ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.


آغاز جلسه و سلام به امام عصر علیه‌السلام

بسم الله الرحمن الرحیم.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» (حمد/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندۀ مهربان.

«وَبِهِ نَسْتَعِينُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از او یاری می‌جوییم.

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوت‌کنندۀ به‌سوی خدا و پرورندۀ آیات او.

«السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر شما و رحمت خدا.

جمله‌ای از جلسۀ پیش جا ماند که خوب است همین ابتدا بدانید: مزاج آن سه جایی که روح بخاری در آن جمع می‌شود چیست؟ این سه جا قلب است، و مغز یا همان «دماغ» در اصطلاح قدما، و کبد.


مزاج سه جایگاه روح بخاری: قلب، دماغ و کبد

قلب جای پمپاژ است و گرم است. بهترین جایی که روح بخاری می‌تواند در آن قرار بگیرد همین‌جاست؛ چون داغ است و مزاجش نیز گرم است. روح بخاری با گرما سازگار است و قلب، به‌حسب مزاج، بستر طبیعی آن است.

اما کبد و دماغ ـ یعنی همان مغز ـ مزاجشان سرد است؛ اصلاً سردند. به همین خاطر در طب اسلامی، که همان طب قدیم است و متأسفانه امروز چندان محل توجه نیست، بسیار توصیه شده که این دو باید پوشیده باشند. اگر سرما به آن‌ها برسد، چون خودشان نیز سردند، ورود سرما عفونت بافت‌های بدن را نتیجه می‌دهد.

این نکته را ساده نگیرید. وقتی عضو سردِ بدن سرما ببیند، اعتدال به‌هم می‌خورد و فساد از همان‌جا در بافت‌ها پخش می‌شود. بسیاری از مشکلات بدن که ما امروز نمی‌دانیم از کجا می‌خوریم، از همین غفلت است.


پوشش کبد و کلیه‌ها؛ شال امیرالمؤمنین علیه‌السلام

اگر دقت کرده باشید، علمای قدیم مانند حضرت آیت‌الله بهجت ـ روحش شاد و یادش به‌خیر ـ همیشه شالی یا چیزی شبیه آن به کمر داشتند. این از امیرالمؤمنین علیه‌السلام به ارث رسیده است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام همیشه شالی به پهلوهای مبارک می‌بستند.

عده‌ای خیال می‌کنند این نشانهٔ سادگی است. البته که این‌طور نیست. همه می‌توانند ببندند. چرا؟ به این جهت که کبد و کلیه‌ها باید گرم بمانند. اگر گرم نباشند، چون خودشان سردمزاج‌اند، سرما به آن‌ها وارد می‌شود و انسان را زود از پا می‌اندازد. خدا نکند کلیه یا کبد سرما بخورد؛ مشکلات عدیده‌ای پیش می‌آید.

اصلاً کبد محل تولید روح بخاری است. وقتی روح بخاری مشکل پیدا کند، در حقیقت از اعتدال خارج می‌شود. روح بخاری تحت تصرّف نفس است؛ واسطه‌ای است که نفس به‌وسیلۀ آن احکام خود را در بدن پیاده می‌کند. اگر این واسطه از اعتدال بیرون برود، نفس نمی‌تواند احکامش را در بدن جاری کند. اولین نشانه‌اش این است که اراده ضعیف می‌شود.

این را خوب ببینید: ضعف اراده را همیشه به مسائل اخلاقی یا روانی برنگردانید. گاهی ریشه‌اش در به‌هم‌خوردن اعتدال همین روح بخاری است. وقتی مرکب نفس در بدن از کار می‌افتد، فرمان نفس نیز به اعضا نمی‌رسد.


پوشش سر و مقید بودن امام خمینی رحمه‌الله

مغز را هم باید پوشاند. قدیمی‌ها همیشه توصیه می‌کنند کلاهی بر سر بگذارید. خدا رحمت کند استاد احمد را؛ خاطرۀ جالبی از حضرت امام خمینی رحمه‌الله‌علیه تعریف می‌کرد. خانۀ قدیمی نجف را دیده‌اید یا نه؟ بیت‌الخلاء ـ به قول ما سرویس بهداشتی ـ پایین بود و اتاق خودشان بالا.

دأب حضرت امام این بود که هر وقت وارد سرویس بهداشتی می‌شوند کلاه بر سرشان باشد و سر پوشیده باشد. هم برای اینکه باد خنک نخورد و ضرر نکند، هم برای اینکه بخاری که جسارتاً از نجاست برمی‌خیزد روی سر ننشیند و سلول‌های مغز را از بین نبرد.

کراهت دارد انسان با سر باز به سرویس بهداشتی برود؛ حتی در فضای باز نیز سر نباید برهنه باشد. این‌ها در طب قدیم بود و امروز متأسفانه نیست. بعد می‌بینید مشکلات عدیده‌ای در بدن پیش می‌آید و ما متوجه نیستیم از کجا می‌خوریم.

امام با کهولت سن از بالا می‌آمد پایین و گاهی عرقچین را جا می‌گذاشت. عادت نداشتند به کسی، حتی به اهل خانه‌شان، دستور بدهند که کلاه را بیاور. دو مرتبه همان پله‌ها را برگشت؛ با سختی دست به نرده یا دیوار می‌گرفت و می‌رفت، چون می‌خواست کلاه را خودش بردارد و بعد به سرویس برود. ان‌قدر مقید بودند.

حالا چرا معمولاً کسانی که عمامه بر سر دارند، ظاهر امر این است که فکرشان بهتر کار می‌کند؟ نشانۀ عقل هم همین پوشش سر است. اسرار بماند؛ اصل مطلب این است که دماغ سرد است و باید محفوظ بماند تا روح بخاری در آن مضمحل نشود.


منابع این بحث در آثار حکما

یکی از دوستان، ظاهراً برای نخستین بار که این مباحث به گوشش رسیده بود، جمله‌ای گفت که ظاهر جمله خوب نبود، اما منظور بدی نداشت و من استقبال کردم. پرسیدند این حرف‌ها را شما از کجا می‌آورید؟

به همین خاطر چند جا را عیناً از منابع نوشتم. فرصت تفصیل صفحه به صفحه نیست و وقت نیز رو به پایان است، اما عین همان مطالبی که برای شما گفتم در این جملات هست؛ از لسان بزرگان، نه از من. این حرف‌ها اصلاً از من نیست.

از جمله: اسفار ملاصدرا، جلد هشت؛ کتاب معرفت نفس خود علامه حسن‌زاده آملی رحمه‌الله‌علیه؛ و

«سَرْحُ الْعُيُونِ فِي شَرْحِ الْعُيُونِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): گشودن چشمه‌ها در شرحِ عیون.

که از بهترین و پخته‌ترین کتاب‌های معرفت نفس علامه حسن‌زاده است. همچنین منظومۀ حاج ملاهادی سبزواری، و

«قِسْ عَلَىٰ هَٰذَا»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بر همین قیاس کن؛ و همین‌سان بسنج.

یعنی اگر به این منابع مراجعه کنید، می‌بینید آنچه گفته شد همان است که حکما نوشته‌اند.


تعریف روح از زبان علامه حسن‌زاده

این فرمایش از علامه است. روح جسم لطیفی است که از دو قسمت در بدن جریان پیدا می‌کند.

یک قسمت از آن از قلب در بدن انسان پراکنده می‌شود و افعالی مانند افعال حیات، تنفس و نبض را به عهده می‌گیرد.

قسمت دیگر آن از دماغ ـ همان مغز ـ منتج می‌شود. دماغ ماده‌ای مخروطی‌شکل است که قاعدۀ آن، یعنی قسمت اعظم آن، به‌سوی پیشانی است و رأس آن به طرف قفا، یعنی پشت سر.

در سرح العیون فی شرح العیون، علامه همین را می‌فرماید. این قسمت که در دماغ قرار می‌گیرد، در اعصاب پراکنده می‌شود و به همۀ بافت‌ها و اعضای بدن می‌رسد. از طریق همان اعصاب، روح بخاری به بافت‌های بدن می‌رود. این روح، افعال حرکتی انسان را متقبّل می‌گردد.

در سرح العیون صفحۀ سیصد و بیست و نه، و نیز سیصد و بیست و پنج و سیصد و سی و پنج، این مطالب آمده است. خواستید مراجعه کنید.


جایگاه‌های دماغ؛ مبدأ حس و فکر و تمییز

بر همین اساس، اطبای قدیم جایگاه‌های مختلفی از دماغ را که منشأ افعالی چون حس، حسّ بویایی، شنوایی و سایر حواس است معین کرده‌اند.

گفته شده که آن دو قسمت جلویی دماغ ـ همین جلو، پیشانی ـ منشأ حس شنوایی، بینایی و سایر حواس است.

روحی که از جانب قسمت وسطی دماغ است منشأ فکر و تمییز است. اینجا را توجه کنید: آن عقب، این جلو. روح بخاری که به قسمت وسط مغز می‌آید مبدأ فکر کردن و جدا کردن خوب از بد است.

گاهی اوقات فکر آدم درست کار نمی‌کند، چون روح بخاری در آن قسمت وسط مغز کم وارد شده، مضمحل شده یا اندک است. آن‌گاه مغز از کار می‌افتد و انسان نمی‌تواند میان خوبی و بدی تمییز بدهد.

البته این‌ها را بر اساس طب قدیم می‌گوییم. متأسفانه در طب جدید شما خیلی از این چیزها را نمی‌بینید. طب امروز بیشتر با کالبد مادی سروکار دارد و این واسطۀ لطیف میان نفس و بدن را در محاسبات خود نمی‌آورد.


دو روح برای بدن: روح حیوانی و روح نفسانی

سپس بر همین اساس دو نوع روح برای بدن ثابت می‌کنند. این نیز فرمایش علامه است.

یکی روح حیوانی است که مادۀ آن هواست و محل رویش آن قلب است. این روح توسط رگ‌ها در بدن پراکنده می‌شود و افعال حیات، نبض و تنفس را انجام می‌دهد.

دوم روح نفسانی است. ماده‌اش باز همان روح بخاری یا روح حیوانی است. محل رویش این کجاست؟ دماغ یا مغز. به آن روح نفسانی می‌گویند. خودِ دماغ افعال فکر کردن، یادآوری و رؤیت را انجام می‌دهد. این افعال توسط دماغ در اعصاب پراکنده می‌شود و از آنجا به سایر اعضای بدن منتقل می‌گردد. همین انتقال از اعصاب به اعضا موجب ایجاد حس و حرکت می‌شود.

پس قلب مبدأ حیات و نبض و تنفس است، و دماغ مبدأ فکر و ذکر و دیدن و حس و حرکت. هر دو از یک روح بخاری‌اند، اما محل رویش و مجرایشان فرق می‌کند. اگر مجرای قلب به‌هم بخورد، حیات بدنی آسیب می‌بیند؛ اگر مجرای دماغ به‌هم بخورد، فکر و حافظه و تمییز آسیب می‌بیند.


ضعف حافظه و خروج روح بخاری از دماغ

حالا شما بفرمایید اگر کسی حافظه‌اش خوب کار نمی‌کند و یادآوری‌اش خوب نیست، و اینکه آلزایمر می‌گیرند، این‌ها از کجا ناشی می‌شود؟ روح بخاری از مغز یا دماغ خارج شده است.

یعنی به همین راحتی می‌شود از جهت علمی ردّش را، پایش را، پیدا کرد. وقتی روح بخاری که افعال فکر و یادآوری را در دماغ به عهده دارد از مغز خارج شود، حافظه از کار می‌افتد و یادآوری درست انجام نمی‌شود.

نکات دیگری هم بود؛ پنج نکتۀ خوب دیگر مانده بود، اما فرصتمان گذشته است. ان‌شاءالله دفعات بعد.

«وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» (حمد/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستایش از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است.

صلوات ختم کنید.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.