یا رب اعوذ به من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمته واسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
در محضر پنج شهید گمنام هستیم.
یادشون رو گرامی میداریم.
مثار همه شهدا امام عزیز خاصه شهید مقاومت حسین حسن نصرالله یه صلوات با معرفت خرج کنید.
اللهم صل على محمد آل محمد و عجل فرجهم.
این یک تبریک جانانه میخواد که هممون به همدیگه تبریک بگیم و عید صهیونیستها رو به عزا تبدیل کردن.
خدا به همشون خیر کثیر بده به بچههای نیروهای مسلح، سپاه و ارتش.
به همدیگه تبریک بگیم، شیرینی پخش کنیم و این حماسه رو به یادگار برای هم نقل کنیم.
که اتفاقی که امروز افتاد به نظر بنده قبل از اینکه وارد بشیم به کلمهی بعدی از صد کلمهی استاد به نظر بنده ماحصل ارادهی مردم بود.
یه نکتهای رو عرض کنم ضمن اینکه تبریک عرض میکنم به همهی شما این حماسه رو، اونم این که طی تاریخ از ابتدا تا انتها این چنین بوده و خواهد بود که هر وقت که مردم، خواست مردم، مطالبه مردم چیزی رو بخواد خدای منان اصلاً سنتش بر این قرار گرفته که کلاً نمد هاؤلاء و هاؤلاء.
حالا این خواست مردم میتونه هاؤلاء به سمت بهشت باشه یا ها و هاؤلاء به سمت دوزخ باشه.
خواست مردم به قدری مهمه، مطالبه مردم به حدی مهمه، اراده مردم که الخلق، پیغمبر از اول فرمودن چی؟
الخلق عیال الله.
آقا اینا ناموس خدا.
مردم.
یه پایهی مشروعیت نظام ما اصلاً مردمن.
مقبولیت مردم خیلی مهمه.
کار به جایی میرسه که خواست مردم، امام معصوم مفترض الطاعه رو تو خونه مینشونن و بالعکسش هم خواست مردم کاری میکنه که مولا دو مرتبه برگرده و ری-- ریاست ظاهری رو بگیره.
ولایت کلیه رو که داشت همون موقع هم که منزل تشریف داشتن ولایت کلیه رو داشتن اما ریاست رو نه، گرفته بودن از آقا حق مسلمش رو.
حضرت فرمود ریختن سر من، عبای منو کشیدن.
ریختن جماعت.
خواست مردم بود حضرت تشریف آوردن.
این خیلی مهمه ها.
اینکه رهبر عزیزمون هم فرمودن سوخت این موشکها خواست و مطالبات شما مردمه.
یعنی این.
اینقدر اهمیت داره این فشاری که بعد اراده خدا در مسیر خواست مردم محقق میشه.
اراده من و شما در طول اراده خداست.
اصلاً آیهی سی سوره انسان میفرماید "و ما تشاؤون الا ان یشاء الله".
شما هیچ چیزی رو نمیخواید مگر اینکه خدا خواسته.
از اون طرف آیهی بیست و نه همین سوره میفرماید "ان هذا الذکر لکن تذکره فمن شاء اتخذ الی ربه سبیلا".
حالا تا ببینیم چی میخواد تو این راه بیاد.
از اون طرف میگه هرچی میخواید خدا میخاد.
از این طرف میگه شما هم اختیار دارید.
یعنی چی؟
اراده ما در طول اراده خداست.
خلاصهش این میشه که تو نماز همیشه داریم میگیم شاید بیتوجه که غوغاست عالمی تو این ذکر نهفتهست.
بحول الله و قوته.
بله.
لا حول و لا قوه الا بالله.
به حول و قوه الهی بلند میشیم.
درست شد؟
اما اقوم و اعقد منم که بلند میشم و مینشینم اما به حول و قوه الهی.
این اقوم و اعقد درسته جزو سیئات ماست.
اصلاً امکان نوری به قول ملا صدر از همین جا خودش رو نشون میده.
اضافه اشراقیه که ما فقر اصلاً عین و-- فقر محض و عین ربط به مبدأ هستی هستیم.
نه یک ربطی بین ما و خداست، عین ربطیم، عین ربطیم.
یعنی این ربط رو ورداری اصلاً ما معدوم میشیم، نیست و نابود میشیم.
میگه خدا از صمده.
صمد کیه؟
امام معصوم.
الذي لا جو فله.
همه جا رو پر کرده.
حکما میگن لا یتناحیه.
قرآن میگه از صمده.
عرفا میگن وحدت وجود.
چیز عجیب و غریب نیست.
اونا که نفهمیدن چوب بهشون زدن.
یعنی چی؟
اگر لا یتناحیه یه جا رو فرض کنیم که آقا الان اینجا خدا نیست.
خب چه لا یتناحی که الان اینجا نیست.
چه از صمدیه که الان اینجا نیست.
پس همه جا هست.
اینها هم نمودار حقاند، ظهور حقاند.
شما وقتی اینطوری نگاه میکنی اصلاً اراده خدا که از اسماء سبعه حضرت حق المریده، اراده کنندهست.
این همه جا جاریه.
سار-- بعد دیگه به من و شما بستگی داره که اختیار چگونه داشته باشیم.
اختیار با ماست اما حول و قوه با خداست.
خیلی جالبه ها.
اختیار تو خواستی.
حالا هاؤلاء و هاؤلاء.
میخوای به سمت جهنم برو.
میخوای برو به سمت بهشت.
میخوای بری به سمت جهنم باز اسماء الله پیاده میشه.
اسماء جلالی که قبلاً خوندیم.
ذو انتقام، شدید العقاب، القههار.
برو به سمت بهشت اسماء جمالی یاد میشه.
الرؤوف، الودود، الكريم، الرحیم و قس علی هذا.
و این خیلی مهمه.
اگر این مطالبهای تو این نکته این رو بگم و بریم سراغ درس و بحثمون.
اگر این مطالبهای و این جوش و خروش و هیجان و بهتره اینطوری عرض کنم، طلب وجودی من و شماها، این ملت اگر همین با همین وضعیت بنده معتقدم در خصوص امام عصر [خنده] عزیزمون اتفاق بیفته حضرت میان.
خدا ارادهش برای این تعلق میگیره که حضرت تشریف بیاره.
ما اینطوری جوش و خروش نزدیم برای حضرت که حضرت تشریف نمیارن.
یعنی ارا-- جسارت میکنم ارادهای نکردیم خیلی.
چرا؟
یه عده خاصی خواصمون اراده کردن، زحمت کشیدن، جرات به خرج دادن.
اما ماها نه.
پس اینو توجه داشته باشیم.
این ماهسل مطالبه و این درخواست و طلب وجودیمونه.
اینکه دیشب هرکی شنید اشک شوق میریخت برای چی؟
چرا اشک میریزن؟
طلب وجودیشه.
به خواستگاه وجودیش رسیده.
خدا هم در همون مسیر ارادهش رو محقق میکنه.
میبینین اتفاق عجیب میفته.
که خودشون هم موندن از کجا خوردن.
خدا خیرشون بده.
انشاالله که خدا حق همهشون رو برا ما حلال کنه.
بریم سراغ درس و بحثهامون.
میرسیم سراغ-- حالا من وقتم چون کمه البته کلمه هفتاد رو رسیدیم.
خود اصل این موضوعی که در این کلمه مطرح شده یک موضوعه یا به مع-- یک معنا میشه گفت دو موضوعه خیلی کثیر الفروع نیست.
اما خود موضوع خیلی دامنه گستردهای داره و در خصوص علم و اهمیت علم و عمل در کنار همه.
کلمه هفتاد.
اینو عرض کردم که بدونین خیلی آسونه فهمش.
جزو کلمات قامس و پیچیده نیست.
نترسین که بعضیا بگن اوه، اوه این حاجیه اومد ما ال فرار بذارین بریم حرفهای عجیب غریب میزنه.
آن که در انسانها بیندیشد.
البته از حضرت استاد عزیزم آقای رنجبر عذرخواهی میکنم.
اجازه میخوام.
حضرت علامه حسن زاده در کتاب صد کلمه در معرفت نفسشون که به نظر من از اقوتش یعنی غذایی که میخورین از این اطعموا واشربوا خوانش این کتاب البته فهمش و عمل بهش مهمتره برامون.
در کلمه هفتاد میفرماید "آن که در انسانها بیندیشد برتری را" الان برتری به چیه به نظر شما؟
میفرماید "برتری را در هر کار و در هر جا" اصلاً مطلقاً.
چه در امر دین، چه در امر آخرتها.
مطلقاً.
چه در امر بدنت، چه ام-- در امر روحت، چه در امر ظاهرت، چه باطنت.
برتری را در چی میبینه؟
"برتری را در هر کار و در هر جا از آن بینش بیند." اینجا این مغز.
لِأُولِي الْأَلْبَابِ شناخت آیات مخصوص صاحبان لب و مغزه که قبلاً عرض کردیم.
حالا بینش رو چی زیاد میکنه؟
"و بینش را از دانش به فزونی یابد." دانش، علم که العلم نور یغفله الله فی قلب من یشاء.
اگر العلم نور قرآن میفرماید الله نور السماوات والأرض.
پس اصلاً شما بری به مراتب عالیه، یعنی از عالم ملک پل بزنی به ملکوت بری به جبروت بری در، در سایه احدیت که جنس روح ما از اون مقام شامخه که همه حقایق اونجا به صورت کلی مندمجن ما در خودمون از اون داریم.
پس میشه درکش کنیم.
اصلاً برای چی روح داریم؟
برای اینکه اونجا رو درک کنیم.
چرا ما این حرفو نزنیم در حالی که یکی از قوای وجودی ما همونه و از اون طریق میتونیم بفهمیمش.
مثل اینکه ملائکه جنسشون عقله.
من و شما عقل داریم یا نه؟
پس چرا با ملائکه ارتباط نداریم؟
چرا ملائکه رو درک نمیکنیم؟
نخواستیم، اراده نکردیم.
حالا میفرماید که وقتی شما همینطوری بری بالا در اون مقامات اشخص و شامختر میبینی که اصلاً علم خود خداست.
اسمایش هم که عین ذاتشن.
پس وقتی من و شما چیزی رو میفهمین زایدهش چیه؟
وقتی بینشت میره بالا، درکت میره بالا، زایده علم.
علم چیه؟
نوره.
الله نور السماوات والأرض.
چه جالب.
پس خداست که در من تجلی میکنه.
بله.
به همین راحتی.
ظهور حق در نفس ناطقه من و شما منتج و منجر به فهم میشه.
نه معلم، نه کتاب.
اینا علت مؤدهان.
شخم میزنن، کمکت میدن که تو بفهمی.
بارها اینو عرض کردیم که فهم در ملکوت وجودمون رخ میده.
پس میفرماید برتری به چیه؟
بینش و دانش.
الان تو همین سازمان ما، این سازمان عریض و طویل با چندس-- چند ده هزار کارکنان در هر قسمتش آیا آدمهایی اون خط نوک پیکانن، پشت میز مدیریتن، کار دستشونه، در حوزه آنتن و بق-- چه در حوزه ستاد، چه اجرا هرچه که علم و دانش و بینششون از دیگران بیشتر و بالاتره.
اینطوره واقعاً؟
اگه اینطوره ما گل زدیم، موفقیم.
اگر غیر از اینه وا مصیبتا ما قرآنی عمل نکردیم.
رسانه ما هنوز قرآنی نشده.
الان این تریبون اگه قرار باشه هرکسی بیاد اینجا حرف بزنه، وقت ملت رو بگیره.
چرا من کتاب استاد جلومه؟
چون من بیسوادم.
از کلام یک عالم برجسته دینی ذو فنون به قول رهبر عزیزمون باید برای شما بگم وقت شما ارزشمنده.
هرکسی نباید بیاد تریبون دستش بگیره.
خب ببینید یکی از بحثهایی که داریم حالا من فرصت ما متاسفانه کمه.
شما آیه نه سوره زمر رو بگذارید کنار آیه بیست و هشت.
به قول علامه طباطبایی میفرماید همه آیات رو روحش شاد باید کنار هم دید و الا تو رو به بیراهه میبره.
[آیه قرآن] ظالم کسیه که آیات قرآن رو کنار هم نمیبینه.
اما مؤمن همه رو، همه رو با هم-- چرا فقط سوره واقعه قبل از خواب که فقیر نشی؟
نگاهت دنیایی شده.
چرا ختم قرآن نمیکنی که مزاجت معتدل بشه بعد علم بریزه تو وجودت؟
که شیخ الرئیس در نوت سوم اشاراتش میفرماید اصلاً علت این که همه علم تو سینه حجت خداست چون عدل امزجه رو داره مزاجش معتدلترینه.
خب چرا نگیره؟
سینه ش گستردهست.
همه علم میریزه تو وجودش.
چرا من نمیفهمم؟
مزاجم معتدل نیست.
در خصوص روح بخاری که ما فکر میکنم یه نه یا ده جلسهای صحبت کردیم در یکی از ادارات ادارههای همین سازمان.
تو کانال گذاشتن بچهها فکر میکنم هفت هشت دقیقه است هر بارش.
ببینید چه چیزهایی تو وجود ماست و ازش بیخبریم و اونها باعث شده ما حافظهمون کم بشه، از نمازمون لذت نبریم و، و، و.
این دو تا آیه رو که کنار هم میگذاریم آیه نه سوره زمر میفرماید [آیه قرآن].
آیا کسی که میدونه و نمیدونه برابرند؟
حتماً نیست که سؤال کرده.
آیه بیست و هشت [آیه قرآن].
اصحاب جهنم و بهشت برابر نیستند.
همونطور که اصحاب علم و جهل برابر نیستند.
از این دو تا آیه بزرگان اهل معرفت استفاده کردند که راه علم راه بهشته و راه جهل راه جهنمه آقا جان.
بفرمایید کسی هم اجبار نکرده.
اجباری نیست.
خدا اراده کرده کلاً آیه قرآن ها نمد و ما مدد میرسونیم.
هاؤلاء و هاؤلاء.
میخوای بری جهنم من کمکت میدم.
اصلاً ارادهی تو، من اراده کردم که تو بتونی یکی از رشهها و آیاتها و نمونههایی باشی نموداری باشی از اسم المرید من.
تو هم میتونی اراده کنی آقا.
بفرمایید ولی جهنم رو.
اختیار کن بفرمایید.
میشه چی؟
جهل، جهل مذمومه.
اصلاً امر عدمیه.
لذا اینجا عرفا گفتن اصلاً جهنم معدومه، عدمه.
تو به سمت امر موهوم و عدمی داره حرکت میکنی.
لذا اینجا شاید این رو متوجه شده مرحوم دولابی علیه الرحمه که فرمود در آخر سر اکثر مردم بهشتی میشن از جهنم میان میرن به بهشت.
بعضی که طول عقابشون سر شد.
اما یه عده قلیلی که حالا اصحاب تابوت بهشون یا هرچی میگن هم فیها خالدون بیشتر خب کشندگان اهل-- اینا میمونن و به صورت تندیس خباثتی باقی میمونن به انگار که مایه عبرت دورههای بعد از ما بشن.
چون دوره خلقت که تموم شدنی نیست.
الا ما شاء الله بعد از ما آدم میاد، آدم میاد، آدم پشت آدم.
همونطور که حضرت فرمودند قبل از ما هم الف، الف آدم بوده.
هزار، هزار، هزار همینطوری آدم بوده تا آدم زمان ما من و شما شده پدر من و شما.
پس عزیز دلم راه علم، راه، راه بهشت راه علمه.
البته به وصف اول کلمهایم.
ادامه بدم کلمه رو.
آری، هر که بینش، حالا اینجا میره سراغ نکته دوم.
هر که بینش و دانش او بیش است از دیگران پیش است و هرگاه نور دانش با نور کردار شایسته، این نکته دومه، همنشین شود چی میشه؟
به شرف نورٌ على نور مشرف شود.
به، به.
علم و دانش با هم باشه.
انقدر علم اهمیت داره که پیغمبر عزیز عالم، حضرت علامه روحش شاد وقتی بحث کسوف و خسوف و اینا رو در دروس ریاضی و هیئتشون مطرح میکردن، صفحه جلد یک صفحه سیزدهه، اونطور که تو خاطرمه.
یه اونجا بحث رو مطرح میکنند.
میزنن به کسوف.
اصلاً شرایط علمی به وجود آمدن کسوف چیه؟
و اونجا میگن که در زمان یا خسوف در زمان دفن فرزند پیغمبر عزیز عالم این اتفاق افتاد.
بعد همه گفتن به خاطر اینه که پسر پیغمبر از دنیا رفته.
پیغمبری که مظهر علم و دانشه اگه یه آدم دیگهای بود سوءاستفاده میکرد یا حداقل به قول مرحوم [مکث] میلانی علیه الرحمه یا مرحوم بحرانی هر دو فرمودند حسن ز-- به حسن ظن دیگران به خودت احترام بذار.
کسی میگه شما آدم خوبی هستی، نگو آره بابا تو هم ولمون کن.
تو چه؟
من پست فلان.
نه اینجوری نباش.
حسن ظن.
بگو ممنونم از حسن ظن شما.
درست شد.
پیغمبر عزیز عالم اینجا میتونست حسن ظن قائل بشه مثلاً به نظر اینها.
اما نه بحث، بحث علمه.
شرافت داره.
امر معدومی نیست که.
علم امر وجودیه.
اشرفه.
مدحش کردن.
لذا همه رو جمع کرد تو مسجد.
این قول امر مهمیه.
فرمود آقا این جهت علمی داره و شروع کرد این رو باز کردن.
خیلی جالبه که حضرت علامه میاره تو کتابش.
علم انقدر اهمیت داره.
اما اینجا علامه اینو تأکید میکنه که وقتی این علم تو رو حرکت میده، تو رو رشد میده، تعالی میده و به معراج میبردت که انا الیه راجعون.
معراج دیگه ما الان در قص سعود هستیم.
باید به معراج بریم.
آنفئانمون هم باید به معراج باشه.
بله البته بنا به نفس کینونت زمان و مکان که یه زمانها و مکانهایی هستند که اون تکوینشون شرف داره.
مثل مسجد از جا، دیگر جاها شرافت داره دیگه.
داره یا نه؟
زمانها هم اینطورین.
مثل لیلة القدر.
خب شب جمعهمون دیگه باید خیلی معراج باشه.
نمازمون خیلی.
امام عصر شب جمعه معراج تشریف میبرن.
بارها خدمتتون عرض کردم.
مرحوم علامه همدانی در کتاب شریف اشع، اشعوس طالعه میفرماید چگونه؟
میره اونجا علم حضرت زیاد میشه، علم حضرت.
میره در محضر اجدادشون اونجا علم اخذ میکنند.
بعد میرن کربلا زیارت اینو به من و شما، برای من و شما به ارمغان میآرن.
من و شما کجاییم که اونجا بین طلوع صبح جمعه از حضرت اخذ فیض کنیم.
لذا فرمود هر کس شب جمعه خوابه، قیامت حسرت زدهست.
خیلی حسرت میخوره که چرا خوابید.
اینا اسرار داره.
خب معراج، معراج با علمه.
قربونت برم.
اما علمه همراه با عمل.
که اینجا ایشون این رو داره تأکید میکنه که حالا در کتاب تحفت المراد صفحه صد و بیست و نه اگر دقت کنید خیلی شیرین یه حکایتی رو نقل میکنه که خیلی پرمعناست.
آتشی میگه افتاد به بیخ نی.
اجازه بدید از روش بخونم که بعد نورانیتش هم چون اینها رو بزرگان قلم زدن.
آتشی این جمله آخر منه فرار نکنید اونو بشنوید بعد برید.
آتشی بر بیخ نیای افتاده بود و میسوخت.
نی گفت ای آتش من چه کردهام که مرا میسوزانی؟
آتش گفت دعوی بیمعنی کردهای.
نی گفت چگونه؟
آتش گفت میگویی من نیام.
نیام یعنی نیام یعنی نیستم.
من، من کیام؟
من اصلا نیستم.
خداست که ظهور کرده.
خداست که بروز کرده.
اینا آیات الهین.
خب؟
میفرما-- آتش گفت میگویی من نی، نیام نیستم و همچنان در بند خود مانده و شب و روز برگ خود میسازی.
"لما تقولون على الله ما لا تفعلون".
چرا میگی چیزی رو که حرفشو عمل نمیکنی؟
چرا حرفی رو میزنی که عمل نمیکنی؟
"کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون".
خیلی سنگینه پیش خدا، آیه قرآنه.
که حرفی رو بزنی که عمل نمیکنی.
چند تا ما اینطوریم خداوکیلیش؟
حرفمون با عملمون یکی باشه.
این تذکر حضرت استاده که در اهمیت علم و البته شرافت عمل با همه که قرآن جای جای قرآن ردپاشو میتونید ببینید.
بفرمایید کجا؟
همین نکته آخر رو.
خیلی زیاده تو قرآن.
علم و عمل رو با هم بیاره.
"الذین آمنوا" این حوزه نظره، علمه، دانشه، بینشه "وعملوا الصالحات توبا لهم وحسن مآب".
اون خوشی آخرت، عاقبت بخیری، حسن عاقبت مال اینه که این دو تا با هم باشه.
علم مرده، علم مرده، عمل زنه.
درست شد؟
این دو تا که با هم ازدواج کنن عمل در حقیقت و حالات یا ملکات انسان بروز میکنه.
یه بحثی داریم انشاالله به وقتش براتون میگم که اون حوری بهشتی که میگن معناش اینه.
از ازدواج بین علم و عمل که پدر و مادرن ملکات حاصل میشه.
ملکات میشن قرة العين من و شما، نور چشم من و شما و اونا قرین ما هستن.
زوج مادر بهشت اون ملکات ما هست.
حالا اگه خوش چهره باشه نوش جونت.
یه حوری خوش چهره فرقی نمیکنه چه مرد باشی، چه زن باشی هم برا خودت دیگه حوری اشتباه میگن زن بهشتی هر دو تاش شامل میشه.
همسر بهشتی.
اما اگر زشت خو باشه آقا تا ابد همسر بدعنق، بداخلاق، زشت، هم-- قرین بیچارهات میکنه تا ابد.
هی نیشت میزنه.
امان از اونایی که زن بد دارن.
همین شد قیامت.
چیز عجیبی نیست.
همش تو قرآنه.
انشاالله آقا چرا میخندید شما؟
انشاالله همسرانتون خوبن.
[خنده] انشاالله بهترشم خدا اونور نصیبتون کنه.
[نفس عمیق] خب مثال شهید مقاومت و شهید حنیه، شهید سردار سلیمانی، همه شهدایی که گردن ما حق دارن.
حضرت علامه حسن زاده، این استاد کل و ذو فنون.
اللهم اغفر وارحم من يقرأ الفاتحة والصلوات.
اللهم صلي على محمد وآل محمد كما صليت على إبراهيم