یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز جلسه و سلام
بسم الله الرحمن الرحیم و به او استعانت میجوییم.
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (حمد/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندۀ مهربان.
«وَبِهِ نَسْتَعِينُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از او یاری میجوییم.
«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوتکننده بهسوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.
«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.
پیش از آنکه به بحث جلسات پیشین بازگردیم، اشارهای کوتاه به فرمایش امروز رهبر عزیزمان لازم است.
فرمایش رهبر: نه بزرگنمایی، نه کوچکانگاری
امروز در دیدار با خانوادههای شهدای امنیت، بیانی بسیار زیبا، جامع و کامل داشتند. هرچه انسان به سخنان این حکیمِ عارفِ هوشمند دقت میکند، بیشتر به اندیشمندی ایشان پی میبرد. خدا حفظش کند و سایهشان را بر سر ما نگاه دارد.
بهخصوص آنجا که دربارۀ شرارت صهیونیستیِ دو شب پیش فرمودند: این شرارت نه باید بزرگنمایی شود، نه کوچکانگاری. اشارهای مهم است.
الان کسانی که معمولاً خیرخواه نظام نیستند، شروع میکنند به بزرگنمایی این قصه: «وا چه شد، بیچاره شدیم، دیدید زد، دیدید در چه سطحی حمله کرد.» از آن طرف، برعکس، بعضی دوستان کوچکنمایی میکنند: «ترقهبازی بود، چیزی نبود.» هر دو اشتباه است. نه باید هیبت ظاهریِ حمله را چنان بزرگ کرد که دلها بلرزد، نه باید آن را هیچ انگاشت. رهبر دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشتند.
بحث اصلی جلسۀ ما این نیست؛ مطالب دیگری در پیش است. اما چون ابتدای صحبت است، خوب است دستکم به یک گزارش اشاره کنم که در روزنامۀ *India Today* آمده است. به نظرم اشارهای گویاست و خوب است همۀ مردم ایران دستکم این دست مطالب را که در جوامع بینالمللی و رسانههای کثیرالانتشار پخش میشود ببینند و بشنوند.
گزارش India Today از عملیات هوایی
آنجا نوشته است که گفته میشود در مجموع بالای هفتاد فروند جنگنده، از جمله جنگندههای پیشرفتهٔ F-35 — بله، F-35 آدیر — در سه موج به بیست تأسیسات نظامی ایران حمله کردهاند. بیش از هفتاد فروند؛ و اینها جزو پیشرفتهترین هواپیماها هستند.
حملۀ اولیه اسرائیل به اهداف راداری در سوریه، با هدف کور کردن تواناییهای هشدار اولیۀ ایران انجام شد. اما بهسرعت به حملهای گستردهتر تبدیل شد و در موج دوم و سوم به تهران و چند مکان راهبردی دیگر در ایران حمله کرد.
روزنامۀ *India Today* ادامه میدهد که اسرائیل از جنگندههای نسل پنجم F-15 رآم، F-35 آدیر و جنگندۀ F-16 سوفا استفاده کرد که تقریباً دو هزار کیلومتر را پوشش دادند.
تسلیحات انتخابشده برای این عملیات شامل موشک مافوق صوت دوربرد Rampage بود — اصطلاحاً به آن «خشم» میگویند — و موشک هوا به سطحِ توسعهیافتۀ نسل جدید Rocks.
همین روزنامه نوشت جنگندههای اسرائیل حملات را در دستههای بیستوپنج تا سیتایی انجام دادند. بر این اساس تنها ده جت حملات موشکی هماهنگ را انجام دادند و بقیه وظیفۀ پوشش و انحراف را بر عهده داشتند.
بزرگترین عملیات هوایی اسرائیل و ناکامی در فریب رادار
یعنی اگر بگوییم سه دسته پرواز داشتهاند، بین بیستوپنج تا سی فروند در هر دسته، حدود پنجاه هواپیما وظیفهشان این بوده که رادارها را فریب دهند یا منهدم کنند؛ به هر حال فریب دهند. با اینکه اکثر این هواپیماها برای پوشش و انحراف آمده بودند، باز هم موفق نشدند. یعنی کسی که همین گزارش موجز را آرام بخواند، میفهمد حجم عملیات بزرگ بوده، اما نتیجهٔ مطلوبِ دشمن حاصل نشده است.
کسی که همین اطلاعات موجز و مختصرِ روزنامه را با دقت بررسی کند، متوجه میشود که اگر تاریخ جنگهای خود اسرائیل را در این هفتاد سال دیده باشد، این اصلاً بزرگترین عملیات هوایی اسرائیل بوده است. تا کنون چنین عملیات هواییای نداشته؛ آن هم بر ضد ایران.
اینجاست که انسان میبیند رهبر چقدر زیرکانه مطالب را بیان میکند: نه بزرگنمایی، نه کوچکانگاری. واقعیت را باید دید؛ نه آنکه از هیبت ظاهریِ حمله بترسیم، نه آنکه آن را هیچ بشماریم. وقتی رسانههای کثیرالانتشارِ بینالمللی خودشان ابعاد عملیات را اینگونه گزارش میکنند، کوچکانگاری بیجاست؛ و وقتی فریب رادار و مقصود اصلی دشمن تمام نمیشود، بزرگنماییِ «بیچاره شدیم» نیز بیجاست.
قدردانی از ارتش و پدافند
از این طرف، جا دارد بازوی تکتک بچههای ارتش و پدافند را بوسید، و آنان که این یادگار را برای ملت ایران گذاشتهاند. خدا همهشان را حفظ کند و شهدای این راه را قرین رحمت خاص و ویژۀ خودش گرداند.
اما برویم سراغ بحثمان.
زیارت رضوی و ذکر هزار و یک «یا رئوف یا رحیم»
پیش از ادامۀ بحث اخلاط اربعه و روح بخاری، نکتهای را عرض کنم. بعضی از پیامهایی که ادمینها برایم فرستاده بودند دیدم؛ خیلی جالب و شیرین بود. در کانال نگذارده بودند، اما دیدم.
بعضی از بچههای مشهد، بهمحض اینکه دیروز به فضل الهی پیام در کانال گذاشته شده بود، چندین نفر پیام فرستاده بودند که چشم، ما حتماً همین امروز و امشب به حرم میرویم؛ به نیت کل جبهۀ مقاومت و رهبر و همه، و حتی آنان که در این مسیر معارفاند و خود را در همین سیل معارف سهیم میبینند. میرویم زیارت علی بن موسی الرضا علیهالسلام، و آن دستورالعمل هزار و یک «یا رئوف یا رحیم» را انجام میدهیم.
«يَا رَءُوفُ يَا رَحِيمُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای بسیار رئوف، ای مهربان.
خیلی شیرین بود برایم که اینقدر سریع لبیک میگویند. این انشاءالله نفس پاک شماست؛ به ما که ربطی ندارد.
بازخوانی اخلاط اربعه و جایگاه خلط دم
در خصوص اخلاط، بازخوانی مختصری داشته باشیم. رسیده بودیم به اینکه این اخلاط اربعه در بدن انسان حکم عناصر اربعه را در طبیعت دارند.
یکی از مهمترین این اخلاط — البته ترکیب اینها، و کم و کیفشان هم از حیث کمّیت و هم از حیث کیفیت — مزاج انسان را تشکیل میدهد. و آن مزاج، میتوان گفت خصوصیات شخص را، حتی شکل را، حتی احساسات و عواطف را، و بنیۀ شخص را — حتی بنیۀ ظاهری و باطنش را — به یک معنا میسازد. اینقدر تأثیرگذار و مهم است.
به جهت ارجحیت گفتیم خلط دم از همۀ آنها مهمتر است و در حقیقت برترین خلط است. مطالبی پیرامون این نخستین خلط گفته شد.
به نظرم میخواستیم رد شویم و برویم سراغ اخلاط بعدی. منتها حیفم آمد. گفتم شاید بعضی تشنه باشند و دوست داشته باشند دستکم خودشان را بهتر بشناسند؛ شاید دسترسی به اطلاعات و کتابهای خوب و منبع نداشته باشند. منابع خوب. چون بازار این قصه هم گرم است. متأسفانه بعضی هم همینطور حرف میزنند.
با توجه به تحقیقاتی که بنده داشتم از منابع مهم، مانند کتب شیخالرئیس خودمان، یا شاگردان علامه و دیگر عزیزان، و برداشتهایی که خودم در مجموع داشتم، یا از طب صادق و طب الرضا و طب الائمه علیهمالسلام، یک مقدار در خصوص دم فعلاً در این جلسه بگویم. توقفی کوتاه داشته باشیم؛ بعد برویم سراغ اخلاط بعدی. غرض این نیست که طبابت کنیم یا نسخهای از خود بسازیم؛ غرض این است که انسان خودش را بهتر بشناسد تا در مسیر اصلاح مزاج، و در نتیجه در مسیر سیر و سلوک، محکمتر قدم بردارد.
چرا شناخت مزاج برای سیر و سلوک لازم است
حالا خصوصیات افراد دموی چیست؟ یعنی کسی شاید بخواهد بداند که بالاخره این همه اطلاعات به ما منتقل شد؛ من بخواهم به سمت اصلاح مزاج بروم تا در مسیر سیر و سلوکم محکمتر قدم بردارم. بالاخره کدامیک از این اخلاط در من مزاجِ غالب است؟ مثلاً مزاج من کدامیک از اینهاست؟
چند خصوصیت مهم را دربارۀ کسانی که دمویاند عرض میکنم. همین که خودمان را بشناسیم، که کدامیک از اینها هستیم، گامبهگام است. مثلاً یکی دو جلسه به هر خلطی، به هر مزاجی، توجه کنیم؛ بعد بقیهاش را به خودتان بسپاریم. بروید اهل مطالعه باشید. اگر دوست داشتید، کتاب خوب هم معرفی میکنیم یا میآوریم میبینید؛ آنها را بخوانید.
این نیاز مبرم است. در بحثها این درآمد: اصلاً نمیشود جز از راه اصلاح مزاج به سمت مسائل معنوی رفت. زمین میخوری. نمیشود؛ موفق نمیشوی. اینقدر مهم است. روح بخاری و اخلاط، همان لایهٔ واسطهاند که اگر از اعتدال بیرون باشند، نفس نمیتواند احکامش را درست در بدن و در ادراک پیاده کند. لذا کسی که میخواهد در سلوک پیش برود، نمیتواند از شناخت مزاج خودش طفره برود.
برای همین معمولاً آدمهای نکتهسنج، یا آنان که تراز بالا سیر میکنند، همینطور اکتفا نمیکنند به چهار تا کتاب و چهار تا معلم مثل بنده که موضع معلمی دارند و درس و بحث. میروند سراغ آن تراز بالاها؛ امثال علامه طباطبایی و علامه حسنزادهها. کسانی که میخواهند پا جای آنها بگذارند، میبینند آنان در مسیر توصیه به سلوک این راه، و در طریق سیر و سلوک، خیلی تأکید به اصلاح مزاج داشتهاند.
سیمای ظاهری و خلقیِ دمویها
اولاً رنگ پوستشان سفید و سرخ است.
از جهت درونی و اخلاقی، به شدت قدرتطلباند. البته این قدرتطلبی را صرفاً به معنای شرّش نگاه نکنیم. میتواند در مسیر خیر باشد؛ میتواند هم به شر کشیده شود. و در عین اینکه قدرتطلبی دارند، افراد خیلی عاطفی هم هستند. این جمع اضداد است: هم طلب قدرت در وجودشان پررنگ است، هم عواطفشان زنده و قوی است.
معمولاً بینظماند؛ برخلاف کسانی که صفراویاند. انشاءالله به صفراویها میرسیم.
گرم و تر بودن دم و نسبت نظم با خشکی
دم گرم و تر بود. صفراویها چون وجودشان خشک است، خشکیِ آنان اتفاقاً باعث نظم در وجودشان میشود. خشکی چیزی است که دیرتر متلاشی میشود. از جهت طبیعی دقت کنید: وقتی آب به چیزی نرسیده، تجزیه نمیشود؛ با سختی تجزیه میشود. ولی وقتی تر شد، وقتی رطوبت رسید، متلاشی میشود. از جهت طبیعی هم میتوان این را فهمید؛ فهمش خیلی آسان است.
پس آنهایی که وجودشان خشک است، نه تر مثل دم — مثل صفراویها که خشکاند — خشکی عامل نظم است. اینطور بگوییم. دموی چون گرم و تر است، روان است، سیال است؛ از همینرو غالباً بینظمی در کار و احوالش دیده میشود. صفراوی چون خشکی دارد، اجزایش زود از هم نمیپاشد و نظم در وجودش مینشیند. این را از طبیعت میتوان فهمید و لازم نیست پیچیده شود.
دمویها معمولاً در هر دو هوا، چه سرد چه گرم، راحتاند؛ اما بیشتر با هوای سرد راحتترند. غذاهای گرم و تر را ترجیح میدهند؛ چون خودشان گرم و ترند، طبعشان گرم و تر است. غذاهای گرم و تر را به طبع خویش ترجیح میدهند. مثل چه؟ شیرینیجات؛ گرم و ترند.
هوش، خلاقیت، رهبری و بنیه
خلاقیت دارند. مثلاً کاری به آنان میسپارید، میبینید خلاقیت نشان میدهند. ابداع دارند؛ بدیعاند؛ نوآورند.
قابلیت رهبری دارند؛ چون اعتماد به نفس بالایی دارند. هیجانشان زیاد است. روحیۀ خستگیناپذیری دارند؛ دیر خسته میشوند؛ خیلی قویاند. احساس شادی و سرزندگی دارند.
افراد ریسکپذیریاند؛ و برای مدیرها این ریسکپذیری خیلی مهم است. انجام امور را با دقت بالا انجام میدهند؛ سرسری انجام نمیدهند.
هوش و حافظهشان بالاست. معمولاً چنیناند. به همین خاطر در مسائل علمی خیلی موفقاند. هوش و حافظۀ بالایی دارند، حتی در بحث معارف. مثلاً وقتی پای درس یک عالم مینشینند، آنکه دموی است زودتر حفظ میکند؛ که هیچ، بیشتر هم نگهداری میکند تا آنکس که مثلاً صفراوی است.
این نکتهای است که پیشتر هم گفته شد: ربط میان کسی که زود سورهای از قرآن را حفظ میکند با کسی که دیر حفظ میکند، با مزاج است. اینها الان از دل بحث درمیآید. سرِ تکتک اینها میتوان بحث کرد، مصداق آورد، حرف زد. اما میخواهیم رد شویم؛ نمیخواهیم توقف کنیم. فقط همین را در نظر داشته باشید که حتی توفیق حفظ معارف و نگهداری آن در حافظه، بیربط به این بنیهٔ مزاجی نیست.
علاقۀ زیاد دارند به روابط جنسی؛ یعنی در روابط جنسیشان خیلی علاقهمندند. از همین جهت اتفاقاً وقتی اکتفا میکنند به حلال، خیلی همسران موفقیاند در این زمینه. چون بسیاری از دلایل طلاق اصلاً ارضا نشدنِ نیازهای جنسی است؛ اگر بررسی کرده باشید. حالا اینجا هم حرف بسیار است از جهت تربیتی و زناشویی؛ بماند.
خیلی سریع و پرانرژی هستند. به همین جهت — این ریزهکاریها را با یک مثال کوچک میگویم، وگرنه حرفهای بسیار از آن درمیآید — در حرکات ورزشی که نیاز به سرعت است، مثل کونگفو، اینکه با سرعت بزند و حریف را بخواباند، خیلی موفقتر عمل میکنند.
ظاهر، معاشرت و روحیه
ظاهر تمیزی دارند. خیلی به ظاهر اهمیت میدهند. علاقه به عطر دارند. صمیمیتشان بالاست. خوشرو هستند. جسارت بالا دارند. شجاع و بیباکاند معمولاً. نگاه عاشقانه به زندگی دارند.
جثۀ بزرگ و تنومندی دارند؛ معمولاً اینطور است. موهای پرپشتی دارند.
تحمل بیخوابی را دارند. دقت کنید: اگر بخواهند تحمل کنند، مدتها میتوانند تحمل کنند. اما عاشق خواباند؛ یعنی خواب را دوست دارند. علاقۀ فراوانی به خواب دارند. این دو با هم جمع میشود: بنیه چنان است که بیخوابی را تاب میآورد، و در عین حال میل به خواب در او قوی است.
روابط عاطفی و اجتماعیشان خیلی خوب است و موفقاند. به ظاهر و پوشششان اهمیت میدهند. از آرایش غلیظ پرهیز میکنند؛ یک آرایش مختصر و جذاب.
با چشمشان خوب میتوانند ارتباط بگیرند با طرف مقابل، و اصلاً زبان چشمشان قوی است. وقتی صحبت میکنند، ارتباط چشمی میگیرند با همه.
خیلی شوخاند. پرشور و احساسیاند.
خصوصیات دموی از این دست بسیار است. بله، خیلی زیاد است. فعلاً همین مقدار که خودمان را بشناسیم کافی است. نمیخواهیم روی هر نکته توقف کنیم. یکی دو جلسه به هر مزاجی توجه کنیم؛ بقیهاش را به مطالعهٔ خودتان وامیگذاریم. اگر دوست داشتید، کتاب خوب هم معرفی میکنیم.
همهٔ مزاجها نیکاند؛ اسما و اطوار وجود
یک نکته را توجه داشته باشیم: همهٔ طبعها یا مزاجها خوباند. این نیست که بگوییم چون دم از همه برتر است — و بنا به جهاتی که قبلاً گفتیم — پس بقیه بدند. همه خوباند. یک سری خصوصیات مختلف است.
همانطور که خدای منّان انواع و اقسامِ بیحد و بیشمارِ اسما دارد، این اسما وقتی ظهور و بروز میکنند، به شکلها و اشخاص و افراد، به اطوار مختلف تجلّی و جلوه میکنند. هر کس یک طور است؛ و بر اساس آن طورِ وجودیاش، یا به یک معنا بهتر است بگوییم ظرفیت وجودی و صاع وجودیاش، تکلیف شده است.
«لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا» (بقره/۲۸۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداوند هیچ کس را جز به اندازۀ توانش تکلیف نمیکند.
صریح آیۀ قرآن است. طبق همان وسعش هم تکلیف میشود.
شاید به یکی از معانی که گفتهاند «الطرق الی الله بعدد انفس الخلائق» همینجا خودش را نشان میدهد.
«اَلطُّرُقُ إِلَى اللَّهِ بِعَدَدِ أَنْفُسِ الْخَلَائِقِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): راههای بهسوی خدا به عدد جانهای آفریدگان است.
راههای بهسوی خدا به عدد جانهاست؛ یا به یک معنا، هر نفَسی که زده میشود. استاد هر دو وجه را پیش کشید: انفس، یعنی جانها؛ و انفاس، یعنی نفسها. هر نفسی یک مزاج است. هر نفسی یک مزاج است و آن یک طریق بهسوی خداست. پس اختلاف مزاجها نه نقص است و نه بهانۀ برتریجویی؛ هر طورِ وجودی، اگر در حد وسع خودش حرکت کند، راهی بهسوی خداست.
پس همه خوباند.
غلبهٔ خلط دم: خروج از اعتدال
اما اشکال کجا پیش میآید؟ به همین سرعت وقت رفت؛ بااینحال اصل مطلب را عرض کنم. اشکال آنجا پیش میآید که غلبۀ یک مزاج، مثلاً غلبۀ دم، پیدا شود. یعنی وقتی خصوصیات مزاج دم در افراد و اشخاص غلبه پیدا کند، غالب شود، این مشکل میشود. خودِ مزاج دم خوب است؛ غلبهاش بد است. مزاج را از اعتدال خارج میکند. به آن میگویند غلبۀ خلط دم. این مشکل میشود.
بعد منجر به چه میشود؟ بعضیاش را اینجا میشمارم؛ وقتی غلبۀ دم ایجاد شد.
آسیبهای جسمی غلبهٔ دم
یکیاش واریس است؛ گرفتگی عروق پا. یکیاش هموروئید است که گرفتگی عروق انتهایی را میگویند.
خستگی زودرس: طرف زود خسته میشود. دو رکعت نماز میخواند خسته میشود. یک سخنرانی گوش میدهد، یک ساعت و نیمساعته، خسته میشود.
چشمش سیاهی میرود غالباً وقتی پا میشود. دانههای تیره در سراسر بدنش ظهور میکند و بعد میبینی اصلاً چهره به تیرگی میرود. بعد سودا در اندامهای انتهاییاش رسوب میکند. ضعف بینایی رخ میدهد؛ بعد میخواهد کتابهای معرفتی بخواند، نمیتواند.
دیر تصمیم میگیرد. این خیلی مهم است. وقتی دم غلبه پیدا کرد، خلط دم، تصمیمگیری مشکل و دیر میشود. طرف میخواهد الان ضربالاجل تصمیم بگیرد، نمیتواند. همهاش مردد است، همهاش مشکوک است. تردید و وسواس اینجا ایجاد میشود؛ که یکی از بیماریهای غالب امروز جامعه است: وسواس، استرس، اضطراب. بسیاری گمان میکنند اینها فقط مشکل روان است؛ در حالی که یکی از مبادیاش میتواند همین خروج خلط از اعتدال باشد.
افزایش تریگلیسیرید و کلسترول، و منجر میشود به فشار خون بالا. تداوم سردرد. آنهایی که سردردهای اینشکلی زیاد میگیرند، فشار خونشان بالا میرود — نه اینکه پای چیز دیگری باشد. یا در راهرفتن زانویشان صدا میدهد. درد کمر و دیسک میگیرند معمولاً.
آسیبهای روحی و معنوی؛ روضه و احساس
احساساتشان فروکش میکند. اگرچه آدمهایی بهشدت عاطفی هستند، ولی وقتی غلبه پیدا کرد میبینی احساساتشان — طوری که در کتابها و در مجامع علمی مطرح است — اصلاً میگویند نبودِ احساسات است.
یعنی نشسته در جلسۀ روضۀ امام حسین علیهالسلام. یادتان هست ارتباط روضه و تأثیر و تأثرات از روضه را با مزاج میگفتیم. الان ببینید: در روضۀ امام حسین نشسته. همیشه جیغش بلند بود، دادش بلند بود. الان میبینی هیچ برداشت، هیچ احساسی به او دست نمیدهد. روضه را میشنود.
البته یکی از دلایلش میتواند غلبۀ دم باشد. فکر نکنیم حالا هرکه اینطور بود، قطعاً و سریع باید تصمیم بگیریم که علت همین است. میتواند این باشد. ارتباط روضه با مزاج را پیشتر گفته بودیم؛ اینجا فقط یکی از مصادیقش را میبینید: عاطفیترین آدم، وقتی خلط غالب شود، در روضه خشک مینشیند.
متخیلات فاسده، سوءظن و حسن ظن
یکی از خطرات غلبۀ دم، تفکرات منفی است. سوءظن در او زیاد میشود و متأسفانه میبینی به همهچیز سوءظن میکند. این منجر میشود به خیالات مشوّش؛ یعنی آن تخیلات فاسده، یا متخیلات فاسده، که علامه خیلی به آن تأکید دارد: مراقب باشید. آن ایجاد میشود اینجا. آن متخیلات فاسده، یکی از مبانی ورودش در انسان غلبۀ دم است. منجر میشود به تفکرات منفی.
چرا میگوییم خیالات، تشویش خیال، عدم آرامش، رفتن به سمت اضطراب، عدم تمرکز و متخیلات فاسده؟ به این جهت که یکی از شاهراههای پاکسازی قوۀ خیال — یادتان باشد قبلاً گفتیم — حسن ظن بود. باید مطلقاً انسان حسن ظن پیدا کند به عالم، به خدای عالم، به آفرینش عالم، به همهچیز، تا بتواند از متخیلات فاسده نجات پیدا کند.
وقتی این نبود، خیال آشفته میشود، منفیبافی میآید. بعد میبینی طرف نود سال عمر از خدا گرفته، یک دروغ نگفته، دارد حرفهای حق را پیاده میکند، به او مشکوک است. هرچه این شخصی که منفیباف است نگاه میکند به کسی در کسوت علامه حسنزاده، باز منفیبافی میکند. هرکه را میبیند، همهچیز را میزند، از همهچیز رد میشود. بعد دیگر ترمز میبُرد و از خدا هم دیگر رد میشود. خیلی خطرناک است. سوءظن از خلق و از عالم شروع میشود و اگر مهار نشود، به سوءظن به اولیای خدا و در نهایت به خودِ خدا میرسد.
اهمیت اصلاح مزاج و ختم جلسه
ببینید، صحبت نیمهکاره مانده؛ اینها فوقش جلسۀ بعد دوباره همین را مقداری ادامه میدهیم. اما خلاصۀ بحث اینکه چند موضوع گفته شد.
یک غلبۀ خلط میتواند انسان را تا کجاها ببرد. یعنی به مشکلات عدیده هم جسمی، هم روحی، روانی، اخلاقی و معنوی گرفتار شود. واریس و خستگی نماز یک طرف؛ خشکی روضه و متخیلات فاسده طرف دیگر. پس اصلاح مزاج چیست؟ مهم است. اینقدر مهم است. شل نگیرید این بحث را.
«وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ» (فاتحه/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستایش از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است.
صلوات بفرستید.
«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.