ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 043

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ادامهٔ بحث مخلصین در رسالهٔ سیر و سلوک

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته. ادامهٔ بحث در خصوص مخلصین است؛ در رسالهٔ سیر و سلوک و نیز در پیوند با آنچه پیش‌تر در قلب مؤمن گذشت؛ آنجا که اظهار عجز شیطان از اغوای مخلصین بود. چند نکته گفته شد و تتمّه‌اش نماند؛ اکنون سنجاق می‌کنیم چون بحث مخلصین است. مرحوم علامه طباطبایی در المیزان جلد هفده صفحهٔ دویست‌وبيست‌وهفت — و این را از رساله و شرح شاگردان می‌خوانیم نه مستقیم از تفسیر — می‌فرماید: و استثنی منهم المخلصین و هم الذین أخلص الله لنفسه فلا نصیب فیهم لإبلیس ولا لغیره. مخلصین کسانی‌اند که خدای متعال آنان را برای خود خالص کرده و هیچ‌کس در آنان نصیبی ندارد؛ حتی ابلیس چه رسد به غیر. آن‌قدر خالص می‌شوند. این به آیه بازمی‌گردد که علامه تهرانی به سه منصب مخلصین افزود: فبعزّتک لأغوینّهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین. مخلصین از اغوای شیاطین ایمن‌اند. علامه تهرانی می‌فرمود چون در محشر حاضر نمی‌شوند پیش‌تر در قیامت صغری حساب پس داده‌اند و دامن از شرّ ابالسه جمع کرده‌اند؛ شیطان زورش به آنان نرسیده و در دنیا موفق بوده‌اند. این منصب را به سه منصب سید بحرالعلوم افزوده‌اند.

اخلاص ذاتی و این هو الولایه

باز در الرسائل التوحیدیّه صفحهٔ سیصدوسی و در الانسان و العقیده صفحهٔ نودوچهار علامه طباطبایی می‌فرماید: فالمخلصون هم المخلصون عن الشرک بذاتهم لا یرون بغیره سبحانه وجوداً ولا یحسون لغیره اسماً ولا رسماً ولا یملکون لأنفسهم نفعاً ولا ضرّاً ولا موتاً ولا نشوراً وهذا هو الولایه. مخلصین مستغرق در خدای سبحان‌اند؛ نه ابلیس را می‌بینند و نه وسوسه‌اش را. کسانی‌اند که ذاتاً از شرک پاک‌اند. ذاتاً اشاره به اخلاص ذات یا نفس دارد نه فقط اخلاص عمل؛ بالاتر از اخلاص عمل است. برای غیر خدا وجودی نمی‌بینند و نام و نشانی جز برای او نمی‌یابند؛ هرچه می‌بینند ظهور خداست. اختیار نفع و ضرر و مرگ و حیات خویش را ندارند. علامه تصریح می‌کند وهذا هو الولایه: ولایت یعنی مخلص شدن. هرچه به سمت اخلاص‌سازی روی به ولایت نزدیک‌تری.

وسوسه از انانیّت؛ شیطان هادی مخلصین

در رسائل توحید صفحهٔ صد و پنجاه بحث وسوسه را می‌آورد: چرا در آنان وسوسه‌ای نیست؟ وسوسه از انانیّت می‌آید؛ از دیدن خود و ندیدن خدا و غفلت از حق. اگر کسی به غیر خدا توجّهی ندارد و قائل به دویّت نیست و خود را دقیقاً در محضر حق می‌بیند دیگر چه وسوسه‌ای؟ مخلصین به مرحلهٔ شهود رسیده‌اند. شیطانِ مغوی — اغواگر — برای آنان چه می‌شود؟ او یکی از کلمات وجودی نظام هستی است و انسان کامل با همهٔ کلمات مرتبط است؛ شأنی از شؤون انسان کامل. رابطهٔ نبی و انسان کامل با شیطان چگونه است در حالی که ذات شیطان اغواگر است؟ علامه با زیرکی می‌فرماید شیطان مغوی برای اینان هادی می‌شود. همان فرمایش عرفا: شیطان سگ پاسبان درگاه خداست که پاس می‌کند تا بترسی و سمت خدا بروی؛ وق‌وق او می‌فهماند اینجا محل خطر و جهنم و دوری از خداست؛ پس برو سمت خدا. برای آنان هادی است؛ هرچه شیطان دعوت کند عکسش را انجام می‌دهند چون می‌دانند آنجا دوری از خداست. چنین ظرایفی را عالمی مانند علامه با ذرّه‌بین طهارت نفس رمزگشایی می‌کند.

سه راه تسلّط شیطان و توحید سه مرتبه

شاگردشان آیت‌الله جعفری به نقل از علامه می‌فرماید اینان به شهود رسیده‌اند و شیطان از یکی از سه راه بر انسان مسلّط می‌شود: افعال، صفات، ذات. انبیا و مخلصین هر سه مرحله را گذرانده‌اند؛ نه فعلی دارند و نه انانیّتی. افعالشان افعال حق است، صفاتشان صفات حق، و ذاتشان فانی در ذات حق؛ دیگر شیطان به چه چیزی بفریبدشان؟ دستش کوتاه است. کسی که در مسیر توحید — چنان‌که در کشکول نور نیز آمده — توحید افعالی و صفاتی و ذاتی را پشت سر می‌گذارد دیگر برای فعل و صفات و ذات خود در برابر فعل و صفات و ذات الهی دویّت قائل نیست. لا حول ولا قوّة إلا بالله؛ فانی در افعال حق. دارایی‌ها و ملکات را فانی در اسماء و کمالات الهی می‌بیند. عینیت وجود خود را فانی در ذات می‌بیند: من کیم؟ یا هو إلا هو. در این رتبه شیطان نمی‌تواند ظاهر شود. بزرگان اهل معرفت بحث را چنین دقیق می‌کنند تا با یقین قدم برداریم.

منصب چهارم در دل منصب اول

منصب دوم و سوم را هنوز نگفته‌ایم؛ اما منصب چهارم را با زیرکی علامه طباطبایی در دل منصب اول بیان کردیم: مخلصین از اغوای شیاطین ایمن‌اند. در منصب اول که از قیامت کبری ایمن‌اند جا دادیم که چون از اغوای شیطان در امان بوده‌اند از قیامت کبری در امان‌اند. از نظر سید بحرالعلوم هنوز در منصب اولیم؛ ان‌شاءالله در جلسات بعد منصب دوم و سوم را جمع می‌کنیم.

یادکرد شهید نعمتی و درد خانوادهٔ شهدا

امروز سخت متأثر شدیم. عزیزی از شهادت‌ها و خاطرات شهید نعمتی که در حرم حضرت عبدالعظیم دفن است سخن گفت و از اذیت‌هایی که خانواده‌های شهدا پس از جنگ دوازده‌روزه با اسرائیل خبیث می‌کشند. اشک‌ها جاری شد. سختی نبودن همسر و پدر در خانه جگرسوز است؛ باید دعا کرد. دختر هجده‌ساله در فراق بابا می‌سوزد؛ دقیقاً روز تولد دختر پدر شهید شد. چند روز بعد جشن گرفتند با بادکنک و عکس بابا و نوشتهٔ «دخترم تولدت مبارک»؛ چون عکس را دید منقلب شد و جشن به هم ریخت. شب و روز در سوختن است و باور نمی‌کند. آن شهید همکار و رفیق بود و همیشه دعای شهادت داشت؛ اکنون با دیدن رنج خانواده از خدا شهادت خواستن نیز دشوار می‌نماید. باید دعا کرد.

قبر در حرم حضرت عبدالعظیم رایگان نبود؛ می‌گفتند آنجا هشتصد میلیون است و با تخفیف ششصد میلیون؛ خانواده چک داده‌اند تا اسفند. حرم نخست گفت جا نداریم؛ یک جا به سردار سلامی داده بودیم. با خواهش دفتر را نگریستند و معجزه‌وار قبری خالی کنار شهید تهرانی‌مقدم و همراهان یافتند؛ خود شهید جانمایی کرده بود. خانوادهٔ شهدا چه بسیار در فشار و استیجاری‌اند؛ و چه نسبت‌های نادرستی به آنان می‌دهند. خود آن شهید روز اصابت مأمور بوده و می‌خواسته حقوق همکاران را واریز کند تا زودتر به دستشان برسد که ساختمان را زدند. ان‌شاءالله زود شاهد نابودی اسرائیل باشیم. نثار همهٔ شهدا مخصوصاً شهید نعمتی صلوات. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمین.

استثنای مخلصین از اغوای ابلیس

علامه طباطبایی می‌فرماید خدا مخلصین را برای خود خالص کرده فلا نصیب فیهم لإبلیس ولا لغیره. این به فبعزّتک لأغوینّهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین برمی‌گردد. علامه تهرانی این ایمنی از اغوا را منصبی افزود بر مناصب سید بحرالعلوم؛ زیرا اینان در قیامت صغری حساب پس داده و دامن از ابالسه جمع کرده‌اند و از این رو در محشر کبری نیز حاضر نمی‌شوند به همان معنا که پیش‌تر گذشت.

ولایت همان اخلاص ذاتی است

در الرسائل التوحیدیّه و الانسان و العقیده آمده مخلصین ذاتاً از شرک پاک‌اند؛ برای غیر وجود و اسم و رسم نمی‌بینند؛ مالک نفع و ضرر و موت و نشور خویش نیستند؛ وهذا هو الولایه. پس ولایت مخلص شدن است و هر گام اخلاص گامی به ولایت. وسوسه از انانیّت و غفلت است؛ شهودِ محضر حق وسوسه را برمی‌دارد. شیطان مغوی برای آنان هادی می‌شود؛ سگ پاسبان درگاه که محل خطر را اعلام می‌کند تا به خدا بازگردی. انبیا سه راه فعل و صفت و ذات را گذرانده‌اند؛ افعال و صفات و ذاتشان فانی در حق است و شیطان دستاویزی ندارد. توحید افعالی و صفاتی و ذاتی دویّت را برمی‌چیند: لا حول ولا قوّة إلا بالله؛ لا إله إلا الله؛ هو هو. در این رتبه شیطان حضور نمی‌یابد.

مناصب و ادامهٔ راه

منصب ایمنی از اغوا را در دل منصب ایمنی از قیامت کبری نهادیم؛ از نظر سید هنوز منصب اولیم و منصب دوم و سوم در جلسات بعد می‌آید. یقین در این مسیر از دقت بزرگان اهل معرفت تغذیه می‌شود.

درد خانوادهٔ شهید و جانمایی قبر

سخن از شهید نعمتی دل‌ها را شکست: دختری که روز تولدش پدر شهید شد و جشن با عکس بابا به هم ریخت؛ خانواده‌هایی که پس از جنگ دوازده‌روزه در فشارند؛ قبری در حرم عبدالعظیم که نخست انکار شد و معجزه‌وار کنار سردار سلامی و شهید تهرانی‌مقدم یافتند و خود شهید جانمایی کرده بود؛ هزینهٔ سنگین قبر و چک اسفند؛ و شهادتی در حین واریز حقوق همکاران. این دردها را باید به دعا برد و نابودی دشمن را خواست.

غرق در حق و ندیدن غیر

علامه می‌فرماید مخلصین غرق در خدای سبحان‌اند؛ نه ابلیس را می‌بینند و نه به وسوسه‌اش توجّه دارند. ذاتاً از شرک پاک و پیراسته‌اند؛ یعنی ذات و نفس را خالص کرده‌اند و این بالاتر از اخلاص عمل است. برای غیر حق جایی نمی‌گذارند؛ هرچه می‌بینند ظهور خداست. نه اختیار نفع خویش دارند نه ضرر نه مرگ نه حیات. تصریحی که وهذا هو الولایه است کلید فهم ولایت در این مکتب است: ولایت مخلص شدن است نه شعاری جدا از سیر اخلاص.

چرا وسوسه در آنان نیست؟

وسوسه از انانیّت و دیدن خود و غفلت از حضرت حق برمی‌خیزد. کسی که قائل به دویّت نیست و خود را در محضر حق می‌بیند محلّی برای وسوسه نمی‌گذارد. به مرحلهٔ شهود که رسیدند شیطان مغوی برایشان هادی می‌شود. عرفا گفته‌اند شیطان سگ پاسبان درگاه است؛ پاس می‌کند تا بترسی و به خدا بازگردی. وق‌وق او اعلام خطر است: اینجا جهنم و دوری از خداست؛ پس سمت خدا برو. مخلص هر دعوت شیطان را وارونه می‌خواند و همان را دلیل بازگشت به حق می‌گیرد. چنین رمزگشایی جز با طهارت نفس و دقت نظر عالمی چون علامه ممکن نیست؛ هنر ما آن است که دنبال اینان راه بیفتیم.

سه راه و فنای ثلاثه

شیطان از راه افعال یا صفات یا ذات مسلّط می‌شود. مخلصین هر سه را گذرانده‌اند: افعالشان افعال حق، صفاتشان صفات حق، ذاتشان فانی در ذات حق. دیگر شیطان به چه بفریبد؟ در مسیر توحید افعالی و صفاتی و ذاتی، برای فعل و اسم و ذات خود در برابر حق دویّت نمی‌ماند. لا حول ولا قوّة إلا بالله فنای فعلی است؛ فنای صفاتی دارایی‌ها را به اسماء حق برمی‌گرداند؛ فنای ذاتی می‌گوید من کیم جز ظهور او. در این رتبه شیطان ظاهر نمی‌شود. این دقت بزرگان است تا قدم‌ها با یقین برداشته شود. منصب ایمنی از اغوا را در دل ایمنی از قیامت کبری نهادیم؛ منصب دوم و سوم بعداً می‌آید.

تفصیل رنج خانواده و جانمایی قبر

عزیزی از شهادت شهید نعمتی و اذیت خانواده‌ها پس از جنگ دوازده‌روزه گفت؛ اشک‌ها جاری شد. دختر هجده‌ساله روز تولدش پدر را از دست داد؛ جشن با عکس بابا و نوشتهٔ تبریک از زبان پدر به هم ریخت. آن شهید همیشه دعای شهادت داشت؛ دیدن رنج خانواده طلب شهادت را دشوار می‌کند. قبر در حرم عبدالعظیم نخست انکار شد؛ با خواهش و معجزه کنار سردار سلامی و شهید تهرانی‌مقدم یافتند و خود شهید جانمایی کرده بود؛ هزینه سنگین بود و چک دادند. بسیاری از خانواده‌ها استیجاری و در فشارند و نسبت‌های نادرست می‌شنوند. خود او روز اصابت برای واریز حقوق همکاران مانده بود. این دردها را باید دعا کرد و نابودی دشمن را خواست؛ نثار شهدا مخصوصاً شهید نعمتی صلوات. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.