بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
[نفس عمیق] میدونید که نذر و کلاً مورد نذر و موضوع نذر و کلاً باید همونجایی که شما مد نظرتون بوده و نذر کردید، نیت کردید، همونجا هزینه کنید.
هیچ کجای دیگهای نمیشه.
مگر اینکه اون صیغه نذر بر لسان جاری نشده باشه یعنی به لسانتون به زبانتون جاری نکرده باشید.
نگفته باشید که این مثلا نذری که دارید رو مثلا مخصوص فلان هیئت، مقصود فلان خیریه است مقص-- اگه نگفته باشید هر کجا میشه و اصلاً وجوبش هم برداشته میشه.
اما اگر به لسان صیغه نذر جاری شد عین همون باید انجام بشه.
حالا سؤال اینه که بعضیا نذر میکنن، نذرشون مطلقه، مقید نیست که حالا مثلاً یه غذایی بپزن بدن به یه جایی.
بعد میبرن میدن به جاهایی که توی اونجاها کفار هست، مشرکین هست، مخالفین با این نظام هست، مخالفین با مثلاً ولایت هست و امثالهم.
آیا این جایزه؟
نذری که مثلاً کسی برای امام حسین نذر کرده، برای مثلاً اهل کعبه نذر کرده و چه وچه ببره بده به جاهایی که اینچنوری یا مثلاً میبرن به بعضیا میدن به دراویش یا میدن به جاهایی که علیاللهیان هستند صراحتاً میگن.
رهبر عزیزمون فرمودن که اگر باعث تقویت این اعتقادات فاسد باشه حرامه اصلاً.
دادن نذر، نذره.
داره یه کار مستحب میکنه، یه کار خیر میکنه.
اگه بده حرام کرده.
بده به کجا؟
جاهایی که این کار باعث تقویت اون افکار غلط و باطل بشه.
اینو حواسمون جمع باشه.
آیهای رو در قرآن میخوندم حالا چون بحث ما قلب مریب هست و قلب مردد و شکاک.
خب خوبه آدم هر موردی رو که داره بررسی میکنه یه دور قرآن رو خسف کنه به همین نیت.
بعد میبینه به مطالب جالبی میرسه و من دیروز بود رسیدم به آیه قاف، سوره قاف، آیه بیست و پنج که "مناع للخير معتد مریب".
چه عجیب که خدا شکاک رو آورده همردیف معتد یعنی ستمکار کسی که ظلم میکنه به مردم.
چقدر بده، چقدر وقیحه بد کردن به دیگران و در کنار مناع اونم بر وزن فعال نه فقط یه بار دو بار منع خیر کنه.
"مناع للخير" یعنی دائماً اصلاً مشغول منع خیره.
اصلاً نمیخواد خیر به اهدی برسه.
خیلی بده.
یعنی ببینید این شک و قلب شکاک، قلب مریب چقدر وضعیتش خطرناکه.
اصلاً شک داشتن، ریب داشتن، مردد بودن تو مسائل معنوی و حقه خیلی چیز بدیه.
یعنی آدم واقعاً از چشم خدا و اهل بیت میندازه.
مگر اینکه حالا قبلاً بحثش گذشته که به عنوان یه راهروی فقط ازش بگذری به یقین برسی.
برسی به یقین نه اینکه توقف کنی که باز اون هم به طور absolute خطرناکه.
یه اصلی اینجا هست این اصل رو خوب گوش بدید خیلی به دردتون میخوره که من تأسف میخورم بابت کسانی که این مباحث رو پس میزنن و میگن حاج آقا یه حدیث بگو، یه داستان بگو برو مثلاً این حرفو در حالی که اصلاً این چیزاست که به درد ما میخوره و روایات و آیات اینا باید بیاد در کمک این حقایق.
یعنی ما باید به ما کمک کنن اینا رو بفهمیم.
ما قبلاً گفتیم که برای نجات از شک، از شک و ریب راهی نداریم جز اینکه خودمون رو تحویل قرآن بدیم که قرآن کتبی بود، کتاب کتبی حضرت حق بود یا قرآن انسی که در حقیقت متن قرآن نظام هستیست یا قرآن ناطق است یا امام عصر است یا حالا هر اسم میخوای بگذار، حجت زمان یا خودمون رو تحویل حجت زمان بدیم.
در این مرحله سوم میگیم که یکی دیگه از راهها اینه.
مگه شما نگفتی قرآن سه تا قرآن داریم.
قرآن کتبی، همین قرآنی که دستمونه.
قرآن انسی، جان امام، انسان کامل.
قرآن هستی یا افقی یعنی نظام افقی.
پس در نتیجه میشه خودمون رو تحویل نظام افقی هم بدهیم؟
بله.
اتفاقاً سومین راه و روش هم همینه.
چگونه؟
مگر اون قرآن نیست و تو هم قرآن نیستی با خودتو تب-- مثلاً چگونه نفسش رو-- نفست رو تطبیق با قرآن کتبی میدی؟
قرآن رو مرور میکنی، میخونی، شب قدر میذاری رو سرت که این تطبیق داده بشه با قلبت یکی بشه، اتحاد وجودی برقرار بشه.
الانم با نظام هستی-- اصلاً یه اصله از تئوریمه حسن زاده روی این خیلی تأکید دارن.
میفرمایند تطابق بین آدم و عالم.
حالا من چند تا نمونه مثال میزنم ببینید یعنی چی.
مثلاً در خصوص الان بیشترین مشکل س-- اهل سیر و سلوک تو وادی خوردن، خوابیدنه.
معاشرت و خوردن و خوابیدن و اینا بیشتر مشکل دارن.
هرکی هم میرسه میگه آقا مثلاً یه دستورالعملی به ما بدین بیشتر تو این دو تا مشکل داره.
یکی خوردنش، یکی خوابیدنش.
خب شما نگاه کنید ببینید حیوانات چگونه میخوابن.
این تطابق بین آدم و عالمه.
حیوانات چگونه میخوابن؟
اولاً تو ساعت خوابیدنشون نگاه کنید.
شما اصلاً میبینید حیوانی رو که از بین طلوعین به بعد بخوابه؟
بله بین روز دیده شده حیوانات مثلاً مخصوصاً قبل از اذان ظهر این احکام که میگن مثلاً خواب قیلوله قبل اذان ظهر اصلشه.
حالا غذاشم بعد از اذان ظهر میشه انجام داد.
اما باور کنید دقت کنید خیلی از حیوانات تو اون لحظه تو چرتن، تو خوابن، یه چشم رو هم میذارن.
اینا همش برگرفته از این نظام هستیست.
همه چی با هم منطبقاند.
ما توجه نداریم.
دیده نشده حیوانی شب تا صبح بیدار باشه بعد صبح تا شب بخوابه یا صبح تا بعدازظهر بخ-- در حالی که آدما مخصوصاً جوونای امروز این کارو زیاد میکنن.
شبها تا دیروقت بیدار.
اکثراً شما مثلاً نمیدونم مرغ و خروس داشتید یا نه.
همین که هوا داره تاریک میشه، هنوز تاریک نشده میرن دنبال جاشون.
اصلاً نیاز نداره تو جاشون کنی، خودشون میرن.
هوا داره تاریک میشه می-- میدونن وقت خوابه، میرن میخوابن.
بعد هنوز هوا روشن نشده میان بیرون از تو جاشون.
اگه داشته باشید اینو دقت کرده باشید میبینید.
این خودش یه دستور العمله.
خب تطبیق بده خودت رو با اونا.
یکی هم نحوه خوابیدنه.
نحوه خوابیدن یعنی چی؟
بسیاری از ماها یا به پشت میخوابیم یا به رو.
یا به پشت میخوابیم یا آره به رو.
آقا به رو رو شنیده بودیم خواب شیطانه.
به پشت هم نباید بخوابین؟
مگه حدیث نداریم که خواب انبیاست؟
هرکی گفته اشتباه گفته.
خواب انبیا این نیست.
خواب انبیا به پشت خوابیدن نیست.
وقت تلقی وحی در حال خوابیدن به پشت میخوابیدن.
نه خواب.
خواب نه.
وقتی میخواستن وحی رو تلقی کنن تو اون حالتها، حالا میخوای اسمشو هرچی بذار مکاشفه یا هرچی.
هنگام الهامات و وحی و تلقی وحی و اینها به پشت دراز میکشیدند نه که بخوابند.
خواب فقط نحوه صحیح خواب به راست خوابیدن، به چپ خوابیدن.
هیچ حیوانی تا حالا دیدید به پشت بخوابه؟
هیچ حیوانی دیدید به شکم بخوابه؟
همه ل-- یا به بغلن یا به اینور یا به راستن یا به چپ.
تازه حیوا- پرندهها که چه عجیب اصلاً روی یه پاش میخوابه.
اصلاً عجیب.
تو میتونی؟
یا اصلاً یه پاشو آویزون، آویزون خوابیده.
یه پاشو گرفته چنگولشو اینطوری گرفته آویزون خوابیده.
چه عجیب!
اینا دیگه جزو ماض-- واقعاً عجایب خلقته.
حالا پس این قصه مخصوصاً حالا به رو خوابیدن که شیطانه.
حالا قوه، اون قوای تحریکی که هیچی.
قوای ت-- ادراکی که هیچی.
قوای تحریکی یعنی شهوت و غضب خصوصاً شهوت این موقع تحریک میشن وقتی به رو میخوابی.
به پشت میخوابی چه اتفاقی میفته؟
میخوای بخوابی آقا یه وقت به پشت دراز میکشی فکر میکنی.
میری تو حالت مکاشفه و خلسه و توجه عرفانی که اون هیچی، اون خیلی هم خوبه.
ولی برای نوم حالا یه چه صنه باشه، چه نوم برای هر دوتاش وقتی به پشت خوابیدی مریضیهای متعددی خصوصاً برای قلب ایجاد میکنه.
البته پزشکای امروزم اینو گفتن.
بعضیا اصلاً توجه ندارن.
بسیاری به خاطر به پشت خوابیدن سکته میکنن.
اصلاً قلب رو از کار میندازه، ضعیف میکنه.
یه مریضی حتی ایجاد میکنه بهش میگن سکالچه.
به پشت که میخوابی.
دیدی معمولاً به پشت خوابیدی رو به آسمون یه دفعه یه حالت خفگی بهت دست میده.
قدیمها میگفتن آل افتاد روم، بختک افتاد روم.
از این چرت و پرتها که حقیقت نداره.
نخیر، شما بد خوابیدی و نظام وجود تو اینجا منطبق با نظام عالم نیست.
آدم و آدم، آدم و عالم با هم منطبق نشدن مشکل ایجاد میشه حتی تو خوابت.
اینا باید منطبق باشن.
نباید به پشت و رو به آسمون بخوابی.
این مشکلات پیش میاد.
یه دفعه حالت خفگی بهت دست میده.
م-میپری از خواب یه دفعه یا مثلاً فکر میکنی، یا حالای-- خوابهای بد میبینی، پریشون، مال اینه.
حالا این بخش خوابیدنش زیاده، حرف زیاد داریم.
مثلاً مثالهایی زدم که یعنی چی انطباق بین عالم و آدم.
باور کنید اینا تو مزاج تاثیرگذاره و کسی هم مزاجش ضعیف شد دچار شک و ریب میشه.
یعنی اینا کاملاً با هم مرتبطاند.
چرا میگه عقل سالم در بدن سالم.
اینا کاملاً با هم مرتبطاند.
اصلاً این غلطه که بگیم آقا نفس راکبه، بدن مثلاً مرکوبه.
یا بگیم مثلاً حرف هست وقتی میخوان تو مراتب نفس بعضیا بفهمونن اشتباه میفهمونن.
میگن آقا مثلاً این بدن به منزله یه ماشین فرض کن مثلاً الاغ نفسته.
نفست-- این غلطه.
اصلاً این دو تا از هم جدا نیستن.
بدن و نفس یک حقیقتن که مرتبه نازله این یک حقیقت میشه بدن، مرتبه شامههش میشه روح و سرت.
یک حقیقتن، جدای از هم نیستن.
اصلاً نمیشه اینا از هم جدا بشن.
لذا وقتی هم میمیریم بدن هست.
کی گفته بدن از بین میره با بدن برزخی.
اینکه میخوابوننش تو خاک، این تفاله بدنه.
مربوط به نشئه طبیعت که بحثش گذشته.
اینا کاملاً باید با هم منطبق باشن.
مسائل طبیعی یا نظام حالا طبیعیات فلسفه با الهیات فلسفه اینا با هم منطبقاند.
تو بازه خوابید-- خوردن هم مثال بزنم، خوردن.
تا حالا دیدید حیوانی چیزی رو بخوره بو نکنه؟
من ندیدم.
هر وقت چیزی میذاری جلوی یه حیوون قبل از اینکه سریع بپره بخورش یه بو میکنه.
این بو میکنه برای چیه؟
میخواد ببینه این چیه؟
سالمه، سالم نیست.
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ.
یه آیه قرآنه.
امام باقر سلام الله علیه داره، امام با-- صادق سلام الله علیه داره که این یعنی اینکه این طعامتو نگاه کن.
انسان اصلاً باید نگاه کنه به طعامش.
به قول حالا حیوانی بگیم باید بو بکشه.
حالا اهل بیت فرمودن منظور از این آیه اون طعام علمه.
یعنی ببین علمتو از کجا اخذ میکنی، این معارف این حقایقی که داری کسب میکنی داره جانتو میسازه.
میدونید بعد از مرگ اعمال ما بدن ما رو شکل میدن، این بحثش گذشته قبلاً و افکار ما، اعتقادات ما، معارفی که، علومی که کسب میکنیم جان و نفس ما رو شکل میدن.
پس خیلی مهمه باید بو کرد.
این معرفتی که داری کسب میکنی، این علمی که داری اخذ میکنی از کجاست-- کدوم منبع؟
کی گفته اینو؟
آیا منبع الهیه یا هرچی؟
پس بو کردن یعنی ببینی این در حقیقت غذایی که داری میخوری، چه غذای ظاهری، چه باطنی از کجاست؟
چگونه است؟
آیا طیبه؟
دیگه حداقلش باید حلال باشه.
حالا طیب دیگه باشه طلبمون.
ولی حلال که باید باشه که فرق بین حلال و طیب رو قبلاً عرض کردیم.
دیگه حداقل شبهناک نباشه، حرام نباشه.
یا مثلاً شما کدوم حیوانی رو دیدید که چیزی رو که در فصلش نیست بخوره؟
الان فصلشه خب میخوره.
م-- خیلی از ماها ب-- مثلاً حیوا-- این آبمیوه گیریها هست دیدید میره اصلاً چیزی که الان فصلش نیست رو قر-- ورداشته منجمد کرده تو فریزر فریز کرده یا سبزیجات یا خیلی-- الان فصلش نیست.
منجمد کرده الان میده میخوری.
این مثلاً پدر هاضمت رو درمیاره، بیچارهت میکنه، سوهاضمه میگیری فلان.
اینا باید منطبق باشه.
هیچ حیوانی نمیاد چون مثلاً میوه ا-- مار فصل مثلاً زمستون رو الان تو تابستون بیاد بذار جلوش نمیخوره.
بو میکنه نمیخوره.
چرا؟
اینا باید انطباق بین ان-- آدم و عالم صورت-- بعد ما فریزر میکنیم اینا رو نگه میداریم.
اصلاً کدوم حیو-- شما شیر رو دیدید تو راز بقا چقدرم شیرینه.
چقدر این راز بقا رو من دوست دارم.
نگاه میکنه این شی-شیره با تمام گرسنگی میپره رو این آهو بیچاره شروع میکنه خوردن.
هر مقدار خورد سیر شد تموم شد.
اصلاً میره اینو فریزش کنه؟
میره یه جا جمعش کنه، نگهش داره، خاکش کنه بعداً بره سراغش؟
نه.
ولش میکنه.
ولی ما چی؟
همش جمع میکنیم، نگهداری میکنیم برای روز مبادا.
حالا این روز مبادا کی میخوای-- اینا تمام آثارش رو از بین میبره.
در فعل و انفعال، اینا همه بحثهای علمیه که بزرگان و حکما اینا رو گفتن.
در فعل و انفعالات شبانه روز [دیالوگ خارجی] اینا در مد و جزر تمام آثار اینا خیلیاش از بین میره.
یعنی یه مد بخوره بهش یا برعکس یه جزر بخوره به این مواد غذایی یکدفعه پنجاه درصد اثرش رو از دست داد.
بعد ما نگه میداریم، استفاده میکنیم.
در حقیقت عزیزان اگر اینطوری باشه باید-- داریم چیکار میکنیم؟
داریم تفاله میخوریم، اون چیزی که میخوریم.
حالا فست فود که دیگه بماند، اصلاً وحشتناک.
اصلاً بیچاره کرده ما رو فست فود.
پس اینو اومدیم بیشتر از این وقتتون نگیرم.
وقت گذشت مطالب دیگهای موند که بماند خودتون رجوع کنید به آثار حکما.
از مهمترین اصول برای اینکه مزاج ما معتدل باشد و در پس مزاج معتدل ما به شک، شک و ریب نیفتیم یعنی به حالت یقین برسیم که قطعاً مزاج معتدل است که به یقین میرسد.
هیچ چارهای جز انطباق بین آدم و عالم نیست.
انشاالله که عاقبتmu ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله- [چند نفر با هم] اللهم صل على محمد و آل محمد