یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
سه آیه؛ جزا نفس عمل است
کلمۀ بیستوهفتم. در این کلمه حضرت استاد سه آیه را محل دقت قرار دادهاند. سه آیه. آنکه در کریمه لا تجزون الا ما کنتم تعملون — یعنی جزای اینها نیست مگر آن کاری که انجام دادهاند. لذا جزا میشود نفس عمل. و هل ثوب الکفار ما کانوا یفعلون — آیا کفار نرسیدند به آن کاری که انجام میدادند؟ میرسند به چه؟ به کاری که انجام میدادند. مثل لباسی که به تن میکنند؛ لباسی که به تن میکنند همان عملشان است، میشود جزایشان. این هم یک آیه. و کلما رزقوا منها من ثمرة رزقا قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و اتوا به متشابها — وقتی به اینها در آن دنیا رزقهایی داده میشود میگویند این همان است که از قبل به ما داده شده بود؛ و متشابه همانها را بهشان میدهند. یعنی شبیه به همانها را به همان رزقهایی که در دنیا داشتند که بالاترین رزق این دنیا بعد از رزق وجود، رزق ولایت است که آنجا مشابهش را میگیرند.
بعد اینها را که حضرت استاد مورد توجه قرار میدهند میفرمایند که و نظائر آنها به خوبی اندیشه کند؛ آن که در نظائر این آیات و این دسته آیات توجه کند، اندیشه کند، جزا را موافق اعمال و عقاید مییابد. جزا را موافق اعمال و عقاید یعنی هرچه که هست دست خودت است. جزای من در قیامت چگونه است؟ با من چگونه رفتار میشود؟ به من چه میدهند؟ همان کارهایی که داری اینجا انجام میدهی. عقایدت که قبلاً گفته شد اعمالت بدنت را آنجا میسازد و شکل میدهد. اعمالت بدنت را میسازد. عقاید و افکار و اینها — علوم و معارفی که اخذ میکنی — نفس و جانت را شکل میدهد.
اتفاقاً آیۀ دیگری از قرآن هست که اینجا علامه فرمودهاند و نظائر این آیات قطعاً این هم مورد توجهشان بوده. آیۀ بیستوشش سورۀ نبأ. چه آیۀ عجیبی است: جزاء وفاقا. میگوید آن جزایی که میدهند به وفق خودت است، اعمال خودت است.
«جَزَاءً وِفَاقًا» (سوره نبأ، آیه ۲۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پاداشی برابر و سازگار.
وهو فعلک؛ آنچه با تو در قبر میآید
و چه شیرین که — حیف شد با خود نیاوردم — کتاب شریف امالی. آنجا در امالی شیخ صدوق علیهالرحمه حدیث مفصلی میآورد که خلاصهاش این است: بیابانگردی میآید پیش پیامبر؛ میگوید آقا شما پیامبر خدایید؛ ما هم بیابانگردیم؛ یک چیزی به ما هدیه و تحفهای بدهید که مثلاً همۀ عمر به درد ما بخورد. پیامبر مضامین بلندی را عجیب به این بیابانگرد میدهد که یک نفر هم آنجا نشسته بوده این را شعرش میکند همانجا میخواند؛ پیامبر خوشحال میشود. اگر خواستید در امالی شیخ صدوق متن روایت هست.
انتها، آخر آخر روایت پیامبر بعد از آنکه حرفهای بلند و عرشی را پیاده میکند میفرماید در خصوص چه؟ اینکه وقتی شما را تو قبر میگذارند یک چیزی با شما دفن میشود. حالا در تمثلات که بعضی از بزرگان داشتهاند دیدهاند مثلاً آدم بدی دفن شد یک سگ همراهش رفت یا یک آدم خوب مؤمنی دفن شد، یک مؤمن زیباروی خوشبو خوشرویی رفت تو قبر با او. اینجا آخرین کلمهای که پیامبر میفرماید به آن عرب بیابانگرد: میفرماید آن چیزی که با تو دفن میشود میخواهی بهت بگویم کیست؟ عجب حرفی به او زده. فرمود وهو فعلک.
آقا بزرگان حکمت و عرفان کتابها نوشتهاند و خطبهها گفتهاند و خواندهاند. آن چیزی که با تو دفن میشود همان فعل خودت است. از اینجا میفرماید که جزایم که موافق عمل است بلکه بزرگان فرمودهاند این را پیادهاش کردهاند: اصلاً جزا نفس عمل است. یعنی آن چیزی که به تو میدهند همان عملت است. اینجا هم که پیامبر فرمود اینکه با تو دفن میشود وهو فعلک همان عمل خودت است باهات دفن میشود. یعنی چه؟ یعنی اصلاً خودت با خودت محشور میشوی. تمام. دعوا هم با کسی نداریم. هر طور هستی اکنون طور وجودیات چگونه است؟ چه از حیث بدن که انزل مراتب وجود خودت است و نفس ناطقهات، پایینترین رتبه را دارد. ولی همین بدن هم نشانگر و سایۀ نفس است. به قول علامه میفرمایند به بدن هرکی نگاه کنی میفهمی توش چه خبر است. این ظاهر نفس است. این جدایی از نفس نیست. بدن انسان جدایی از نفس نیست. صورت و وجه انسان جدایی از نفس نیست. لذا صورت را نگاه کن به سیرت پی ببر. صورت را نگاه کن؛ این ظاهر نفس است. حالا باطن نفست را پیدا کن.
باور کنید وقتهایی که آدم نماز شب میخواند با چشم غیرمسلح نور را تو صورت خودش میبیند. اصلاً کاری به کسی ندارد. وقتهایی که نماز صبحش قضا میشود تاریکی را تو صورت خودش با چشم غیرمسلح میبیند. قشنگ میچشد، حس میکند تاریک شده. گناه میکند. ضعیف شدن، تاریک شدن، ظلمت اینها را میبیند، میچشد؛ تعارف هم نباید بکند؛ با همان هم محشور میشود. این یک حقیقت کلی است در نظام هستی.
شورهزار؛ رد ولایت و البلد الطیب
وقتی امام صادق تشریف بردند با یکی از دوستانشان به بیابانی؛ جایی رسیدند حالا تو بیابان میخواستند نماز بخوانند. از قضا آنجا حالا دم نماز هم هست. جالب که امام معصوم باید اول وقت نماز بخواند. این را من خودم از لسان حضرت آقا علمالهدی حسنزاده شنیدم مستقیم. ایشان فرمودند که امام صادق میخواهد حالا اللهاکبر؛ نماز را امام معصوم باید اول از همه دغدغۀ نماز داشته باشد که دارد. چه کرده امام صادق؟ یک نگاه کردند این رفیقش هم که مشغول آمادهسازی جای نماز و اینها شد؛ فرمود برویم یک جا دیگر اینجا نه. آقا اول وقت فرمود اینجا شورهزار است. چه اشکالی دارد؟ فرمود در شورهزار کراهت دارد.
حالا خیلی کراهت دارد؛ کراهت دارد را بزرگان مثلاً اهلبیت فرمودهاند دلیلی برایش نگفتهاند و ما هم بیخبریم؛ تعبداً میگوییم چشم. اما اینجا یک وجه دلیلش را آورده امام صادق خیلی عجیب و مرتبط با بحث ما هم هست. حضرت فرمودند این زمین میدانید چرا شورهزار است؟ چرا این چنین شده مثلاً هیچ نباتی درش نیست؟ به جهت اینکه ولایت ما را قبول نکرده. عجب! عجب! آنچه که هست این زمین آنچه که هست همانی که هست همانی است که قبول کرده و خواسته باشد. ولایت را رد کرده شده شورهزار. لذا فرمود امام صادق در ادامه فرمود جایی نماز بخوانید که سرسبز است. یعنی آن سرسبزی.
«وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ ۖ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا» (سوره اعراف، آیه ۵۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و زمین پاک گیاهش به اذن پروردگارش بیرون میآید؛ و آنکه پلید است جز اندک و بیبرکت بیرون نمیدهد.
البلد الطیب يخرج نباته باذن ربه آیۀ قرآن است. بلد یا سرزمین پاک به اذن خدا از آن يخرج نبات؛ این نبات و سرسبزی بیرون میزند. والذی خبث همانی که خبیث است لا يخرج الا نکدا. که حالا این جالب است حکایتی هم دارد که آن ملعون خبیث معاویه به امام حسن گفت شما این ریشتان خیلی پرپشت است خیلی ریشتان زیاد است اینها. حضرت این آیه را تکرار کردند. همین والبلد الطیب يخرج نباته باذن ربه بعد اشاره به محاسن معاویه کردند. لعنهاللهعلیه. فرمود والذی خبث لا يخرج الا نکدا؛ تکتک مو داشته ریش معاویه مثل بعضیها که کوسهاند. انشاءالله عاقبتمان ختم به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.