یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفتای روغن نجس و استحاله
استفتای دیگری از رهبر معظم پیرامون طهارت: اگر روغن نجس شود، یک وقت روغن جامد است؛ چون روغن جامد است نجاست به جاهای دیگر مرتبط نشده، انتقال پیدا نکرده، رطوبت نداشته؛ آن مقدار نجاست را با مقداری دور و برش جمع میکند و برمیدارد؛ پاک است. اما روغن مایع چه؟ سؤال این است که اگر این روغن مایع نجس شد دیگر کلش نجس است. حال سؤال این است که اگر این روغن رویش فعل و انفعالاتی صورت بگیرد که دارای خواص جدیدی شود، آیا این حکم استحاله را پیدا میکند و برای نمونه استحاله میشود، دیگر پاک میشود یا نه، باز محکوم به نجاست است؟ فرمودند نه؛ صرف فعل و انفعالات شیمیایی که خاصیت آن ماده را عوض کند دلیل بر طهارت نیست. اینگونه نیست که بگوییم حکم استحاله را پیدا میکند. ولو اگر خواصش عوض شده، رویش فعل و انفعالات شیمیایی انجام شده، باز هم این نجس هست و نمیشود از آن استفاده کرد در روغن.
نه دی و نکتهٔ مغفول در تحلیل فتنه
بحث امروز را میتوان به بحث قلب قسی که داشتیم در قرآن و به فتنه و سالروز نه دی پیوند داد. اما برای آنکه راحتتر بحث کنیم و دامنه بازتر باشد و اهمیت امروز مشخص شود، نکتهای گفته میشود که به نظر حقیر در بررسی اجمالی غالباً تریبونبهدستها، مقالهنویسها و متولیان این عرصه از آن غافل بودهاند. تحلیلهای متعدد و مختلفی پیرامون قصهٔ نه دی و قضیهٔ فتنه دیده و شنیده شده؛ مستندها و سخنرانیها؛ و عجیب بود که اکثر یا قریب به اتفاق از این نکته غافل بودند.
روشهای متعددی که رهبر معظم توانست این فتنه را خنثی کند جای بحث دارد و نقد نمیشود: روشنگری مردم و بسیج عمومی که رهبر ایجاد کردند، بیان شاخصههای فرد صالح یا اصلح، تأکید بر بصیرت خواص، مقابله با شبههٔ تقلب، تأکید بر امنیت و سلامت انتخابات، دعوت به وحدت و جلوگیری از انشقاق، دعوت به مسیر قانونی، هشدار نسبت به توطئهٔ دشمنان خارجی و داخلی، جذب حداکثری و دفع حداقلی یا مرزبندی جریانهای سیاسی و آگاهیبخشی به مردم که در هر جریان سیاسی هستی مرز خودت را با این فتنهگر مشخص کن — که متأسفانه بسیاری نکردند حتی در طراز بالای نظام؛ ترسیدند، مصلحتاندیشی کردند. اینها همه درست. اما نکتهای که به آن توجه نکردند بسیار مهم است؛ جان مطلب همین است؛ و بدتر آنکه برخی تحلیل غلط ارائه دادند و این را یک نقطه ضعف از رهبر دانستند — مخصوصاً تحلیلگران خارجی.
آن نماز جمعهای که با یک بغض خطاب به امام عصر سلاماللهعلیه فرمود: سید و مولای ما دعا کن برای ما؛ جان ناقابلی دارم و بدن ناقصی و آبروی مختصری که آن را نیز تو به ما دادی؛ تو صاحب مایی؛ تو صاحب این کشوری. عین کلمات آقاست. تو صاحب این کشوری. این نشاندهندهٔ آن است که بالاترین مقام این کشور چگونه خضوع تام در برابر صاحب به واقع صاحب ما دارد و معتقد است کسی دیگر دارد رهبری میکند. این را باید به آن توجه کرد. یعنی قصهٔ رهبری امام عصر در بالاترین مقام؛ ما نمیتوانیم خیلی درک کنیم این قصه را.
معمولاً کسی که پرستیژ یا پست و مقام و مسئولیتش را میخواهد در عرصهٔ امروزی حفظ کند متأسفانه اندکی دید روشنفکری پیدا میکند و اصلاً قیافهاش عوض میشود. برای نمونه میترسد ریش بگذارد پشت میز ریاست کل بنشیند. معمولاً آنان که مدیر میشوند — مگر مصلحتی — دلنگران میشوند از ارزشها. بسیار دم از ارزشها نمیزنند. میخواهند همه را داشته باشند، منتقدینشان را هم داشته باشند، دور خود را شلوغ کنند. آن خط را گم میکنند. فکر میکنند وامدار ایناناند. جرئت نمیکنند بسیار با جسارت از ارزشها بگویند. تقریباً پز روشنفکری به آنان دست میدهد که دقیقاً این فکر نشأتگرفته از تفکرات لیبرال و سکولار است.
در همین سازمان در عرصهٔ آسیبهای اجتماعی — آن چهارگانه که رهبر دستور داده بود: حاشیهنشینی و اعتیاد و فساد و طلاق — آنچه ساعتها، صدها یا شاید هزاران جلسهٔ تخصصی در ادارات مختلف انجام شده بود آمده بود. وقتی اینها را به عنوان پاورپوینت نشان دادند تا نظر بدهیم، دیدیم همهاش نظرات غربی و شرقی و خلاصه خارج از دین. یک بند هم خالینبودن عریضه نوشته بودند البته توجه به آیات و روایات. آنجا داد زدیم گفتیم این سکولار است؛ این چه وضعی است؟ ما کشور اسلامی میخواهیم در مورد یک آسیب بحث کنیم. اصلاً کد دین در این عرصه کجاست؟ میترسند.
اما رهبر بالاترین مقام نظام ما در چنین موقعیت حساسی دم میزند که ما پا به رکاب شماییم. همهٔ وجودمان فدای شما؛ آبرویمان را هم میدهیم؛ جسم ناقصمان را هم میدهیم. اصلاً همهٔ کارهای ما شمایید. تواضع و خضوع محض؛ و اصلاً ریشهای از تکبر و فرعونیت و تبختر در آن نمیبینی. اینها باید درس باشد برای ما.
اصل اصول فتنه از زبان امام
جملهای از امام هست در صحیفه که بسیار جالب بود: «فرزندم از خودخواهی و خودبینی به در آی که این ارث شیطان است؛ که به واسطهٔ خودبینی و خودخواهی از امر خدای تعالی به خضوع برای ولی و صفی او سر باز زد؛ و بدان که تمام گرفتاریهای بنیآدم از این ارث شیطانی است که اصل اصول فتنه است.» عجب! اصل اصول فتنه، ارث شیطان. چه؟ خودبرتربینی، خودبزرگبینی. «و شاید آیهٔ شریفه
«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ» (بقره/۱۹۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و با آنان بجنگید تا فتنهای نماند و دین از آن خدا باشد.
در بعض مراحل آن اشاره به جهاد اکبر و مقاتله با ریشهٔ فتنه که شیطان بزرگ و جنود آن که در تمام اعماق قلوب انسانها شاخه و ریشه دارد باشد؛ و هر کس برای رفع فتنه از درون و برون خویش باید مجاهده نماید؛ و این جهاد است که اگر به پیروزی رسید همه چیز و همه کس اصلاح میشود.»
یعنی دقیقاً فتنه جایی بلند میشود که خودبرتربینی وجود دارد، تکبر وجود دارد. اصلاً دقیقاً ریشهٔ فتنه این بوده. حالا آن مقام عالی کشور چنین خاضعانه و خاشعانه میآید وسط گود در عرصهٔ بینالملل؛ آن تریبونی که در کل دنیا بوقش پخش میشود؛ فریاد میزند خاشعانه با بغض گلو که این کشور صاحبش تویی؛ ما هم هیچکارهایم؛ ما هم یک فدایی؛ به داد برس. ای کاش میان قلمبهدستان روزنامههای رسمی کسی این را مینوشت؛ همین نکتهای که گفته میشود؛ که کمتر جایی نقل شده است.
نه دی و خط قرمز اهلبیت
در عرصهٔ اجتماعی عمومی بساط فتنه کی جمع شد؟ بعد از این شکستن خود به واقع و حقیقی رهبر؛ بعد هم کشیده شدن قصه به امام حسین. دو روز یا سه روز بعد از آن روز؛ نه دی سه روز بعد از عاشورا رخ داده که پس از آن خبرگزاریهای خارجی گفتند بزرگترین مشارکت مردمی بوده در عرصهٔ اجتماعی. چرا؟ چون قصهٔ امام حسین کشیده شد؛ انقدر یعنی خدا عقل و شعور از آنان گرفت. مانند اربعین امسال که تا هشتگ «نه به اربعین» زدند قبر خود را کندند.
مردم ایران — فصل الخطاب — خط قرمزشان اهلبیت است. بدترینهاشان اینگونهاند. حتی ارمنیها، حتی اهل تسنن اهلبیت را دوست دارند؛ به آنان میگویند سنی محبی. اصلاً خط قرمز؛ هر کجا بخواهد به ساحت اهلبیت جسارت شود میان گود میآیند. تا قصه به امام حسین کشیده شد آنگونه ریختند بیرون. مردم ایران امام حسین را دوست دارند؛ نمیتوانند اصلاً در خونشان بگنجد بیاو. این واقعاً لطف بزرگ الهی است که به ما و به مردم ایران کرده که اینقدر امنیت در آن هست.
حدیث حیوانات در شب عاشورا
حدیثی بسیار عجیب: میفرماید در شب عاشورا حیوانات به خاطر امام حسین و عزای امام حسین علیهالسلام گرد هم جمع میشوند — اعم از وحشی و اهلی — و در شب عاشورا به حرمت امام حسین گرد هماند در حالی که به هم تعرضی ندارند. به نظر شما شب عاشورا گرگ میآید کنار مرغ کنار گوسفند کاری با او ندارد؟ کسی چنین صحنهای تا کنون دیده؟ تازه این همه ما حیوان میکشیم آن شب؛ این همه قربانی میکنیم. قصه چیست؟
قصه برمیگردد به اینکه ما را میگوید. علامه روزی فرموده بودند که این حیواناتی که میبینید — گاو و میش و گوسفند و خر و سگ و الاغ و مرغ و اینها — ملکات نفسانی شماست. شما دارید ملکات درونی خودتان را میبینید بیرونی. باغ وحش در درون خودمان است. اینکه میگوید به نام عزاداری آقا شب عاشورا گرد هم اهلی و وحشی جمع میشوند یعنی همهٔ اینانی که حتی از درون هم شبیه سگ و خوکاند. دیدی در عاشورا بدترینها هم حتی لباس مشکی میپوشند میآیند حتی دنبال یللیتللی خودشان بعضاً در خیابانها؛ اما میآیند سیاهلشکر میشوند. به اسم آقا میآیند. آن لحظه همه ید واحده میشوند. به هم تعرض نمیکنند؛ کاری به هم ندارند. یعنی همان حیوانات اهلی و وحشی گرد هم آمدهاند به نام امام حسین. این یک تعبیرش است.
میخواهد بگوید حتی قصهٔ امام حسین یک کاری میکند وحشی و اهلی کنار هم میآیند. این بود که فتنه جمع شد. اصلاً نام اهلبیت، نام امام عصر، نام ابیعبدالله که بر تارک این کشور میدرخشد و احدی نمیتواند جسارت به آن بکند. همین خواسته شد که این نکته برای خود حدیث نفس خوانده شود که حواسمان جمع باشد که این امنیت و این ولایت و این عزت از کجا آمده و افتخار کنیم به رهبر ایران که وقتی نام اهلبیت میآید چنین خاضعانه و خاشعانه سر به زیر میاندازد. عاقبت ختم به خیر باد؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.