ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.

سلام علیکم و رحمة الله.

خب رسیدیم به شکیات باطل که نماز رو باطل میکنه.

عرض کردیم که در نمازهای دو رکعتی و سه رکعتی شک کردن سبب بطلان نماز میشه.

حالا این دو رکعتی اگر حتی قضای نماز باشه یا حتی اینکه نماز مسافر باشه؛ مثلا چهار رکعتی‌ها در سفر دو رکعتی میشه دیگه.

تو همونم اگر انسان شک کنه باطله.

نوع سوم شک باطل اینه که به طور کلی یه طرف شک رو رکعت‌های نماز یک باشه.

یعنی طرف شک کنه یک رکعت خونده یا بیشتر، حالا دو، سه، چهار هرچی باشد.

یه طرف شک یک باشه این نشون میده که بابا تو که تو نمیدونی هنوز یک رکعت خوندی یا بیشتر آقا تعطیل کن این نماز به درد نمیخوره، باطله.

اما در خصوص قلب منیب نکته دیگه ای به هر حال هی استخراج میشه از این آیات بسیار شریف، آیه سی و یک سوره روم.

میفرماید منیبین الیه واتقوه واقیموا الصلاة ولا تكونوا من المشرکین.

سی و یک روم.

بلافاصله بعد از اینکه ااا بحث عنابه رو اینجا خدا میفرماید که فاقم وجهک آیه قبلش میفرماید فاقم وجهک للدین حنیفا.

رو کن به خدا.

میفرماید چی جوری رو کن به خدا؟

منیبین الیه با حالت عنابه رو کن به خدا.

واتقوه بلافاصله تقوا رو پیش میکشه.

در حقیقت اینجا میشه نتیجه گرفت که از آثار عنابه تقواست.

یعنی اگر کسی میخواد بفهمه که اهل عنابه شده یا نه، این همه ما حرف زدیم از قلب منیب ببینه به تقوای الهی رسیده یا نه.

و این تقوا هم در عالم حرف اول رو میزنه دیگه.

یه قانون الهیه که ان اکرمکم عندالله اتقاکم.

چیزی هم که به تقوا انسان رو میکشونه درک این موضوعه که خدا یک خالق و یک اله بیشتر نداره و هرچی که او گفت رو چشمت بذاری.

فاصله ما با اولیای خدا هم همینه که ما شک میکنیم اما اون‌ها یقین کامل به ربوبیت خدا دارند و حرف خدا رو رو چشمشون میذارن.

خدا رحمت کنه آیت الله موسوی لاری رحمت الله علیه این عالم عظیم الشأن یه روز تو خاطراتشون من خودم ازشون شنیدم.

می‌فرمایوند که زیر درخت، سایه درخت نشسته بودم.

یه مورچه‌ای از بغلم داره میره.

بهش گفتم وایسا.

به مورچه گفتم وایسا دیدم اعتنا نکرد رفت.

بهش گفتم آقا، آقا مورچه برگرد.

دیدم اعتنا نکرد راهشو کشید رفت.

پیش خودم تفکر کردم، تامل کردم.

این حالات قلب منیبه‌ها.

تامل کردم که منی که توی مورچه نمی‌تونم تو این عالم تاث-تاثیر کنم.

نمی‌تونم جلوی مورچه رو بگیرم به چه درد می‌خوره؟

چطور من انقدر ادعا دارم و گمان می‌کنم کسی هستم و چیزی هستم و عالم تحت تدبیر و اراده الهیه.

ان الله بالغ امره.

همه چی در-- وقتی این رو فهمیدی اون موقع دستور خدا رو چشمت میذاری.

نمیگی که حالا من هم یه ان قلتی دارم خدا رو این امر شما من هم فلان.

دیگه هرچی خدا گفت میگی چشم.

خدا رحمت کنه آقای آستاد احمد، حضرت آیت الله العظمی آستاد احمد خوانساری بزرگ، حالات عجیبی از ایشون میگن و بعضی از علما من شنیدم که از یکی از اساتید اخلاق شنیدم که در ایشان شبهه عصمت داشتن.

یعنی می‌گفتن ایشون ید تمیل به عصمت رسیده.

حالا رمز این عصمت، حالا این پاکی و دوری از گناهش رو یه روزی به یه جوونی گفته بود ایشون با یک آیه خیلی جالب بود.

من رفتم این آیه رو دقت کردم.

ظاهرا آیه پیراهون تحریم و حرمت شراب است.

آیه عرض کنم خدمتتون نود مائده.

حالا یه بخشیشو که مربوط، مرتبط هست من می‌خونم.

آیه نود سوره مائده.

برید ببینید ذیل آیه شأن نزول‌هایی هم آوردن.

حالا دو تا شأن نزولشو من سریع بگم در حرمت شراب یکیش اینه که در کتاب ااا در المنصور که یک تفسیر اهل تسنن S300 جلده دو صفحه سیصد و پونزده نوشته که سعد بن وقاص ادعا کرد که این آیه برای من نازل شده.

چرا؟

مختصرش اینه که یکی قبل از اینکه این آیه نازل شه یه کسی مردمو جمع کرد خونه‌شو مهمونی داد و غذا داد و شراب هم خوردن با هم.

بعد که مغزشون گرم شد و قاطی کردن به قول ماها شروع کردن تفاخر کردن به چیزای بیخودی و بعد یه نفر اونجا یه استخوان شتر برداشت کوبید تو بینی سعد بن وقاص و شکافته شد و رفت پیش پیغمبر و پیغمبر همون لحظه الهام شد بهش این آیه.

یه روایت دیگه خوب اینو شما بچه‌شیا بدونید.

ااا عجیبم هستش که سند چند تا سند براش پیدا کردم تو کتاب‌های اهل تسنن.

یکی مسند ابن ابی داووده، یکی سنا-- نساییه، یکی ترمزیه.

همشونم تصریح کردن از تفسیر فی الولاء جلد سه صفحه سی و سه که میگن دومی خیلی علاقه داشت به شراب.

خیلی دوست داشت شراب بخوره و می‌خورد.

می‌دونید مثلا اون مشرک بود.

بعد هی دعا می‌کرد که خدایا یه جوری به ما بفهمون بالاخره آیه روشنی برای ما بفرست که نظرت در رابطه با شراب چیه؟

که این آیه بعد از درخواست این شخص نازل شد.

حالا شأن نزول اینطوری داره ولی در هر حال انتهای آیه جمله‌ای رو گفته که مرحوم آقای خوانساری به اون جوان گفت.

جریانش چیه بگم و تمام.

اون جوونه بهش میگه آقای خوانساری فکر کنید الان رسیدید مرج-- مثلا محضر یه عالمه، مرجع جلیلو Frage سوال کرد چطور میشه آدم عصمت پیدا کنه؟

اصلا میشه آدم گناه نکنه؟

ایشون جوابش جواب امام رضا بود.

فرموده بود که تا حالا شما گمان کردی که نجاست بخوری؟

تو دستشویی که نشستی شلوارتو اون رو ورداری بخوریش.

اصلا فکر کردی به این گفت؟

میگه نه.

جوونه میگه نه من تاحالا همچین فکری نکردم.

آقای خوانساری هم می‌فرماید من از نوجوانی آیه نود سوره مائده رو که دیدم فهمیدم که گناه نجاست است.

مثل اینه که داری می‌خوری اون نجاستو.

برای همین برای همیشه خودم رو پاک نگه داشتم از گناهان و اشاره کرد به این قسمت آیه.

انه رجس من عمل الشيطان.

این ناپاکیه و از اول شیطانه.

اگر کسی اینو فهمید اون موقع است که نگه می‌داره اون چارچوب تقوا رو تو وجودش و روز به روز عنابش رشد می‌کنه.

اون موقع نمازش نماز درست حسابی میشه.

چون بلافاصله بعد از واتقوه فرمود واقیموا الصلاة.

اون موقع است که نمازش هم بهش مزه میده.

ان شا الله عاقبت بخیر بشه با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل