ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 008

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نفس و مراتب وجود

یا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقك. بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم. اللهم إياك نعبد وإياك نستعين. الحمد لله على كل نعمه وأسأل الله من فضله. اللهم صل وسلم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية والثورة الحيدرية والعصمة الفاطمية والحلّة الحسنية والشجاعة الحسينية. والعدالة السجادية والمعافر البابوية والآثار الجعفرية. والعلوم الغديرية والفضائل المولوية والزود التبرية والنقاوة النقدية والهيبة العسكرية. والغيبة الإلهية. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خير أعوانه وأنصاره وشيعته والمستشهدين بين يديه. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. المستغاث بك يا صاحب الزمان. السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته. سلام عليكم ورحمة الله.

ان‌شاءالله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از سائر جمع ما رو دعا کنن و همه ما مورد توجهات خاصه حضرت زهرا میبینیم. اللهم صل على محمد وآل محمد. بنده صاحب این جلسه توجه داده که جان‌های شریف و پاک و ارزشمند مستعدی در این جلسه حاضرند. لذا این هم موضوع خود بنده است و هم تکلیف بنده رو سنگین‌تر می‌کند. آقای گندم کار. البته خدای نعمتم شاکریم از این لطف بی حد خود که ما را در جمع مصفای شما برادر امیدوارم که بخشنده باشید. پیش از اینکه من هدیک‌ام رو تقدیم کنم دوست دارم که نظر سلوکی حضرت آقا حسن زنده علیک الرحمة والرضوان رو با لسان گیرا و عرشی خودشان. این رو اینجا بذارم. بشنوید. پنج دقیقه صحبت از استاد رو ابتدا شنیدن آن سودمند است، صفا کنید. اینجوری برگرده به رو به پایين. ماحصل صحبتشون هست که ابتدا سالک محب در ابتدای راه محب.

یعنی حب به الله پیدا می‌کند، به آل الله پیدا می‌کند، به این راه پیدا می‌کند. بعد جلو که می‌رود مقدار استقامت به خرج میده می‌شود محبوب. رتبه ش می‌شود ما فوق حب. هم به مردم محبوب می‌شود محبوب. آیهٔ ش رو هم تو سه بار اشاره به آن آیهٔ رو نمی‌کنم. اما إن كنتم تحبون الله أحسن أحسن فاتبعوني يحببكم الله. اگر ادعا می‌کنید که خدا رو دوست دارید، یک کاری بکنید که يحببكم الله خدا عاشق شما شود. این چیک؟ اتباع پیامبر. تبعیت از فرامین رسول. امیرالمؤمنین هم قربونتون برم به آن مقامات رسید به تبعیت به فرمان پیامبر رسید. اگر سلمان پا جای پای امیرالمؤمنین گذاشت، امیرالمؤمنین پا جای پای پیامبر گذاشت. جز این نمی‌شود. ادب همینه.

نماز و تربیت باطن

بعد ایشون در اثنای صحبتشون اشاره به اهمیت نماز شب می‌کننددد که ما در هر جلسه‌ای یکی از آن کارهایی که سالک حتی سالک ابتدای راه بدون آن سالک نمی‌شود، خدمتتون. خود حضرت استاد دیگر می‌گویند دیگر این بار رو ایشون برداشتن. آنم صلاة لیل به یک معنا سحر با ح دو چشم هم با سین صیبی جسارتا. گفتند یعنی بیداری شب. یعنی چه انسان سحر بیدار باشه. صمت و جوع و سحر و این سحر همان سحریک که گفتم با ح جیمی نیست این سحر با ح دو چشمه. صمت هم که یعنی سکوت. جوع گرسنگی. صمت و جوع و سحر و خلوت و حالا بعضی از... بعضی گفتند عزلت. دوتاش یکیک. خلوت و ذکر به دوام. آن چهار تا اولی دوام ندارد. زمان بردارد. گاهی اوقاته. این آخری ذکر نه به دوام ناتمامان جهان را کند این پنج تب. آن سحری که تو اینه. نمی‌شود عزیز دلم اصلا کسی سحر و نماز شب تو برنامه‌ش نباشه و سالک الی الله باشه. اصلا نمی‌شود.

نشدنیک. همه بزرگان بدون استثنا تاکید کردندد. حالا اینکه شود روشی سحرخیزی کنه اینها رو باید بگوییم دیگر انشاالله برنامه ما توی این جلسه لواسون گفتند این چیزاس دیگر. حیسیات نظر رو در مسجد بلال بیشتر می‌گوییم عمل رو اینجا. حالا بعد حضرت استاد اشاره می‌کننددد که آن "ومن الليل فتهجد به نافلة لك عسی ان يبعثك ربك مقاماً محمودا" آن مقام محمود رو میگیره همان حکمت. علم به اسماء، علم به باطن اشیا. آن مقام محمود که در پس چیک؟ نافله شب. عجب! یعنی نافله شب ما رو به حکمت میرسونه؟ بله. چرا من نمیفهمم حکمت رو، فلسفه رو، عرفان رو چرا خیلی درکم قوی نیست؟ چون از صلاة ليل، از سحرخیزی غافلم. هرچی سحرخیزی رونقش بیشتر، فهم حقایق علمی بیشتر. حالا فرمایش حضرت استاد رو شنیدن آن سودمند است تا هدیک‌مونم امروز تقدیم کنیم. اگرچه این خودش یک هدیک گران سنگیک.

به سار روح ایشون و استادشون علامه طباطبایی. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم تو کتاب‌های اخلاقی، عرفان عملی همین اشاره را باز می‌کننددد. فرمایشاتی دارند که سالک، مومن، بنده خدا که گفت الهی آمدم در پی درست ساختن خودشه، می‌خواهد انسان قرآنی بشود که "لا یمسهُ إلا المُطَهَّرُونَ". اوایل امر محب است. هنوز محبوب نشده. درست است که همه خدآند خلقه‌ش رو دوست دارد، کلماتشو دوست دارد. يُحِبُّهُمْ درست. ولیکن زبانی که فرمایشی که میفرما، این حرفی دیگر است فوق این حرف‌های ظاهری متعارفه. تا به حال محب بود، محبوب نبود. ولی که شده محبوب الهی می‌شود. حالا آن محب را مقاماتش، مدارجش و محبوب را حرفی دیگر است. "و المخلصون علی خطر عظیم". حالا شده محبوب الهی.

آیات قرآن و راه هدایت

این محب بله، این محب خدا حالا قوی شده، پاک شده، طاهر شده، زبانش، جانش، حرفش، کشف و کارش، قلمش، امضایش، فکرش، فکرش، خاطراتش همه پاک شدن. بهشت شده. نور هست. ملک هست. جان هست. فرشته هست حالا این که اینک است می‌شود محبوب الهی. خدایی رو می‌خواهد. این فکر رو می‌خواهد. این جان را، این دهن را، این قلب را، این شخص را، این کس را، این رو می‌خواهد. این بنده رو می‌خواهد، او را می‌ستاید. قرآن کریم مردهایی را که می‌ستاید، زن‌هایی را که می‌ستاید، حالا این انسان‌ها خدا هستند محبوب الهی. شدند ولی. ولی الله شدند. حبیب الله شدند.

چنانکه در آن قلب پنجم، صاحب قلب پنجم که قلب اهلی جمعیک، آنجا در آخر بحث در صفحه بیست و شیش آخر بحث راجع به صاحب آخر بحث که از تمهید الجمله می‌خواهد جمله می‌خواهد اینجا برسه همان خط آخر پیش از تمهید جمله آنجا "ولذا کان اسم حبیب الله من أخص أسماءه". این تو. اسم حبیب الله من أخص أسماءه حبیب الله است. حالا آنی که باید محبوب الهی باشه، محبوب چقدر باید پاک باشه که تا محبوب او بوده باشه. صاحب مقامی بشوی که آن مقام، مقام محمود خدآند باشه. مقام محمود ملائکه او باشه. مقام محمود اوغلا باشه، علما باشه که همه حامد او هستند. "ومن الليل فتهجد به نافلة لك عسی ان يبعثك ربك مقاماً محمودا". خدآند، فرشتگان، علما، انبیا همه حامد این مقامن که این مقام هست مقام محمود و آنکه در حکمت متعالیک خونده‌ایم که مقام محمود میل به حقایق اشیاست.

ثبر واقع- علمی موجودات است برگشت به همین حقیقت می‌کند که یافتن حقایق از اشنا به صورت علمیک عالم می‌شود. علم، علم دارای مفهومی نیست. حقایقش را، اسما را، حقایق اسما را تحصیل می‌کند. مقامی است که البته خدای سبحان حامدشه، ملائکه حامدش هستند. ولی حرف ولی را پیش کشیده. ولی الله حبیب الله بشود و وقتی خودش را [پچ، پچ] داده تطهیرش کرده، شده حبیب الله خودش می‌شود معیار خودش. اصلاً بارقه‌های آنسویی به او روح می‌آورد، مهلتش نمی‌دهدد. وجد‌هایی براش می‌آید. حالا باید خیلی خودشو مواظب باشه. تو کتاب‌های اخلاقی، عرفان عملی همین اشاره را باز می‌کننددد. فرمایشاتی دارند که سال- مثال روح بلندش باز هم. اللهم صل علی محمد و آل محمد دیگر زرنگ آن بود که نکته رو گرفت و نوشت و انشاالله عامل باشه. اما هدیک‌مون رو تقدیم کنیم.

نماز و تربیت باطن

راستش هدیک‌ای که طی هفته تو ذهنم بود که تقدیم شما بکنم، یک هدیک دیگری بود در خصوص تقویت اراده. چون شما خیلی نیاز دارید برای شروع کار ارابسیاری ازتون قوی شود. آنو اجازه بدید هفته بعد بگم با توجه به فرمایش حضرت استاد درخواست صلوات شب و نماز شب و اینها نکته دیگر‌ای رو به ذهنم رسید روزی شما باشه. خدا رحمت کنه آقای بهجت رو که ایشون در بهجت الدعاش، کتاب بهجت الدعاش که هفته پیش آوردم ملاحظه فرمودید دارد این رو. ما در روبروی انشاالله قسمتش به زودی بریم روبروی ضریح آقامون علی ابن موسی الرضا نشسته بودیم و مشغول بودیم. نگاه کردم بغلم دیدم یک روحانی خیلی قشنگی دارد زیارت نامه می‌خوند اینها توجه کردم دیدم عه پسر آقای بهجته. با ایشون گفت و گو کردیم پیش امام رئوف و خاطراتی از پدرشون رو براشون گفتم. خیلی براش جالب آمد. اذیت و آزاری که بنده کرده بودیم به پدرشون.

بعد بهشون گفتم که یک هدیک‌ای حالا اینها با شما گفتیم شما هم یک هدیک از پدرتون به ما تقدیم کنید. ایشونم همین هدیک‌ای که تقدیم می‌کنندد رو فرمودند که در این چنین شروع کردند مقدمه رو. گفتند در قم یک آقایی بود، یک زن و شوهری بودن، بچه زیاد داشتن و الحمد لله این کودکان همه خوب شدن. همه تحصیل کرده و اهل ایمان و خیلی اهل عبادت و خیلی نورانی و بعد همه مونده بودن که این چگونه با این همه بچه همه خوب از آب درآمدن. بالاخره آدم چند تا بچه دارد یکیشون یکو خرده شیشه پیدا می‌کند مثل من و می‌زند زیر میز پدر مادرش. اینها همه خوب. و ازشون پرسیدیم سر این چیک؟ بعدم شما می‌بینیم که خیلی وقت نمی‌کنید، فرصت نمی‌کنید وقت بذارید برای تربیت کودکان. همش سر کار و... گفت هرچه هست تقصیر پدرته. گفتم چطور؟ گفت پدرتون یک دستور اولی به بنده داد.

سالیان سال من این کار رو دارم از جوونیم انجام میدم. این اثر آنه. چی؟ گفت پدرتون یک روز ازشون خواستم برای اینکه کودکانم خوب بشن دستوری بدید فرمودند نماز هدایت فرزند بخون. نماز هدایت فرزند رو آقای بهجت فرمودند که چهار رکعته. آقای بهجت فرمودند بهتر اینه که به جای چهار رکعت نماز شب‌ت بخونی. یعنی نیت می‌کنی هم نماز شب داری می‌خونی هم نماز هدایت فرزند می‌خونی. آقای بهجت فرمودند بهتره که پدر بخونه. اگر پدر به هر دلیلی نمی‌خوند، مادر بخونه. اثر بیشترش در خواندن پدره. حالا چه سری درشه الله اعلم. چهار رکعته در هر رکعت، در رکعت اول بعد از حمد ده بار آن آیهٔ “ربنا واجعلنا مسلمین لك ومن ذریتنا”. رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه آیهٔ “رب اجعلني مقيم الصلاة ومن ذريتي ربنا وتقبل دعاء”. رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه “ربنا هب لنا من ازواجنا وذرياتنا قرة اعين”.

نماز و تربیت باطن

همان دعایی‌ست که دعای قرآنی‌ست که امیرالمؤمنین ثابت در قنوت نماز عشاش می‌خوندد. قربونش بریم. رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه “رب اوزعني ان اشكر عليك”. این دعا. حالا میگم دوستان متنشو برای می‌فرستم بذاره تو کانال نگران نباشن و نماز که تموم شد دو تا دو رکعتیک. دو تا دو رکعت به هر دو رکعت به یک سلام. رکعت دوم تموم شد دستتو بلند می‌کنی ده مرتبه همان دوباره “ربنا هب لنا من ازواجنا وذرياتنا قرة اعين واجعلنا للمتقين اماما”. خیلی دعای عجیبیک. ده بار میگی و تموم می‌شود. این نماز هدایت فرزنده که هرچند یکی از نزدیکان ما بچه‌ش نماز نمی‌خوند. ما این رو بهش گفتیم انجام دهد. یک مدت انجام داد گفت عجیبه حاجی چه تأثیری کرد. پسرم افتاده به نماز خوندن. بر منکرش لعنت. فرمایش از امام صادقه.

شما برید اصل متن روایت رو از امام صادق صلی الله علیک به همین کیفیت هست اما تأکید علامه حضرت آقای بهجت پشتشه. این نیز هدیک ما. چون بحث نماز شب رو استاد تو صوتشون بیان کردند و ما هم تأکیدمون امروزم به نماز شب بود گفتیم هدیک امروزمون ربط به نماز شب داشته باشه. حالا این یک دستورالعملی‌ست که انشاالله انجام بدید. کیفیت نماز شب به چه صورت باشه؟ کسی که ابتدا سالک ابتدایی راهه به چه شکل باید بخونه؟ بعد حالا مرتبه دوم مثلا یک سال آن راه رو رفت بعد چگونه تغییر دهد نماز شب، شب‌شهرا. سال دوم همینطور سال راه سال سوم چهارم همینطوری کیفیت نماز شب به چه شکل باید بچرخه تغییر کنه که تو رشد کنی رو هم انشاالله می‌گوییم بهتون یواش یواش. این هم از این.

منتها به جهت اینکه خیلی امروز کار داریم فرصتمون هم زیاده و کار بسیار مهمی هم داریم برای مدخل ورود به درس اول رساله می‌خوایم با سرعت بریم تو بحث خوب دقت لازم است. این نیز حالا من خلاصه‌ای که نوشتم حالا یک مقدار خوشخط ننوشتم تند تند پیش این شهدا که الان رفتیم زیارتشون و توسل کردیم تند تند همانجا نشستم نوشتم و خوشخط نشده. این رو خوشخط می‌نویسم باز عکس می‌گیرم میدم ون بذاره تو کانال نگران آنم نباشید. کلیت بحث امشب رو. بحث ما چیک؟ اصلاً چرا می‌خوایم این بحث رو الان مطرح کنیم؟ به جهت اینکه در جلسه اول درس اول رساله بحث تعلقات دنیویک رو مطرح می‌کنم. بعد این دنیا چیک؟ اصلاً دنیا کجا قرار گرفته که ما در دل دنیا هستیم که این تعلقات عارض می‌شود؟ ما این را باید بدونیم. فرمایش خود مولاست دیگر.

ولایت و سیرهٔ امیرالمؤمنین

امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلام فرمودند رحم الله من علم خدا رحمت کنه، امرأ من علم امرأ من علم خدا رحمت کنه مردی رو که علم بداند. بداند که چی؟ من أین از کجاست، از کجا آمد. فی أین الان در کجا قرار دارد؟ إلى أین به کجا می‌رود؟ این سه تا رو اگر کسی بدونه پیداست از سیاق فرمایش مولا وارد می‌شود بر سعه رحمت حضرت حق. همینطوری بگوییم یا ابا رحمة‌الله الواسعه یا ابا عبدالله ما رو در بر بگیر. این نیز یک توسله آقا معلومه جواب میده که این سه تا سیری که داریم این سه تا سیر رو کسی بداند علم مولا فرمود همین که دانست وارد بر رحمت حضرت حق شده به دعای امیرالمؤمنین ظاهراً علم نظریک. ظاهرش. بدانی از کجا آمدی الان کجایی به کجا میری. اما چون دعایی که خیلی کم توجه به این دعائه می‌شود چون دعای مولا علی پشت چنین کسیک. می‌خوای بری وارد رحمت خدا بشی؟

بسم الله از این سه حیث علم نظریت رو ببر بالا. برای همین ما می‌خوایم یک مقدار امشب حیثیت نظری کار کنیم. یک مقدار دشواره، کلمات پیچیده‌ست. اگر سؤال ایجاد شد در قسمت پاسخ به سؤالات من در خدمتتون هستم. برای اینکه بحث خیلی کامل شود از روی دست نوشته خودم برای شما نمی‌نویسم و عرض نمی‌کنم. از کتاب شریف عقلانیت شهود جلد یک که تحریر فصوص الحکم ابن عربی‌ست توسط حضرت علامه جوادی آملی از رو البته ایشون خیلی مفصل می‌گوید من برای اینکه هم وقت نداریم هم اینکه خیلی از مقدمات طی نکردند. چرا کودکانی مسجد بلال الان راحت الحلقومه براشون. اما با اضافات. مثلا ما مراتب رو تقریباً کلیاتش رو اجمالاً برای کودکانی مسجد بلال گفتیم. ربط هر مرتبه رو هنوز نگفتیم. امشب می‌گوییم که آن ربط خیلی کمک می‌کند که ربط به آن مرتبه رو بشناسی به آن ربط توسل کنی که به آن مرتبه دسترسی پیدا کنی.

ضمن اینکه ما تفصیلی‌تر امشب مراتب وجود رو بیان می‌کنیم، نه به آن اجمالی که در مسجد بلال گفتیم. یک عزیزی که خوشخط باشه خودش زحمت بکشه از آقایون بیاید. اگر زحمت بکشه ثوابشو می‌برد. من میگم این جملاتی که میگم رو بنویسه هممون دعاش می‌کنیم برای سلامتیش صلوات. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه همینجاست. خدا خیرتون دهد. مراتب وجود قطعاً از کجا شروع می‌شود؟ أمن شيء این را هر جا من گفتم شما بنویسید. ام به ایشون شما بنویسید. آن آیهٔ شریفه "أمن شيء إلا عندنا خزائنه" طلیعه بحث مراتب هستیک. هیچ چیزی نیست من و شما یکی از اشیا هستیم. می‌خوایم بدونیم از کجا آمدیم دیگر. هیچ چیزی نیست إلا پس همه چیز شاملش می‌شود. ما همه همین‌جورییم. عندنا خزائنه ما مقاممون ابتدا کجا بوده؟ مقام اندیک است. مقام اندیک است بوده. حالا این اندیت در کجا قرار دارد؟

می خوایم الان بازش کنیم

می‌خوایم الان بازش کنیم که حضرت استاد در خواستید نگاه کنید حضرت آقای جوادی آملی در صفحه چهارصد و بیست و دو همان ابتدای صفحه می‌نویسنددد حقیقت شما بنویس حقیقت مطلقه وجود. بنویسید جلوش خط فاصله جلوش بنویسید ذات لا به شرط مقسمی. ذات لا به شرط، به شرط نه با شرط نه به شرط، به شرط مقسمی. مقسمی آره مقسمی. آف آف سین مقسمی. خط فاصله. الان اینها رو توضیح میدم نترسید. مقسمی بله درسته. همه بنویسید همه شما هم بنویسید پای تخته همه همی‌شود از شهودش، ای گفتید؟ همه همی‌شود از شهودش محجوب‌اند. احدی به شهود این مرتبه نمی‌رسد. این تا خط فاصله. بله بنویسید شما خط فاصله بذارید.

حالا بنویسید هیچ مخلوقی در مراتب نزول و صعود، در مراتب نزول و صعود از فیض خدا یعنی مرتبه، هیچ مخلوقی در مراتب سیر نزول و صعود، نزول و صعود از فیض خدا، از مرتبه فعلی یعنی همین مرتبه‌ای که الان داریم می‌گوییم بالاتر نمی‌رود. این یک نکته‌ای. حالا این رو من خدمتتون عرض کنم. شنیدن آن سودمند است حضرت علامه، حضرت علامه جوادی آملی می‌فرماید حقیقت مطلقه وجود همان هویت مطلقه‌ای است که اسم و رسمی برای آن، اسم و رسمی برای آن نیست یا هست؟ نیست. احسن نیست. آنجا دیگر لا رسم و لا اسمه. حقیقت مطلقه وجود. آن حقیقت برتر و فراتر از فهم حکیم، اصلاً هیچ حکیمی نمی‌تواند آن رو بفهمه و حتی شهود عارف. عارف هم نمی‌تواند شهود کنه. حالا تو یک کلمه بخواهیم اسم براش بذاریم باید بگوییم چی؟ ذات غیبی یا غیب الغیوب. می‌توانید آنجا توی پرانتز شما بنویسید ذات غیبی، خط فاصله غیب الغیوب.

آخه جلوش بنویسه دیگر جا نمی‌شود خیلی مطلب هست. اگرچه با بخوایم نخوایم باید پاک کنه چاره‌ای نیست. غیب الغیوب. بله به یک معنا این مرتبه رو مرتبه وجود به هم گفتند. ذات، ذات یعنی در حقیقت بهش می‌گویند آن ببین یک وجود داریم یک وجود. وجود ذات مراتب. همین مراتب رو داریم می‌خوایم از ذیل خود همین حضرت غیب الغیوب بشماریم بیاییم پایین. آن ذات مراتب، مراتب وجود هست؟ اما الان این وجود واجب الوجود این واج وجود واجب اصلاً مرتبه بردار نیست. یک حقیقت کلی‌ست. این از. این می‌شود ذات غیبی که حالا ببینم بارها البته ما تو بحث و بحث‌هامون گفتیم آیا این منظور نظر قرآن هم هست یا نیست؟ یعنی ما رو دعوت کنه به ذات غیبی. بگویید برید ذات غیبی رو پیدا کنید و مشهود شما شود. احسن آنجا نوشتید دیگر. همه بزرگان فرمودند غیب الغیوب ذات غیبی مورد نظر قرآن نیست.

نفس و مراتب وجود

حتی دعوت انبیا هم به غیب الغیوبی نیست. فقط اینکه شما کلیتی بدانی که این حقیقت غیب الغیوب است و هرچه در عالم پیاده شده از این حقیقت پیاده شده. این تا اینجا. بریم سراغ رتبه بعدی. حالا آقای جوادی آملی چون تو کتابش می‌رود سراغ مقام اح-احدییت بعد واحدیت بعد می‌رود سراغ نفس الرحمن برای اینکه به دلیلی بحث و درستیش هم آنه ها. اما برای اینکه شما گیج نشید الان می‌رویم سراغ رتبه، رتبه مادون واجب که به در حقیقت اولین چیزی‌ست که از خدا صادر شده. بهش می‌گویند صادر اول. خلق نیست یعنی حد و اندازه ندارد چون خلق حد دارد اندازه دارد. شما بنویسید روی تخته. یک خط بکشید زیر این یعنی رفتیم شروع شد دیگر مراتب وجود شروع شد. وجود لا به شرط قسمی. آن بالا مقسمی بود این قسمی. لا به شرط وجوده. لا به شرط قسمی. چرا لا به شرط؟ هیچ شرطی براش نیست. مطلقه دیگر. نفس الرحمن.

خط فاصله بنویسید. نه به شرط شیء است، نه به شرط شیء است، نه به شرط لا. اصلاً هیچ شرطی برنمی‌دارد، کلیک. خط فاصله ادامه بدید. هویت ساری در جمیع موجودات. در جمیع موجودات. خط فاصله. همه مراتب از جمله احدیت و واحدیت را همه مراتب از جمله احدیت و واحدیت را زیر پوشش می‌گیرد. یک اطلاق کلی دارد. حالا این رو دیگر بچه های مسجد بلال بارها ازش براشون گفتیم. بهش می‌گویند صادر اول. حدود صد تا اسم دارد این. بعضی‌ها بهش حقیقت الحقایق گفتند. البته حقیقت الحقایق رو به صورت وجود مطلقه وقتی میگیرن خود ذات غیبی می‌شود ها. ولی تو مراتب وجود که میگیرن به این می‌گویند. بهش مقام جان؟ اصلاً، اصلاً فعلاً از، از، از ما صحبت می‌کنیم نه صفات، نه تعینات، هیچی. این خلق نیست که تعین پیدا کنه. این که بخواد ظهور آنچنانی پیدا کنه. این صادره.

برای اینکه آنانیی که از اینها که نبودن یک مثال میزنم قشنگ راحت‌الحلقوم می‌شود براتون. برای اینکه این را درست متوجه شویم بزرگان مثال نفس خودمون رو زدن. بهش می‌گویند نفس الرحمن چرا؟ نوشتید نفس الرحمن؟ لطفاً بنویسید نفس الرحمن یا صادر اول. همین پایین بله این پایین. نفس الرحمن. یک فتح بذارید رو ف که نفس خونده نشه. نفس الرحمن یا صادر اول. خلق صادر با ف خلق چیک؟ خلق حد خورده، ماهیت دارد، قید دارد، اندازه دارد. بی‌انتها نیست. هر خلقی یک حدی دارد اما صادر مطلقه. به قید اطلاق. ذات غیب الغیوبی فرقش با این چیک؟ بلند بگویید خواهرام. قید اطلاق دارد. قید ندارد. ندارد. ذات غیبی قید اطلاق، قید اطلاق ندارد. مطلقه بدون قید. اما این مرتبه مطلقه با قید اطلاق. مقید به کلیک. چرا بهش می‌گویند مطلق؟ به جهت اینکه این رو ما تو مسجد بلال نگفتیم، کودکانی مسجد بلال خوب توجه کنن.

نفس و مراتب وجود

به جهت اینکه اسمش رو خودشه، هویت ساری. به جهت اینکه از آن اعلی مرتبه وجود یا خلق بگیریم که می‌شود چی؟ رتبه احدیت. از آنجا رو می‌رود تا انزل مراتب که در کجا قرار دارد؟ الان حضرت عالی نشستین. دنیا، طبیعت. همه رو شامل می‌شود. یعنی این هویت ساریک در همه موجوداته. مثل این مثالی که خواستم بزنم همه فرمایش. الان چرا به اشیا و نظام اصلی می‌گویند کلمات وجودی نظام اصلی، کلمات. من الان دارم با شما صحبت میکنم. آن چیزی که پشت این کلماتی که دارد بر لسان من جاری می‌شود هویت ساریک است و آن دارد این کلمات رو بهشون فیض میده که ظهور کنن نفس منه. [هوا گرفتند از بینی] کلی اصلاً قید ندارد. این نفس وقتی که صادر از منه، این خلق من که نیست چون اندازه ندارد [هوا گرفتند از بینی] یک حقیقت کلیک. این وقتی خورد به مخارج حروف به کمک فم و لب و زبان و سقف دهان چی می‌شود؟

این حروف با هم ازدواج می‌کنندد، حد میگیرن. محدود می‌شوند اصلاً. می‌شود این کلمه، این کلمه، این کلمه. حالا این کلمات با هم ازدواج می‌کنندد. "سبحان الذي خلق الازواج كلها". ازدواج می‌کنندد می‌شود جملات. جملات ازدواج می‌کنندد می‌شود موضوعات همینطوری پشت سر هم کلمات دارد میریزه بیرون. این کلمات خلائق‌اند، خلق‌اند. من دارم الان با کلمات خودم خلق میکنم. کلمه رو خلق میکنم. حالا فرق خلق با برش دادند یا عرضه‌ صورت بخشیش چیک؟ آیک‌ش چی بود؟ آیات آخر سوره هشت "هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنی". ما هنوز به مرتبه الوهیت یا الله تازه نرسیدیم‌ها. این کلیک. الله رو هم زیر پا و پر میگیره این؟ بله. همه اسماء رو زیر پا و پر میگیره.

از آن بالاترین مرتبه که احدیت، احدیت هم وحدت جمع الجمعه و ب-بلاتعین و بلااسم و بلارسم کلیک که روح ما از آن جنسه از آنجا رو این هویت ساری میگیره می‌آید تا انزل مراتب. همراه همه هست. بهش می‌گویند رقب منشور. عرض شود مثلا پرده‌ای که آویخته نور مرشوش نوری که منتشر شده. اسماء زیادی دارد. حالا این نفس من وقتی خورد کلمات حد گرفت، آن کلماتو بهش می‌گویند خلق. حالا در فرق خالق، بارئ و اِمم مصور حضرت استاد فرمودند خالق اینه که شما وقتی می‌خوای مثلا یک لباسی رو بدوزی اول نقشه‌شو می‌کشی. آن نقشه‌کشیدن یعنی حد دادند، اندازه‌شو مشخص کردند. خلق اصلاً یعنی اندازه. یک قدری دارد. ادامه‌ی آن آیهٔ که ما اشاره به آن مرحله اول کردیم "ام من شيء عندنا خزائنه". دنبالش فرمود "وما ننزله إلا بقدر معلوم". آن قدر اندازه است. حدیک که میخوره بهش می‌گویند ماهیت.

نفس و مراتب وجود

بهش می‌گویند ماهیت، ماهیت به علاوه وجود. وجود رو از کجا میگیره؟ از هویت ساری، از نفس الرحمن. این همان فیضه. وجود رو اینجا بگیرید فیض، فیض الهیک. اصلاً اولین فیضی که ما از خدا گرفتیم به یک معنا اولین رزقی که ما از خدا گرفتیم وجود ماست. وجود ما. چرا شما وجودت اینه من و-وجودم اینه؟ به جهت قدرمونه، به جهت اندازه‌مونه، به جهت حدمونه، به جهت ماهیتمونه. کل ممکن زوجاً ترکیبی احسن. دیگر ذیل این دیگر می‌شود همه ممکنات. همه ترکیبن. اینجا دیگر ترکیب نیست. از اینجا به بعد ترکیبن. ممکن به علاوه‌ی حدش، ماهیتش که همه اینچنین‌اند. حدش، اندازه‌ش، قدرش. تا اینجا متوجه شدید؟ مشکلی ندارین؟ این نفس الرحمنه‌. پس همراه همه هست. الان یک خروجی عجیب بگیریم از درس.

اگر فیض الهی که مستقیم از ذات غیبی منتشر شده، نفس الهیک همراه هر موجودی هست که وقتی خدا اندازه‌شو مشخص می‌کند خالقه. بعد وقتی برش‌ش میده بارئه. آن اندازه رو جدا می‌کند از مثل موجی که از دریا جدا شد. آن جدا شدن موج از دریا، موج رو بگیر وجود خودت از دریای وجود. آن موج می‌شود، آن موج که جدا شد می‌شود بارئ. حالا مصور چیک؟ می‌دوزش. این جدا شده رو شکل بهش میده، صورت بهش میده، می‌دوزش اصطلاحاً. آن می‌شود مصور. این عملیات بر همش ذیل این اتفاق میفته. من که هم خلقم هم خلقت بر من اتفاق افتاده. هم اسم البارئ حضرت حق بر من پیاده شده که اندازه‌ام رو جدا کرده. من همه‌ی هستی نیستم که. من یک حد و اندازه‌ای دارم. هم صورت و شکل دارم. اسم المصور بر من پیاده شده. این‌ها همه به اضافه‌ی چی بود؟ چی بود به علاوه؟ ماهیت. چی به اندازه‌ی حد، به علاوه حد؟ بلند. وجود احسن.

وجود چی بود؟ فیض. فیض چی بود؟ نفس حضرت حق. دیدی یکی عاشق یکی می‌شود می‌گوید نفسم، نفسمی. اینها رو حساب این کلمات. یعنی نفس خدا شده شما اینطوری بگم. منتها آن نفس کلی اندازه گرفته. به خودش یک حدی رو گرفته که بهش می‌گویند ماهیت. حالا اینکه این ماهیت از کجا می‌آید این اندازه به چه خاطر، اینها بحث‌های خیلی مفصلیک که الان جاش اینجا نیست. خسته میشید جان. هم صادر اول همراه همه هست. نه دیگر. تا درس خس و صعود، آنجا برای همین نوشتیم دیگر. آن بالا نوشتیم که هیچ مخلوقی در مرتبه سیر نزول و صعود از فیض خدا، فیض چیک؟ نفس الرحمن مخصوصاً ما نوشتیم بالاتر نمی‌رود. روح نه روح ذیل اینه، ذیل اینه، زیر اینه. رتبه بعدیک. اینکه زیر اینه یعنی نه این که این تموم شد رتبه بعدی که احدیته. نه اشتباه نشه ها. این اشتباه نشه. تاکید دارم می‌کنم. این دیگر همراه همه هست.

نفس و مراتب وجود

این دیگر کلیک دیگر همراه همه است. فیضه، فیض وجود. این نباشه اصلاً وجود نیست، عدمه. الان به آن هم میرسیم. حالا آن فرض فرق بین فیض اقدس و مقدس رو می رسیم. این تا اینجا اینطوری بخوایم بریم جلو ما دو سه جلسه باید بریم تا این تموم شه. بذارید رد شیم. این از حقیقت کلی فیض. پس نفس خدا همراه تک تک ما هست که حالا فرق به اینکه چرا شما شدی آقای روحانی من شدم عبد الزهرا. چرا شما شدی آقای محمدی، ایشون شده فلان. این -- این شما این شدی، آن، آن شده به جهت یک ماهیتته، اندازه‌ته، حدته، قدرته که سر القدرتو امام عصر میبینه تشخیص میده این فیض رو به تو میرسونه. دو به جهت اسمیک که در تو پیاده شده اسم اصلی. همه اسما در همه شما پیاده شدن. الحي در شما هست که حیات داری. السميع هست که می‌شوندوی. البصير هست که می‌بینی.

اما آن اسم اصلی که اسم اعظم وجودی توئه که بهش می‌گویند سر السر، آن وجه تمایز همه ماست. به آنم انشاالله می‌رسیم. ممنونم. اینهایی که من دارم به شما میگم تلفیق بین حیثیت نظر و عمله. کسی بتونه اسم اعظمشو پیدا کنه گل زده. به وقتشم می‌گوییم. نه تغییر می‌کند دیگر. آن اسم اصلی که ما از آن منشأ شدیم تغییر نمی‌کند. اما در سیر صعودی چرا. آن هم می‌تواند جاشو به یک اسم دیگر دهد. حالا اجازه بدید سؤالاتونو در قسمت سؤالات بگوییم. برای اینکه خسته نشید رد شیم ها. این را اینجوری بخوام توضیح بدم باید تو همین یک دونه می‌مونیم. این فعلاً کلی داشته باشید. حالا بعد آن‌قدر چکش کاری می‌کنیم، صحبت می‌کنیم. کسایی که از این حرفا خیلی دوست دارن بیان مسجد بلال. اگر انشاالله جلساتش ادامه پیدا کرد آنجا در خدمتتون هستیم. می‌رویم سراغ...

حالا اینجا می‌گوییم مرحله و یا رتبه بعد دیگر حواسمون به اینجا باشه. نه یعنی دیگر فیض الهی یا وجود مطلق با قید اصطلاح یا صادر اول تموم شد، رتبه بعدی شروع شد، نه. این دیگر تا آخر همراه همه هست. حالا وقتی احدیت رو حضرت علامه می‌خواهد بیان کنه می‌فرمود وجود به شرط لا را احدیت می‌نامند. شما بنویسید، یک خط بکشید. وجود به شرط لا را احدیت می‌نامند. احدیت می‌نامند. خط فاصله جمع الجمع یکی از اسامیش اینه. جمع الجمع. خط فاصله بنویسید همه اسما و صفات، همه اسما و صفات در آن مستهلک‌اند. مستهلک‌اند، از هلاک می‌آید. مرحله استهلاکی اسما و صفاته. توی پرانتز آخر سر بنویسید با عینه بنویسید عما با عین. عما. از پیغمبر عزیز عالم پرسیدن یا رسول الله خدا قبل از خلقش کجا بود؟ چی بود اصلاً؟ سؤال قشنگیک. قبل از اینکه خلق کنه. پیغمبر فرمود عما بود. عما، عما آن در عما بود.

عما آن حالت به هم

عما آن حالت به هم فشرده‌گی، چسبندگی ابرودای متراکم رو می‌گویند. یعنی تو این رتبه بود قبل از خلقت. چرا؟ چون می‌گوییم قبل از خلقت. وقتی می‌گوییم خلق یعنی اندازه اسم می‌آید تو کار. یک اسم می‌آید تو کار می‌شود اسم اعظم وجودی تو. اینجا که همه اسما و صفات مستهلک‌اند اصلاً به نحو کلی‌اند. تعینی، یعنی ظهوری ندارن. اسما و صفات اینجا ظهور ندارن، کلی‌اند. حالا الان داریم به اهمیت و عظمت وجودی خودت پی می‌بری که هیچ موجودی این رو ندارد جز تو. چی رو؟ کدوم یک از مراتب وجودی ما جنسش از اینجاست؟ از احدیت؟ احسنت، روح. روح ما جنسش از این رتبه‌ست، کلیک. پس ما می‌توانیم از طریق روحمون به این رتبه برسیم. پیغمبر به نظر شما به این رتبه رسید یا بالا، بالاتر از این؟ بالاتر از این. بالاتر از این باز دارم میگم نه آن یک رتبه تموم شبسیاری از.

یعنی اینکه اصلاً خودش شد فیض اصلی، خودش شد نفس الرحمن پیغمبر. البته ناظر به قوس صعوده استاد می‌فرمود. نه در قوس نزول یعنی تا آمد تو این دنیا نفس الرحمن بود، نه. توی این دنیا بر سر بندگی چه کرد؟ رفت رسید به مقام صادر اول. این نیز از مقام لابد شرطی جمع الجمعی احدیت. بریم سراغ رتبه بعدی. بنویسید، یک خط بکشید می‌زند. بنویسید وجود. نه مقام صادر اول. از کجا؟ صادر اول. این هم هست دیگر. اصلاً این احدیت همراه صادر اول مگه نیست؟ یا بهتره اینجوری بگوییم صادر اول همراه احدیت هست دیگر. پس احدیت هم رتبه پیغمبر هست. روح عالمه دیگر. بله هر طور راحتی. من که نمی‌خواهم ببینم هر طور راحتی بذارید. من فقط به شما میگم.، مرتبه بعدی. بنویسید وجود به شرط جمع اشیا. وجود به شرط جمع اشیا. وجود به شرط جمع اشیا. خط فاصله می‌شود چی کودکان؟ مرتبه احسنت، واحدیت. واحدیت.

یک اسم دیگر این مرتبه چیک؟ هرکی گفت مسجد بلال یازده جواب باشم. تشبّه آره. احسنت. کی بود گفت لاهوت؟ آفرین واق بالی. یک اسم دیگر این مرتبه هست لاهوت. یک اسم دیگر‌ش؟ آفرین الوهیت. یک اسم دیگر هم دارد. خیلی هم به درد بخوره این می‌آید به ماده این دیگر شروع کثرته دیگر شروع ظهور اسماء و صفاته. هنوز تعین پیدا نشده. آن تو جبروت تعین یعنی عینیت پیدا می‌کند می‌شود عقل. آن جبروت ما-مادون اینه. تو خود این اسماء و صفات ظهور می‌کننددد بدون تعین. شدت نوری‌ان. اینجا شروع کثرته یعنی کثرات همان کمالات الهی رو بگیرید. کمالات الهی اسماء و صفات الهی‌ان. اینجا شروع می‌شود. وقتی شروع می‌شود کثرات یعنی نیاز به پرورش دارن، نیاز به رزق دارن، نیاز به قوّه دارن، نیاز به اراده دارن، این اسماء باید درشون پیاده شود. احسن. اینجا کار، کار ربه. اینجا می‌شود رتبه ربوبیت.

یک اسم دیگر اینجا هست

یک اسم دیگر اینجا هست ربوبیت بنویسید بیزحمت ربوبیت. مرتبه ربوبیت. مقام خلوص. مقام؟ نه. احسن، احسن. بله شما زودتر گفتید دیگر. آن رتبه‌ای در وجود ما که با این مرتبه عالم هم جنس قلب ماست. قلب محل سان دیدن حقایقه. آنچه که شما استیعاد می‌کنید، صید می‌کنید، می‌فهمید، می‌چشید، می‌رسید؛ باید ش، سان دیگر. یعنی در محضر شما حاضر بشن. آن مرتبه قلب شماست. پس با قلب می‌شود به اینجا رسید. کدوم آیهٔ اشاره به این رتبه دارد؟ کی می‌تواند آیهٔ شو بگه؟ رتبه واحدیت. بارها گفتیم آیهٔ شو. "أنزل". شما بنویسید خط فاصله. "أنزل من السماء ماء". "أنزل من السماء ماء فسالت أودیت". حالا تا همین جا بسه شما دیگر به ادامه‌ش نرید. "فسالت أودیت بقدرها". هر وادی بارون از آسمون می‌بارد. "أنزل من السماء ماء".

وقتی این سیل "فسالت أودیت" این سیل راه می‌افتد تو وادی‌های مختلف، هر وادی "بقدرها" به اندازه قدر و اندازه خودش از این آب از این سیل بهره می‌گیرد. این سیل چیک که آمده؟ آن بالا گفتیم دیگر. فیض. فیضه. احسن. فیضه. فیض وقتی می‌آید تو مرتبه کثرت، اینجا دیگر شروع کثرته. خودشو با چی نشون میده؟ اسماء و صفات. آفرین با اسماء و صفات الهی. اسماء و صفاتو بگیرید کمالات حضرت حق. مثل این که یک نقاش، نقاش وقتی نقاشی رو می‌کشد دارد عینیت میده به کمال خودش. نقاش این نقاشیشه. چی این عینیتی که الان رو کاغذ کشیده شد چرا کسی دیگر نمی‌تواند این را بکشه؟ تو می‌توانی. چون یک کمالی در وجود تو هست، آن کمال ظهور کرده شده این نقاشی. آن کمال چیک؟ اسم توئه. حالا اسم من اسم کیک؟ اسم الله. من کیم؟ من چیم؟ اینطوری که نگاه می‌کنی همه عالم اسم الله. همه عالم کمالات الهیک که پیاده شده.

"لا هو إلا هو". هیچ چیزی جز آن نیست. همه کمالات او هستن. این نگاه رو چه می‌کند با انسان. اینها درست می‌دونم امروز برای برخی خیلی دشواره. این پا آن پا می‌شوند، سختشونه. ولی صبور باشید، فرار نکنید از حقایق عالم. شما از خودتون فرار می‌کنید اگر از این جلسه فرار کنید. صبور باشید یک مقدار تو دام عشق علامه باشید، فعلاً فرار نکنید، مثل کبوتر جلب بشید فعلاً. بعد رفته رفته این تو عملیات بندگی و سیر و سلوک خودشو نشون میده. در بحث هشت جلسه صلاة فاطمیک ما چجوری از این استفاده کردیم؟ گفتیم شما وقتی الله اکبر رو می‌خوای بگی دستت به مقام حیمان می‌خواهد بیاید بالا. حیمان حضرت حق رو می‌بینی. تمام اسماء و صفات همه کثرات و غیر الله رو همه رو نفی می‌کنی حتی وجودات رو. یعنی من نیستم، هستم اما من نیستم. من از اینجا آمدم. حضرت حق ظهور کرده شده من و خارج از منم همینطور.

نماز و تربیت باطن

چه در نظام آفاقی بیرون از من، نظام انفسی در من. وقتی شما این رو درک کردی همه وجود رو یکپارچه وجود مطلق دیدی که ظهور کرده شده این کثرات، آن موقع الله اکبر نمازت ببین چه بلایی سرت بیاره. به این می‌گویند مقام حیمان. محی مین. تو جزوه‌های کودکانی مسجد نباوه متأسفانه دیدم یکی نوشته بود محی من، محی من اسم خداست یعنی نگهدارنده. محی من نه، محی من. ببین محی مین مقام حیمانه. محی من. محی من نه. حیمان. به جایی می‌رسد که هرچی هستو خدا می‌بیند. چه نمازی شود؟ این نماز می‌شود صلاة. این می‌شود معراج. صبور باشید بفهمیم کجا بودیم به کجا آمدیم. حالا من خیلی اجمالی دارم رد میشم دارید اذیت می‌شید. بله روایات و آیات زیادی هستن که دلالت بر این رتبه‌ها دارن من رد میشم که بتونیم انشاالله امروز البته بعید می‌دونم احتمال زیاد می‌افتد برای جلسه بعد بقیش. این تا اینجا.

که "أنزل من السماء". یک فرمایش دیگر مولا دارد "ما کل شيء إلا بمقارنة وغير کل شيء إلا بمزايلة". این هم اشاره به همین رتبه دارد بریم رتبه بعدی. بسه فعلاً وا-واحدیت بسه. بکنید آره اشکال ندارد. یک صلوات بفرستیم. حالا خیلی دقت می‌خواهد از اینجا. ما این رو به بچه های مسجد بلال نگفتیم. بچه های مسجد بلال هم خوب پیاده باشن و گوش بدن. هویت ساری، همان نفس الرحمن. بنویسه خط بکشه بنویسه. رتبه بعدی. هویت ساری با اخذ اسماء فعلیک... حالا این را یک لحظه پاک کنید، لحظه پاک کنید. بذارید فرمایش خود حضرت علامه رو بگم. نه این را پاک کنید. شما هم که نوشتید پاک کنید تو کاغذاتون. یک جمله بهتر بگم. بله بنویسید هویت ساری چون با مرتبه احدیت و واحدیت اخذ شود، هویت ساری همان نفس الرحمن چون با مرتبه احدیت و واحدیت اخذ شود اسمش چیک؟

نبایدم بدونید چون نگفته بودیم اخذ شود یعنی لحاظ شود یعنی هویت ساری، هویت ساری رو تو مرتبه احدیت و واحدیت که بالا تعریف کردیم ببینیم. اسمش می‌شود فیض اقدس چون رتبه بالاست دیگر. فیض اقدس. حالا شما رو تخته ننویسید. علامه جواد اصفهانی فرمود زیرا در این مرتبه فیض به صورت کثرت عینی اشیا ظهوری نداشته و به تعبیر حضرت استاد الهی قمشه‌ای اقدس از شعو هر گونه کثرت است و چون با اسماء فعلی اخذ شود اسمش فرق می‌شود، فرق می‌کند. پس این تا اینجا. الان ببینم طول نمودار بالا تا پایین. الان فیض اقدس کجا می‌شود؟ [همهم است] این که همراه همه هست. الان این احدیت و واحدیت از طول نمودار یعنی چی؟ اقدس. چرا اقدس؟ [همهم است] یعنی خیلی مقدسه. مرتبه‌ش چی بود؟ روح و قلب. خیلی مقدسه. وای به حال کسی که روح و قلبش آلوده شود. بیچاره‌ست. یعنی تطهیر روح و قلب جز با امام معصوم امکان ندارد.

سیر و سلوک و طلب وجودی

البته روش‌هایی دارد که امام معصوم این کارو برای شما انجام دهد. در س- بحث سیر و سلوک اینها رو باید براتون بگوییم. جلوش بی‌زحمت خط فاصله بذارید. چرا بهش می‌گویند فیض اقدس؟ بنویسید چون اقدس از شعو کثرت است. تو پرانتز بنویسید از شعو- از شعو با ب. یعنی مشووب نیست، آلوده نیست، شعو شعو کثرت است. تو پرانتز بنویسید ظهور علمی. ظهور علمی، علمی. پایین خط پایین ادامه‌ش بدید بنویسید تلیعه قوس نزول. تلیعه قوس نزول. اینجا رو کودکان مسجد بلال باز با دقت گوش بدن. قربونتون برم. اینجا گفتیم ظهور علمی. پروردگار سبحان در فیض اقدسش، در فیض اقدسش مشوبه به کثرت نیست. عاری از شعو کثرته. یعنی خلائق اینجا نیستن. به صورت کلیک اینجا فیض لذا اقدسه. اگر به صورت کلیک و هنوز تعین پیدا نکرده بهش می‌گویند چی؟ می‌گویند صورت‌های علمیک. صورت علمیک. صورت علمیک چی بود؟ اعیان ثابته.

لطفاً آن پایین خط فاصله بذارید بنویسید مرتبه اعیان ثابته. مرتبه اعیان ثابته. ما یک عینیتی داریم در خلقت و کثرت همین که هستیم. یک عینیتی داریم که ثابت بود در ذات، در حضرت حق، در ثغر ذات و ثغر ربوبی. این دو تا متفاوت‌اند. حالا کلی بگیریم ثغر نفس. آن عینیت ما رو بهش می‌گویند عین ثابت. آن چیک؟ آن علم خدا به من و شماست. قبل از اینکه پیاده شویم. یعنی خدا به من و شما علم داشت یا نه؟ به آن می‌گویند صور علمیک در ثغر نفس باری. این آن مرتبه است. مرتبه بسیار اعلی و اشخص. الان آنجا نوشتیم تلیعه قوس نزول یعنی چی؟ قوس نزول اینجا آغاز می‌شود. هویت ساریک توش هست یا نه؟ نفس الرحمن گفتیم همه جا هست. اینجا مرتبه هم احدیت بعدش می‌شود واحدیت. این مرتبه علمه که برخی گفتند رتبه علم در کجا قرار دارد؟ مرتبه اعیان ثابت در کجا قرار دارد؟ این اسمش رو خودشه دیگر.

چون اولین رتبه در قوس نزوله چه اسمی اینجا ظهور کرده؟ اولین مرتبه در قوس نزوله چه اسمی ظهور کرده؟ الاول. الاول. پس رب این رتبه می‌شود چی؟ الاول. آن ربی که به یک معنا اسمی که از حضرت حق در این رتبه پیاده‌سازی می‌شود می‌شود الاول. این رتبه مربوط بود به چی؟ در ما جنسش، جنسیتش در ما چی بود؟ روح و قلب. پس ما داریم یک چیزایی می‌فهمیم. از طریق اسم الاول می‌توانیم ارتباط بگیریم با این فیض اقدس، آن رتبه اعلی وجود خودمون یعنی با روح و قلبمون. حالا ثور علمیک اگر اینجا هستن آیا اسم دیگر‌ای هم می‌تواند اینجا اختصاص پیدا کنه؟ چون ثور علمیک اینجا هستن. یعنی اعیان ثابته. احسنت آقای روحانی و آقا علفذ هم گفتند. اسم العلیم هم اینجا به نحو کلیک، اجمالیک، تفصیلی نیست، باز نشده، کلیک. وجودش هم که ثییک دیگر. حالا لطفا اگر خط بکشید بریم سراغ فیض فیض مقدس. بنویسید ظهور چی؟

هویت ساری هویت ساری با

هویت ساری. هویت ساری با اخذ. آن بالایی‌ها هویت ساری با مرتبه احدیت و واحدیت شد فیض اقدس. چی مونده الان؟ چی مونده که بخواد آن فیض شود فیض مقدس؟ ما یک اسماء ذاتی داریم، یک اسماء فعلی داریم. اسماء فعلی. فاعلیت تو دست دارن. همه کاره عالم‌ن اسماء فعلیک. عملیات رو آن‌ها انجام میدن. پیاده‌سازی رو آن‌ها انجام میدن. اینجا می‌شود هویت ساری با اخذ اسماء فعلیک. هویت ساری با اخذ بنویسید اخذ اسماء فعلیک. اسمش می‌شود چی؟ فیض مقدس است. توی پرانتز برای اینکه قاطی نشه با آن مقام علمیت و ظهور علمی تو پرانتز بنویسید ظهور عینیک. ظهور عینیک، اشیا‌عه. این اگر گفتید شامل کدوم مراتب می‌شود این فیض مقدس؟ آن احدیت بعدم واحدیت که شروع ظهور کثرت اسماء و صفاته اما بلا تعین، هنوز تعین پیدا نکرده.

اولین مرحله‌ای که خلقت عینیّت پیدا می‌کند از آن حالت علمی و کلی خارج می‌شود، عینیّت پیدا می‌کند. آن مرتبه؟ آفرین به، جبروت بود. این عینیّت فقط در مرتبه جبروته؟ آیا ملکوت عینیّت ندارد؟ بالطبع دارد وقتی آن جبروت که عالم عقوله، عالم عقله، کلی‌تره، ثعی‌تره. پس مرتبه پایین‌تر که ملکوته، آنجا هم عینیّت دارد. کثرتش هم اتفاقا بیشتره. هرچی میای پایین کثرت بیشتر می‌شود، خلقت بیشتر می‌شود، جدایی و انفکاک بیشتر می‌شود. بعد از مرتبه ملکوت می‌شود چی؟ ناسوت یا دنیا یا طبیعت. همینجا که الان هستیم. حالا این سه تا می‌شود عوالم ثلاثه. یادتونه گفتم که چرا ملا صدرا می‌گوید عوالم ثلاثه؟ چرا ابن عربی می‌گوید عوالم ثلاثه؟ چرا علامه حسن زاده فرمودند به جهت اینکه این عوالم ثلاثه حرف هرچی هست، هرچه حرف، حرف داریم تو این سه تاست. آن بال-بالاییا رو همه قبول دارن.

آنجا هست به نحو کلی هست. الهیت نظام هست دیگر. از اینجا به بعده. پس این شما، شما لطفا بنویسید خط فاصله بنویسید که مراتب آن شامل عوالم ثلاث است. مراتب آن شامل عوالم ثلاث است. تو پرانتز عوالم ثلاث رو چی بنویسین؟ بنویسین عقلی، مثالی، طبیعی که همه بفهمند. عقلی، مثالی، طبیعی. حالا اسماء دیگر‌ش بخوایم بر مثلا به آن حیث عرفانیش بگوییم احدیت و واحدیت و اینها. حالا اسماء دیگر اینها چی می‌شود؟ عالم عقل، احسنت بنویسید زیر، زیرش بنویسید یک فلش بذارید بکشید پایین. آهان جبروت زیر عقل. مثال می‌شود ملکوت. طبیعت هم می‌شود ناسوت یا دنیا. تازه رسیدیم به اینجایی که الان هستیم. تموم شد؟ نه خیر تازه اولشه صبر کنید. چه رود؟ ما چه عوالمی طی کردیم آمدیم. حالا الان یک نکته خیلی مهم. ما رسیدیم الان به پایین‌ترین قوس مرتبه از قوس نزول.

از آن اعلیا مرتبه آمدیم

از آن اعلیا مرتبه آمدیم رسیدیم پایین مر- پایین‌ترین مرتبه الان کدومه؟ این سه تا‌ن، به صورت کلی این سه تا‌ن. دیگر انزل مراتب‌ن. از همه‌شون نازل‌تر ناسوته. درسته که الان آنجا هستیم. این رتبه رو ببین به صورت کلی. الان کل این علم مقدس رو ببین نازل‌ترین مرتبه وجود، درسته؟ کلشو پایین‌تر از همه اینها. تو نازل‌ترین مرتبه وجوده کدوم اسم اینجا ربه؟ اسم آخر. آفرین، آفرین. می‌شود اسم الآخر. "هو الأول والآخر والظاهر والباطن". چقدر این آیهٔ شریفه. "وهو بكل شيء عليم". آیهٔ سه سوره حدیده. بله، رب این مرتبه می‌شود اسم الآخر. کدومامون تا حالا با این اسم معنوس بودیم؟ با اسم الآخر. شاید هیچ‌کدوم. در صورتی که رب این سه مرحله الآخر مخصوصا رب نشئه ماسوت الآخره. ما هیچ توجهی بهش نداشتیم تا حالا. دارد این رب‌ها خودشانو نشون میده. رب یعنی چی؟ رب یعنی کسیک که پرورش میده.

حالا الان می‌رویم می‌رسیم به نفس کل، رب نفس کل، عقل کل، رب عقل کل، جسم کلی، رب جسم کلی، جسم طبیعی، رب جسم طبیعی، بعد نفوس منطبع، نفوس ناطقه، رب‌شون. یک یک اینها رو باید برای شما بگوییم. بعد جزئی، جزئی می‌شویم بعد می‌رویم سراغ مثلا قوّه خیال. می‌بینیم که این به صورت کلی الآخر اینجا هست. اما آیا خود عالم عقول هم رب دارد؟ بله. آیا خود عالم مثال هم، ملکوت رب دارد؟ بله. آیا خود عالم نا- ناسوتم، آن به صورت کلی الآخر، خود عالم دنیا هم رب دارد؟ بله. اینها دیگر این اسماء در طول هم‌ن. الحمدلله کلیک، الله کلیک، رب العالمين. آن رب مطلقه است. این ارباب، این رب‌ها در طول آن هستن. صدمه و خدمه آن رب العالمين که الله هستن. الان بفرما ببینم مرتبه الله کدومه؟ [همهم است]. الله اولین اسمی‌ست که از ذات غیبی منتشر شده. الله.

برای همین اولین جایی که کثرت ظهور اسمایی دارد مرتبه واحدیته، الله خودشو آنجا نشون میده. الله می‌شود در ما کجا پیاده می‌شود؟ در قلب. احسن، در قلب. "قلب المؤمن عرش الرحمن". چه رود در ما؟ ما در خودمون عرش داریم؟ بله. ما در بیرون از خودمون، خوب است که بدونید هر چیزی عرش و کرسی دارد. ناسوତ عرش و کرسی دارد. ملکوت عرش و کرسی دارد. عالم عقول عرش و کرسی دارد. حتی خود تمام مراتب وجود که فعلا تا اینجا ما تو تخت پیاده کردیم، این خیلی خوب شد الان این. بعد می‌رویم سراغ جزئیاتش. دیگر تو این جلسه وقت نمی‌شود. این هم عرش و کرسی دارد حتی این. حالا خود ما هم داریم. عالم ناسوتم دارد. عالم ناسوତ ارس عرش و کرسی آن چیک؟ کودکانی یا زهرا گفتم براشون. عرش نشئه ناسوତ یا دنیا هست فلک نهم. که بهش می‌گویند اطلس. الف و طاء و لام و سین، نقطه ندارد. چرا؟

هرچی نگاه می کنی هیچی

هرچی نگاه می‌کنی هیچی دیده نمی‌شود. عرشه. همه رو، همه رو در بر گرفته. "والله هو بورائه محيط". همه رو احاطه کرده عرش عالم. هیچ آنجا چیزی دیده نمی‌شود. کرسی دنیا می‌شود چی؟ فلک هشتم. بهش می‌گویند ستارگان ثوابت. تا چشم کار می‌کند نقطه، نقطه، نقطه، میلیاردها میلیارد ترمینال که در هر ترمینال میلیاردها منظومه شمسی در هر منظومه میلیاردها کهکشان همینطوری الی ما شاء الله وجود دارد. آن بهش می‌گویند کرسی عالم دنیا. فلک هشتم. بعد که میای تازه می‌شود هفت آسمان تازه شروع می‌شود. هفت آسمان تازه اینجا شروع می‌شود. ما داریم در این عالم؟ چه رود؟ بعد ما باید اینها رو، اینها که تازه دنیاست. اینها تازه دنیاست. همه اینها رو باید بریم تا کجا باید بریم؟ ما تا کجا می‌توانیم بریم؟ بر فرض بگیریم می‌توانیم‌ها. کجا، تا کجا؟ احسن. تا، تا مرتبه لاو شرط قسمی. تا مرتبه صادر اول.

آن مقام حیمانه. صادر اوله. ما ب- گفتم بر فرض که بتونیم بگیریم. ما تا آنجا، آنجا گفتیم که چه در قوس، آن خط بالای بالا، اولین خطو آخرش. "هیچ مخلوقی در مرتبه صیر نزول و صعود از فیض خدا از مرتبه فعلی بالاتر نمی‌رود." از مرتبه فعلی منظورمون آره یعنی از آنجا اصلاً نمی‌تواند به آنجا برسه. می‌تواند به صادر اول برسه. کی به صادر اول به رتبه صادر اول رسید؟ پیامبر. پس می‌شود می‌شد برسی. پیغمبر رفت رسید. نگو نمی‌شود این حرفا چیک می‌زنی؟ پیغمبر رفت رسید. ما ذیقه وجودمون سه نداریم. به علt ذیقه وجودیمونم به وقتش براتون که چرا ما ز-ذیقه وجودی پیدا کردیم. اشکال در کجا قرار دارد؟ یعنی کجا گیر کردیم؟ چرا پیغمبر دارد ما نداریم؟ حالا کاری نداریم ما دعوا نداریم اصلاً. هرچی نوش جون پیغمبر رفت رسید من نمی‌تونم برسم. چه کنم؟ کلاً این راه بر من مسدوده؟

"لکم فی رسول الله اسوة حسنة" پیغمبر رفته وایستاده جلو می‌گوید دستتو به من دهد من تورو می‌رسونم. احسنت. تو می‌شی شأنی از وجود پیغمبر به مقام به اصل الحاق یا شفاعت، شفاعه. اینجا جایگاه نماز شفاعه در نماز شب خودشو نشون میده. شفاعه جفتت می‌کند هم سن خواهر جنست می‌کند با شفیعت و با شافعت و با شفیعه تو. بعد تکت می‌کند چون نمی‌شود بدون تک شدن، رتر شدن رفت به مقام احدیت رفت به مقام الوهیت باید تک بشی. باید بشی یک دونه، یک دونه تا نشی نمی‌رسی. یادشونو گفتم یک نمازی هست تنها نمازی که شما رو یک دونه می‌کند چیک؟ آفرین به. نماز پیغمبر. حالا اینها رو به وقتش می‌گوییم بهتون فعلاً رج. حالا اینکه چرا حضرت زهرا اینجا جایگاهش چیک بذارید آخر سر. الان اینجا طبق فرمایش حالا آنطوری بخوایم بحث کنیم. ساعت چنده؟ اوه اوه وقتمون خیلی گذشته.

ولایت و سیرهٔ امیرالمؤمنین

پس دیگر همینجا ما فرود بیاییم تموم کنیم امشبو. فکر کنم یک ساعتم، یک ساعت و رب شد ها؟ اینجا یک توضیح کوچولو بدم. خیلی ممنونم از شما. خیلی لطف کردید. آقا بله خیر باشید. ببخشید اذیت شدی. اینجا عالم جبروت منتسب به کی بود؟ امیرالمؤمنین. عالم ملکوت منتسب به کی بود؟ حضرت زهرا. عالم ناسوت منتسب به کیک الان؟ امام عصر. امام هر هر دوره‌ای. امام عصر. ما الان ایشون بحث حضرت زهرا رو گفتند. ما اگر الان ما تو ناسوتیم، تو دنیاییم. اگر بخوایم از دنیا به معراج بریم، آن اصل طفره در هفتاد و شش اصل گنجینه گوهر روانی می‌آید به دادت می‌رسد. طفره محاله. طفره محاله یعنی چی؟ ردارا. یعنی نمی‌شود بپری. نمی‌شود بپری از طبیعت به عقول. یعنی بری به مولا برسی. باید حتما از عالم مثال عبور کنی.

چه بخوای بری به عالم عقول برسی، چه به عالم اله که عالم نبی اکرمه، چه به وساطت پیغمبر عزیز عالم بری به مقام هیمن و صادر اول ببرن برسوننت هیچ راهی ندارد جز رتبه ملکوت که متعلق است به حضرت سبطیک شهیده. اینه که من به شما گفتم اصلاً نمی‌شود به امیرالمؤمنین رسید جز از طریق حضرت زهرا. الان از جهت علمی بهش رسیدیم. ببین یک وقت هست من میام مداحی می‌کنم. من می‌شینم حرف عشق و عاشقی و دلی به شما ذوقی می‌زنم. بحث دیگر‌ست. ولی وقتی میام مراتب وجود رو به صورت علمی پیاده می‌کنم، همین اوابلاغه بعد به یقین می‌رسی که چه جایگاهی دارد حضرت زهرا و چقدر ما ازش غافلیم. الان می‌فهمید چرا شب قدر ما تاکید می‌کنیم اگر هیچ کدوم از اعمال شب قدر رو نرسیدید، توسل به حضرت سبطیک شهیده، روضه ایشون و خصوصاً نماز استغاثه حضرت زهرا رو بخونید. چون شما رو می‌پروند.

می‌پروند، می‌پروند یعنی که طفره محاله یعنی پروازت میده یعنی بال و پرت میده که از به راحتی از نشئه ناسوت به ملکوت گذر کنی برسی به عالم عقول. عالم عقول عقل وجود خودته و ما مقدس، مقدس‌تر از عقل نداریم. بدون رتبه عقل به هیچ‌چی نمی‌توانیم برسیم. و اینجا لازمه وجود حضرت زهرا خودش رو نشون میده برای اینکه ما به عقل برسیم. عالم عقول، امیرالمؤمنین. حالا وقتی که از این حالت کلی ما آمدیم از فیض اقدس یعنی اینطوری بگیرید این می‌شود فیض اقدس. این می‌شود فیض اقدس. این، این دو تا اینجا. اینجا می‌شود فیض اقدس. بعد اینجا می‌شود فیض مقدس. درست شد؟ این می‌شود فیض مقدس. این دو تا می‌شود فیض اقدس. حالا وقتی بخواهیم بیاییم به صورت کلی از از فیض مقدس بخواهیم برسیم به فیض اقدس، یعنی آن بالاترین مراتب ما هیچ چاره‌ای نداریم الا اینکه اسماء و صفات الهی رو در خودمون پیاده کنیم.

ولایت و سیرهٔ امیرالمؤمنین

این سر فصل جلسه بعدمونه که می‌رویم سراغ ر -ارباب و آن ربهای جزئی‌تر. اینکه الان من می‌خواهم از ناسوت برم به ملکوت. درسته حضرت زهرا قبول. قربونش برم. اما علمی بحث کنیم. رب عالم مثال چیک که حضرت زهرا مصداق اتم آنه؟ رب عالم عقول و جبروت چیک که امیرالمؤمنین مصداق اتم آنه؟ من از آن ا از آن اسم میتونم استفاده کنم هم به حضرت زهرا نزدیک شم هم این عالم رو طی کنم. بهش می‌گویند رب آن عالم. بعد اینها همه شما رو کمک می‌کند. حالا بعد می‌رویم جلوتر. رب عالم مثال می‌شود آقا حالا قوّه خیال دیگر. رب عالم غول می‌شود عقل من. که کسی می‌خواهد عاقل باشه این بحث و بحث‌ها رو بفهمه از آن اسم از آن رب استفاده کنه. اینها دیگر جزئیات بحث‌های سلوکیک.

به شما عرض کنم به لطف حضرت حق به عنایت حضرت استاد، این شکل میتونم به زرس قاطع به پشتوانه حضرت علامه عرض کنم، این شکل ورود به سیر و سلوک رو احدی تا حالا ارائه نداده. این را به شما عرض کنم. فقط عنایت حضرت استاد بدونید. به این شکل بری تو وادی سیر و سلوک. همه رساله عملی شروع می‌کنندد آقا تعلقات، گرفتاری‌ها، نماز شب بخون، این کارو بکن، این ذکرو بگو، دیگر گناه نکن، چشمتو ببند، ارادتو قوی کن به این شکل. این طوری نداریم، نداشتیم. قدر بدونید خودتون رو ارزش و اهمیتی که باید به خودتون بدید بیش از پیش بدید. بدونید که کجا نشستید. خدا چه دست گلی گردنتون آویزون کرده. انشاالله برا منم دعا کنید بار خیلی سنگینه. منم خراب نکنم. منم اشتباه نگم. منم یک وقت جا نزنم. منم همراه شما بشم.

من خیلی صادقانه بگم شب قبل از اینکه اولین جلسه اینجا شروع شه، شبا برنامه‌م آیات و سوره، سوره‌های دیگر‌ای بود. یک سوره‌های دیگر‌ای رو میخوندم بنا به دلایلی. ولی با شما که همراه شدم دستورالعمل علامه طباطبایی رو بر مسبحات ارائه دادین. دیگر از آن شب به بعد من دارم هر شب مسبحات رو هم میخونم با آن سوره‌های دیگر خودم. سنگین شده بارم. یعنی بیچاره میشم. سنگین شده اما چون همراه شما باید باشم این کارو باید بکنم و الا به شما خیانت کردم. آقا بارو این کارو بکن بعد خودش وایسته آنجا تماشا کنه. آن موقع نه حرف من در شما تاثیر می‌کند نه جلسه‌مون برکت دارد. برای همین خواهش میکنم تنها کاری که من از شما می‌خواهم بکنید دعا در حق بنده. من هیچ چشمداشت دیگر‌ای، نه دنیوی، نه اخروی، هیچی از شما نمی‌خواهم. فقط انشاالله در خودتون پیاده کنید و دعا کنید.

بحث تقریبا که نه، دقیقا

بحث تقریبا که نه، دقیقا نصفش موند، نصفش موند. انشاالله جلسه بعد همین رو می‌رویم جلو جزئی‌ترش می‌کنیم. ببخشید یک ذره اذیت شدید. یک ربی هم داشتیم اگر کسی سوال داشت ما جواب بدیم. اللهم باریک لمولانا صافی الغظان. اللهم باریک لمولانا صافی الغظان. اللهم باریک لمولانا صافی الغظان. والحمد لله رب العالمين. اللهم صل على محمد و آل محمد. عجل فرج- بعد

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.