ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

یه موضوع کلی پیرامون قصه وام‌های بانکی رو عرض کنم که همه مراجع متفق القولن سر این حکم که هر وامی که شما می‌گیرید از مؤسسات و بانک‌ها و این‌ها باید در قالب یک قرارداد باشه.

اون قرارداد از عقود اسلامی که صحیح باشه.

قرض رو کاری ندارم که هیچ قرض که هیچ سودی هم بهش تعلق نمی‌گیره.

اما این وام‌هایی که خب یه بخش، یه درصدی سود بهش تعلق می‌گیره و شما مکلفید این سودو برگردونید فقط در صورتی ربا نیست که در قالب اون عقود اسلامی که تو بانک تنظیم شده باشه.

در غیر این صورت اصلاً ما چیزی به عنوان وام نداریم در اسلام.

[صدای مرد در پس زمینه] بله.

اینم که ااا اینجا داره میده.

بله من پرسیدم.

اون‌ها هم در قالب یه قراردادیه که شما وقتی داری می‌گیری اون رو میری امضا می‌زنی.

حالا باید زرنگ باشی اونو بخونی.

یک قراردادی که حالا عقود اسلامی مثل جعاله و مشارکت و مضاربه و نمی‌دونم این‌ها، باید شما بخونید ببینید مفادش چیه که البته این‌ها معمولاً چنین هست.

[صدای مرد در پس زمینه] بله شما باید رعایت و اون هم ملزمه که رعایت کنه.

یعنی همینطوری نمی‌تونه بانک به شما وام بده، انقدرم سود بگیره.

باید در قالب یه قراردادی باشه.

فروش مش-- مثلاً مشارکت باشه، فروش نمی‌دونم تسهیلاتش باشه.

نمی‌دونم این چیزها که حالا مفصله و از حوصله این فرصت کم ما بیرونه.

در خصوص قلب قسی یه آیه دیگه از قرآن هست که خیلی این آیه تکان دهندس.

آیه سیزده سوره مائده.

می‌فرماید که «فبما نقضهم ميثاقهم» وقتی که این‌ها یعنی بنی‌اسرائیل عهدشون و پیمانشون رو شکستن، نقض پیمان کردن، خدا می‌فرماید «لعناهم».

الله اکبر.

خدا می‌فرماید ما اون‌ها رو از رحمت خودمون دورشون کردیم.

یعنی لعن‌شون کردیم.

مورد لعن ما واقع شدن.

«وجعلنا قلوبهم قاسية» و دلا اینا رو مثل سنگ سخت کردیم، سفت کردیم.

بعد حالا این تا همینجا تموم نمیشه.

آیه می‌فرماید «يحرفون الكلم عن مواضعه» اینا تف-- تحریف ایجاد کردن یا تحریف ایجاد می‌کنن و این چون فعل مضارع هم هست که الان این کار ادامه داره.

از اینکه اینا دلشون سنگ شد مشغول به تحریف فرهنگی و محتوایی میشن، دین رو تحریف می‌کنن و که حالا قصه داره.

«ونسو حذا من ذکر به» بعد اون عهدشونو فراموش کردن.

حالا می‌تونه برگرده به کتاب آسمانی‌شون تورات یا هر چیز دیگه.

فراموش کردن اون چیزی که باید متوجهش می‌بودن.

که البته این فراموشی قطعاً از نوع عمدیه، نه سهوی.

سهوی که اشکال نداره آدم یه چیزی رو فراموش کنه.

«ولا تزال تطلع على خائنة» و تو دائما مطلعی.

«لا تزال» دائماً خبر داری.

«تطلع» اطلاع داری.

«على خائنة منهم» از خیانت این‌ها «الا قليلا منهم» مگر یه عده کمشون.

یعنی اکثرشون اینا خیانتکارن.

«فاعفو عنهم» ببخششون.

«واصفح» مثل صفحه کاغذ که ورق می‌زنی.

میگه ندید بگیر.

ب-بگو این صفحه رو ورق بزن برو.

«إن الله يحب المحسنين».

حالا این بحث قلب قاسية و قلب قس-- که دچار قساوت شده اینجا در پس یک نقض پیمان معرفی شده.

جالبه که این سوره رو اگر شما کلشو بررسی کنی، سوره مائده، می‌بینید اولین آیه این سوره اصلاً پیرامون وفای به عقد و پیمانه.

می‌فرماید «أوفوا بالعقود» آیه اول.

آیه دوازده‌ش می‌فرماید «ولقد أخذ، أخذ الله ميثاق بني إسرائيل» باز بحث میثاق رو میاره.

آیه سیزده که همینجاست می‌فرماید «فبما نقضهم ميثاقهم» اینا نقض پیمان کردن.

آیه چهارده دوباره می‌فرماید «ومن الذين قالوا إنا نصارى أخذنا ميثاقهم».

هی تکرار می‌کنه قصه میثاق و عهد رو که چقدر نقض پیمان بده، چقدر زشته.

شما می‌دونید عهدشکنی و نقض پیمان کفاره داره.

اینجوری نیست که حالا طرف پشیمون بشه تو توبه بگه حالا خدایا ما رو ببخش و این عهد هر چقدر که کسی که باهاش عهد بستگی ترازش بالاتره، گناهش سنگین تره.

اینکه ما مثلاً با خدا گاهی اوقات عهد می‌بندیم.

خدایا اگر این بشه من دیگه گناه نمی‌کنم.

ها؟

بعد دوباره گناه رو تکرار می‌کنه.

اگه به من پول بدی این کار خیر رو انجام میدم.

پول میده، اون کار خیر صورت نمی‌گیره.

عهدشکنیه.

اگه به من خونه بزرگ بدی برای امام حسین هیئت می‌گیرم.

میده هیچ خبری از هیئت نیست.

و، و، و خیلی عهدشکنی‌ها ما داریم.

و این چون طرف حساب ما اینجور جاها خدا و اهل بیتن خیلی اتفاقاً خطرناک‌تره، خیلی سنگین تره.

خدا رحمت کنه شهید دستغیب رو در کتاب داستان‌های شگفتش صفحه دویست شصت و دو، به قول علامه شیخ محمد حسن مولوی قندهاری بزرگ رحمة الله عليه، یه داستانی نقل می‌کنه که ایشون یعنی علامه قندهاری میگه من در پای وعظ نصیرالاسلام بودم ابوالواعظنگ که معروف بود در مسجد گوهرشاد مشهد ماه ر-- مبارک رمضان می‌رفت مثلا سی شب منبر می‌رفت.

میگه من پ-- از ایشون شنیدم که خودش بالا منبر تو مسجد گوهرشاد مشهد رضا انشاالله به زودی قسمتشو بریم با معرفت، داشت یکی از کراماتی که خودش تو حرم دیده بود رو نقل می‌کرد این عالم بزرگوار که می‌گفت یه ز-زنی که حالا دو تا خ-خانم بودند هر دو تا سید حسینی بودند در عقد نکاح یک، یکی از اعیان تهران بودند و این دو به هم قول دادند که هیچوقت خیانت نکنند.

نرن پیش شوهرشون و خیانت کنن، نمامی کنن، مثلا فتنه گری کنن، اون هوگری رو بذارن کنار.

بعد گفته بودند امام رضا ضامن باشه بین ما شاهد باشه اگر کسی نقض پیمان کرد امام رضا کورش کنه.

یعنی قشنگ طرف حسابشونم کرده بودند کی؟

امام رضا.

خب حالا خیلی دیگه جدی می‌شه دیگه.

بعد می‌گفتش که یکی از اینا نقض پیمان می‌کنه.

میره پیش شوهر و خیانت می‌کنه و چغولی می‌کنه و خلاصه تو همون هفته کور می‌شه.

بعد توبه می‌کنه ظاهرا میگه حالا بریم از خود حضرت شفا بخواهیم.

میاد خب یکی از-- همسر یکی از اعیان تهران و وضعش خوب بوده میره چهل شب بالا سر آقا علی بن موسی الرضا علیه ما صلوة الله السلام خلوت می‌کنه و دخیل می‌بنده و اتفاقا همین س-- عرض کنم خدمتتون نصيرالاسلام هم مو-- عرض کنم اون شب‌ها تا صبح براش عین چهل شب روضه می‌خونده.

بعضی از علما و سادات هم جمع می‌شدن و اونجا تا صبح خلاصه گریه و زاری.

چهل روز گذشت خبری نشد.

صبح علی طلوع چهل و یکم دیگه ما میگه زیارت وداع خوندیم.

مایوسانه اومدیم برگردیم.

همه دیدن که یک نوری از حرم آقا از ضریح آقا بیرون اومد و اومد سمت مردم و اومد بالا سر، از بالا سر این زن رد شد.

همه صلوات فرستادن فکر کردن دیگه شفا گرفت این زن تموم شد.

دیدیم این نور رفت.

همه هم دیدن.

رفت از پنجره وارد شد رفت تو دارالسیاده.

اونجا صدای صلوات بلند شد.

دویدیم رفتیم دیدیم یه پیرمرد-- پیرزن زابلی که خیلی سال نابینا بوده شفا گرفته.

چشاش خوب شده.

اتفاقا اصلا هم خودش می‌گفته که مثلا من، من دخیل نبستم، اصلا توسلی هم برای چشام نکرده بودم.

اومده بودم زیارت.

توجه کردی؟

یعنی یه نقض پیمان بعد ایشون اینطوری نتیجه می‌گیره که اینطور نیست که به همین راحتی نقض پیمان با امام معصوم بکنیم.

بعد به راحتی هم بخواهیم توبه کنیم.

حالا اولا توبه مراتب داره در درون طرف رخ میده.

ما نمی‌تونیم بگیم که توبه‌ش قبول شده.

چرا امام رضا شفاش نداده، یک.

دوما اینکه اگر واقعا توبه کرده باشه باید بره از همسرش یا هوی خودش رضایت بگیره.

خیانت کرده.

ث Buما کفاره داره.

یک بنده آزاد کردن یا شصت فقیر رو اطعام کردن یا شصت روز روزه گرفتن.

کفاره‌ی نقض پیمانه.

چیز کمی نیست.

اینا رو باید انجام بده.

ضمن اینکه این خودش یک حجته.

امام رضا درسته امام الرهوفه شاید خواسته حجت تمام کنه بر امثال ماها که حواستون جمع باشه اگر خدا ارحم الراحمین فی موضع العفو والرحمه است، همون خدا اشد المعاقبین فی موضع النکال و النقمم هم هست.

نقمه‌ و حواسمون جمع باشه.

عهد امامت شکستن، عهد نبوت شکستن، عهد ولایت شس-شکستن خیلی سنگینه.

خلاصه ختم کلام اینجا صراحتا قرآن می‌فرماید چون این‌ها نقض پیمان کردند، از رحمت من دور شدند و ما این‌ها رو دچار قسابت قلب کردیم.

ان شا الله که عاقبت ما ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل