یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز جلسه
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَبِهِ نَسْتَعِينُ» (حمد/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشایندهٔ مهربان، و از او یاری میجوییم.
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوتکنندهٔ بهسوی خدا و پرورندهٔ آیات او.
«السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر شما و رحمت خدا.
ما در مسیر بحثمان پیرامون شناخت خودمان رسیدیم به روح بخاری. جلسهٔ پیش گفتیم این روح چگونه پدید میآید و چگونه در بدن میگردد. امروز میخواهیم ببینیم وقتی تحلیل میرود چه میشود؛ خواب چیست؛ مرگ چیست؛ و اگر کسی بتواند در بیداری همان فراغت را پدید آورد، با غیب چه نسبتی پیدا میکند.
روح بخاری، خواب و تعلق نفس ناطقه
بازگشت بخار به مغز و کبد و قلب
عرض کردیم که وقتی روح بخاری بر اثر تحرّک زیاد تحلیل میرود، برمیگردد به مغز و کبد و قلب. این سه جا همان مواضع اصلیاند که پیشتر گفتیم روح بخاری از آنها به اعضا پمپاژ میشود و دوباره به آنها جمع میگردد.
البته خوب است بدانید بعضی معتقدند این روح، در نهایت، از این سه جا جمع میشود در مغز و همین منجر به خواب میشود. یعنی خواب وقتی تمام میشود که آنچه مانده از این بخار، از بافتها فارغ شده و در مغز قرار گرفته باشد.
فارغ شدن از بافتها و آزادی نفس
آنجا گفتیم که بهجهت اینکه نفس ناطقه ارتباطش با بدن از طریق روح بخاری است، وقتی روح بخاری جمع شده، رفته و در مغز قرار گرفته و از همۀ اعضا فارغ شده، دیگر نفس ناطقه توجهاش را از بدن برمیدارد.
وقتی روح بخاری در بافتها نیست، توجه نفس ناطقه از بدن برداشته میشود. برای همین آزاد میشود؛ برای همین میتواند با غیب ارتباط بگیرد. تعلقش برداشته میشود دیگر. تعلقش به بدن به حداقل ممکن میرسد.
اگر کلاً برداشته شود، میشود موت یا مرگ. حالا چون تعلقش به حداقل است، میتواند با غیب ارتباط بگیرد. پس خواب از این حیث مرگِ ناقص است: تعلق قطع نشده، اما به حداقل رسیده است.
کندن تعلقات؛ شرط تعقل و سیر در عوالم قدس
تذکر علامه در چهلمین درس شرح اسفار
اینجا نکتهای هست که دیروز وقت نشد بگوییم. اتفاقاً امروز چهلمین درس شرح اسفار حضرت علامه را که گوش میدادم، ایشان در انتهای درس بسیار تذکر میدادند به اینکه تعلقاتتان را بکنید تا بتوانید تعقل داشته باشید. عقلتان بارور شود و بتواند در عوالم قدسی سیر کند. کسی که تعلق دارد، نمیتواند.
این تذکر همان سرّی است که دیروز رد شدیم از آن. تعلق، نفس را همانجا نگه میدارد که روح بخاری در بیداری نفس را نگه میدارد: پیش بدن، پیش طبیعت، پیش پراکندگی.
پراکندگی فکر و تصمیمگیری
شما دقت کنید: کسی که خیلی تعلقات دارد، یعنی خیلی پراکندگی فکر دارد، تمرکز قوا ندارد. تصمیمگیر درستی نیست. مدیری میتواند تصمیمگیری خوبی به صلاح مجموعه بکند که تمرکز قوا دارد و تعلقش کم است.
کسی که تعلق به میز و پست و مقام و مدرک و پول و این و آن دارد، نمیتواند متمرکز شود. قوایش پخش است. همانطور که تا روح بخاری در همۀ بافتها پخش است نفس گرفتار بدن میماند، تا فکر به میز و مدرک و مال پخش است عقل بارور نمیشود.
و اصلاً راه کندن از عالم طبیعت و متوجه عالم قدس شدن، همین تعلقکندن است. پس آن چیزی که دیروز بهصورت سرّی گفتیم و رد شدیم و بعداً فاشش میکنیم، همین است: تا تعلق نبری، تعقل بارور نمیشود و سیر در عوالم قدس پیش نمیآید.
خواب، پیام الهی و توجه عرفانی در بیداری
دریافت پیام در خواب
حالا وقتی انسان به خواب میرود، چون تعلق نفس ناطقه به بدن به حداقل رسیده، نفس ناطقه متوجه عالم قدس میشود. شما در خواب پیامهای الهی را دریافت میکنید. این دریافت از همان آزادی نفس است؛ وقتی تعلق به بدن به حداقل رسیده، نفس متوجه عالم قدس میشود.
توجه عرفانی؛ همان مکانیزم خواب در بیداری
حالا بفرمایید ببینم: اگر کسی در حالت بیداری بتواند به توجه عرفانی برسد — حالا من یک چیزی میگویم و رد میشوم از آن؛ شما یک چیزی میشنوید. عالمی نهفته است در همین بحث توجه عرفانی که اصلاً یعنی چه؟ زمان خاص دارد، مکان خاص دارد؛ یعنی بهترین زمانها، بهترین مکانها، روشهای خیلی ناب و بهدردبخور، که اینها را ما متأسفانه متوجه نیستیم. اهلش دارند استفاده میکنند.
اگر کسی به توجه عرفانی برسد، بهگونهای که بتواند روح بخاری را از بافتها و قسمتهای مختلف بدن جمع کند توی مغز — بتواند چنین کاری بکند که شدنی است، میشود — چه اتفاقی میافتد؟
الان میگوییم طرف خوابش میرود. اصطلاحاً از جهت علمی میگوییم خواب چیست؟ توجه نفس از بدن به حداقل میرسد و متوجه عالم غیب میشود. به همین راحتی فهمیدیم که توجه عرفانی و خبرگرفتن از عالم غیب به همین روشی است که الان گفتیم.
منتها شدت و ضعف دارد؛ تشکیکی است؛ شدت و ضعف دارد. یکی در خواب مختصری از غیب میگیرد؛ یکی در بیداری، با جمعکردن همان روح، خبری قویتر میگیرد. اصل روش یکی است؛ مرتبه فرق میکند.
مرگ؛ انقطاع کامل روح بخاری از بدن
حالا اگر چنانچه کسی کلاً — دقت بفرمایید — روح بخاری از بدنش فارغ شود؛ یعنی تحلیل برود، تحلیل برود، و این روح بخاری کلاً از مغزش هم دیگر خارج شود، دیگر در مغز و کبد و قلبش هم دیگر نماند این بخار، چه اتفاقی میافتد؟ کلاً تعلق نفس از بدن برداشته میشود. میشود چه؟ میشود موت؛ میشود مرگ.
پس سه مرتبه را از هم جدا کنید. پخش روح بخاری در بافتها، بیداری و اشتغال نفس به بدن است. جمعشدن آن در مواضع اصلی، بهویژه مغز، خواب و حداقل تعلق است. خروج کامل حتی از مغز و کبد و قلب، موت است. خواب بازگشت بخار است؛ مرگ خروج بخار است.
ایمان جالینوس به حضرت عیسی علیهالسلام از مسیر علم طب
طب از اسم طبیب حق
اتفاقاً آن جالینوس که حتماً شنیدهاید، در زمان حضرت عیسی روحالله زندگی میکرد و چهارصد جلد کتاب در خصوص طب فقط داشت. طب هم از اسم «طبیب» حضرت حق گرفته شده است. کسی که با عالم قدس یا با حضرت حق به اسم طبیب حق ارتباط پیدا کند، میتواند به آن طب حقیقی و واقعی برسد.
اطبای امروز را ول کنید؛ اینها پزشکاند. طب از طبیب است؛ از طبیب. پزشک اگر به آن اسم متصل نشود، به طب حقیقی نمیرسد.
چرا جالینوس ایمان آورد
حالا او چرا ایمان آورد به حضرت عیسی؟ این را هم بگویم برای امروز بس است. علتش را فکر میکنید چیست؟ چون از جهت علمی میدانست — این علم، علم طبی را داشت — که اگر روح بخاری از بدن خارج شود، بدن فاسد میشود؛ چون نفس توجهاش را از بدن برمیدارد و بدن وقتی که این روح از آن منسلخ شد، فاسد میشود.
دیگر برگشتن این روح بخاری امکانپذیر نیست؛ چون از صافیِ خون است. وقتی خون خشک شد، دیگر چه بازگشتی؟
وقتی متوجه شد حضرت عیسی مرده را زنده میکند — یعنی قابلیت این را دارد که آن روح بخاری را برگرداند تا نفس دوباره تعلقش به بدن بیفتد — ایمان آورد. گفت این معلوم است که نبوتش به حق است.
ببینید: از جهت علمی میتواند به خدا ایمان بیاورد. این جایگاه علم است که مولا فرمود:
«الْعِلْمُ سُلْطَانٌ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): علم، سلطنت است.
سلطنت میآورد. علمی که روح بخاری و تعلق نفس را بشناسد، میتواند حتی نبوت را تصدیق کند.
ختم جلسه
«وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» (حمد/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستایش از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است.
صلوات ختم کنیم.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.