یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
محضر پنج شهید و شب امام عسکری
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. در محضر پنج شهید گمنام هستیم؛ روحشان شاد. خدای منان را شاکریم که ما را در این محضر حضور قرار داده. مزار این پنج شهید گمنام که به حق حق حیات به گردن همه دارند در این شب شهادت امام عسکری صلواتاللهعلیه؛ جهت آرامش قلب حضرت ولی عصر نیز صلوات فرستاده شود. با کسب اجازه از استاد عزیز حضرت آقای رنجبر. الحمد لله این کلمهای که امروز به آن رسیدیم در ادامهٔ بحث معرفت نفس کلمهٔ کوتاهی است و چون موضوعی که حضرت استاد منتقل میکنند مبهم نیست و مشخص است زود میتوان از آن رد شد؛ بلکه بهانهای باشد برای توسل کوتاه به ذیل عنایت و کرم آقا امام عسکری سلاماللهعلیه که در انتها توسل کوتاهی نیز باشد.
متن کلمهٔ شصت و هشت حسنزاده
کلمهٔ شصت و هشت از صد کلمه در معرفت حضرت علامه حسنزاده علیهالرحمه از رو خوانده میشود. کاملاً مشخص است. توضیح اجمالی: فرمودند آنکه در مدارک سبعهٔ خود ـ یعنی آن هفت ادراکی که دارد؛ ما مدرکیم و آنها مدرکات؛ هفت باب، هفت در، هفت در حقیقت روزنه در وجود ما هستند که ادراکاتمان از آنجا شکل میگیرد و ورودیهای ما از آنجاست ـ میفرماید آنکه در مدارک سبعهٔ خود که حواس خمس و خیال و وهماند حق نظر ادا کند؛ یعنی با دقت اینها را به حق ببیند. آنها را ابواب مکاسب خود یابد؛ هرچه کسب میکند از باب این هفت در حقیقت قوه است، هفت رتبه است. پس اگر در تحت تدبیر و فرمان عقل نباشند هفت باب جهنماند؛ و اگر باشند ـ یعنی تحت تدبیر عقل باشند ـ آن هفت تا هشت باب بهشت. الان معلوم شد که چرا جهنم هفت تا در دارد و بهشت هشت تا. لاجرم هر کس بهشت یا دوزخ خویش است.
پنج حس ظاهری و دو باطنی زیر عقل
خب مشخص است کاملاً؛ ما پنج تا حواس ظاهری داریم: باصره و سامعه و شامه و لامسه و ذائقه. این پنج تا به علاوهٔ دو حواس باطنی که قوهٔ خیال و وهممان هستند که اینها رتبهشان ذیل عقل تعریف میشوند؛ پیشتر گفته شده. ایشان میفرماید که اگر چنانچه عقل مدیر این هفت تا قوه شد، این هفت تا حس، پنج تا ظاهری دو تا باطنی؛ عقل بر اینها سلطنت گرفت؛ در حقیقت یعنی اینکه ما عقلانی ببینیم، عقلانی بشنویم، عقلانی بچشیم، تخیلاتمان عقلانی باشد، توهماتمان. اینها هم پیشتر بحث شده. اصلاً عالم خیال چیست؟ رتبهٔ مثال متصل وجود ماست. هرچه صور و اشکال که الان میبینی، پیرامونت هرچه میبینی در قوهٔ خیالت صورت میگیرد، شکل میگیرد. قوهٔ خیال برزخ بین ظاهر و باطن بود. هرچه که درک میکند باید عقلانی باشد. وهم هم که جزئیسازی میکرد بر خلاف عقل که کلیسازی میکرد، این هم باید تحت مدیریت عقل باشد. اگر بود و ما همهٔ این مدرکاتمان، آنچه درک میکنیم از خارج از پیرامون بر اساس عقل بود یعنی عاقلانه زندگی کردیم، چه اتفاقی میافتد؟ هشت در بهشت؛ آن هفت تا به علاوهٔ عقل که هشتمی است؛ هشت در بهشت برای ما باز میشود. البته اون انتها جملهٔ آخر را بزرگان بسیار شکافتهاند؛ اینجا فقط اشارهای است تا راه برای توسل باز بماند. معنای عملیاش روشن است: عاقلانه زیستن درهای بهشت را در همین نشئه باز میکند و بیعقلی درهای دوزخ را.
جزا نفس عمله؛ اقرأ کتابک
البته آن انتها جملهٔ آخر غوغا است. یعنی آنقدر حرفها بزرگان و خود حضرت استاد پیاده کردهاند پیرامون جملهٔ آخر که اگر بخواهیم توسل کنیم خیلی به آن نمیپردازیم؛ انشاءالله باشد طلبتان اگرچه پیشتر اینجا چیزکی گفته شده که میفرماید لاجرم هر کس بهشت یا دوزخ خویش است. همان جمله که فرمود خداوند بهشتی را به بهشت نمیبرد؛ بهشتی خود بهشت میشود. خداوند جهنمی را به جهنم نمیبرد؛ جهنمی خود جهنم میشود که جزا نفس عمله. اصلاً همین عملی که انجام میدهی داری کتاب وجودی خودت را مینویسی؛ در حقیقت نگارش کتاب وجودی خودت ن والقلم و ما یسطرون؛ سطر سطر به دست خودت. با اعمال و علوم و باورهایی که داری در دو جبههٔ علم و عمل جوهرند و انسانساز و کتاب وجودی خودت را آخر سر میگویند خودت هم بخوان. اصلاً نیاز ندارد کسی بیاید اینجا دادگاهی تشکیل شود. اقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا. کفایت میکند که خودت حسابرسی خودت را بخوان؛ خودت خودت را میخوانی. از همه اینجا رک بگوییم تعارف نداریم از من بگیر تا همهٔ شما اینجا میتوانیم به زرع قاطع بگوییم داریم کتاب خود را مینویسیم و قرار است خودمان بخوانیم. ن والقلم اشاره به همان نگارش وجودی است؛ جوهر علم و عمل سطرهای کتاباند. قیامت دادگاه بیگانه نیست؛ رونمایی همان نوشته است که خودت نوشتهای و خودت میخوانی.
الهیبة العسکریة؛ عبادت عقلانی
خواجه نصیر به امام عسکری که میرسند چه میگویند؟ اول که اللهم صل و سلم و زد و بارک علی صاحب الدعوة النبویة و الثقل الحیدریة همینطور میآیند تا به امام عسکری: و الهیبة العسکریة. هیبت از کجا میآید که به اسم پسرش رسیده؟ از دو چیز. عبادت و عقلانیت. عبادتی که بر اساس عقل باشد هیبت میآورد. آدمهای بیعقل اصلاً هیبتی ندارند؛ پوشالیناند. دلیلی ندارد آدم از دشمن پوشالی خودش که عقلش را تعطیل کرده و حیوانی زندگی میکند بترسد. آنان ذیل انساناند. انسان صاحب اسم اعظم است و بماند بحث. دشمن پوشالی هیبت ندارد چون عقل را تعطیل کرده؛ از او نباید ترسید. هیبت عسکری در زیارتنامه کنار دعوت نبوی و ثقل حیدری آمده تا بگوید امامت با عقلانیت عبادی هیبت میسازد.
روایت فکر؛ حیات قلب بصیر و مفاتیح حکمت
حدیث تقدیم شود. امام فرمودند علیکم بالفکر فإنه حیاة القلب البصیر. به به. بر شما باد فکر. منظور این فکر، فکر از حیث منطقی است؛ حرکت نفس از معلوم به مجهول بر اساس قوهٔ عقل. که این حضرت میفرماید این حیات قلب بیناست. اگر میخواهی بینا شوی، چشمت باز شود، اهل تفکر باش. و مفاتیح ابواب الحکمة. کیا میخواهند به حکمت دسترسی پیدا کنند؟ که علم به احوال اعیان موجودات بود. راهش تفکر است. این یک روایت که همین روایت باید بشود ده خامنور البته از اهلش نه از بیسواد. فکر منطقی حرکت از معلوم به مجهول است نه خیالپردازی. حیات قلب بصیر به فکر است و کلید ابواب حکمت ـ علم احوال اعیان ـ نیز تفکر است. بدون فکر قلب کور میماند ولو ظاهر عبادت شلوغ باشد.
لیست العبادة کثرة الصیام؛ إنما التفکر
روایت بعدی. لیست العبادة. قابل توجه امثال من که فکر میکنیم عبادت فقط کثرت صوم و صلاة و اینهاست. حضرت فرمودند لیست العبادة کثرة الصیام والصلاة. عبادت به زیادی صوم و صلاة نیست. إنما و إنما حصرش میکند. فقط و فقط العبادة چیست؟ کثرة التفکر فی امر الله. عبادت را بزنید به کثرت تفکر در امور الهی. چند تن چقدر فکر میکنیم و فکوریم؟ فکور بر وزن فعول یعنی به شدت اهل فکر و قلیل من عبادی الشکور. اکثراً خیلی شاکر نیستند به جهت اینکه فکرشان را تعطیل کردهاند. اتفاقاً تو آیهای که یک روز اینجا گفته شد دو تا آیه از آل عمران حضرت علامه حسنزاده اثبات میکند که اصلاً تو اهل فکر و عقل و تدبر باش خدا تو را به ذکر میکشاند. نمیخواهی هی راه بیفتی از این و آن التماس ذکر کنی و التماس ورد. آن آخرش میفرمود اهل ذکر را چگونه بیان کرد؟ آنان که اولوا الالباباند؛ لب مغز؛ مغزشان را تعطیل نکردهاند. حالا بعد اهل ذکر را چگونه بیان کرد دو مرتبه: و یتفکرون فی خلق السماوات والارض. اهل فکرند. قلیل من عبادی الشکور چون فکر تعطیل است شکر هم کم است. علامه از آل عمران نشان میدهد ذکر میوهٔ لب و تفکر در خلق آسمان و زمین است؛ ورد التماسی بیفکر جایگزین فکر نیست.
انما خاطب الله العاقل و من عرف نفسه
و حدیث آخر. این حدیث از آن احادیثی است که نه با آب طلا، با طلا باید نوشته شود و هر کجا که محل عبادت است زده باشد. مخصوصاً جاهایی که قرآن زیاد میخوانند؛ تو دارالتحفیظ یا سردر شبکهٔ قرآن. به نظر بهترین عنوان است یا هر کجا که کار قرآنی میکنند. چهار تا کلمه است از امام عسکری. آنان امیر بیاناند. معجزهٔ قولیهشان بیش از معجزهٔ فعلیهشان است. ما صرفاً میپردازیم به معجزهٔ فعلیه اهل بیت که مثلاً شقالقمر کرد حضرت؛ درست؛ خب تمام شد؛ آن در نظام آفاقی بساطش جمع شد. اما اگر شقالعقل کرد حضرت یعنی معجزهٔ قولیه؛ این الان معجزهٔ قولیه. حدیث من عرف نفسه فقد عرف ربه معجزهٔ قولیه است. ببینید چقدر بزرگان قلم زدهاند ذیلش؛ تمامی هم ندارد. در همین اصحاب رسانه اهل تفکرتان یک روز جمع شدند اهل پژوهش؛ سه ساعت در حدیث من عرف سخن گفته شد در حد بضاعت کم؛ دستها را بلند کردند گفتند دیگر ادامه نده؛ طاقت نداریم. در صورتی که سه وجهش گفته شد در حالی که حضرت علامه حسنزاده صد وجهش را در یک کتاب جمع کرده. الان از این حدیث چند تا وجه میتوانیم بگوییم؟ هیچ؛ یک دانه شاید؛ آن هم ترجمهٔ ظاهرش.
میفرماید انما؛ حصر دیگر فقط و فقط. خیلی عجیب است این کلام حضرت به یادگار شب شهادت حضرت با خود ببرید. انما خاطب الله العاقل؛ تمام شد. اصلاً مخاطب خدا کیست؟ خدا به کی خطاب کرده؟ این همه آیات خطابی قرآن به کیست؟ فرموده العاقل؛ انما هم دارد فقط و فقط خدا با عقلا کار دارد؛ بقیه که کاری با آنان ندارد؛ تعطیلاند. آنان وهمانی زندگی میکنند؛ ول کن آنان را. اتفاقاً آن متأسفانه مریضی که در درون خودمان داریم درد دل میکنیم؛ مریضی که اهل ایمان را به شدت گرفته متأسفانه خیالی زندگی کردن و وهمانی است. چه بسیار عبادت بیفکر که هیاهوست نه هیبت. سه ساعت بحث من عرف برای پژوهشگران رسانه سه وجه بیش نتوانست تحمل شود در حالی که حسنزاده صد وجه نوشته؛ نشان سنگینی معجزهٔ قولیه است. انما خاطب الله العاقل یادگار شب شهادت است: خطاب با خیالیزندگیکنندگان نیست.
حق نظر ادا کردن در مدارک سبعه یعنی هر ورودی را با میزان حق بسنجی نه با هوس. ابواب مکاسب بودن این مدارک یعنی کسب علمی و عملی انسان از همین هفت دروازه است. اگر عقل دروازهبان نباشد هر کسبی خسارت است و در جهنم باز میشود؛ اگر عقل باشد همان درها بهشت میشوند چون ادراک عاقلانه بهشتساز است.
جملهٔ لاجرم هر کس بهشت یا دوزخ خویش است همان جزا نفس عمله است که صافی و سایر کتب آوردهاند؛ بهشت و جهنم اعتباری جدا از انسان نیستند؛ کیفیت وجودی خود اویند. اقرأ کتابک یعنی قیامت رونمایی همان نوشته است که با علم و عمل جوهر شده.
هیبت عسکری در زیارتنامهٔ خواجه نصیر کنار دعوت نبوی و ثقل حیدری آمده؛ هیبت میوهٔ عبادت عقلمدار است نه کثرت بیفکر. علیکم بالفکر دریچهٔ حکمت است؛ حکمت علم احوال اعیان. لیست العبادة کثرة الصیام حصر میکند عبادت را در تفکر امر الله. اولوا الالباب و یتفکرون پل فکر به ذکرند؛ ذکر التماسی بیفکر کمثمر است.
انما خاطب الله العاقل شب شهادت عسکری یادگار است؛ خطاب الهی با خیالیزندگیکنندگان نیست. من عرف نفسه فقد عرف ربه معجزهٔ قولیه است و صد وجه دارد. صحنهٔ جوشاندهٔ مهدی کنار لب زهرآلود بابا یاد آب حسین را زنده میکند تا معرفت نفس از کلمه به حال برسد.
زهر عسکری و جوشاندهٔ مهدی؛ یاد آب حسین
زهر تأثیر کرد. رنگ بدن حضرت عوض شده بود. راوی لحظات پایانی را چنین دیده که دندانهای مبارک به لب ظرف جوشانده میخورد از شدت تأثیر زهر؛ مهدی علیهالسلام مایع را به دهان بابا میرساند. لحظات آخر پسرش امام زمان تشریف آوردند. سر مقدس بابا را با آغوش گرفت. تکیه داد به سینهٔ خودش. یک جوشاندهای را شروع کرد به بابا خوراندن. راوی میگوید مهدی ما جوشانده این مایع را به لب بابا دهان مبارک بابا گذاشته بود. اما آنقدر زهر در بدن اثر کرده بود این دندانهها به لب این ظرف اصابت میکرد. مگر میشود آنان به ما تذکر داده باشند که هر وقت آب گوارا نوشیدید یاد لب تشنهٔ جد ما باشید؟ شیعتی مهما شربتم من ماء فاذکرونی. خودش تو وادی قتلگاه به دخترش سکینه فرمود به شیعیان من سلام برسان بگو هر وقت آب گوارا خوردند یاد من باشند. قطعاً اینجا هم امام عسکری هم امام زمان زیر لب زمزمه کردند. تذکر آب گوارا و یاد لب تشنهٔ حسین پیمان شیعه است؛ شیعتی مهما شربتم من ماء فاذکرونی. تو هم همراه آقا بگو السلام علی ساکن کربلا. کیا دلشان تنگ حرم حسین؟ بگو ای کاش الان رو فرشهای حرمت نشسته بودم. مرحوم دولابی میفرمود تو جلسات حسین ساکت نباشید. خدا ملائکهای را مأمور کرده که زمزمهٔ شما را ببرند محضر حضرت زهرا. خانم نمره میدهد. انشاءالله نمرهات بیست باشد. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین هدیه به امام و شهدا و رفتگان و شهدای خدمت و خطهٔ رسانه؛ آنان محضر ارباب دعا کنند. با معرفت هر جا فیض نازل شد طرف پدر و مادر نیز باشیم.
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین. باسمک العظیم الاعظم اللهم صل علی مولانا حسن بن علی العسکری. یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک. اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من انصاره و اعوانه. اللهم ارزقنا فی الدنیا زیارة الحسین و فی الآخرة شفاعة الحسین. اللهم اغفر لامامنا الخمینی و اغفر لشهدائنا. اللهم اید قائدنا الخامنئی. با معرفت باشیم هر جا رفتیم فیضی نازل شد. اللهم اغفر لوالدينا. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.