ددرس‌گفتارها

و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیا ص سلام علیکم و رحمة الله.

خدا بهتون سلامتی بده انشاالله.

سؤال می‌شه که این بعضیا هستن که خب مغازه مثلاً اغذیه فروشی و این چیزها زدن و بعضاً می‌بینیم که حتی از خارج از کشور اومدن یا بالاخره ما خبر نداریم که این‌ها دینشون چیه.

خیلی مغازه‌هایی که ما می‌ریم حتی موادی که غذا توش پخته می‌شه اینها بالاخره اینها احتمال این هستش یا حتی دیده بشه که بدنش که مرطوبه داره با غذا لمس می‌کنه این غذا رو و رطوبت منتقل می‌شه و بالاخره ما خبر نداریم دین این آقا چیه که چه باید کرد اینجور مواقع؟

اشکالی داره از این مغازه‌ها خرید کرد یا اصلاً واجبه که بری دین طرف رو بپرسی چه دینی داره، چه مذهبی داره؟

رهبر عزیزمون فرمودن نخیر، پرس‌وجو پیرامون دین طرف واجب نیست و همون طهارت حکم طهارت اشیا به صورت کلی، اون محکوم بودن به طهارت در خصوص این‌ها هم حتی اگر برخورد داشته باشن با اون مواد هم بدنشون برخورد داشته باشه، اون حکم برقراره و باقیه.

این یه مجری شرعیه که شرع دین، اون ظاهر دین داره به ما دستور می‌ده.

اما یکی هست می‌خواد لطیف بشه.

ذیل اسم لطیف خدا حرکت کنه، یعنی لطف خدا بیشتر شامل حالش بشه دیگه عرض کردیم دیگه مدارج انسانی اون درجات یا معارج بهتره بگیم اون معراج‌های انسانی به عدد مدارج قرآنیه که همون آیات قرآنه.

یعنی تو هرچی بخوای رشد کنی راه هست.

مثلاً چرا امام عصر صلوات الله علیه به یکی از دوستانشون از علمای که حالا اسمش از خاطرم رفته می‌فرمودن که شما خواستی مواد غذایی تهیه کنی برای منزلت از این، از این مغازه از این شخص بخر.

یعنی مشخص کرد حتی آقا براش از کجا.

این نشون میده که خب اگر کسی بخواد رشد کنه باید حواسش جمع باشه دیگه.

مثل اون بچه‌ای که چشمش باز شده بود می‌اومد مسجد به این خدا رحمت کنه حاج آقا سید عبدالله تهرانی بودن اگه اشتباه نکنم تو مسجد جامع امام قبل انقلاب نماز می‌خوندن.

گفته بود چقدر بچه به پیش نماز گفته بود چقدر یا امام جماعت چقدر مسجد شلوغه.

چقدر مثلاً آدم تا اون پشت‌ها می‌شینن.

نگو ملائکه الله رو می‌دیده این بچه.

بعد این آقا می‌بینه این بچه به دردسر می‌افته.

بهش یه پولی میده میگه برو تو همین بازار، همین بازار یه چیزی بخر بخور.

میره می‌خوره.

پولم از دست یه عالم گرفته.

فردا میاد میگه خب چه خبر؟

مسجد شلوغه یا نه؟

میگه نه امروز خیلی خلوته.

کسی نیست.

اکثراً رفتن.

توجه کردید؟

خب حالا این فرق بین پول حلال و پول طیبه که قبلاً روش بحث کردیم که چه فرقی با هم دارن.

پس جای رشد هست.

اما بحث ما پیرامون قلب مریب یا قلبی که دچار تردید و شک و این‌هاست، اجازه بفرمایید به آیه بیست و سه سوره البق-- سوره بقره توجه کنید.

می‌فرماید "وإن كنتم في ريبٍ ريب" اگه شما دچار شکیید "مما نزلنا على عبدنا" بر این چیزی که ما نازل کردیم بر بنده‌مون اگه دچار ريبيد و شک و تردید، یقین ندارید "فاتوا بسورة مثله" بسم الله.

مثلش رو، یه سوره مثلش رو بیارید ببینم.

بسم الله.

بعد تازه "وادعوا شهداءكم" هرکی هم می‌خواید بخونید از شاهدین این قصه هرکی می‌خواید شاهد بگیرید بیارید.

همه‌تون با هم جمع شید به جز "من دون الله" به جز الله "إن كنتم صادقين" اگه صادقید راست می‌گید.

که حالا اینا اومدن ملعونا به خی-- به زحمت باطل خودشون یه سوره هم خلق کردن و درست کردن کردن.

والفيل و ما و مال فيل.

وما أدراك ما الفيل.

والخرطوم الطويل.

[خنده] یه چیز چرتی برای خودشون درست کردن به عنوان حالا مثلاً خوش نه-- در صورتی که این آیات و این سوره حالا اونی که تو علوم ظاهری قرآن کار کردن به قدری اسرار کشف کردن که کتاب‌ها نوشتن.

ارتباط این عدد حتی آیات، عدد حروف، شکل ان-- حالا ازدواج این حروف و کلمات و جملات و مضامین و اسامی سوره ها اینا تعدادش، عدد آیاتش اینا همه با حتی این نظام افقی که دو تا قرآن شد دیگه.

این قرآنه که از این اون نظام اون قرآن هستی که قبلاً بحث کردیم هر دو مرتبطن.

نمیشه آقا.

قرآن یه سفره‌ایست که خدای منان خودش ایجاد کرده از علم ذاتی حضرت حق هم اومده.

حالا به قول حضرت علامه حسن زاده اشاره می‌کنم به اون حدیث شریفی که به صورت کاملش در غرر والدرر سید مرتضی علم-- علم الهدى اومده.

برادر سید رضی.

نصف و نیمه‌ش تو کتاب مجمع البيان جلده، صفحه شونزده اومده که پیامبر فرمودن إن هذا القرآن این، این قرآن.

هذا القرآن این قرآنه نه قرآن دیگه‌ای.

معدوبة الله.

دو تاش هم اومده.

هم معدبه اومده هم معدوبة.

که حالا یادمه یه جلسه درباره‌ش بحث کردیم.

فتعلموا معدبه یا معدبه مستطعتُم.

هر مقدار که استطاعت دارید از این معدوبة یا معدبه فیض ببرید.

حالا اگر معدوبة بگی-- دو تاشم عرض کردم اومده تو حدیث.

هر دوتاش هم درسته.

معدوبة بگیری میشه طعام، سفره طعام الهی خدای قضایی تو قرآن برات مهیا کرده طعامی گذاشته که اگر بخوری جانت قوی میشه.

علت اینکه من و شما خیلیامون انقدر ضعیفیم، دچار قلب مریبیم، انقدر مرددیم، دچار شک و تردید میشیم به جهت اینه که از این معده بت الله خیلی کم اس-- تناول فرمودیم.

توجه کردین؟

خیلی کم خوردیم، نخوردیم یا کم خوردیم.

بالاخره بین این آیات هم اینطوریه.

مثل اینکه شما میری داروخانه یه دفعه میبینی یه فقط ویتامین ب، یه ویتامین ث اینا جدای از هم.

یه دفعه میبینی یه مولتی ویتامینه.

اینطوری آیات و کلمات اینا هم همه با هم فرق می‌کنند.

یا یه، یه دفعه میبینی یک سوره می-- جان قرآن میشه، قلب قرآن میشه.

یا سین.

اینا فرق می‌کنند با هم.

حتی حروف، حروف.

مثل اون بزرگی که ما ماه مبارک رمضان تسبیح دستش می گرفت فقط می گفت قاف، قاف، قاف.

یه، یه حرف از قرآن رو دست گرفته بود.

چرا؟

حالا برو اسرارش رو بپرس.

در هر حال می‌خوام بگم این معده بت الله ما اطعام نکردیم از سفره‌ی قرآن.

اگه معدبه بگیریم می‌فرمود که ادبستان الهیه، مؤدب شو با قرآن.

حالا بعد بقیه‌ش از اینجا به بعد حدیث که حدیث نبوی است تو کتاب قرر و درر سید مرتضی بود که علامه حسن زاده بهش خیلی تاکید می‌کنه.

بقیه‌ش هم اینه و ان اسفر البيوت.

اسفر معناش یعنی خالی، اجوف، اجوف.

اسفر البيوت خالی‌ترین بیت‌ها، خانه‌ها رو می‌خوای به شما بگم چیه؟

حالا اینو شما خانه‌ی دلت فرض کن.

لا بیت اسفر من کتاب الله.

اون خونه‌ایه، اون دلیه که خالیه از کتاب الله، کتاب الله.

که واقعاً جالبه که یه حدیث می‌بینم در ی-ینابی المودة صفحه دویست و هفتاده که پیامبر چقدر زیبا فرموده می‌خوای تلا-- بچه‌هات رو مؤدب کنی؟

ادب اولادک.

مؤدب کنید بچه‌هاتونو.

به چی؟

على ثلاث خصال.

به سه تا خصلت.

حب نبیک.

محبت ان-- نبی شما اونکه باخبره از عالمه.

نبی، نابع، بر وزن فاعل یعنی باخبر.

نبی صفت مشبه است.

یعنی دیگه اصلاً خبر تو وجودش ساکن شده و حب اهل بیته و دوستی اهل بیتش.

سوم و قراعت القرآن.

الان واقعا ما با این سه تا خصلت داریم بچه‌هامون رو تربیت می‌کنیم؟

محبت پیغمبر، محبت اهل بیت پیغمبر و قرائت قرآن.

اصلاً خبری هست تو خونه‌های خیلی از ماها از این چیزا؟

که من توصیه می‌کنم حالا شب اول محرم ت-شده توصیه می‌کنم حالا اگر به هر دلیلی هیئت نمی‌ریم، حالا به خاطر شرایط کرونایی یا هیئتمون رو تعطیل کردیم، پرچم هیئت رو تعطیل نکنید.

پرچم هیئت، نماد هیئت، اون علم، اون حالا بحث مفصلی روش هست.

الان فو-- جاش نیست، وقت ضیقه.

اما اون پرچم به منزله دهان روح من و شماست.

دهان جان من و شماست.

مثل اون روایتی که امام صادق صلوات الله علیه به اون شخص گفت چرا اون ظرف، اون صندوقچه، اون ظرفی که توش اه حبوبات و برنج و اینا می‌ریزی چرا درش رو بستی؟

گفت آقا خالیه چیزی توش نیست.

فرمود برای همین خالیه.

درش رو باز بذار.

اون دهان این ظرف به سمت آسمانه و في السماء رزق يوم و ما توعدون.

بذار دهان این به سمت آسمون باشه.

این پرچم‌ها به منزله دهان هیئت ماست.

دهان هیئت رو بذار باز باشه رزقش رو بگیره.

پرچمی، سردر تو خونه‌هات اسراره.

سردر خونه تو خونه اصلاً پرچم، هیئت که پرچم نداشته باشه چی داره؟

نماده.

دهان روحه.

چرا وقتی قنوت دستتو میاری بالا تاکید شده بیار بالا.

چرا بزرگان اهل معرفت میگن شده ولو یه دستمال کوچولو زیر مهرد بذار.

سجده اصلاً حکایتش چیه ها؟

اینا برای چیه؟

اینا همون کاسه گداییه.

همون دهان جانته.

گدایی تو از در-- یادتونه قدیم‌ها این گداهای دستمال مینداختن.

اینا عجیبه حتی تو گداییه اینا هم این فرهنگ اومده بوده.

این دهان جان توئه به سمت آسمان و في السماء رزق يوم و ما توعدون.

باید گدایی کرد.

حالا قرآن هرچی طعام بخوای بهترین اطعمه توشه.

بهترین اشربه به جان تو به دردت بخوره توشه.

خب بسم الله.

حالا اونم حالا سید ر-- مرتضی ما میگیم یه سید مرتضی میگیم یه سید رضی میگیم.

اینا این دو تا برادر بودند.

سید رضی اون کسیه که جمع، جمع‌آوری نهج‌البلاغه رو کرد.

حالا حاج آقا دین‌پرور اخیراً فرموده بودند که، که بنیاد نهج‌البلاغه دارند.

اخیراً فرمودند صد برابر نهج‌البلاغه از کلمات و نامه‌ها و خطب امیرالمؤمنین صلوات الله علیه جمع‌آوری کردن.

صد برابر نهج-- یعنی سید رضی همه رو جمع نکرد که.

گلچین کرده.

با این همه دشمنی‌ها که دوستان از ترس نگفتن، دشمن‌ها از بغض باز صد برابر این قطر نهج-- صد تا کتاب به قطر مفاتیح مثلاً.

از خطب و نامه‌ها و کلمات و حکمت‌های امیرالمؤمنین هست.

سید رضی اینو جمع‌آوری کرد به گلچین خودش.

بعد سید مرتضی که علم الهدی رو امام عصر این لقب رو بهش داد.

پرچم هدایت.

این بزرگوار هم کتاب زیاد دارن.

یکیش هم این قرر و درریه که این حدیث که الان براتون عرض کردیم در اون کتابه.

ایشون یه کتاب دیگه‌ای داره به نام الشافی فی الامامة.

اسمو دقت کنین که حالا اون ملا عبدالجبار بغدادی یه کتاب چند جلدی نوشت.

چ-کتاب خیلی مجلداتش حالا زیاد بود ظاهراً چهل جلد بوده.

یکی، چند تا این مجلداتش یا یه دونه‌ش مش-مخصوص بوده به ادله امامتی که بر اساس خودش اومده بود ادله امامت شیعه رو رد کرده بود تو این کتاب.

توجه کردید؟

بعد سید، این سید مرتضی علیه الرحمه اومد کتاب الشافی فکر می‌کنم سه جلد باشه.

الشافی فی الامامة رو در جواب یا در حقیقت در رد اون اقوال ایشون بیان کرد.

اسمشو دقت بفرمایید.

الشافی.

یعنی می‌خوای شفا بگیری؟

دچار شک و ریبی پیرامون موضوع امامت.

بسم الله.

این سفره مهیاست.

الكافي.

مرو مرهم کلینی.

که امام عصر فرمود این کافی کلینی کفایت می‌کنه برای محبین ما.

که البته سه بخش دیگه می‌دونید الان بین ما معروف شده اصول کافی.

اما فروع هم داره که مربوط به بخش احکامه.

اصول خب اصول دینه دیگه مشخصه.

روضه هم داره که آداب و برنامه‌هاست.

سنن و اینها از این کارا.

کفایت می‌کنه.

خب اگر می‌خواین خلاصه بحث، اگر بخواهیم از شک قلبی در خصوص خاص معتقداتمون نجات پیدا کنیم این سفره آماده‌ست.

بسم الله.

سفره قرآن.

بعد می‌فرماید مستطاعتم.

هر مقدار استطاعت داری بسم الله.

یعنی تو هر-- اینطوری معنا کنیم.

هر مقدار که جانت غذا می‌خواد بسم الله مهیاست.

چقدر می‌خوای بخوری؟

ما متاسفانه فقط به جسممون رسیدیم.

جسممون رو قوی می‌کنیم.

انواع و اقسام غذاها و اینا.

ولی انواع و اقسام غذاها رو قبول کنید به روحمون نمی‌دیم.

برای همین جانمون، قلبمون ضعیفه.

برای همین دچار شک و ریب میشه.

خب بسم الله بهترین غذاها در قرآن است.

ان شاء الله رجوع کنیم.

ان شاء الله که عاقبتمون ختم به خیر شود.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

الله- اللهumma صل على محمد و آل محمد