یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز جلسه و جایگاه معرفت نفس
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَبِهِ نَسْتَعِينُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشایندهٔ مهربان، و از او یاری میجوییم.
«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ ءَايَاتِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوتکنندهٔ بهسوی خدا و مربی آیات او.
موضوع ما معرفت نفس است؛ و در حقیقت میتوان گفت موضوعی مهمتر از این موضوع نداریم. به درخواست دوستان که این مباحث حفظ شود و بلکه در کانال نیز بارگذاری گردد، سعی کردهایم دستکم از حدود دو جلسهٔ پیش به این سو، جلسات را ضبط کنیم.
ادامهٔ بحث: همه چیز به مزاج مربوط است
ادامهٔ بحث ما، اگر به یاد داشته باشید، به کجا رسید؟ به اینجا که در سیر شناخت خودمان به این نقطه رسیدیم که همه چیز به مزاج ربط دارد.
رسیدیم به اینجا که ما یک بدن داریم، که مرتبهٔ ظاهر ماست؛ و یک نفس یا روح داریم، که مرتبهٔ باطن ماست. و گفتیم اخذ ما و تلقیات ما از بیرون، همه بستگی به مزاج ما دارد. آنچه از بیرون میگیریم و آنگونه که میگیریم، تابع مزاج است.
حالا خودِ مزاج، الا ما شاء الله، بزرگان برایش قلم زدهاند. مثلاً شیخالرئیس، نمطهای دوم و سوم ـ و بهخصوص نمط سوم ـ اشارات را بخوانید؛ چقدر زیبا پیرامون مزاج حرف زده است. من امروز به صورت کلی نکتهای را میگویم.
آیات زوجآفرینی در قرآن
اولاً آیاتی از قرآن هست که نشان میدهد همه چیز زوج آفریده شده است. مثلاً آیهٔ سیوشش سورهٔ یس:
«سُبْحَـٰنَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ» (یس/۳۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): منزه است آنکه همهٔ زوجها را آفرید: از آنچه زمین میرویاند، و از خودشان، و از آنچه نمیدانند.
همه چیز. «مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلْأَرْضُ»: از آن چیزی که از زمین میروید؛ «وَمِنْ أَنفُسِهِمْ»: از آنچه در جانهاست؛ «وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ»: حتی چیزهایی که نمیدانید. همینها هم که خبر ندارند، زوجزوج آفریده شدهاند.
مثلاً آیهٔ چهلونه سورهٔ ذاریات که میفرماید:
«وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» (ذاریات/۴۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از هر چیز دو زوج آفریدیم، باشد که شما به یاد آورید.
همه چیز را برای شما زوجزوج خلق کردیم، بلکه اهل تذکر باشید.
باز مثلاً آیهٔ بیستویک روم:
«وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا لِّتَسْكُنُوٓا۟ إِلَيْهَا» (روم/۲۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از نشانههای او این است که برای شما از خودتان همسرانی آفرید تا به آنان آرامش گیرید.
فکر میکنم بقیهٔ آیه همین باشد که «لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا». خلاصه اینکه این مزاج یعنی ازدواج؛ زوجزوج بودن همه جا هست. خدا اینطور ایجاد کرده است.
مصادیق تناکح و ازدواج در هستی
البته این تناکح یا نکاح یا ازدواج، مصادیق بسیار زیادی دارد. چندتایش را میگویم تا قدری ذهنتان را با این چند نکته بشورانم. بعد اگر دوست داشتید، اینها را مبسوطتر دربارهاش صحبت میکنیم که یعنی چه.
مثلاً عقل کل و نفس کل؛ اینها با هم ازدواج کردهاند. ازدواج میان روح و بدن. ازدواج میان علم و عمل. ازدواج میان آسمان و زمین. ازدواج میان وجود و ماهیت.
برای اینها هم آیات داریم، هم روایات، هم گفتار حکما و بزرگان. بحثهای بسیار شیرین و جالب و عالی؛ و بعد اینها را میبینیم که همه در خودِ ما پیاده شده است. رفتهرفته میبینیم: اه، چه جالب، اینها همه در ما هست.
روح بخاری؛ برزخ میان ظاهر و باطن
یکی از رتبههای وجودی ما که به یک معنا باز میتوان گفت برزخ میان ظاهر و باطن ماست، خود از همین زوجها متولد شده است. میان بدن و نفس واقع شده؛ یعنی آنقدر لطیف و آنقدر ظریف است که رفته لای نفس و بدن.
خودِ نفس یک مرتبه از پنهانِ ماست. این لطیفه در جای خاصی قرار گرفته؛ به آن میگویند روح بخاری.
البته خوب است بدانید که روح نیست؛ جسم است، جنسیتش مادی است. اما آنقدر که لطیف است ـ بلکه الطف است، لطیفترین اجسام است ـ به آن میگویند روح؛ روح بخاری.
این را امروز فقط، فکر میکنم بیش از سه دقیقه وقت نداشته باشم، سریع بگویم از کجا ایجاد شده است. خصوصیاتش را جلسات بعد میگوییم. خوب است ما اینها را بدانیم؛ به دردممان میخورد. خیلی از گیر و گورهای ما به خاطر این است که اینها را نمیدانیم. بعداً متوجه میشویم چرا؛ اصلاً دانستن اینها به چه درد ما میخورد. حتی مشکلات اخلاقی و اعتقادی و معنوی که داریم. مثلاً نماز به ما حال نمیدهد. بعداً متوجه میشویم که علتش ندانستن همین چیزهاست. ما دنبال چیزهای دیگر میگردیم. حالا بماند.
آباء سبعه، امهات اربعه و موالید ثلاثه
ما یک آباء سبعه داریم ـ نترسید از این الفاظ و کلمات؛ توضیح میدهیم ـ یک امهات اربعه داریم، یا موالید ثلاثه. اینها را سریع بگویم چیستند.
آباء سبعه یعنی هفت پدر. هفت فلک. به همین راحتی: هفت فلکاند. از همین ناهید بگیرید، از ماه بگیرید، افلاک را ـ همین سیارهها که خورشید وسطشان واقع شده ـ بگیرید تا آخری که حالا زحل میشود و ختم میشود؛ که بعد از آن میشود کرسی و عرش، در همین دنیا. در همین نشئهٔ طبیعت، کرسی و عرش هم داریم که آن میشود فلک هشتم و نهم. هرکدام بسیار توضیحات میخواهد؛ بماند.
آن هفت تا پدرند که محل تأثیرگذاریاند، محل دهشاند. گیرنده چیست؟ ماده است. گیرنده مادر است.
قرآن میفرماید:
«نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ» (بقره/۲۲۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): زنان شما کشتزار شمایند.
زنان شما زمینِ کشاورزِ شماست. دانهها در زمین کاشته میشود؛ زمین اینها را میپروراند. میگوید برای همین عاشق چشم و ابروی خانمتان نشوید. بروید از یک زمین مرغوبِ بهدردبخور که میخواهید دانه را در آن بکارید بگیرید. که بحثهای تربیتی پیش میآید؛ بماند.
پس امهات اربعه کیاناند؟ چهار مادر که آن هفت پدر در اینها تأثیر میگذارند؛ در این چهار مادر که سه فرزند از آن به وجود میآید. آنها عناصر چهارگانهاند. چیستند؟ هوا ـ همین هوایی که حول شماست ـ و آب و خاک و حرارت یا آتش. این چهار تا عناصریاند که خدا خلق کرده است.
آن هفت فلک بر این چهار عنصر که مادهاند تأثیر میگذارند؛ تأثیر کواکب. که نحلههای بیخودی امروز آمدهاند از این علومِ بهحق، استفادههای نابهحق کردهاند؛ که او تا دلتان بخواهد بحث اینجا هست.
حالا آنچه از این دو ـ پدر و مادر ـ به وجود آمده چیست؟ سه تا بچه به وجود آمده؛ به ترتیب بگوییم: معدن، که همان معدنیهاست یا درستش معدن است؛ جمادات، همین سنگ و خاک و گل و این چیزها. بعد نباتات. بعد هم حیوانات و ملحقاتشان، لواحقشان، که انسان ملحق میشود به آن حیوان. انسان حیوان ناطق است؛ همینطور لواحق دارد. این سه تا بچهها هستند. اینها موالید ثلاثهاند.
از عناصر چهارگانه تا اخلاط اربعه
حالا از تأثیر ـ چه ربطی به روح بخاری داشت؟ از تأثیرات ازدواج آن عناصر چهارگانه با هم، که عناصر چهارگانه بر اثر تأثیری که از آن هفت فلک میگیرند با هم مزدوج میشوند، مزاج درست میشود.
از مزاج این عناصر چهارگانه، اخلاط اربعه درست میشود؛ اخلاط چهارگانه: دم و بلغم و سودا و صفرا. بعد از ازدواج ـ حالا اینها هرکدام بحث دارد؛ بماند، وقت من تمام شد.
روح بخاری؛ مطیّهٔ نفس ناطقه
از ازدواج این چهار اخلاط اربعه چه درست میشود؟ روح بخاری، که در همهٔ ما هست و خون ما در روح بخاری جریان دارد.
این روح بخاری اثر مستقیم دارد؛ به آن میگویند مطیّه. مطیّهٔ اولای نفس ناطقه. یعنی یک اسبِ همراه و هموار که نفس ناطقه بر او سوار است.
حالا بفرمایید ببینم: اگر سوار یک اسب شل بشوید، اسبی که چشم ندارد، اسبی که جان ندارد، درست مثلاً غذا نخورده، تشنه است، بیش از حد چاق است، بیش از حد لاغر است، مشکلات دارد، چگونه میخواهید با این اسب حرکت کنید؟
الان اسب، یعنی مرکب نفس ناطقهٔ ما، چه شد؟ تا امروز این را فهمیدیم: روح بخاری. حالا بعداً بفهمیم که چه تأثیراتی در انواع و اقسام عملیات زندگی ما دارد. بماند.
ختم جلسه
«وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستایش از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است.
صلوات بفرستید.
«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَءَالِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.