیم نمازت باطله.

نیتت این باشه.

نه الی الله.

الله یعنی این جامعیت وجود من و شما رو می‌رسونه.

برای همین ما از مراتب وجود شروع کردیم اومدیم پایین که بدونیم چه خبره در نظام هستی.

"رحم الله امرأ علمه من أین".

از کجا اومدی؟

جلسه پیش نیمیش رو گفتیم اگه بتونیم انشاالله این جلسه تمومش کنیم که من أین از کجا اومدیم؟

البته به نحو اجمال دیگه.

تفصیل خیلی اوه خودش شاید چهل جلسه وقت بخواد خب پس وقتی ما میگیم قربتا الی الله در حقیقت یعنی تلبس به اسماء الله.

یعنی قرب به ولایت.

اصلا انا لله و انا الیه راجعون یعنی به کو-- الی ایاب الخلق احسن الیکم.

ایاب الخلق الیکم.

مرتبه واحدیت و الوهیت مرتبه‌ای است که اهل بیت رفتن به اونجا رسیدن دیگه.

همه اسماء به اون‌هاست.

ایاب الخلق الیکم یعنی چی تو جامعه می‌خونی؟

برگشت خلق به سمت شماست.

یعنی و ال و انا الیه راجعون.

در اون اصلی که در مسجد بلال اصل رسین و رکینی که جزو اصول صد و پنجاه و سه درس معرفت نفس حضرت استاد بود، اصل نمیدونم هفتاد و چهار و هفتاد و سه بود این حدودا بود.

اواخر اصول بود میخوندیم در گنجینه گوهر روان حضرت استاد.

اونجا فرمودن که ایاب همه ممکنات به سمت عقله.

اون عقل اول کی بود؟

امیرالمؤمنین بود.

پس ایاب الخلق الیکم.

چرا؟

چرا به سمت اون‌هاست؟

چون همه اسماء در اون پیاده شده و اون ولی اعظمه.

من صحبت سه دقیقه‌ای استاد رو یه ذره بازش کردم که دارید گوش میدید بهتر متوجه بشید منظور از استاد چیه.

اگر این رو پیشه کنیم از منی که دارم میگم تا شما دوستان انشاالله ما جزو سالکین الی الله خواهیم بود و سیر و سلوک ما رو به جایی میبره که شب جمعه در یازده را عرض کردم.

پنج فرق بین اخلاق و عرفان عملی که این کلاس عرفان عملیه.

پنج فرق بین اخلاق و عرفان عملی یا سیر و سلوک رو اونجا گفتیم.

یکیش چی بود؟

بلکه مهم‌ترینش این بود آخریش، پنجمین فرقش این بود که اخلاق ما را از تیررس شیطان مصون نمی‌دارد.

هرچی با اخلاق باشی باز شیطان متوسل توئه.

اما عرفان عملی ما رو تا جایی میبره که شیطان دیگه به ما دسترسی پیدا نکنه.

این اهمیت عرفان عملی و سیر و سلوکه.

این از مهم‌ترین فرق‌های بین اخلاق و سیر و سلوکه و عرفان عملیه.

چرا؟

به چه علت این رو عرض کردیم؟

به علت اینکه فبعزتك لأغبیهنهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلسین یا مخلصین.

مخلصین احسن.

بله مخلص میشی.

الان شما اخلاص داری که اینجا نشستی.

من به شما اثبات می‌کنم بی‌اخلاص اصلاً راهت نمیدن اینجا.

اخلاص داشتی که اینجا نشستی.

منتها شدت و ضعف داره دیگه.

تشکیکیه در حقیقت.

ضعف و شدت داره.

چون مراتب با هم متفاوت‌اند.

یه مرتبه از وجود رو شما به خودت اختصاص دادی.

یه مرتبه رو بقل دستی.

اینا با هم متفاوت‌اند.

چه اسمی در تو پیاده شده؟

به چه نحوی؟

به چه میزانی؟

به چه شدت و ضعفی؟

لذا شما وجودت کاملاً با بقل دستی متفاوته.

این تمایزها، این تخالف‌ها به همین جهت پیاده‌سازی اسماء است.

تنها و تنها و تنها به وزان قرآن عزیزان دل همونطوری که حضرت علامه سید بحر العلوم در رساله سیر و سلوکش فرمودن یک راه برای نجات از شر شیطان هست، اونم رسیدن به مقام مخلصینه.

مخلصین به جایی میرسن که انیت، انانیت، دویت، انا، من، این خودشونو کلاً برمی‌دارن.

نفی می‌کنند و مستهلک می‌کنند در ذات حضرت حق.

اون با سیر و سلوک اتفاق میفته نه با خوش اخلاقی.

البته که الان فرمایش آقای جوادی آملی رو بردش براتون بخونم متوجه میشیم که البته که کسی که خوش اخلاقی مثل-- نمی‌تونه به وادی سیر و سلوک راه پیدا کنه.

اون مقدمه است.

یعنی شما باید قطعا اگه کسی این کارو نکرده پا به پای سیر و سلوکشه، کتاب اخلاقی بگیره.

استاد هم نمی‌خواد.

داشته باشی چه بهتر.

اما نداشتی هم خود کتاب اخلاق رو بگیر بخون در خودت پیاده کن به جهت اینکه تا این اخلاق درست نشه راه به سیر و سلوک نمی‌ذارن پیدا کنی.

اما اون باز مصون‌سازی نمی‌کنه.

حواسمون باشه.

این نکات بسیار مهمی رو امروز به فضل الهی در ابتدای جلسه گفتیم.

خودش چند حاوی چندین نکته کلیدی و مهم در مسیر سیر و سلوک بود.

تفکیکش با خودتون.

الانم که میومدم گفتم آقا یه سه تا از این نوجوون‌های حافظ قرآن می‌خندیدن و با ترس و لرز اینا چه خنده‌ای که با ترس و لرز آمیخته بود.

حاج آقا حلال کنید چی شده؟

گفت پشت سر شما غیبت کردیم.

گفتم خیلی خوبه بگید ببینم چی گفتید؟

گفت ما رو خوب شستید.

گفتن که ما گفتیم شما اومدی اینجا اولین جلسه یادتون میره؟

برم خدا هم بودن نوجوون‌ها.

گفتید که باید خودکشی کنیم.

ما هم پشت سر شما گفتیم عجب آخوندی بود.

می‌خواست ما رو با خودکشی بکشونه.

[خنده] گفتم عزیزان دلم خودکشی من کی گفتم؟

[خنده] ببینید اگه کسی مراتب رو نرفته باشه متوجه زبان اون شخص نشه، زبان اهل فن، خود اهل علم و حکمت مثل علامه نشه، اینو دست به خودکشی هم بزنه.

اگه حرف گوش کن باشه ها بد گرفتن ما شد حرف گوش کنه خودشو می‌کشه.

گفتم عزیزم من کی گفتم خودکشی؟

گفتم این انای خودتو بکش.

این انا انا من من، خدای من، پیغمبر من، اصلاً من، رفیقای من، مریدای من، این من بیچاره کرده ما رو رفقا تا این هست انسان راه پیدا نمی‌کنه.

حالا خیلی حرف زدم ببخشید.

فرمایش حضرت استاد رو با ذکر صلوات گوش میدیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد فرمود إذا تحقق الولی مقام، مقام شامیخی ولی.

می‌دونیم که به مجاز کار درست نمی‌شه.

صدق می‌خواد، خلوص می‌خواد.

سبحان الله عما یصفون إلا عباد الله المخلصین.

طهارت می‌خواد، محبت می‌خواد در اسرار زکات، وجوهات مالیه دادن، جواد بودن در کتاب‌هایی که همین بزرگواران در اسرار عبادات نوشتن یکی از فرمایشاتی که در تهدیه مال، دستگیری بندگان خدا دارند این است که از مال گذشتن، زکات دادن، وجوهات دادن، جواد بودن، به بندگان خدا مهربان بودن این دلیل بر محبت است.

محبت خدا ایجاد کرده که ایجاب کرده که از مالش چشم می‌پوشه.

دوستدار مالش رو محبت ایجاب می‌کند.

این‌ها دلیل دوستی محبته.

بر از ولایت می‌خواد و می‌دونیم که ابتلاست، اختبار امتحان اون فرمایش شیخ در اشارات خیلی خوب بود که جل جناب الرب ان یکون شریعت کل وارد او یطلع علیه الا واحد بعد واحد.

هر بی‌سروپا نمی‌تونه که اینجا گدار بگیره.

هر آدم دل مرده و کثیف و آلوده و بل هوس و اسیر نفس و خیالات نفسانی و اجمالا آدم خاکی.

این نمی‌تونه که با ملکوت عالم خلوت داشته باشه.

این کار اهل الله هست، اهل صفا هست.

عاشقی کار شیرمردان است، سخله کودکان مبر نیست.

افتادن در آتش سوزان جز که در عهده سمندر نیست.

حظ الفاظ داشتن یه حرفه.

اصطلاحات یاد گرفتن یه حرفه.

شیرینزبانی کردن یه حرفه.

در بساط غرب بنشیند و تلقی حقایق و انوار الهی بنماید.

صاحب مقام محمود بشود.

او باید ولی باشه.

إذا تحقق الولی به هذا المقام و ولایت، ولایت تکوینیه یعنی متصل بشود به حقایق اسماء الله.

نه اینکه بخیل باشه بگوید جواد چه سیغه‌ست؟

مصدرش چیه؟

سرپوش چگونه است؟

بعد یا صحبت هم درباره جود و جواد اون فن دیگه‌ه، اون صناعته، اون نفازی ه، حرافیه حرف بزنند، می‌زنند و هکذا.

اون معنا رو داشتن مقام ولایت را داشتن آن یه امریش برای الفاظ و اصطلاحات دانستن و گونه‌گونه فرمودن.

از آقایون برایشون صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد خدمت شما در گوشی عرض کنم که اینکه من تو نکات خیلی مهم و حساس خدا لطف کرده مستقیم سخن خود حضرت استاد رو برای شما میگم.

خیلی مورد توجه واقع شده و بنده از این کارم از خود حضرت استاد صله دریافت کردم.

حالا اجمال، اجمالا عرض کردم و بدونید ارزش این شنیدن این لحظات و دقایق رو یه وقتی یک ساعت دو ساعت جلسه برپا شده.

حضرت استاد صدها نفر نشستن پا درسش فقط برای همین چند دقیقه.

لب اون جلسه‌ش همین بوده.

بعد رزق شما شده.

از این جهت خوشحالند اونها و این قدر خودتون رو بدونید که داره این الطاف شامل حال شما میشه.

به جهت اینکه می‌ترسم مراتب وجود بمونه یه مقدار مقدمه بحثمون طول کشید.

اجازه بدید بریم سراغ مراتب وجود اگر تموم شد و که بعید می‌دونم فرصت باقی ماند فرمایش آقای جواد حضرت آیت الله فاطمی نیا رو هم تقدیم می‌کنم.

اگر نه که جلسه بچه‌مون خودش یه طمطراقی داره و ورود کنم به اون بحث حداقل کم کمش یه بیست دقیقه‌ای باید درباره‌ش حرف بزنیم و خیلی به درد بخوره برای همه من و شماها.

خب عزیز دلم تشریف میارن.

لطف کنن ببخشید که زحمت کشیدن با اون خط قشنگشون.

ما رسیده بودیم تا مرتبه هویت ساری به علاوه اسماء فعلیه رو گفتیم.

هویت ساری به علاوه مرتبه و رتبه احدیت و واحدیت می‌شد فیض اقدس هویت ساری، هویت ساری رو عرض کردیم چی بود؟

صادر اول.

نفس الرحمن، رقق منشور، نور مرشوش، اممم، ظل ممدود.

اینا اسماش‌ن.

وجود منبسط، فیض منبسط، فیض اول به این شکل.

حقیقت الحقایق هم بعضیا بهش گفتن اگرچه حقیقت الحقایق رو بعضیا به حضرت حق هم اطلاق کردن اما به ایش، ایشون هم گفتن.

این هویت ساری که مسئله مثال نفس رو زدیم تا بفهمین فیض منبسطه.

یعنی شما این، اینجا نشستی عرض کردیم اون فیض همراهته و الا وجود نداشتی.

هر چقدر از اون فیض، از اون نفس الرحمن به ما اختصاص پیدا کرده، رزقمون رو در حقیقت از اون نفس الرحمن گرفتیم ما همون مقدار موجودیت داریم.

رتبمون همون مقداره، همونجاست.

پس خیلی مب-- خیلی رتبه صادر اول یا هویت ساری قاطع اهمیته.

توجه بهش مهمه.

حالا بفرمایید ببینم از حیث عملیاتی ببینم کی درس‌ها رو خوب گرفته.

الان مسجد بلالی‌ها باید حاضر جواب باشن اینجا.

از حیث عملی-- امیر جون صد بوم در، در نخور.

از حیث عملیاتی در مسیر بندگی، در حوزه نظر نمیگم، در عرفان عملی توجه به هویت ساری میشه تواس-- توجه به چی و به کی؟

بلند بگید.

[مکث] چقدر ضعیف میگید.

درست دارید میگید چرا اکثراً نمیگید؟

مسجد بلالی‌ها چرا ساکتن‌ند؟

آقا ابوفاضل، آقا مجتبی، آقای رحمانی روحانی.

پیغمبر بگید دیگه چرا تعجب می‌کنم این همه ما اینو گفتیم.

پیغمبر عزیز عالم.

توجه به پیغمبر در حیث سیر و سلوکیش میشه.

توجه کردین؟

انقدر مهمه توجه به پیغمبر.

[نفس عمیق] خب، اون هویت ساری که فیض منبسطه قرآن می‌فرماید علم تر.

آیا نگاه نکردی؟

الا ربک، به پروردگار خودت که چی؟

كيف مد الظل.

چگونه ظل رو سایه، سایه رو کشید؟

این ظل یکی از اسامی دیگه نفس الرحمن ظل الرحمن یا ظل الله یعنی سایه خدا.

تو قرآن اومده دیگه.

همه اسامی رو بزرگان از قرآن و روایات اقتباس کردن.

خودشون چیزی اضافه نکردن.

خب.

میگه ندیدی که چگونه این سایه رو کشید؟

این سایه رو کشید یعنی چی؟

یعنی همین مراتب خلقت.

ظل، ظل الرحمن.

اون سایه خدا مرتبه برزخ بین حق و خلق.

هر فیضی به هر کس رسیده از اون رسیده، از مرتبه هویت ساری رسیده.

حالا اون رتبه‌ش که اعلیٰ هست اون به علاوه، به علاوه هر رتبه‌ای که میشه یه اسم پیدا می‌کنه.

به علاوه به یک معنای دیگه‌ای.

به علاوه هر اسمی از اسامی حضرت حق که میشه یه اسم پیدا می‌کنه.

مثلًا اسم از کجا ایجاد میشه؟

اسم، اسم الله.

اسم، وجود به علاوه صفت.

مثلا وجود حق به علاوه صفت حیات چه اسمی رو می‌سازه؟

الحي.

احسنت.

وجود، وجود ذات غیب، وجود حضرت حق.

یعنی به یک معنا بگیرید همون فیض، وجود رو بگیرید همون فیض.

اون فیض از کجا میباره؟

از فیض منبسط.

از همین هویت ساری که مد نظرمونه که جلسه پیش بحثشو کردیم.

[نفس عمیق] وجود به علاوه صفت قدرت، قوت، قوت چه اسمی رو می‌سازه؟

القوی، القوی.

وجود به علاوه صفت حالا بگیم قدرت، اون قوت بود این قدرت.

چه اسمی رو می‌سازه؟

[مکث] یه بار دیگه.

القد-- القادر یا القدیر.

قدیر شدتشه.

القادر یا القدیر.

اون القوی این القدیر یا القادر.

اینا اسماء سبعه‌ان دیگه.

مهم‌ترین اسما هستند.

[نفس عمیق] حالا اینو زیرک می‌خواد جواب بده اینو.

[نفس عمیق] وجود به علاوه صفت باطن حضرت حق وقتی می‌خواد آشکار بشه .

نه، گفتم می‌خواد آشکار بشه یعنی ظهور هست یعنی از الباطن و الظاهر هر دو هستن.

باطن می‌خواد آشکار بشه.

نه، نه.

هرکی گفت جایزه مشتی بهش میدم.

با خودم می‌برمش مشهد [خنده].

انقدر مهمه.

نه، نه، من دارم میشنوم تک تکو.

نه.

وجود به علاوه مرتبه الباطن، مرتبه باطن، الباطن بگی میشه اسم.

مرتبه باطن، اون کمون، اون بتون وقتی می‌خواد ظهور پیدا کنه .

نه هیچ کدوم اینا نیست.

مسجد بلالی‌ها دارن منو ناامید می‌کنن.

نه دیگه میشه اسم دیگه.

صفته، صفته.

صفتی‌ست که وقتی وجود بهش اضافه میشه، میشه اسم.

حالا می‌خوایم ببینیم چه اسمی میشه.

[صدای محیط] ببینید وجود به علاوه بتون میشه اسم الباطن.

وجود به علاوه ظهور میشه الظاهر.

اما من دارم میگم وجود به علاوه مرتبه‌ای از بتون که می‌خواد ظهور کنه.

[صدای محیط] سریع بگم تا جواب کسی نداده مجبور بشم ببرمش مشهد.

[خنده] ما همین الان گفتم که، گفتم که هفت تا اسم برای خدا اسماء سبع엔 بارها عرض کردیم یکیشون رو هنوز نگفتیم.

اون مرتبه‌ای که-- دیگه گوش بدید، دیگه جایزه نمیدیم.

دیگه گوش بدید.

علامه رفیع قزوینی، استاد حضرت علامه حسن زاده فرمودن یکی از معانی، یکی از معانی ظهور باطن اینجا خوابیده.

تو کدوم اسم؟

کدوم اسمی که دلالت بر ظهور باطن می‌کرد؟

المتکلم.

هیچکس نگفت.

اگر گفتید من نشنیدم.

کی گفتید؟

اول گفتین؟

خب من نشنیدم.

[خنده] شاید تو دلتون گفتین.

خب من قبول می‌کنم ایشون چون فرمودن یه هدیه براشون میاریم شب.

چون من نشنیدم مشهد بی مشهد.

[خنده] یادتونه گفتم المتکلم اسم خداست دیگه.

یادتونه خدمتتون عرض کردم که الان من دارم چیکار می‌کنم؟

تکلم می‌کنم.

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش چی باشد؟

نهفته یعنی پنهان.

اون پنهان من وقتی کلمه بر لسانم جاری میشه داره ظاهر میشه.

پس کلمه یعنی ظهور باطن.

چرا به این کلمه، به این موجودات که شما یکیش هستید میگن کلمات وجودی نظام هستی؟

تعجب می‌کنی آقا این بیکاری نشستی اسم درست کردی ذهن ما رو خسته می‌کنی.

کلمات چیه؟

بگو خلائق دیگه عزیزم بگو حسابه.

به این جهت میگن کلمات وجودی چون باطن آشکار شده بر اساس اسم.

حالا وقتی وجود اومد ظهور کرد به علاوه صفت، به، به علاوه این صفت ز، وجود در حقیقت ب-بتونی که ظهور پیدا کنه میشه المتکلم.

حالا تکلم خدا چی شده؟

این همه خلائق.

همه‌ی حقایق، همه‌ی کلمات.

حالا اون قرآن میشه رشح کاملش یا در حقیقت میشه شرح ت-کتبی انسان کامل.

خب پس اصلاً تو مراتب خلقت یادتون هست عرض کردم خدا شروع خلقتش رو با چی آغاز کرد؟

الان باید بگین با چی؟

اصلاً ندونیم هم اون روایتو الان باید بگیم با چی آغاز کرد؟

با تکلم دیگه، با تکلم.

زیر و بال و پر کدوم اسم؟

الظاهر.

ظاهر همه جا هست.

همه جا که می‌خواد ظاهر، باطن ظاهر بشه اسم الظاهر هست.

برای همین حضرت استاد فرمودن اسم الظاهر اسم چیه؟

اعظمه.

در بحث اعظمیت اسماء نسبت به هم اعظمیت دارن.

یکی از اون اسماء اعظمه که تو جلسه مسجد بلال اهمیتش رو عرض کردیم توی جلسه‌ای.

من تا اینجا می‌آمدم اسم الظاهر می‌گرفتم که اومدم امروز.

حالا چرا به نظر شما؟

به خدا گفتم خدایا ظهور کن، ظهور کن تو جلسه، تو دل‌ها، تو کلام من، تو تک تک این آنات این جلسه تو ظهور کن.

خب نیاز داره که ز-ذیل اسم الظاهر ظهور کنه.

[نفس عمیق] پس خدا المتکلمه یکی از اسماء.

از این جهت این اسم المتکلم مهم میشه که میشه در حقیقت میشه رابط بین عالم غیب و شهود.

خیلی مهم میشه.

کی تا حالا بهره از اسم المتکلم برده؟

یعنی کی تا حالا ختم المتکلم گرفته؟

هیچکس.

اصلاً انسی نداشتیم با این اسم.

اصلاً خبر نداشتیم که در اون مایه‌ش چیه.

بگذارین بنده خدا از کی وایساده ما هیچی نگفتیم بنویسه.

بریم سراغ مراتب.

عرض کردم خدمتتون الان یه چند دقیقه‌ای متوجه شدی که من اغراق نکردم.

بخوایم بریم تو این مراتیبی که داریم میگیم اینقدر حرف توش خوابیده که تا صبح بگیم تموم نمیشه.

تا چهل جلسه بگیم تموم نمیشه.

ما تفصیلاً نمیگیم عرض شود، نمیگیم این مطالب چون بحث ما سیر و سلوکه.

یه کلی از مراتب وجود میگیم، رد میشیم میریم.

حیثیت نظرش رو دوست داشتید بازم عرض می‌کنم دروس معرفت نفس مسجد بلال رو گوش بدید.

[نفس عمیق] خب مرتبه بعدی.

خب بعد این هویت ثانی اومد از وقتی به علاوه احدیت و واحدیت شد فیض اقدس روش درست کرد.

اومد تو به علاوه اسماء فعلیه شد فیض مقدس که از مرتبه عقل یا جبروت شروع شد اومد به مرتبه مثال یا ملکوت تمام شد اون مرتبه اومد به مرتبه شهود محض یا طبیعت یا ناسوت یا دنیا.

این سه مرتبه شدن فیض مقدس.

حالا بر اساس این موضوع ما گفتیم این فیض همراه همه هست دیگه.

به نظر شما الان حیوان مقدسه یا نیست؟

مقدسه.

جمادات مقدسن.

همه چی تقدس داره همه چی.

امیرالمؤمنین حجاری می‌کرد، شلاق می‌زد، گریه می‌کرد، اشک می‌ریخت.

داره یه کلمه‌ای از کلمات وجودی نظام هستی رو شلاق می‌زنه.

اون هم امر خداست اما اشک می‌ریخت چون ذاتش مقدسه.

به بیراهه رفته.

اینطوری که نگاه می‌کنی همه چی برات حرمت پیدا می‌کنه.

شما حق داری به اسم شیطان در قرآن بدون وضو دست بزنی؟

به این شکله.

همه چی ذاتش مقدس میشه.

مگر عارضاً چیزی از خارج از عالم شهود طبیعت بیاد آلوده ش کنه.

و الا فطرت هم "کل مولود یولد علی الفطره".

فطرت چیه؟

"فطرت الله التي فطر الناس عليها".

فطرت الهیه.

شوخی نیست.

ما از مرتبه الهیت اومدیم.

الله اکبر.

به خدا قسم اگر این غبار‌های غفلت بره، اگر این غبار‌های آلودگی نشئه طبیعت بره، همین شهوت و غضب و گناه و معصیت، اگر اینا بره چنان اتصالی بین ملک و ملکوت در وجود شما برقرار میشه، فیضان فیض رو می‌بینی همینطور داره می‌ریزه.

نمی‌تونی جمعش کنی.

[مکث] می‌شی مثل ملا حیدر آملی، سید حیدر آملی که بارها عرض کردم کتاب جامع الاسرارش رو بگیرید بخونید دیونه می‌شید.

مجنون می‌شید.

[مکث] در مقدمش فرمود بخوام بنویسم اونچه که خدا به عنایت صبوهی خودش بر قلب من جاری کرده اگر جن و انس دست به قلم بشن با ملائکه دریاها مرکب، درخت‌ها قلم نمی‌تونن بنویسن.

من این رو اغراق می‌دونستم متأسفانه به جهت ضعیف وجود این وقتی دیدم.

اما تا از حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه و الرضوان تأییدیه دیدم از ایشون و ایشون تأیید کردن فرمایش ملا حیدر آملی رو دیگه ه-- حیران کرد-- شدم حیران شدم.

چی میشه که انسان؟

چیز عجیبی نیست.

غبار غفلت بره الان همین الان من و شما متصلیم "بیده ملکوته کل شی".

متصلیم به عالم اله.

چی باعث میشه ما بی‌خبریم از الهیت؟

غفلت .

غبار آلودگی گناه .

برای همین تا گناه هست سیر و سلوک محقق نمیشه.

[نفس عمیق] خب بعد از این مرتبه میریم سراغ رتبه [مکث] صور علمیه.

بنویسید لطفا اون بالا.

وجود شما بنویسید عزیزان.

وجود به شرط شیء [مکث] وجود به شرط شیء.

مشروط [مکث] مشروط به ثبوت صورت علمیه.

مشروط به ثبوت صورت علمیه.

[مکث] مرتبه کدوم اسمشه به نظرتون؟

صور علمیه جاش کجا بود؟

در مرتبه واحدیت بود.

در فیض اقدس.

حالا اون می‌خواد ظهور کنه.

ظهور علمی.

ما کجا بودیم قبل از خلقت؟

ما قبل از خلقت کجا بودیم؟

در علم الهی بودیم.

خدا به ما علم داشت یا نه؟

خب اون-- به اونجا میگن مرتبه علم.

حالا می‌خواد اون علم الهی بیاد تعین پیدا کنه.

ابتدای شروع کثرت میشه.

خب؟

اون اسمش میشه چون از باطن عالم می‌خواد ظهور کنه، میشه مرتبه اسم الباطن.

بنویسین که مرتبه اسم باطن مطلق است.

[مکث] پس وجود به شرط شیء مشروط به ثبوت ص-صورت علمیه مرتبه اسم باطن مطلق است.

در این مرحله خط فاصله بنویسید در این مرحله [مکث] به شرط جمیع اشیاء نیست.

[مکث] در این مرحله به شرط جمیع اشیاء نیست.

[مکث] پس رفقا یادتونه که یه بار عرض کردیم یعنی حضرت استاد فرمودن برای پیوند خوردن ما با مرتبه علمیه است که اعیان ثابته یا صور علمیه در ثغر اله بود.

یعنی ما به صورت صورت‌های علمی بودیم در [مکث] ثغر ذات ابتدا بعد در ثغر ربوبی مرتبه ربوبیت همینطور تنزل پیدا کرد.

تا واحدیت که دیگه می‌خواد شروع بشه، کثرت شروع بشه، این علم ظهور کنه.

یادتون هست که گفتیم برای اینکه اون حال زبان حال‌مونو مرتبه‌ای که در علم الهی بودیم بفهمیم که زبان حال ما چی بود که خدا الان ما رو اینجا تو این رشف از خلقت، توی این دوره، توی این صلب و این رحم با این دین و مذهب و آیین پیاده کرد چیه؟

از احسن.

علامه حسن زاده فرمودن مداومت بر حشر داشتن احسن با ذکر یا غنی یا مغنی.

هشیار داشتن یعنی تجمع حواس ها اونجا لازمه.

یکی دیگه از اون اسماء که الان خودشو داد نشون داد همینه.

الباطن اسم الباطن به صورت مطلق دلالت بر مرتبه ظهور علمی داره.

مرتبه‌ای که تازه می‌خواد اون صورت علمی خودش رو ظهور بده هنوز نداده.

میگن در مرتبه واحدیته.

اینم خیلی خوبه پس مأنوس باشیم با این اسماء.

بعد اینکه ما بفهمیم حالا زبان حال ما چی بود در حقیقت جلو می‌افتیم متوجه می‌شیم که اصلا خدا برای چی ما رو خلق کرد؟

توی این دوره با این پدر مادر با این مثلا دوره‌ای که الان درش قرار گرفتیم به این شکل با این مزاج با این دین و آیین شما اینو بفهمی به همون سمت حرکت می‌کنی.

دیگه پراکنده عملیاتت پراکنده نیست.

مرحله و رتبه بعدی.

خب حالا به نظر شما الان باید بریم سراغ چی؟

اینجا واحدیت بود دیگه واحدیت دیگه رد شدیم ازش می‌خوایم بریم به مرتبه بعدی.

مرتبه بعد از واحدیت یا الوهیت یا لاهوت یا ربوبیت یا صور علمیه در ثقل نفس اینجا باید بگیم یا احسنت جبروت یا عالم عقول یا عقل.

می‌خوایم بریم سراغ اون.

بنویسید.

یه خط بکشید بینم.

وجود به شرط شی...

[مکث] وجود به شرط شی...

مشروط به کلیات اشیا.

مشروط به کلیات اشیا.

جزئیات نه.

تفصیل نه.

جزئ جزئ اشیا نه.

کلیات اشیا.

چون عقل مرتبه‌ش کلیه دیگه.

عقل چی رو می‌فهمه؟

کلی رو می‌فهمه.

تفصیل رو جزئ جزئ رو نمی‌فهمه.

جزئ جزئ رو خیال می‌فهمه، وهم می‌فهمه.

کلی رو عقل می‌فهمه.

برای همین به همین خاطر فرمودیم مشروط به کلیات اشیا.

مرتبه عقل اول است.

مرتبه عقل اول است.

[مکث] حالا ببینید وقتی میگه مشروط به کلیات اشیا پیداست که اینجا یک اسمی مرتبطه با این رتبه، رب این رتبه‌ست.

ما ارباب رو هم رب‌ها رو هم داشتیم می‌گفتیم.

یک اسمی رب این رتبه‌ست که کلیه.

معمولا تو دعاها چی رو کلی مطرح کرده؟

که این همه چی رو فرا گرفته.

احسنت، احسنت.

رحمتی وسعت کل شی.

این چیه؟

آیه قرآنشه.

تو دعا کجا میگیم؟

اللهم انی اسئلک برحمتک التي وسعت کل شی اول دعای کمیل.

این مرتبه چیه؟

اشاره به مرتبه عقله.

چرا اول کمیل با عقل شروع میشه؟

الان یه ذره بچه‌های یا زهرا متوجه میشن چرا من با ترس و لرز یه چند سالیه کمیل می‌خونم میگم سر و سر همه ادعیه است با عقل شروع شده.

تمام نظام هستی از عقل پیاده شده.

[ناله کودک] همه چی پیاده شده از عقله.

هیچ چیزی خلاف و گزاف پیاده نشده و هنوز هم اتصال به عقل داریم ما.

حالا از حیث عملیاتی توجه به چه عزیز بزرگواری عقل رو ازدیاد می‌کنه؟

امیرالمؤمنین احسنت.

اون مظهر اتم عقل یا به یک معنا می‌تونیم بگیم مصداق اتم عقل اول امیرالمؤمنینه.

توجه داشته باشید نه در قوس نزول.

اشتباه نشه.

اینا مهمه ها.

بسیار حضرت استاد تاکید داشتن که این ناظر به قوس صعوده نه نزول.

نه یعنی در قوس نزول امیرالمؤمنین می‌خواست بیاد در صلب ابی طالب و رحم فاطمه بنت اسد.

نه اینکه اونجا عقل اول بود.

نه در قوس صعود.

یعنی وقتی وارد در نشئ طبیعت شد چه بندگی‌ای کرد که رفت اوج گرفت و به صعود رسید و رسید به مقام عقل اول.

اینو توجه داشته باشید.

خب پس ربش میشه چی؟

بنویسید لطفا.

رب این مرتبه می‌شود اسم شریف الرحمن.

حالا این آیه ش هم خاصه برای اینکه یادتون باشه هم رحمتی وسعت کل شی.

این ابتدا این، این آیه بعد دو به-- دو بخشه.

بخش اولش اشاره به رب عالم عقول می‌کنه.

بخش دوم آیه اشاره به رب عالم خیال می‌کنه یا مثال یا ملکوت.

اینم از این اسم.

کی تا حالا مأنوس بوده با اسم الرحمن؟

کی ختم الرحمن داشته؟

اصلا کجا تاکید شده که بعد از این دستور العمل و این کار یا این نماز این ذکر رو بگو؟

جزء دستورات imame.

نماز جواد التیار تموم که میشه اون اواخرش اسم الرحمن رو میگه هفت بار بگو.

چرا هفت بار؟

چرا هفت بار اسم الرحمن بگم؟

احسنت.

هفت مرتبه وجوده دیگه هفت مرتبه وجود.

همه اینا پیدا میشه.

به یک معنا تو خودت چگونه؟

تو خودت پنج تا حواس ظاهری داری به علاوه خیال و وهمت میشه هفت تا.

اگر خیال و وهمت به علاوه این پنج تا حس ظاهریت از عقل منها بشه، بازش کنم یعنی چی؟

یعنی نره تحت سیطره اسم الرحمن.

یعنی تو با اسم الرحمن مأنوس نباشی اینجوری عملیاتیش این میشه، معنیش این میشه، سیر و سلوکش این میشه.

چه اتفاقی میفته؟

وهمت عقلی نیست، خیالت عقلی نیست، نگاهت، شنیدنت، چشیدنت، بوییدنت، لمست، اینا شمّت عقلانی نیست.

چه اتفاقی اون موقع میفته؟

هفت در جهنم به رو باز میشه.

چون این هفت رتبه منهای عقلن.

میشن هفت در جهنم.

اما اگر این هفت رتبه اومدن به علاوه اسم الرحمن یعنی زیر سایه اسم الرحمن قرار گرفتن یعنی ارتباط گرفتن با چی؟

احسن، عقل.

یعنی عاقلانه تفکر کردن، عاقلانه توهم کردن، عاقلانه تخیل کردن، عاقلانه سخن گفتن، عاقلانه نگاه کردن و شنیدن و امثالهم.

چنین کسی هشت در بهشت به روش باز میشه.

اون هفت تا به علاوه عقل میشه هشت تا دیگه.

هشت در بهشت.

به همین راحتی .

دیگه این توضیحاتو که عزیزم نمیتونه بنویسه که.

شماها بنویسین.

خب اینم از اینکه اهمیتشو من گفتم.

چقدر مهمه مأنوس بودن با اسم الرحمن .

حالا این رو توجه داشته باشید.

حالا اینم خوبه بنویسید.

ببخشید عزیز، نمیخواد خط بکشید همینجا بنویسید عقل اول از حیث دریافت فیض از ما فوق، عقل اول از حیث دریافت فیض از ما فوق اسمش چی میشه به نظر شما؟

اسمش عوض میشه.

همون عقل اول ها اما داره فیض رو از ما فوق دریافت میکنه.

ما فوق چیه؟

ما فوق الوهیت عالمه.

عالم لاهوته.

از پیغمبر داره عقلو میگیره.

خب اینجا اسمش میشه بر اساس قرآن لوح قضا، قضا، لوح قضا.

متن کلیه، اصله، ریشه است، قضا.

حکمه، قطعیه .

به منزله آسمانه .

این از این ق-- لوح قضا نام دارد.

نام دارد، لوح قضا نام دارد.

بله، بله .

و چون بنویس عزیز دلمم بنویسه و چون مجرای فیض برای مادونه است [مکث]، حالا همون عقل میخواد فیضو انتقال بده به مادونش دیگه به پایین.

یعنی به عالم ملکوت.

فیضو از بالا گرفته میخواد انتقال بده به پایین.

دوباره اسمش عوض میشه اینجا.

حیثیتش.

به نظر شما اسمش چی میشه؟

آفرین، آفرین آقای قلی و بعضی خواهرام.

قلم اعلی.

اینجا و چون مجرای فیض برای مادونه است قلم اعلی نام دارد .

قلم اعلی .

آیه ش کدومه؟

آیه حالا یکیش که همون نو و القلم و ما یسطرون.

آیه ای که علامه جوادی آملی در کتاب عقلانیت شهودش اشاره کرده آیه یک سوره فاطره.

می فرماید الحمد لله فاطر السماوات والأرض جاعل الملائكة رسلًا.

خدا جا-- جعل میکنه ملائکه رو به عنوان رسولانش.

حالا خصوصیت این ملائکه چگونه است؟

همشون یه شکلن؟

نخیر.

أُلی أجنحة مثنی و ثلاث و رباع و یزید فی الخلقی ما یشاء.

اینا بالهاشون یا دو تاست یا ثلاث سه تاست یا رباع چهار تاست و یزید فی الخلقی ما یشاء یا بیشتر همینجوری إلى ما شاء الله.

بعضی ملائکه داریم هزار تا بر بال و پر دارن، بال دارن، هزار تا.

این اشاره از دو بال، سه بال، چهار بال و یزید اضافه، لدینا مزید اضافه، همینطوری اضافه، اضافه، اشاره به چی داره؟

نه اشاره به چه مرتبه‌ای داره؟

اینجا که داره در حقیقت جناح‌ها و جهات مختلف، جهات مختلف ملائکه رو بیان میکنه.

اشاره به جهات مختلف عقل میکنه.

چرا؟

الان گفتیم که از جهت اینکه از بالا فیض رو دریافت میکنه لوح قضا.

از جهت اینکه فیض رو به پایین میرسونه قلم اعلی.

جهتش فرق کرد.

خب حالا اون ملائکه هم عقولن دیگه.

از جهت اینکه این ملک به کی میخواد فیض برسونه؟

به چه کسانی؟

مثلا کسی میخواد علم رو به همه اهل علم برسونه.

آقا خیلی مرتبه والاییه.

اون باید هزاران بال و پر داشته باشه.

کیه؟

اسمش چیه؟

مرتبه علم، ناموس و کلیددارش کیه؟

حضرت جبرائیل.

اوه خیلی باید قوی باشه دیگه.

رضا هزاران بال داره.

وقتی پیغمبر فرمود بال و پرشو باز کرد، شرق و غرب عالمو گرفت.

این حیثیتشه.

الان تک تک شما تو رتبه علمی که قرار گرفتید دارید علم اخذ میکنید، تک تک شما یک یک داره م-- حضرت جبرائیل میدمه در شما ناموس دارش حضرت جبرائیله.

یعنی م-مورد توجه حضرت جبرائیل قرار می‌گیرید تک تک شما که دارید علم‌آموزی می‌کنید و معلم‌تون در جایگاه جبرائیلی نشسته.

خیلی دیگه آ-- جایگاه خطیر و خطرناک.

خیلی-- یعنی آدم بال و پر باید بریزه اینجا بشینه.

البته اینکه من معمولا اینجا می‌شینم رنگو، رنگ و روم می‌پره ازم.

اونقدر که فشار سنگینه.

یا حالا مثلا اون کسی که می‌خواد رزق بده، کلا رزق همه‌ی عالم رو بده.

البته ملائکه صدها و خدمه هم همینطور در طول هم میان، اون ملک اصلی که یک یک به همه ملائکه که هر کدوم از شما یک ملکی دارید رزقتون رو از اون می‌گیرید که اون رب وجودی شماست و اسم اعظم شما، حصه وجودی شماست، کانال ارتباطی شما با حضرت حقه اما اون داره از اون ملک اصلی رزقش رو می‌گیره.

اسمش چیه؟

میکائیل احسنت.

فاعوف لن الکيل.

کيل.

میکائیل ظرف ما رو پر کن.

میکائیل خیلی باید قدرت داشته باشه به همه علم بده.

مرد وقتی وارد خونه میشه حیثیتش میکائیلیه.

برای زن و بچه‌ش داره رزق میاره.

خیلی مقدسه.

مرد خیلی مقدس میشه با این نگاه.

بعد وقتی میاد همه جلو پاش بلند شن.

حیثیت میکائیلی داره .

احترام کنن .

البته خودش به آداب وارد منزل بشه.

وارد منزل شد بگه "السلام علیک یا رسول الله".

روایت دارم میگم خدمتتون.

مرد وارد منزل میشه بگه "السلام علیک یا رسول الله".

حالا چرا؟

بمانه طلبه‌تون.

خیلی حرف اینجا هست.

چرا وارد منزل میشه یا رسول الله؟

بعد صلوات بفرسته.

بعد اینکه صلوات فرستاد سوره قل هوالله بخونه.

این از ادب ورود مرد به من-- حالا خانوما هم انجام بدن اشکال نداره اما مرد مخصوصا.

بعد ببین تو خونه چه برکتی میاد .

اینم یه تو یه هدیه‌ای بود امشب از ما گرفتید.

خودش یه هدیه‌ست مال یه جلسه‌ای باید باشه ابتدا اینو بگیم ولی بازم می‌گیمش چون توضیحات داره .

هر کی زرنگ بود اینا رو می‌گیره انجام میده.

بالاخره جلسه ما عملیاتیه دیگه.

سیروسولی که عقل عملیه، نظری که نیست بگیم رد شیم.

حالا اون کسی که مرتبه کلیه چی؟

مثلا ناموس‌دار و کلیددار از چه هست خدمتتون احیا، احیا می‌کنه.

اسم الخير رو پیاده می‌کنه.

احسنت.

حضرت اسرافیل خیلی باید قوی باشه.

این همه موجودات همه حی‌ان.

بله.

و ان الدار الآخرة لهی الحيوان.

اون حیات، حیات تفور ما رو رتبه آخرته.

خب اما دنیا هم زنده هست یا نه؟

همین که موجوده حیات داره دیگه.

پس باز داره از حضرت اسرافیل آن فآن رزق می‌گیره.

این یمیت و یحیی و یمیت و یحیی و یحیی و یمیت و یمیت و یحیی اینا آن فآن داره در ما پیاده میشه دیگه.

در بحث تجلیات حضرت حق این صحبت رو کردیم.

کی داره این رو پیاده می‌کنه؟

یحییش رو داره حضرت اسرافیل پیاده می‌کنه.

یمیتش رو کی پیاده می‌کنه؟

حضرت عزرائیل قربونش برم این ملک مظلوم خدا که از یکی بدت میاد میگی عزرائیل جونم اومد.

بیچاره‌ی این حضرت عزرائیل باهاش معنوس بشید قراره ببینیدش.

البته من خدمت شما عرض کنم الان که شما اینجا نشستید جهلتون می‌میره.

جهل شما نسبت به یه موضوعی یمیت، مرد.

علم‌تون حیات پیدا کرد.

یحیی.

وجودتون بهتره.

وجودتون حیات پیدا کرد.

این هر دو ملک آن فآن در این دو حیثیت در شما دارن در کارن.

به شما توجه می‌کنند.

چه خبره در عالم؟

عزرائیل می‌دمه یمیت جهل شما میره.

اصلا ما از-- حدیث داریم بچه از رحم مادر می‌خواد بیاد بیرون، یه ملکی مأموره که اونو بیاره بیرون.

عجب از رحم مادر پس پزشک و پرستار نیست که بچه رو میاره؟

نخیر.

یه ملکی مأموره.

اون ظاهره کاره.

بعد اون ملکی که این بچه رو می‌کشه از رحم بیرون که اگه نکشه خفه میشه، اون تحت مدیریت کیه؟

داره چیکار می‌کنه؟

احیا می‌کنه.

تحت مدیریت حضرت اسرافیل.

اسرافیل بهش دستور میده بچه رو بیار بیرون یا نیار بیرون یا چگونه بیار بیرون.

همه‌ی عالم رو حساب.

حالا شما حساب کنید وقتی که انسان پرده، پرده از جلوی چشمش میفته یعنی از این غفلت بیاد بیرون.

فکشفنا عنک غطاءک.

ما کشفنا.

اولا ما.

کار من و شما نیست.

اون باید پرده رو برداره از تو.

پرده از ماست.

من و شما این پرده رو جا-- قرار دادیم با گناه و معصیت و غفلت.

عنک غطاءک.

باز پرده هم خودتی.

حجاب خودتی.

بعد چه اتفاقی میفته؟

فبصرک اليوم حدید.

يوم ظرف ظهور اشیا بود دیگه.

وقتی تو خودت برای خودت ظهور می‌کنی، لحظه موت.

اليوم.

فبصرک اليوم حدید.

چشم تو تیز میشه.

حدید اینجا معنای تیزی داره.

مات و مبهوت این ملکوت عالم میشی.

چه خبره؟

جانم؟

نه دیگه نه، نه.

لحظه موت این انکشاف تام همه، یه دفعه تمام چشم به همه ملکوت باز میشه.

البته به ملکوت، نه به مراتب بالاتر.

مراتب بالاتر نسبت به رتبه‌هاست.

شهید تا اون انتها رو می‌بینه.

چه خبره؟

اما بقیه نه.

کفار و مشرکین هم بله "فَبَصَرُوا كَلْ يَوْمَ حَدِيد".

اما فقط تو ملکوت رو می بینن.

عالم جبروت رو اجازه ندارن ببینن، کورن و همچنین لا-- مراتب بالاتر.

بقیه ملکوت.

حالا اینجا کسی موت قبل ان تموت.

همین جا بمیره قبل از اینکه او را بمیرانند.

یعنی همین جا اون مراحل موت قبل ان تموت رو تو سیر لا اله الا الله گفتیم برید گوش بدید.

اونجا براش این اتفاقه، همین جا بمیره.

سؤال ایشون این بود همین جا این بمیره این شهود تا چه نحوه؟

تمام این حقایق و مراتب رو میبینه نسبت به سعی وجودیش میبینه.

ولی میبینه چشمش حداقلش اینه که به ملکوت باز میشه.

حالا ببینید امیرالمؤمنین چه کرده؟

بابا ما تو همین محل خودمون بیست ساله، سی ساله زندگی می‌کنیم.

یه دفعه یه تابلویی می‌بینیم که کهنه، قدیمی، اون بالای سر در یه مغازه خورده.

سی ساله تو این محل ما زندگی کردیم اولین بار این تابلو رو دیدیم.

توجه نکردیم.

مولا چقدر تردد در ابعاد عوالم وجود داشته که می‌فرماید "ان کشف الغطاء" اگه پرده بر من بیفته "مزددتی یقینا" یا "لمزددتی یقینا" اصلاً هیچی به یقین من اضافه نمیشه.

الله اکبر.

یعنی تا اون انتها رو بارها انقدر تردد داشته امیرالمؤمنین رفته اومده همه چی براش عین کشفه.

لذا فرمود از من از راه‌های آسمان بپرسید.

گفتن موهای ما چندتاست.

چقدر این آقا باید غریب باشه.

به نظر بنده حقیر شما بچه‌های عزیز سر سفره‌ی کرامت حسنی لواسان به نام یا زهرا البته همه‌ی گفته‌های ما هدیه به حضرت زهراست.

اومدید که به یک معنا علم رو از غربت بیرون بیارید.

معرفت رو از غربت بیرون بیارید.

به معنای کلی‌ترش اومدید ساحت قدسی امیرالمؤمنین رو از غربت بیرون بیارید.

اصلاً شنیدید اون نانجیب به حضرت گفته موهای من چندتاست؟

اومدید اینجا بشینید بگید آقا لب ترک کن.

بسم الله ما در خدمتیم.

این باید ساحت و حیثیت شما در این رتبه باشد.

برای همین این جلسه باید خیلی مقدس باشه.

برای همینه بعضیا این جلسه پیش تن من رو لرزوندن گفتن حاج خیلی ج-- فضای جلسه‌ی لواسون عجیبه خیلی.

بچه‌هایی که سی ساله با منن.

گفتن اصلاً یه طوریه، یه جوریه، خیلی مقدسه.

مسجد باعثشه؟

از من پرسیدن.

چی باعثشه؟

گفتم البته که مسجد این چنینه.

مسجد فضاش مقدسه.

اما خود حی-- بالاتر از اون علتش نفوسی هستن که در این جلسه شرکت می‌کنند.

از من بشنوید.

اون نفس‌هایی که سر این سفره ش-- نشستن، اون‌ها خیلی عالی هستن.

که هی هم داره این متعالی‌تر میشه.

الحمدالله.

خب بریم سراغ بعدیش بازم طوری که ما داریم پیش میریم باز مراتب امروز تموم نمیشه.

یه رابطه دیگه هم بنویسیم.

وجو-- یه خط بکشین می‌زنم.

وجود به شرط شیء [مکث]، اگر به این شرط اخذ شود که کلیات در آن به صورت جزئیات مفصل و ثابت درآیند.

وجود به شرط شیء اگر به این شرط اخذ شود که کلیات در آن به صورت جزئیات مفصل و ثابت درآیند.

یعنی جزئ-- اون کلیات شدن جزئیات.

تفصیل، دیگه اجماعی نیست.

خب بدون آنکه از کلیات خود پوشیده باشند [مکث]، جزئیات مفصل و ثابت درآیند بدون آنکه از کلیات خود پوشیده باشند.

خب هرکی گفت این کدوم مرتبه است؟

خب یه اسمش ملکوته .

نسبت به عقل بگید.

اون شد عقل، این میشه نفس.

احسن.

عقل رو کی پیاده میکنه در عالم؟

نفس.

خب تدابیر عقل رو یه کسی باید پیاده کنه یا نه؟

عقل کلیه.

کی میخواد اج-- اون اجماع رو تفصیل کنه؟

یعنی اون کلی رو جزئی کنه.

مثل احسن.

والا در مسیر سیر و سلوک در حیص مصداق اتمش میشه حضرت صدیقه شهیده.

تمام اون عقل میخواد نیاز به پیاده‌سازی داره.

نفس رتبه‌ش پرورشه.

عقل تدبیره، مدیره، مدبره.

خب؟

فیض رو اون میده.

اما یکی باید این فیض رو بگیره و پیاده کنه.

به اون میگن نفس کل یا رتبه ملکوت.

حالا [مکث] اینجا میشه چی؟

یه خط فاصل-- ببخشید مساوی بذارید دو تا خط رو-- آهان مساویه بنویسید اسم رحیم.

رحیم مساوی رب نفس کلی.

اسم رحیم مساوی رب نفس کلی.

حالا اینجا حرف خیلی داریم.

لوح غذا اینجا در میاد.

لوح قدر اینجا در-- ببخشید لوح محفوظ، لوح قدر، کتاب مبین، لوح محو و اثبات همه اینجا خودشون رو نشون میدن.

اجازه بدید که جلسه بعد، بعدی هم در این رابطه صحبت کنم چون الان حرف مهمی رو میخوام بزنم.

فکر می‌کنم یک ساعت شد، نه؟

بیشتر؟

یک ساعت و ربع یا علالفساد.

هرچی ما زور می‌زنیم اینطوری نشه نمیشه.

ببخشید تا به خدا منو حلال کنید.

خب پس مجبوریم توضیح این رتبه رو بذاریم جلسه بعد.

خیلی شیرینه توضیحش خیلی خوبه به درد بخوره.

جایگاه و شأنیت خواهرها از اینجا مشخص میشه که زن حیثیتش نفسیه.

عه مرد نفس-- اه حیثیتش عقلیه.

مرد عقله.

زن نفسه.

مرد در جایگاه تدبیر و مدیریت و تدبره.

زن جایگاهش پرورشه.

"نِسَاءَكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ" زنان شما زمین کشاورز شما.

پرورش میدن اون چیزی که شما بهشون میدید.

اینجا جایگاه زن مشخص میشه.

حالا شما بفرمایید ببینم الان بعد از این میخواد بشه رتبه چی؟

بعد از نفس کل که ملکوته.

نه دیگه جبروت که بالا عقل بود.

ناسوت.

یا همین جایی که الان نشستید.

درسته؟

خب این نشئת طبیعتند که اونم خودش کلی حرف داریم.

اون ربش چیه؟

اون با کی ارتباط داره؟

مصداقش کیه؟

اینا حرف می‌زنیم و اینا راه‌های سر و سلوکش باز میشه.

الان اون رحمتی "وَسَعَ كُلَّ شَيْءٍ".

رتبه چی بود؟

عقل بود.

ادامه همون آیه چیه؟

"وَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ".

اون رحمت کلی رو کتب کردیم برای کیا؟

"يَتَّقُونَ".

برای کسایی که اهل تقوان.

پس "لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ".

حضرت صدیقه طاهره به یک معنا کل عالم مادون رو داره پرورش میده.

حتی جمادات و نباتات و حیوانات.

پرورش با نفس کل هست.

خب؟

اما اون پرورش خاص، اون پرورشی که بت-- اون رحمت کلی رو پیاده کنه و تو متصل بشی با عالم جبروت.

انس-- حیوانات نمی‌تونند.

اونا پرورش‌شون جزئیه.

یه پرورش جزئی دارن.

اونا فقط، حیوانات فقط تا رتبه ملکوت یا وهم می‌تونند برن.

نمی‌تونند به جبروت برسن.

فقط انسان می‌تونه.

انسان می‌تونه به جبروت برسه.

با وساطت کی؟

حضرت صدیقه طاهره.

با چه وسیله‌ای؟

حضرت صدیقه طاهره پرورشش رو به چه کسی پیاده می‌کنه؟

"لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ".

کسی که اهل تقوا شد حالا می‌تونه مس کنه ملکوت رو.

می‌تونه حضرت زهرا رو بفهمه، بچشه.

می‌تونه به حضرت زهرا بگه مادر.

می‌تونه ارتباط قلبی با حضرت زهرا برقرار کنه.

می‌تونه با ملکوت عالم مرتبط بشه.

یواش یواش چشمش به ملکوت باز بشه.

سراغ دارم آدم‌هایی که بعضیاشون تو جلسات ما هستن.

آدم‌هایی که سحر با تسبیح این همین دو اطرا-اطرافیانشون، سقف و همین اسباب منزل و زمین و آسمون بلند میشن با تسبیح ملائکه بیدار میشن.

میشه اینها.

البته اینها نباید مظلومه شما باشه.

ما نباید چشممون با این چیزا پر بشه.

ما از این چیزا رد بشیم.

استاد شما بر سر این رساله ای که زانو زدید حضرت علامه طباطبایی به جایی رسید که در نمازش خودش فرمودن که حوری بهشتی اومدن خدمت ایشون با جام‌های آنچنانی.

حالا برید حوری بهشتی رو بازش کنید روایات رو ببینید چی درباره‌ش گفتن که عطرش، فقط عطرش بیاد تو این عالم همه مدهوش میشن.

یه لبخند بزنه همه عالم بیهوش میشن.

چه خبره این حورا اومده بغل حضرت علامه طباطبایی وسط نماز.

ارائه کرده خودشو به ایشون و حضرت علامه طباطبایی عشوه و کرشمه و نواز و چی، حضرت علامه اصلا توجه رو نمی‌کنه.

هی اون نزدیک میشه حضرت توجه رو نمی‌کنه و اینا رد می‌کنه میرن.

حالا من و شما چی؟

همین الان یه دفعه یه فرشته ببینیم آخه دهنمون راه میفته.

اگه به ما طی الارض بدن دیگه تو خونه پیدامون نیست.

طرف یاد گرفته دیگه هم نیست.

خانواده هم دیگه ازش خبر ندارن متاسفانه.

گفتم خدمتتون دیگه.

یکی از بلاهایی که از همین کلاس‌ها سر یکی اومد.

متاسفانه بی‌ظرفیت که آدم باشه.

خب اینجا ح-- بحث‌ها داریم خیلی شیرین.

نحوه ارتباط ما با ملکوت، با حضرت زهرا و قصه‌شون.

حالا خلاصه‌ش این شد ما با چه اسمی می‌تونیم با ملکوت ارتباط بگیریم؟

الرحیم.

کی تا حالا با اسم الرحمن مرتبط بوده؟

مأنوس بوده؟

چله اربعین گرفته؟

اصلا الرحیم رحمت خاص و ویژه بر اهل تقوا پیاده میشه همش.

کجا دستور هست که اینو تا نفست قطع نشده بگو؟

بعد از نماز جعفر طیار.

قبل از خود الرحمن که هفتاد میگ-- هفت بار میگی.

حالا اینجام باز حرف داریم.

چرا به اسم الرحمن می‌رسی هفت بار میگی؟

قبلش به اسم الرحیم می‌رسی تا نفس قطع نشده میگی.

یعنی انقدر میگی تا نفست بند بیاد.

الرحیم، الرحیم، الرحیم، الرحیم، الرحیم.

بعد ببین چه ولوله‌ای تو وجودت به پا میشه.

[مکث] یکی از ذاکرای اهلبیت به ما پیام داده بود که چه کنیم خوش نفس بشیم تأثیر داشته باشه روضه‌خونیمون، مداحیمون، کلاممون، سخنرانی‌مون.

بفرمایید این سخنرانی، روضه‌خوانی، مجلس‌داری اینا مقام پرورشه، مقام نفسه.

هیچ چاره‌ای جز ت-- ارتباط با حضرت صدیقه شهیده نیست و هیچ چاره‌ای جز پیاده‌سازی اسم الرحیم نیست.

مأنوس شو با اسم الرحیم ببین چه اثر nefsi پیدا می‌ک-- چه اثر nafsi پیدا کنی، چه تاثیراتی بتونی بگذاری.

تا جایی پیش میره که خودت میشی هرز.

دیگه نیاز نداره هرز ببندی خودت هرزی.

البته نه همه احراز رو.

بعضی هرزها رو همه باید داشته باشیم.

در رابطه با هرزها هم خیلی حرف داریم.

چه کنیم؟

فرصت ما اندک و هفته یک بار هم دیگه رو می بینم چشم میذاریم یک ساعت تموم میشه و چقدر حرف‌ها داریم که دلم میسوزه تک تک من و شما باید این‌ها رو تو زندگیمون داشته باشیم و الا موفق نیستیم.

الحمد لله خیلی جلسه قشنگ و خوبی بود.

خیلی بهره بردیم.

احساس می‌کنم اسم ظاهر حضرت حق خودش رو نشون داد در جلسه.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

قبل از اینکه صلوات آخر رو بگیم یه خواهش دارم.

ااا هفته بعد راه گندم کار گل ظاهرا ااا البته بذارید صلوات رو بگیریم بعد اینو توضیح بدم که توی صوت جلسه وقت کسی گرفته نشه.

اون کسی که از راه مجازی می‌خواد اینو گوش بده برای چی اینو بشنوه وقتش گرفته نشه.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين.

صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اون صوت قبلش ضبط شده.

قبل از اینکه جلسه با هم باشیم.

من از [صدای محیط] اگر کسایی که نیومدن جلسه رو چون نهایتا مثلا میگن این خیلی خیلی جلسات رو قطع کنید یا کشون یک ساعت و نیم دو ساعت و نیم شده.

اگر کسایی که نیومدن جلسات رو بیان بحث کنیم