ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 007

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتاء؛ جریمهٔ تأخیر اقساط بانکی

یکی دیگر از استفتائاتی که از دفتر رهبر معظم انقلاب شد پیرامون سودهایی است که در تأخیر پرداخت اقساط تعلق می‌گیرد. وقتی وام از بانک گرفته می‌شود و اقساط به تأخیر می‌افتد، سودی به عنوان جریمه می‌آید. آیا دادن و گرفتن این سودها اشکال دارد؟ از دفتر پرسیده شد. نظر آقا — البته اختلافی است و هر کس به مرجع خود رجوع کند؛ بسیاری کل را حرام دانسته‌اند — این است که اگر وجه التزام باشد اشکال ندارد. یعنی در قرارداد اولِ گرفتن وام قید شده باشد که اگر قسط را دیر دادی این‌قدر جریمه تعلق می‌گیرد؛ وجه التزام قرارداد باشد. در این صورت اشکال ندارد. ولی اگر نباشد حرام است.

نقض میثاق و قلب قسی؛ آیهٔ مائده

بحث قلب قسی بر اساس آیهٔ سیزدهم سورهٔ مائده به این نکته رسیده است:

«فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً» (مائده/۱۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس به‌سبب پیمان‌شکنی‌شان لعنتشان کردیم و دل‌هایشان را سخت گرداندیم.

چون بنی‌اسرائیل میثاقشان را نقض کردند آیه دو پیامد از طرف خدا می‌فرماید. این‌قدر خدا از نقض پیمان و شکستن عهد بدش می‌آید که فرمود لعناهم: ما اینان را لعن می‌کنیم و از رحمت ما به دور می‌شوند؛ و جعلنا قلوبهم قاسیة: دلشان سنگ می‌شود؛ یعنی ما دلشان را سنگ می‌کنیم. در حقیقت قدم اول را آنان برمی‌دارند در پیمان‌شکنی. این‌قدر قصهٔ پیمان‌شکنی بد است و چهره‌اش زشت که در جای‌جای قرآن و روایات به مذمت از آن یاد شده است.

آیهٔ بقره؛ ناقضان عهد

«الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (بقره/۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که پیمان خدا را پس از بستنش می‌شکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده قطع می‌کنند و در زمین فساد می‌کنند؛ آنان خود زیانکاران‌اند.

شاید بارها این آیه را خوانده‌ایم اما اکنون که به آن نگاه می‌کنیم می‌گوییم عجب؛ چقدر توجه نداشتیم. کسانی که بعد از بستن پیمان با خدا آن را شکستند؛ و پیوندهایی را که خدا استوار کرده بود قطع کردند؛ و در زمین فساد می‌کنند. چند صفت را کنار هم آورده. اولئک هم الخاسرون؛ خسران بر حق خودشان می‌کنند؛ بدبخت‌ترین آدم‌اند.

شر الدواب؛ پیمان‌شکنی مکرر

«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ۝ الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ» (انفال/۵۵–۵۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بی‌گمان بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی‌اند که کفر ورزیدند و ایمان نمی‌آورند؛ همانان که از ایشان پیمان گرفتی سپس هر بار پیمانشان را می‌شکنند و پروا نمی‌کنند.

آیهٔ پنجاه و پنج و پنجاه و شش انفال سخت‌تر است. اگر اندکی الهیت در وجود قوی باشد تن به لرزه می‌افتد. می‌فرماید ان شر الدواب: می‌خواهد بگوید پست‌ترین، بدترین، شرترین جنبندگان کیان‌اند؟ ما را نیز قاطی جنبنده‌ها و حیوانات آورده. می‌گوید می‌خواهی بگویم میان همهٔ جنبندگانی که روی این زمین می‌جنبند پست‌ترینشان کدام‌اند نزد خدا؟ الذین کفروا فهم لا یؤمنون؛ آنان که کفر ورزیدند و ایمان نمی‌آورند. هرچه زور بزنی فایده ندارد. سپس بیشتر معرفی می‌کند: الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مرة؛ همانان که هر وقت عهد می‌بندند می‌شکنند. فی کل مرة یعنی اصلاً از اینان وفای به عهد نمی‌بینی. وهم لا یتقون؛ از بی‌تقوایی‌شان است.

دقیقاً صفات آمریکاست؛ صفات استکبار امروزی؛ صفات آن خبیثانی که پشت سرشان راه افتاده‌اند. آیهٔ قرآن به صراحت تمام اینان را معرفی می‌کند. می‌گوید اینان پست‌ترین‌اند که امام فرمود شیطان بزرگ؛ از قرآن این‌ها را اقتباس کرده. او فقیه و اسلام‌شناس است؛ همین‌طور از هوای نفس نمی‌گوید. این بزرگواران فرمودند شیطان بزرگ را برجسته‌سازی کرد و گفتمان تاریخی‌اش کرد؛ از قرآن گرفته شده. یک‌بار به قول‌هایش وفا نکرده.

مدیران و وعدهٔ بی‌عمل؛ نامه به مالک

بعضی از مسئولین تراز اول و مدیران کلان که متأسفانه پشت سر غرب‌اند و شیفتهٔ غرب و با پخ آمریکا خود را خراب می‌کنند و با وعده‌هایش خود را امیدوار نشان می‌دهند؛ نمی‌دانند دنبال چه راه افتاده‌اند.

«كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ» (صف/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی بگویید که انجام نمی‌دهید.

مدتی از این آیه پروا می‌شد و کمتر سخن می‌رفت. بعد دیده شد تأویلش توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام برگشته به همین نقض پیمان. ظاهرش آن است که حرفی را که خود عمل نکرده‌ای مزن. اما در نامهٔ امیرالمؤمنین به مالک اشتر — سند در مستدرک الوسائل جلد یازده صفحهٔ چهل و هشت — مولا سفارش کرده مالک بپرهیز از اینکه به مردم وعده بدهی و عمل نکنی. قابل توجه مدیران نظام. سپس می‌فرماید در پسش خشم خدا و مردم را در پی دارد و اشاره به همین آیه می‌کند. نشان می‌دهد برمی‌گردد به نقض پیمان؛ نقض عهد خیلی زشت است. حتی به فرزند؛ روان‌شناسی امروز نیز از اینجا برداشته: به بچه‌ات یا قول نده یا قول دادی عمل کن؛ نگذار در ذهن بچه خراب شود. خیلی بد است؛ نامردی است.

علامات اللعن؛ غدر به مواثیق

مولا در غرر الحکم صفحهٔ دویست و پنجاه و سه سنگ تمام گذاشته: من علامات اللعن. لعن یعنی پستی که آدم به نهایت پستی و زشتی برسد. از علامت‌های پستی الغدر بالمواثیق است؛ یعنی نیرنگ به پیمان‌ها؛ همان پیمان‌شکنی. می‌گوید از نشانه‌های پستی است؛ کسی پست می‌شود این‌گونه.

میثاق‌های الست و عبادت؛ بازنگری خانوادگی

اصلاً میثاق اینجا یعنی چه؟ فرقش با عهد چیست؟ چقدر جای‌جای قرآن میثاق و عهد را یاد کرده؟ چقدر ما میثاق داریم و چقدر متأسفانه زیر پا گذاشته‌ایم و خود را آدم خوب می‌دانیم. میثاق توحید در عالم الست، میثاق نبوت در ذر دوم، میثاق ولایت در ذر سوم، التزام عملی به دستورات اهل‌بیت، میثاق عبادت است.

«أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ۝ وَأَنِ اعْبُدُونِي ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ» (یس/۶۰–۶۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای فرزندان آدم، آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید؛ او دشمن آشکار شماست؛ و اینکه مرا بپرستید؛ این است راه راست؟

خدا صراحتاً می‌فرماید آیا من از شما عهد نگرفتم که شیطان را نپرستید که دشمن آشکار است؛ و مرا بپرستید؛ هذا صراط مستقیم. عهد نپرستیدن شیطان و عهد پرستش خدا. این خودش عهدی است که با خدا داشته‌ایم. چقدر زیر پا گذاشته‌ایم. قرآن و روایت می‌گوید این جزو پست‌ترین کارهایی است که یک جنبنده می‌تواند انجام دهد و ما به راحتی عهدهایی که بسته‌ایم زیر پا می‌گذاریم. در حالی که یکی از دلایل سنگ شدن دل با معارف، بی‌تأثیری نفس عالم دین، خواندن قرآن بی‌اشک و بی‌حزن برخلاف سفارش پیامبر، تمام‌شدن نماز بی‌فهم، و بی‌شعوری از روضه، همه‌اش مال این سنگ‌دلی است. چرا؟ فبما نقضهم المیثاق. چون میثاق و عهد را شکسته‌ایم؛ بارها و بارها.

باید تجدید نظر اساسی پیرامون عهد و پیمان‌ها کرد. در تنهایی و خلوت — حتی با زن و فرزند کارگروه خانوادگی — میثاق‌ها و عهدهایی که قرآن ملتزم می‌کند را درآورید. چه پیمان‌هایی داشته‌ایم که مراقب باشیم نشکنیم؛ برای بچه‌ها و نسل. چه اشکالی دارد به‌جای فقط باغ و ویلا، وصیت‌نامه‌ای برای نسل بنویسیم: من از قرآن این میثاق‌ها را درآورده‌ام که باید ملتزم باشیم؛ شما نیز اگر نرسیدم برسید؛ مراقب باشید نقض نکنید که دچار قلب قسی نشوید. عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.