یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
وداع جمعه با امام رضا و قطع مراحل
غروب جمعه و وقت وداع ظاهری با مولا علی بن موسی الرضا است. برای آنکه سیر بحث غروبهای جمعه قطع نشود، در محضر عالم آل محمد به اذن ایشان نکتهای پیرامون آغاز رسالهٔ سلوکیهٔ سید بحرالعلوم دربارهٔ قطع مراحل و طی منازل گفته میشود؛ آنجا که به ابتدای فصل اول و خاصیت عدد چهل رسیده بودیم. این را هدیهٔ حضرت در زیارت وداعیه بدانید.
در دعای پس از نماز امام جواد صلواتاللهعلیه میخوانیم: اللهم رب الأرواح الفانیة والأجساد البالیة؛ أسألک بطاعة الأرواح الراجعة إلی أجسادها. درخواست به اطاعتی است که ارواح در رجعت به اجساد از حق دارند. در وداع به حضرت میگوییم هارب منک إلیک: از تو به سوی تو میگریزیم؛ از شما به شما پناه میآوریم. یعنی از جلال شما به جمال شما. تجلی جلال این خاندان جهنم است و تجلی جمالشان بهشت.
اجسادکم فی الأجساد و همسنخی
در زیارت جامعه میگوییم ذکرکم فی الذاکرین... أرواحکم فی الأرواح وأجسادکم فی الأجساد. جسد شما در جسدهاست یعنی چه؟ در کافی کلینی روایتی است که روح اهل بیت را از مافوق اعلی علیین آفریدهاند و جسمشان را از اعلی علیین؛ و مؤمن محب علی را روحش از اعلی علیین و جسمش از دون آن. مرتبهٔ همسنخی در کجا است؟ جسم آنان از اعلی علیین است و روح ما نیز از اعلی علیین؛ پس روح ما همجنس جسد اهل بیت است. چون جسد اهل بیت از جنس اعلی علیین است، در جسد ما — یعنی در روح ما که در جسد ماست — گفته میشود اجسادکم فی الأجساد: ارواح ما که همسنخ اجساد شماست در جسمهای ماست.
دعا پس از نماز جواد همان را القا میکند: أسألک بطاعة الأرواح الراجعة إلی أجسادها. ضمیر «ها» در اجسادها و در «علم آدم الأسماء کلها» و در توقیع رجب «لا فرق بینک وبینها» اشاره به حقیقت کلیه است؛ وقتی به کثرات واحدیت میرسیم «إنهم عبادک» جمع میشود. اهل بیت را یک حقیقت کلیه گرفتهایم. در وداع از حضرت به حضرت پناه میبریم: از جلال به جمال.
قطع مراحل در رسالهٔ بحرالعلوم
سید بحرالعلوم در آغاز فصل اول میفرماید عدد چهل تأثیر شگرفی در قطع مراحل و طی منازل دارد. قطع مراحل: ما مرحله به مرحله در پیشیم. امیرالمؤمنین ذیل «کل یوم هو فی شأن» فرمودهاند حق آنبهآن در هر مرحلهٔ خلقت در شأن و ظهور خاص است؛ عدهای در رحم مادر، عدهای در رحم طبیعت، عدهای پس از موت. از ارادهٔ ایجاد تا ابد مرحله به مرحلهایم؛ برخی مراحل در نشئهٔ طبیعت است.
قطع مراحل یک معنایش این است که با قاطعیت مرحله را تمام کنی؛ نیمهکاره رها نکنی. در منازل السائرین و کتب سلوک مراحل را گوناگون شمردهاند: نود و نه، دو، یا یکی — پا گذاشتن بر خود. باید قاطعانه تا انتهای مرحله بروی نه آنکه سیر طبیعت چنان باشد که مجبور شوی تکامل را به برزخ بگذاری که کار دشوار است. معنای دیگر: بریدن از تعلقات هر مرحله. آنگاه طی منازل آغاز میشود؛ منازل برکت میدهند مانند طیالارض.
طیالارض و شش آیهٔ نخست طه
از علامه طباطبایی پرسیدند حقیقت طیالارض بر چه میزان فلسفی است. فرمودند پیچیدن زمین زیر گام رونده؛ همان معنای برکت. به روایت برادرشان سید محمدحسن الهی، از روح میرزا علی آقای قاضی دربارهٔ طیالارض پرسیدند؛ فرمودند طیالارض شش آیهٔ اول سورهٔ طه است:
«طه ﴿١﴾ مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَىٰ ﴿٢﴾ إِلَّا تَذْكِرَةً لِّمَن يَخْشَىٰ ﴿٣﴾ تَنزِيلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ﴿٤﴾ الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ ﴿٥﴾ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ﴿٦﴾» (طه/۱–۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): طه. قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتی؛ جز آنکه یادآوری باشد برای کسی که میترسد؛ نازلشده از سوی آنکه زمین و آسمانهای بلند را آفرید؛ رحمان بر عرش استوا یافت؛ او راست آنچه در آسمانها و زمین و میان آنها و آنچه زیر خاک است.
قرآن برای رنج نیست؛ آنچه از رنج بیرون میبرد برکت است. خشوع نیز با برکت پیوند دارد. همه تحت ملک اوست؛ او بخواهد زمین را زیر پا میپیچد. آیهٔ ششم سرّ دارد و به «الله لا إله إلا هو له الأسماء الحسنى» میپیوندد.
اربعین و برکت تقوا
وقتی قطع مراحل به نحو احسن شد — در اربعینگیری قاطعیت چهلروزه، نیمهکاره نبودن، بریدن از تعلقات — طی منازل جلوه میکند؛ چله به چله زمان و مکان برای سالک میپیچد و برکت میآید؛ چهل روز برکت چهل سال مییابد. بسیاری در پی ازدیاد مالاند؛ برکت مهمتر است.
«وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿٢﴾ وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» (طلاق/۲–۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هرکه از خدا پروا کند برای او راه خروجی قرار میدهد و از جایی که گمان نمیبرد روزیاش میدهد.
از امام صادق پرسیدند این رزق از جایی که گمان نمیرود ازدیاد مال است؟ فرمودند نه؛ برکت است در آنچه خدا عطا کرده: و بارک له فیه. به امید برکت الهی در سیر و سلوک و چل ها قطع مراحل کنیم تا طی منازل عطا شود. از امام رضا در این غروب جمعه استمداد که عنایت کنند.
رؤوف و زلزال در حروف
در بحث لقاء الله شب جمعه به حدیث امام رضا از جدشان دربارهٔ شأن نزول حروف رسیده بودیم؛ حرف را: الرؤوف الرحیم؛ و حرف زای: زلزلههای قیامت. در حرم امام رضا اقامهٔ قیامت اجمالاً باز شد؛ رؤوف در محضر این حضرت جلوه میکند و رحمت خاص به اهل ایمان. باز میگوییم هارب منک إلیک: از جلال شما به جمال شما پناه میبریم. والحمد لله رب العالمین.
بازگشت به همسنخی روح و جسد
روح مؤمن از اعلی علیین است و جسد اهل بیت نیز از همان مرتبه؛ از این رو در جامعه میگوییم اجسادکم فی الأجساد. ضمیرهای «ها» در اسماء و در «بینها» حقیقت کلیه را نشان میدهد؛ در واحدیت «هم» عباد میشوند. وداع جمعه تمرین پناه از جلال به جمال است.
قطع مراحل قاطعیت در اتمام هر منزل سلوک است و بریدن تعلق؛ طی منازل برکت و پیچیدن زمان و مکان است چنانکه طیالارض پیچیدن زمین. قاضی طهٔ ۱–۶ را طیالارض خواند: قرآن برای شقاوت نیست، برای تذکرهٔ خشیت است؛ رحمان بر عرش است و همه ملک او. تقوا مخرج و رزق بدون احتساب میآورد و حقیقتش برکت است نه صرفاً مال. اربعینگیری با قطع مراحل به طی منازل میرسد و چهل روز برکت سالها مییابد.
تفصیل قطع و طی در اربعین
در اربعینگیری باید قطع مراحل کرد: قاطعیت داشته باشی که چهلروزه را به نحو احسن حرکت کنی و نیمهکاره نگذاری تا به مراحل بعد برسی؛ و از تعلقات هر منزل ببری تا طی منازل شروع شود. منازل چنان جلوه میکنند که چله به چله زمان و مکان میپیچد و برکت میآید. میبینی این چهل روز از نظر برکت چهل سال شده است. بسیاری در پی افزونی مالاند؛ برکت از مال مهمتر است. امام صادق رزق غیرمحتسب را برکت در عطا خواندند نه ازدیاد مال صرف. از امام رضا در غروب جمعه استمداد میطلبیم که در این مسیر موفق شویم.
پیوند حروف رأفت و زلزال با وداع
بحث لقاءالله شب جمعه به شأن نزول حروف رسیده بود: رأفت و رحمت خاص، و زلزال قیامت. در حرم امام رضا اقامهٔ قیامت اجمالاً باز شد. رحمت خاص به اهل ایمان در محضر این حضرت چشیده میشود. وداع تمرین هارب منک إلیک است: از جلال به جمال. جسم اهل بیت از اعلی علیین و روح مؤمن از همان افق همسنخاند؛ از این رو اجسادکم فی الأجساد گفته میشود. ضمیر «ها» حقیقت کلیه را میرساند و در واحدیت عباد بودن کثرات آشکار میشود.
یادکرد علم الاسماء و توقیع رجب
«و علم آدم الأسماء کلها» با ضمیر «ها» بهجای «هم» و در توقیع رجب «لا فرق بینک وبینها» سپس «إنهم عبادک» همان منطق حقیقت کلیه و کثرت واحدیت است. در دعای پس از نماز جواد نیز ارواح راجع به اجساد با «ها» آمده است. این سنخیت را در وداع با امام رضا باید نگاه داشت: پناه از او به او، از جلال به جمال، تا قطع مراحل سلوک با عدد چهل به طی منازل و برکت بینجامد.
جمع سخن غروب جمعه
غروب جمعه وقت وداع است و وقت یادکرد قطع مراحل. عدد چهل در سخن بحرالعلوم ابزار قطع و طی است. طیالارض به روایت قاضی در طهٔ آغازین است: قرآن برای شقاوت نیست؛ تذکرهٔ خشیت است؛ رحمان بر عرش است و همه ملک او؛ او زمین را زیر گام میپیچد. تقوا مخرج میگشاید و رزق میرساند و حقیقتش برکت است. سالک با قاطعیت اربعین از تعلق میبُرد تا منازل راه دهند. از جلال رضا به جمال او پناه میبریم و الحمد لله رب العالمین.
مراتب خلقت و شأن یومی
حق آنبهآن در شأن است: عدهای در رحم مادر، عدهای در رحم طبیعت، عدهای پس از موت در شأن خاص. قطع مراحل یعنی این منزلهای پیدرپی را در نشئهٔ طبیعت با قاطعیت به پایان بردن تا کار به برزخ دشوار نیفتد. منازل السائرین و کتب سلوک شمار مراحل را گوناگون آوردهاند؛ اصل قاطعیت و اتمام است. معنای دوم قطع، بریدن تعلقات است. آنگاه طی منازل چون طیالارض برکت میآورد و زمین و زمان زیر قدم میپیچد. این هدیهٔ وداع جمعه در محضر امام رئوف است.
روح سید بحرالعلوم شاد که قطع مراحل را چنین سنجیده فرمود. انشاءالله در مسیر سلوک موفق باشیم.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.