یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
شک میان سه و شش رکعت
یکی دیگر از شکیات که نماز را باطل میکند شک میان سه و شش است؛ یعنی شک کند سه رکعت خوانده یا شش رکعت. اختلاف بسیار است؛ ازاینرو باطل است و باید نماز را بشکند — البته اگر شک بدل به یقین نشد و هرچه کوشید تشخیص نداد سه خوانده یا شش. این مربوط به نمازهای چهاررکعتی است که پیشتر گفته شد؛ در نمازهای دو و سهرکعتی حکم شکها متفاوت است و اینجا موضوع همان نمازهای چهار رکعت است.
فرمول عنابه و نصرت الهی
امروز نکتهای است که گمان میرود امام زمان سلاماللهعلیه به کرم خویش عسلی در کام نهاده باشد. دیروز بر آیهٔ پنجاه و سه و پنجاه و چهار و پنجاه و پنج سورهٔ زمر بحث شد و در بحث عنابه و قلب منیب به فرمولی رسیدیم: عنابه بهعلاوهٔ تسلیم نتیجهٔ نصرت الهی است. وقتی نصرت آمد نخستین کارش غفران است؛ بخشش گناهان؛ چون آیهٔ پیشین همین را میگوید. با آیهٔ بعد فرمول کاملتر میشود: عنابه بهعلاوهٔ تسلیم بهعلاوهٔ تبعیت، نتیجه نصرت الهی. آخر آیه میفرماید «ثم لا تنصرون»؛ اگر تسنابوا الی الله نباشد — عنابه نباشد — و اسلموا نباشد — تسلیم نباشد — و آیهٔ بعد با واو عطف میگوید و اتبعوا؛ اگر یکی از اینها نباشد، یاری نمیدهد. پس بودن اینها یاری خداست. این را در ذهن نگه دارید در بحث عنابه.
وجه تسمیهٔ فاطمه و منصوره
حدیثی بسیار زیبا و مبسوط — بخشی از آن — در وجه تسمیهٔ آنکه چرا به حضرت زهرا سلاماللهعلیها فاطمه و منصوره گفتهاند. حدود بیست مورد دارد و خود یک منبر میخواهد؛ تبرکاً بخشی گفته میشود. در کتاب شریف خصال و معانیالأخبار مرحوم صدوق آمده است. رسول خدا میفرماید وقتی به معراج رفتم — صدوق در خصال صد و بیست معراج روایت میآورد — یکی از آن معراجها قصهٔ حضرت زهراست: نه آنکه نور زهرا را پایین آورند؛ آنقدر آن نور شرف داشت که پیامبر را بالا بردند تا آن نور را اخذ کند. داستانی مفصل در همین روایت است که سیبی شکافته میشود و نور حضرت صدیقهٔ طاهره از آن خارج میگردد؛ جبرئیل به پیامبر میفرماید تناول کنید، نترسید، بخورید. چون نور جلوهگر شد پیامبر پرسید این چه نوری است؟ جبرئیل توضیح داد که این نور دختر شماست؛ در زمین خدا برایش نام فاطمه مقرر کرده و در آسمان منصوره است.
پیامبر پرسید ای حبیب من چگونه چنین است؟ جبرئیل نکاتی گفت. از این جهت فاطمه گفتهاند که او و دوستانش از آتش جهنم کنده شدهاند؛ هر کس او را دوست دارد به آتش جهنم نمیسوزد. و از این جهت منصوره است، دو وجه: یکی آنکه فاطمه دوستانش را یاری میدهد و اعانت میکند؛ وجه دیگر آنکه دوستان فاطمه نیز او را یاری میدهند. پس دو طرفه است.
آیهٔ سورهٔ روم و تأویل نصرت
جبرئیل به آیهٔ چهار و پنج سورهٔ روم اشاره میکند. شأن نزول ظاهریاش غلبهٔ رومیان بر فارسیان است؛ لکن متن آیه و تأویلش در خصوص حضرت زهراست. جبرئیل در عالم بالا به پیامبر اشاره میکند که خداوند چنین فرموده:
«وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ ۚ يَنصُرُ مَن يَشَاءُ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ» (روم/۴–۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در آن روز مؤمنان شاد میشوند به یاری خدا؛ هر که را بخواهد یاری میکند و اوست عزیز و رحیم.
مؤمنین در هر جای قرآن که مطلق آمده محبین اهلبیتاند. یفرح المؤمنون به چه؟ بنصر الله. چون پیامبر پرسیده بود چرا در آسمانها منصوره است، جبرئیل مبنا را بر این آیه نهاد. در حقیقت تأویل این آیه حضرت زهراست و نصرت الهی هر جا باشد بانیاش حضرت زهراست؛ اهل ایمان نصرتشان را از حضرت زهرا میگیرند. بزرگان فرمودهاند آن نصرالله یا نصرت الله همین است.
پیوند فرمول عنابه با حضرت زهرا
این را کنار فرمول پیشین بنهید. در چه صورت نصرت الهی میآید؟ وقتی عنابه بیاید همراه تسلیم و تبعیت؛ خدا گناهان را میبخشد و نصرت میآید. این نصرت از کجا؟ از حضرت زهرا سلاماللهعلیها. مطلق است و برای همه؛ جز از این راه خدا کسی را نمیبخشد، چون نصرت خدا و شفاعتش آنجاست. این آیات مبنا برای اثبات این موضوعاند. پس هر وقت به حال عنابه افتادیم — عنابهای که در دلش تسلیم و تبعیت باشد — انسان به حضرت زهرا میرسد و خانم او را یاری میدهد. عنابه چیز کمی نیست؛ قلب منیب جایگاهش در این عالم بسیار بالاست.
إن تنصروا الله و ثبات قدم
آیهای دیگر:
«إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (محمد/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اگر خدا را یاری کنید شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میسازد.
اگر نصرت خدا نبود یعنی ما یاری ندادهایم. یاری ما چیست؟ یاری حضرت زهرا. گفت از این جهت منصور است چون دو وجهی است: شما یاریاش میدهید و او شما را یاری میدهد. پس «إن تنصروا الله» را کنار آیهٔ سورهٔ روم بگذارید: اگر فاطمه زهرا را یاری دادید خدا یاریتان میدهد؛ ینصرکم. اگر نصرتتان به زهرای مرضیه رسید، ینصرکم. سپس چه میشود؟ ویثبت اقدامکم؛ حضرت زهرا محکمتان میکند؛ ثبات قدم و ثبات اندیشه و رأی و قلب مطمئن میدهد؛ یعنی از عنابه به اطمینان میرسید. ازاینرو سادات در عالم محکماند و هر کس در مسیر حضرت زهرا قرار گیرد چنان استوار میایستد.
سر امثال شهید حججی که مقتدرانه ایستادند چیست؟ ارادت بسیار او به حضرت زهرا؛ از زندگینامهاش برمیآید که انگشتر عقیق با ذکر یا زهرا بر دستش بوده هنگام شهادت؛ خانمش میگوید وقتی میخواست برود دور انگشتر را تراشیدند یا زهرا. شهدا همه سرّ و رمز شهادتشان حضرت زهرا بوده: رفتند نصرت دهند، حضرت زهرا نصرتشان داد و شاهد بر عالم کرد.
عنابه اینگونه پهلو میزند به موضوع حضرت زهرا؛ و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. زیارت و توسل و دفاع از حریم ولایت و زنده نگه داشتن نام و مرام صدیقهٔ کبری، همه از مصادیق نصرت اوست؛ و نصرت او همان نصرت خداست که در آیات آمده است. اما آنان که باید در آن ایام بی بی را یاری میکردند چه بلایی بر حضرت زهرا آوردند که فرمود اگر ظلمی که بر من فاطمه دختر پیامبر شد بر روزها وارد میشد همچون پارههای شب تار میشدند. این عمق مصیبت است؛ قصد روضه نیست. عاقبت همه زیر سایهٔ حضرت زهرا ختم به خیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.